WondLa

WondLa

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Wondla S03E03 480p WEB RMT
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2025-11-26
Downloads: 31
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 158 lines.

SANDS Movie

‫- چطوری هنوز ازمون جلوترن؟ ‫- نگهبان های ستون نیازی به استراحت ندارن.

‫فکر میکردم گفتی این یه راه میانبره، راهنما.

‫هست. همونطور که قبلی بود.

‫با این سرعت، اونا ظرف دو روز، ‫به نیو آتیکا میرسن،

‫- اگه کمتر نه. ‫- اگه اونا استراحت نمیکنن، ما هم نمیکنیم.

‫شی-نا.

‫- ووهو! ‫- اِوا!

‫اوتو!

‫اوتو.

‫دل اوتو برای اِوا تنگ شده.

‫ونپا؟

‫خب، اول رکس من رو پیدا میکنه، ‫حالا همه شما رو پیدا میکنه.

‫حتماً یه دماغ مثل سگ شکاری داره.

‫الان وقت تجدید دیدار نیست.

‫- باید به حرکت ادامه بدیم. ‫- با اوتو، میتونستیم اونجا ازشون جلو بزنیم.

‫آره، ولی اون نمیتونه همه ما رو ببره.

‫اگه میخواید اونجا ازشون جلو بزنید، ‫چیزی که نیاز دارید یه کشتیه.

‫من یه سیگنال از بیژو گرفتم.

‫مختصاتش اون رو کنار اون ‫درخت های بزرگ توی آب نشون میده.

‫وایسا، بیژو توی لاکوسه؟

‫همینه. اگه بیژو رو داشتیم، میتونستیم ‫از لوراک به نیو آتیکا جلو بزنیم.

‫ولی اگه این شکست بخوره، ‫دیگه هیچ وقت بهشون نمیرسیم.

‫ما به لاکوس میریم.

‫اوه، نه. هیچکس نمیدونه...

‫باورم نمیشه هیلی تو رو لو داد!

‫و برای من؟ فکر میکنه کیه؟

‫من نیازی ندارم کسی نجاتم بده. میفهمی؟

‫چهارها بیشتر انجام میدن!

‫لطفاً به ونپا بگو ما صداش رو میشنویم ‫و لوراک هم میشنوه

‫اون یاروی آبی چی گفت؟

‫رووی. جارگوم؟

‫بیا، ونپا. این کمک میکنه.

‫جارگوم؟

‫مزه شن جویدنی میده.

‫- از طعمش شکایت نکن. ‫- شکایت نمیکردم.

‫هی، حالا اون یاروی آبی رو میفهمم.

‫خوبه. حالا میتونم دو تا چیز خیلی مهم بهت بگم.

‫حتی درخت های قدرتمند لاکوس هم دارن میمیرن.

‫"جایزه. یه میلیون شلاک. کشتن به محض دیدن"؟

‫ما باید تو و ملکه اوهو رو تغییر قیافه بدیم.

‫من باید بین خودی هام قایم بشم؟

‫هر وقت میام اینجا این اتفاق میفته.

‫ملکه من، فکر نمیکنم ادامه دادن ‫با این انسان عاقلانه باشه.

‫ردیموس، نمیخوام چیزی از این بشنوم.

‫اِوا دوست ماست.

‫خیلی خب. ولی وفاداری من ‫با شماست، اعلیحضرت، نه با اون.

‫ماهی هات رو بده. تحویل‌شون بده.

‫همه صیدهام؟ این برای خانواده‌مه.

‫- گفتم تحویل‌شون بده! ‫- به دستور کی؟

‫به دستور نایب السلطنه جدید لاکوس.

‫- حالا بدش به من! ‫- ملکه چی؟

‫تنها کاری که اون میکنه اینه که ‫تو رو بیشتر توی دردسر میندازه.

‫تقصیر انسان هاست، نه ما!

‫اوتو، توی آب قایم شو. ‫وقتی بهت نیاز داشتیم صدات میزنیم.

‫باشه. و من ماهی ها رو نمیخورم.

‫فکر میکنم مسائل مهم تری برای نگرانی داریم.

‫مردم بیچاره من.

‫این نایب السلطنه جدید کیه؟

‫هی، هی، هی! خوش اومدید!

‫تشریف بیارید به بخشش بزرگ کارونکل!

‫جایی که مفتخرید همه اشیاء ارزشمند ‫خودتون رو به کارونکل ببخشید،

‫نایب السلطنه جدید و فوق العاده با استعداد شما!

‫برای تلاش های جنگی.

‫اقلام فاسد شدنی اینجا، ‫اقلام پوشاک اونجا،

‫فلزات ارزشمند توی این پشته، ‫یادگاری های خانوادگی توی اون پشته.

‫فقط بهترین کالاهای گرون قیمت، ‫برای جایزه کارونکل...

‫صندوق جنگی پر برکت. ‫میدونید، برای جنگ لوراک.

‫چرا لوراک مسئوله؟

‫چون ملکه شما ترک‌تون کرد.

‫با انسان ها فرار کرد.

‫این تقصیر اوناست که کارونکل باید بهتون ‫کمک کنه کالاهای خودتون رو تسلیم کنید.

‫لوراک از شما برای فداکاری ‫سخاوتمندانه‌تون تشکر میکنه.

‫و کارونکل، اون هم باید فداکاری کنه، ‫با گرفتن فقط ۲۵ تا ۳۰ درصد حق دلالی.

.و کلاه تو

‫این فریاد نایب السلطنه‌ست، بچه. نگهبان‌ ها.

‫این کارونکل از طرف تاج و تخت صحبت میکنه؟

‫نمیتونم بذارم میراث پدرم رو تحقیر کنه.

‫نمیتونم بذارم از مردمم دزدی کنه!

‫نه. اعلیحضرت.

‫اگه کسی بدونه بیژو کجاست، اون کارونکله.

‫- ملکه من، من میتونم این کارونکل رو به حرف بیارم. ‫- من قبلاً باهاش سروکار داشتم. من میرم.

‫- تو؟ نه. ‫- هر دوتون باید برید.

‫اِوا تجربه با این رذل رو داره،

‫و ردیموس... همیشه خوبه که اون رو ‫توی طرف خودت داشته باشی.

‫شما باید راهی برای همکاری با هم پیدا کنید.

‫بقیه ما اونجا قایم میشیم.

‫موفق باشید و مراقب باشید.

‫باشه. من همه حرف زدن رو انجام میدم. گرفتی؟

‫تو فقط ترسناک به نظر میرسی.

‫کارونکل.

‫- یه کلمه، اگه میشه. ‫- واقعاً؟

‫کارونکل خوشحال میشه اگه ‫با احترام باهاش صحبت کنید.

‫لرد نایب السلطنه دریاسالار ژنرال ‫سرجوخه درجه یک کارونکل.

‫این عنوان منه.

‫من میتونم به چند چیز دیگه ‫برای صدا کردن تو فکر کنم.

‫ما داریم یه کشتی هوایی انسانی رو ردیابی میکنیم.

‫- کی می‌پرسه؟ ‫- سرویس مخفی سلطنتی به دستور شاهانه.

‫کارونکل نمیدونه درباره چی صحبت میکنی

‫و در هر صورت، چرا نایب السلطنه ‫کارونکل از این دستورات خبر نداره؟

‫باید با لوراک تماس بگیریم و بهش بگیم که ‫کارونکل از کمک به تاج و تخت امتناع کرد؟

‫نه، نه، نه. ‫کارونکل خوشحال میشه کمک کنه.

‫ولی اگه اون اول اعتبار شما رو تایید کنه، ‫مشکلی ندارید، مگه نه؟

‫این اعتبارنامه های ماست.

‫و این... این از کشتیه.

‫ما میدونیم که تو داریش.

‫من...

‫حالا نایب السلطنه کارونکل شما رو میشناسه.

‫- ردیموس. کارونکل درست میگه؟ ‫- آره.

‫و این بوم‌ راد آسیب‌ دیده، دیگه کار نمیکنه، ‫ولی به کارونکل بگو، برات جالب نیست؟

‫بوم‌ راد برادرت، بیستیل.

‫تو درباره برادرم چی میدونی؟

‫این تنها چیزی بود که از بیستیل پیدا کردن، ‫بعد از اینکه دختر انسان بهش رسید.

‫- دختر انسان؟ ‫- آره، درست فهمیدی.

‫کارونکل!

‫اون...

‫نگهبان‌ ها، بگیریدشون!

‫به دستور لرد ویسروی های ‫دریاسالار ژنرال سرجوخه ماژور…

!از ملکه محافظت کن !اون رو از اینجا ببر

‫من جلوی اونا رو میگیرم.

‫دورسیان رو بگیرید!

.ولم کنید

‫میخوای یکم از این رو بچشی، ها؟

‫اونا ردیموس رو گرفتن.

‫- اونا میدونن ما اینجاییم. ‫- باید بهش کمک کنیم.

‫نه، نه. اون میخواد تو رو در امان نگه داره.

‫من میدونم کجا باید بریم. ‫از این طرف.

‫هستیا، این رووندره.

‫رووندر؟

‫زود باشید. داخل.

‫- اِوا. ‫- اوه خدای من، ممنون.

‫اِوا؟ چطور ممکنه... میدونی که ‫برای تو و برای ملکه جایزه گذاشتن.

‫- ملکه اوهو. ‫- علیاحضرت.

‫افتخاریه که شما رو توی خونه‌مون داریم.

‫خواهش میکنم، این منم که باید مفتخر باشم، ‫و من خیلی متاسفم، برای همه رنجی که کشیدید.

‫فقط آرزو میکنم که میتونستم ‫بیشتر از این کاری انجام بدم.

‫خب، ما در خدمت شماییم.

‫اگه چیزی لازم دارید، هر چیزی...

‫- هست. ‫- ما دنبال یه کشتی هوایی انسانی میگردیم.

‫- اسمش بیژو هست. ‫- و ما میدونیم کارونکل اون رو...

‫یه جایی اینجا توی لاکوس داره.

‫به بهشت قسم، فکر کردم از دستش دادم.

‫امروز صبح وقتی صیدم رو آوردم دیدمش.

‫شنیدم از سرزمین‌ های بایر، اینجا کشیده شده.

‫- دیگه زیاد اینجا نمیمونه. ‫- انسان ها توی لاکوسن.

‫چطوری از این نگهبان ها رد بشیم؟

‫- آره، اون کارساز نیست. ‫- باشه.

‫خب، فکر کنم یه راهی دارم، ‫ولی ممکنه یکم تنگ باشه.

‫ادامه بده. زود باش.

‫خیلی خب، خیلی خب. برید کنار!

‫بار سنگین داره میاد.

‫راه باز کنید!

‫- بار پهن! ‫- یه لحظه وایسا. این چیه؟

‫این؟ این یه خرس آبیه. ‫خیلی کمک میکنن.

‫- در واقع خیلی شیرینن. ‫- خرس آبی نه.

‫جعبه. توش چیه؟

‫فکر میکنی توش چیه؟ ‫محصول امروزه.

‫گالپرها، لامپشاک ها، ‫انگشت کله ها. همه ماهی ها!

More Farsi Persian subtitles for WondLa

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left