Rick and Morty sixth season

Rick and Morty sixth season

Download Farsi Persian Subtitle

Season 6

Release info

Rick and Morty Season6 1080p BluRay REMUX AVC DTS-HD MA 5 1-NOGRP
Rick and Morty Season6 1080p BluRay x264-STORiES
Rick and Morty Season6 720p BluRay x264-STORiES
Rick and Morty Season6 COMPLETE 720p BluRay x264-GalaxyTV
Rick and Morty Season6 1080p BluRay x265-RARBG
Rick and Morty Season6 BRRip x265-ION10
Rick and Morty Season6 BDRip x265-ION265
A Commentary by AliNet
🔴 30nama | نسخه بلوری | مهرداد و میثم 🔴

Tags

BluRay
1080
TS
HD
REMUX
x264
720p
720
x265
brrip
bdrip
bdr
BDR
Published on: 2023-05-10
Downloads: 55
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫اه... فکر کنم این‌ آخر کارمونه.

‫فکر می‌کردم خیلی بهتر از این حرفا باشم.

‫یه صداگذاری احساسی ‫وقتی توی فضا گیر افتادم؟

‫فکر کنم وقتی داری می‌میری...

‫اولین چیزی که از بین میره خلاقیت خودته.

‫سیتادل از بین رفته...

‫و سفینه‌ای که باهاش فرار ‫کردیم هم دیگه سوخت نداره...

‫وای، من خیلی می‌ترسم.

‫مورتی‌های اضافه وحشی شدن.

‫بعضی از مشکلا خودشون حل میشن.

‫من مقدار زیادی...

‫مورتی! گفتم اینا رو بنویس!

‫من مثل اون یارو توی فیلم ‫انتقام‌جویان کلاه‌ هوشمند ندارم.

‫من مقدار زیادی از شاش خودمو خوردم.

‫پورتال گان هنوز خرابه.

‫فکر کنم همه‌ی اینا بخشی ‫از نقشه‌ی ایول مورتی بود.

‫"ایول مورتی"! میشه این‌قدر ‫این یارو رو تحویل نگیریم؟

‫نقشه‌‌اش این بود یه زری ‫بزنه و گورشو گم کنه.

‫اون در عمل داشت غرغر می‌کرد...

‫تا اعلام کنه از توئیتر میره.

‫هیچ کسی از توئیتر نمیره.

‫هی، یادته چند ثانیه پیش...

‫وانمود کردی نمی‌دونی آیرون‌من کیه؟

‫- برای کی داشتی ادا در میوردی؟ ‫- هیس، مورتی.

‫ما این‌جوری می‌میریم. خرابش نکن.

‫سیستم نخاعی... دکسترومتورفان رو با ‫یه سوپرایز ترکیب کن و توی بدنم آزاد کن.

‫- مامان! ‫- بث احتمالی!

‫اون می‌خوای یه چیزی بگه؟

‫ما نمی‌تونیم صداتو بشنویم!

‫چه‌قدر احمقی... بث، تو توی خلاء هستی!

‫صدا از طریق هوا منتقل میشه!

‫چرا دارم داد میزنم؟

‫[این یه مهمونی خصوصیه ‫یا هر کسی می‌تونه بیاد؟]

‫- وای، چه خوب. ‫- آره، این...

‫واقعا ارزشش رو داشت.

‫اصلا ارزشش رو نداشت!

‫بی‌نمک بود.

‫تو. بی‌نمک.

‫این‌جا داریم از گرسنگی می‌میریم!

‫وای خدا. دیگه توضیحش نده. ‫

‫- توضیحش نده! ‫- حرفات تموم شد؟ ‫

‫اون حرفاش تموم نشده.

‫- این بچه‌ بازی‌ها رو ببین. ‫- عالی شد. ‫

‫ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید ‫officialcinama@

‫کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما @CinamaSub

Sync: AliNet

‫جمله‌ی بامزه‌ای بود، عزیزم.

‫نمی‌خواستم بامزه باشه. مهم ‫نیست شماها چی فکر می‌کنید.

‫وای خدا. اون شما رو ‫پیدا کرد. بیاید غذا بخورید.

‫- آخ جون! ‫- صبر کن، رفیق،

‫سیستم بدنمون ممکنه ‫به‌خاطر غذای سفت شوکه بشه.

‫ربات هاضم، اینو به ‫یه توده‌ی مغذی تبدیل کن.

‫من ریسکش رو به جون می‌خرم.

‫از کی شماها گیر افتادین؟

‫راستی ممنون.

‫نزدیک بود همون‌جا ولشون کنم.

‫قابلیت سفر پورتالی خراب شده.

‫اینا گوجه‌ی هیرلومه؟ ‫

‫ربات هاضم، اینو امتحان کن.

‫پس دیگه نمی‌تونید بین واقعیت‌ها سفر کنید.

‫این یعنی بالاخره قراره اون لباستو بشوری؟

‫به نکته‌ی خوبی اشاره کردی، باید سریع ‫شاخص پورتال رو راه اندازی مجدد کنم.

‫به زبون ساده مایع پورتال رو ‫به تنظیمات کارخونه برمی‌گردونم.

‫مراقب باشید، زمین قراره یکمی بلرزه.

‫- اوه! ‫- اه، گندش بزنن.

‫چی؟ صبر کن ببینم، چی شد؟

‫به جای بازنشانی کردن سفر پورتالی...

‫شاید مسافرین پورتالی ‫رو بازنشانی کرده باشم.

‫برای عذرخواهی کردن دیر شده.

‫ریک، چرا من هی سبز میشم؟

‫و نگو که نمی‌دونی چون خودتم هی سبز میشی.

‫ریک، ما قراره بمیریم؟

‫نه، ما قراره از این واقعیت ناپدید بشیم.

‫- این دقیقا یعنی مردن! ‫- نه، این‌طور نیست.

‫هر کسی از این واقعیت برمی‌گرده...

‫به واقعیت اصلیش.

‫به دنیاهای اصلی‌مون برمی‌گردیم؟

‫من درست توضیحش دادم مورتی. ‫تو داری توضیح اضافه میدی!

‫- سامر کجاست؟ ‫- چه خوب، شماها برگشتین.

‫سامر، ما سه تا داریم به صورت یک طرفه ‫به یه جای نامعلوم جهش می‌کنیم.

‫تو باید به ما کمک کنی ‫برگردیم. توی سرور تکالیفت...

‫یه پروتکل برای این قرار داده شده. ‫اسم فایلش "بوگر ایدز" هست.

‫اسم همه‌ی فایلا بوگر ایدزه! ‫

‫من از اسم گذاشتن برای چیزا ‫متنفرم! دنبال کلماتی بگرد مثل...

‫"جهش یک طرفه به مکان ‫نامعلوم، بازنشانی علامت راهیابی"

‫چرا من یه "واقعیت اصلی" دارم؟

‫وقتی برای توضیح دادن نیست، جری!

‫روت حساب کردم سامر! ‫جهش به مکان نامعلوم یک طرفه...

‫پروتکل علامت!

‫ما رفتیییییییم!

‫پس وقت برای توضیح دادن بود.

‫این ثانیه‌های فوق‌ ارزشمند رو...

‫با حقارتت حروم نکن، جری!

‫- سامر، بیا مرور کنیم... ‫- جهش نامعلوم یک طرفه...

‫بازنشانی علامت بوگر ایدز.

‫خوبه.

‫کلی وقت برای توضیح دادن بود!

‫معما چو حل گشت آسان شود!

‫چرا این‌قدر غیب شدن ما طول می‌کشه؟

‫چرا من توی دنیای خودم نیستم؟!

‫وای خدا. جریبوری!

‫- اوه، جریبوری. ‫- اوه، جریبوری.

‫خیلی بد بود.

‫صبر کن ببینم، بابا و مورتی واقعی ما کجان؟

‫توی حیاط پشتی خاک شدن!

‫پس صاریغا برای همین اون‌جان. ‫

‫بابا تو رو هم وارد کار خونوادگی کرده؟

‫آره، مورتی راحت خر میشه، اما ‫ریک به من چیزای باحال میده مثل...

‫پنجه‌های ولورین.

‫خب، انگار تو خودت از پسش بر میای.

‫فعلا تا... دو سال دیگه؟

‫یا می‌تونی برای این قضیه بمونی؟

‫انگار سیتادل چندش پدربزرگ ‫هم درگیر این قضیه شده.

‫ما می‌تونیم یه چیزایی ‫رو بشکنیم یا غارت کنیم.

‫احتمالا بهتره برگردم به...

‫نجات کهکشان.

‫خواهش!

‫باشه، فکر کنم بتونم یه ‫سری چیزا رو غارت کنم.

‫باشه، بیا سریع انجامش بدیم.

‫عالیه، من تا حالا ‫اون‌جا نبودم. بیاید بریم.

‫خیلی خب، خانواده‌ی ماجراجو! یوهو!

‫باشه.

‫کیرم تو این وضع!

‫یعنی چی؟ داداش، ریک‌ها ‫چنین چیزی رو بیخیال نمیشن.

‫ریک؟ خودتی؟

‫آره... دایان.

‫مدت زیادی نبودی.

‫تو قاتل دخترمون رو پیدا کردی؟

‫هنوز نه، شرمنده. هنوز دنبالش می‌گردم.

‫تو پیداش می‌کنی. تو ‫همیشه هر کاری رو که...

‫واقعا بخوای می‌تونی انجام بدی.

‫به جز زنده نگه داشتن خانواده‌ات.

‫اما نمیشه گفت این تقصیر تو بوده!

‫حالت سکوت.

‫اگه میشد برم روی حالت سکوت...

‫این‌قدر توی آزاردادنت مهارت نداشتم...

‫مگه نه، خرس کثیف؟

‫آره، فراموش کردم که ‫دلم می‌خواد آزار ببینم.

‫فکر کنم پیش‌بینی کرده بودی که اینو بخوای.

‫این‌جا آزار به دردت می‌خوره، مگه نه؟

‫به نکته‌ی خوبی اشاره کردی، عزیزم.

‫ ‫

‫ریک؟

‫آهای؟ خانواده‌ی اصلی؟

‫بابت دفعه‌ی قبل ببخشید.

‫ریک توی زندان فضایی بود.

‫نمیشه که ما... آهای؟

‫عجب.

‫اه.

‫اه، کیر توش...

‫مورتی خدا لعنتت کنه، ‫دیگه دکتری وجود نداره.

‫بابا؟

‫اینم از شانس منه یه بار ‫که اومدم وضع این‌جا داغونه.

‫آره، شرمنده، معمولا این‌جا...

‫ریک و مورتی گاوچرون و این چیزا هست.

‫انگار الان چند تا ریک و مورتی...

‫تعمیرکار به دردشون می‌خوره، مگه نه؟

‫آخ جون، غارتگرای کوچولو!

‫اگه اونا به ما شلیک کنن من اجازه دارم...

‫این‌کارو بکنم.

‫آره!

‫مامان فضایی، بیا وسط!

‫چه مامان باحالی!

‫بیاید بریم. من کل روزو وقت ندارم.

‫من از پسش بر میام!

‫خودم حلش می‌کنم!

‫ببخشید!

‫ببخشید!

‫خودم می‌تونم. ببخشید!

‫من خودم از پسش بر میومدم.

‫از دست این زمینی‌ها، مگه نه؟

‫وقتی نبودی به جستجو ادامه دادم.

‫لیست جدید مکان‌های احتمالی رو می‌خوای؟

‫همیشه یه اتاق اونورتری، مگه نه؟

‫آره، مگه یادت نیست؟

‫تو فکر کردی اگه بتونی ‫منو ببینی یا بهم دست بزنی...

‫این شاید یکمی آرومت کنه.

‫درسته. نباید آروم بشم.

‫زودباش، سامر.

‫سامر کیه؟ نیازی به حسودی من هست؟

‫امیدوارم سامر بدونه برای آدمایی ‫که عاشقشونی چه اتفاقی میفته!

‫سلام،‌ ریک!

‫سلام آقای گولدمن‌باک‌مجورین.

‫هنوز زنده‌ای؟ چه خبر؟

‫می‌خواستم بدونم می‌تونی از یادداشتی...

‫که امروز صبح پیدا کردم سر در بیاری؟

‫این توسط کسی نوشته شده که ادعا می‌کنه منه.

‫اون میگه ذهنم توی یه ‫لوپ زمانی زندانی شده...

‫و توی یه روزی که توش یه ‫رویداد دلخراش رخ داده...

‫توسط یک هوش برتر ‫گیر افتاده و زجر می‌کشه.

‫اما کسی که منو زندانی کرده ‫بالا رفتن سن رو فراموش کرده...

‫چون بدن من داره فاسد میشه ‫و اشتیاق مردن رو داره...

‫در حالی که روح من گیر افتاده...

‫مثل یه حشره‌‌ی توی شیشه.

‫درسته. من قبلنا خیلی بیشتر مست بودم.

‫- نمی‌دونم قضیه چیه، رفیق. ‫- مشکلی نیست.

‫من توی سطل آشغال ‫نوشته‌هایی مثل اینو پیدا کردم.

‫دیوونه‌ی بیچاره. ‫دلم به حالشون می‌سوزه.

‫کاش بیخیال میشد و می‌رفت سراغ زندگیش.

‫- به نظر کار درستی میاد. ‫- قطعا همین‌طوره!

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left