The first 158 lines.
SANDS Movie
- چطوری هنوز ازمون جلوترن؟ - نگهبان های ستون نیازی به استراحت ندارن.
فکر میکردم گفتی این یه راه میانبره، راهنما.
هست. همونطور که قبلی بود.
با این سرعت، اونا ظرف دو روز، به نیو آتیکا میرسن،
- اگه کمتر نه. - اگه اونا استراحت نمیکنن، ما هم نمیکنیم.
شی-نا.
- ووهو! - اِوا!
اوتو!
اوتو.
دل اوتو برای اِوا تنگ شده.
ونپا؟
خب، اول رکس من رو پیدا میکنه، حالا همه شما رو پیدا میکنه.
حتماً یه دماغ مثل سگ شکاری داره.
الان وقت تجدید دیدار نیست.
- باید به حرکت ادامه بدیم. - با اوتو، میتونستیم اونجا ازشون جلو بزنیم.
آره، ولی اون نمیتونه همه ما رو ببره.
اگه میخواید اونجا ازشون جلو بزنید، چیزی که نیاز دارید یه کشتیه.
من یه سیگنال از بیژو گرفتم.
مختصاتش اون رو کنار اون درخت های بزرگ توی آب نشون میده.
وایسا، بیژو توی لاکوسه؟
همینه. اگه بیژو رو داشتیم، میتونستیم از لوراک به نیو آتیکا جلو بزنیم.
ولی اگه این شکست بخوره، دیگه هیچ وقت بهشون نمیرسیم.
ما به لاکوس میریم.
اوه، نه. هیچکس نمیدونه...
باورم نمیشه هیلی تو رو لو داد!
و برای من؟ فکر میکنه کیه؟
من نیازی ندارم کسی نجاتم بده. میفهمی؟
چهارها بیشتر انجام میدن!
لطفاً به ونپا بگو ما صداش رو میشنویم و لوراک هم میشنوه
اون یاروی آبی چی گفت؟
رووی. جارگوم؟
بیا، ونپا. این کمک میکنه.
جارگوم؟
مزه شن جویدنی میده.
- از طعمش شکایت نکن. - شکایت نمیکردم.
هی، حالا اون یاروی آبی رو میفهمم.
خوبه. حالا میتونم دو تا چیز خیلی مهم بهت بگم.
حتی درخت های قدرتمند لاکوس هم دارن میمیرن.
"جایزه. یه میلیون شلاک. کشتن به محض دیدن"؟
ما باید تو و ملکه اوهو رو تغییر قیافه بدیم.
من باید بین خودی هام قایم بشم؟
هر وقت میام اینجا این اتفاق میفته.
ملکه من، فکر نمیکنم ادامه دادن با این انسان عاقلانه باشه.
ردیموس، نمیخوام چیزی از این بشنوم.
اِوا دوست ماست.
خیلی خب. ولی وفاداری من با شماست، اعلیحضرت، نه با اون.
ماهی هات رو بده. تحویلشون بده.
همه صیدهام؟ این برای خانوادهمه.
- گفتم تحویلشون بده! - به دستور کی؟
به دستور نایب السلطنه جدید لاکوس.
- حالا بدش به من! - ملکه چی؟
تنها کاری که اون میکنه اینه که تو رو بیشتر توی دردسر میندازه.
تقصیر انسان هاست، نه ما!
اوتو، توی آب قایم شو. وقتی بهت نیاز داشتیم صدات میزنیم.
باشه. و من ماهی ها رو نمیخورم.
فکر میکنم مسائل مهم تری برای نگرانی داریم.
مردم بیچاره من.
این نایب السلطنه جدید کیه؟
هی، هی، هی! خوش اومدید!
تشریف بیارید به بخشش بزرگ کارونکل!
جایی که مفتخرید همه اشیاء ارزشمند خودتون رو به کارونکل ببخشید،
نایب السلطنه جدید و فوق العاده با استعداد شما!
برای تلاش های جنگی.
اقلام فاسد شدنی اینجا، اقلام پوشاک اونجا،
فلزات ارزشمند توی این پشته، یادگاری های خانوادگی توی اون پشته.
فقط بهترین کالاهای گرون قیمت، برای جایزه کارونکل...
صندوق جنگی پر برکت. میدونید، برای جنگ لوراک.
چرا لوراک مسئوله؟
چون ملکه شما ترکتون کرد.
با انسان ها فرار کرد.
این تقصیر اوناست که کارونکل باید بهتون کمک کنه کالاهای خودتون رو تسلیم کنید.
لوراک از شما برای فداکاری سخاوتمندانهتون تشکر میکنه.
و کارونکل، اون هم باید فداکاری کنه، با گرفتن فقط ۲۵ تا ۳۰ درصد حق دلالی.
.و کلاه تو
این فریاد نایب السلطنهست، بچه. نگهبان ها.
این کارونکل از طرف تاج و تخت صحبت میکنه؟
نمیتونم بذارم میراث پدرم رو تحقیر کنه.
نمیتونم بذارم از مردمم دزدی کنه!
نه. اعلیحضرت.
اگه کسی بدونه بیژو کجاست، اون کارونکله.
- ملکه من، من میتونم این کارونکل رو به حرف بیارم. - من قبلاً باهاش سروکار داشتم. من میرم.
- تو؟ نه. - هر دوتون باید برید.
اِوا تجربه با این رذل رو داره،
و ردیموس... همیشه خوبه که اون رو توی طرف خودت داشته باشی.
شما باید راهی برای همکاری با هم پیدا کنید.
بقیه ما اونجا قایم میشیم.
موفق باشید و مراقب باشید.
باشه. من همه حرف زدن رو انجام میدم. گرفتی؟
تو فقط ترسناک به نظر میرسی.
کارونکل.
- یه کلمه، اگه میشه. - واقعاً؟
کارونکل خوشحال میشه اگه با احترام باهاش صحبت کنید.
لرد نایب السلطنه دریاسالار ژنرال سرجوخه درجه یک کارونکل.
این عنوان منه.
من میتونم به چند چیز دیگه برای صدا کردن تو فکر کنم.
ما داریم یه کشتی هوایی انسانی رو ردیابی میکنیم.
- کی میپرسه؟ - سرویس مخفی سلطنتی به دستور شاهانه.
کارونکل نمیدونه درباره چی صحبت میکنی
و در هر صورت، چرا نایب السلطنه کارونکل از این دستورات خبر نداره؟
باید با لوراک تماس بگیریم و بهش بگیم که کارونکل از کمک به تاج و تخت امتناع کرد؟
نه، نه، نه. کارونکل خوشحال میشه کمک کنه.
ولی اگه اون اول اعتبار شما رو تایید کنه، مشکلی ندارید، مگه نه؟
این اعتبارنامه های ماست.
و این... این از کشتیه.
ما میدونیم که تو داریش.
من...
حالا نایب السلطنه کارونکل شما رو میشناسه.
- ردیموس. کارونکل درست میگه؟ - آره.
و این بوم راد آسیب دیده، دیگه کار نمیکنه، ولی به کارونکل بگو، برات جالب نیست؟
بوم راد برادرت، بیستیل.
تو درباره برادرم چی میدونی؟
این تنها چیزی بود که از بیستیل پیدا کردن، بعد از اینکه دختر انسان بهش رسید.
- دختر انسان؟ - آره، درست فهمیدی.
کارونکل!
اون...
نگهبان ها، بگیریدشون!
به دستور لرد ویسروی های دریاسالار ژنرال سرجوخه ماژور…
!از ملکه محافظت کن !اون رو از اینجا ببر
من جلوی اونا رو میگیرم.
دورسیان رو بگیرید!
.ولم کنید
میخوای یکم از این رو بچشی، ها؟
اونا ردیموس رو گرفتن.
- اونا میدونن ما اینجاییم. - باید بهش کمک کنیم.
نه، نه. اون میخواد تو رو در امان نگه داره.
من میدونم کجا باید بریم. از این طرف.
هستیا، این رووندره.
رووندر؟
زود باشید. داخل.
- اِوا. - اوه خدای من، ممنون.
اِوا؟ چطور ممکنه... میدونی که برای تو و برای ملکه جایزه گذاشتن.
- ملکه اوهو. - علیاحضرت.
افتخاریه که شما رو توی خونهمون داریم.
خواهش میکنم، این منم که باید مفتخر باشم، و من خیلی متاسفم، برای همه رنجی که کشیدید.
فقط آرزو میکنم که میتونستم بیشتر از این کاری انجام بدم.
خب، ما در خدمت شماییم.
اگه چیزی لازم دارید، هر چیزی...
- هست. - ما دنبال یه کشتی هوایی انسانی میگردیم.
- اسمش بیژو هست. - و ما میدونیم کارونکل اون رو...
یه جایی اینجا توی لاکوس داره.
به بهشت قسم، فکر کردم از دستش دادم.
امروز صبح وقتی صیدم رو آوردم دیدمش.
شنیدم از سرزمین های بایر، اینجا کشیده شده.
- دیگه زیاد اینجا نمیمونه. - انسان ها توی لاکوسن.
چطوری از این نگهبان ها رد بشیم؟
- آره، اون کارساز نیست. - باشه.
خب، فکر کنم یه راهی دارم، ولی ممکنه یکم تنگ باشه.
ادامه بده. زود باش.
خیلی خب، خیلی خب. برید کنار!
بار سنگین داره میاد.
راه باز کنید!
- بار پهن! - یه لحظه وایسا. این چیه؟
این؟ این یه خرس آبیه. خیلی کمک میکنن.
- در واقع خیلی شیرینن. - خرس آبی نه.
جعبه. توش چیه؟
فکر میکنی توش چیه؟ محصول امروزه.
گالپرها، لامپشاک ها، انگشت کله ها. همه ماهی ها!
No comments yet. Be the first to leave one.