Memory of a Killer

Memory of a Killer

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Memory of a Killer S01E02 1080p WEB-DL x264
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2026-01-29
Downloads: 57
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

SANDS Movie

‫- خب، چیکاره‌ ای؟ ‫- دستگاه کپی میفروشم.

‫واقعاً چیکاره ای؟

‫آنچه در «حافظه یک قاتل» گذشت...

‫بذار روشن بگم. ‫تو برای من کار میکنی.

‫حق نداری نزدیک «موشر» بشی.

‫شانس آوردی که هیچ‌ وقت ‫دنبال تشکیل خانواده نرفتی.

‫چی بگم؟ ‫از تنهایی خودم لذت می‌برم.

‫- سلام. ‫- سلام بابا.

‫«ارل» آزاد شده.

‫اون زنم رو کشت. پس اون هشت سال ‫حبس بدون آزادی مشروط چی شد؟

‫امروز صبح یکی داشت تعقیبم میکرد.

‫خب، شاید داری از فرم خارج میشی، آنجلو.

‫کد رو یادت رفته؟

‫- حالت خوبه آقای دویل؟ ‫- آره، خوبم.

‫حالش داره بدتر میشه.

‫ببین، در حالت ایده‌ آل باید درمان رو همون موقعی ‫که کلیدهاش رو گم میکرد شروع میکرد.

‫خیلی تلاش کردم تا ماریا رو در امان نگه دارم.

‫اینکه همه چی رو جدا و تمیز نگه دارم.

‫میدونم باید چیکار کنم.

‫هی، چه خبره؟

‫نمیدونی داری چیکار میکنی.

‫هر کسی که تو رو فرستاده اینجا، ‫بهت دروغ گفته.

‫قانون‌ گذاران در حال بررسی مجدد ‫پرونده مرگ دکتر رابرت پارکس هستن.

‫این زیست‌ شیمی‌ دان دو سال پیش ‫در شرایطی مشکوک، درست چند روز قبل از اینکه...

‫قرار بود درباره تخلفات ایمنی ‫پزشکی شهادت بده، درگذشت.

‫شهادت برنامه‌ ریزی‌ شده اون، ‫هیچ وقت شنیده نشد.

‫آقای فلنری؟

‫الان میتونی دخترت رو ببینی.

‫اوه، ممنونم.

‫- سلام. ‫- سلام.

‫همه آزمایش‌ ها خوبن. ‫هم من، هم بچه.

‫خوبه.

‫خیلی لطف کردی. ‫ممنون بابا.

‫میخوام اونا رو یک شب دیگه، ‫برای تحت‌ نظر بودن نگه دارم.

‫گلوله فقط بهش کشیده شده...

‫ولی میخوایم مطمئن بشیم، ‫که همه چی مرتبه.

‫- خوبه. ‫- باشه.

‫- ممنونم دکتر. ‫- آره، ممنون دکتر.

‫حالم خوبه بابا. ‫واقعاً خوبم.

‫خوبه.

‫چیزی میخوای؟ ‫چیزی لازم داری؟

‫اوم...

‫آره، میتونی کیسه آب‌ گرم ‫قدیمی مامان رو برام بیاری...

‫و اون پتوی پشمیش رو؟ ‫منظورم اینه که اگه تونستی پیداشون کنی.

‫حتماً.

‫وایسا، جف کجاست؟

‫اوه، توی استراحتگاه پرستارها، ‫از خستگی بیهوش شده.

‫آهان.

‫اوم، آدم خوبیه، ولی میتونی به دِیو بگی ‫که من به محافظ نیاز ندارم.

‫دِیو فکر میکنه نیاز داری.

‫چرا؟

‫منظورم اینه که فقط در زمان نامناسب، ‫در مکان نامناسب بودم.

‫فکر نمیکنم کسی بخواد من رو بکشه.

‫ارل هنکاک از زندان آزاد شده.

‫خب، که اینطور، وایسا، ‫یعنی وقتی بهم شلیک شد، اون بیرون بود؟

‫اوهوم.

‫پلیس‌ ها فکر میکنن کار اون بوده؟

‫وایسا، یعنی... ‫یعنی به خاطر همینه که...

‫فکر... فکر میکنن اون میخواد من رو بکشه؟

‫اونا اینطور فکر نمیکنن، ‫ولی دارن تمام اقدامات احتیاطی رو انجام میدن.

‫وایسا بابا.

‫کامیون ارل به مامان زد، ‫و باعث مرگش شد.

‫اون توی جایگاه شاهد بهم گفت "سلیطه دروغگو"، ‫و قسم خورد به خاطر شهادت دادنم علیه اون انتقام میگیره.

‫و پلیس فکر نمیکنه تیراندازی کار اون بوده؟

‫پلیس قراره بیارتش، ‫و ازش بازجویی کنه.

‫ماریا، من هر کاری از دستم بر بیاد، ‫انجام میدم تا بفهمم کی پشت این ماجراست.

‫دِیوئه. بذار جواب بدم. ‫الان برمیگردم، باشه؟

‫- باشه. ‫- فقط یکم استراحت کن.

‫هی دیو، بابت اون اتفاق متاسفم.

‫- حالش چطوره؟ ‫- ارل رو بازداشت کردید؟

‫آره. همین الان میخوام باهاش حرف بزنم.

‫گوش کن، ازت میخوام که خودت ‫شخصاً از هنکاک بازجویی کنی.

‫حتماً. و آنجلو، اگه میخوای بیای کلانتری، ‫و به حرف هاش گوش بدی، فکر کنم بتونم ردیفش کنم.

‫ممنونم.

‫الان دارم میام سمت کلانتری.

‫باشه، همینجا منتظرت میمونم.

‫میدونم چرا برای این موضوع سراغ من اومدی.

‫آره؟ بهم بگو فکر میکنی چرا اینجایی.

‫من حبسِ کشتنِ لیا فلنری رو کشیدم.

‫همین تازگی آزاد شدم.

‫شماها همیشه حواستون به آدم‌ هایی مثل منه.

‫پس دیروز بعد از ظهر کجا بودی؟

‫توی یه بار در خیابون هفتم بودم.

‫یه بار؟ تازه آزاد شدی و داری توی ‫یه کافه درب‌ و داغون مست میکنی؟

‫بهش افتخار نمیکنم.

‫ولی دارم در مورد لغزش‌ هام، ‫صادقانه حرف میزنم.

‫این بخشی از شخصیتِ الانِ منه.

‫فکر میکنی آدم‌ ها نمیتونن تغییر کنن؟

‫که وقتی یه کار شرورانه انجام دادی، ‫تا ابد همون میمونی؟

‫دیروز یکی به ماریا کان شلیک کرد.

‫چیه؟

‫هیچی. فقط...

‫فقط چی؟

‫اون روز شنیدم یه یارویی داشت وراجی میکرد.

‫احتمالاً چیزی نبود. ‫مردم هر مزخرفی رو میگن.

‫چی گفت، ارل؟

‫داشت در مورد این میگفت که قراره ‫به یکی پول بدن تا یه دختری رو نفله کنه.

‫کِی نفله‌ش کنه؟

‫یه زمانی همین زودی ها، نمیدونم.

‫پاتیل بودم. ‫شاید اشتباه شنیدم.

‫ولی فکر کنم یه چیزهایی ‫درباره «فری‌ من» میگفت.

‫کی این رو گفت؟

‫یه یارویی توی یه بار. ‫یه بارِ دیگه.

‫خب، کدوم بار؟

‫«مک‌ هیل» توی خیابون هفتم.

‫و تو تازه الان داری همه اینا رو بهم میگی؟

‫چون جدی نگرفتمش. ‫بیخیال پسر...

‫یادداشت برنمیداشتم که. ‫«فری‌ من»، همین بود.

‫کل چیزی که شنیدم همینه. ‫همینه که میتونم بهت بگم.

‫یه لیندا گرانت پشت خطه. ‫مامور فدراله.

‫گذاشتم تماشا کنی، ‫چون فقط یه گفتگوی غیر رسمیه.

‫اون رسماً مظنون نیست.

‫متوجهم.

‫میرم ادعای عدم حضورش رو بررسی کنم.

‫اگه درست باشه، ‫باید ولش کنم بره.

‫هی، اون قضیه «فری من» چی بود؟

‫طرف داره چرت میگه. ‫احتمالاً فقط از خودش در آورده.

‫چی بهت گفته بودم، آنجلو؟

‫گفته بودم اگه بری سراغ موشر چی میشه؟

‫بهم دروغ گفتی.

‫توی چشم هام نگاه کردی، ‫و رک و پوست‌ کنده دروغ گفتی.

‫آدم با خانواده‌ش این کار رو نمیکنه.

‫همین الان بیا اینجا.

‫تمام شب داشتم بهت زنگ میزدم.

‫آره، درگیر یه کاری شده بودم.

‫اوه، وایسا، ‫«منم برای خودم زندگی دارم؟»

‫منظورت اینه؟

‫چون که چی؟

‫آنجلو، مگه زندگیت غیر از اینه؟

‫بهت گفتم که حساب موشر رو میرسم.

‫میدونم، و میخوام ازت تشکر کنم. ‫واقعاً ممنونم.

‫باهاش چیکار کردی؟

‫من کاری نکردم.

‫توی کلاب دنبالش نمیگشتی؟

‫نه... نه. دنبال یه چیز دیگه بودم.

‫نیکی؟

‫آره.

‫تمام شب رو پیش اون بودم.

‫اگه بخوای میتونی بهش زنگ بزنی.

‫یه موضوع دیگه هست که ‫باید درباره‌ش حرف بزنیم.

‫بعد از قضیه ژانگ، ‫دیگه خطری تهدیدمون نمیکنه.

‫پلیس‌ ها فکر میکنن ‫کار باندهای رقیب توی پکن بوده.

‫ولی فدرال‌ ها زمان جلسه دادگاه ‫پاتاووکاس رو جلو انداختن.

‫اون حسابدار مافیاست. ‫باید زمان عملیات رو جلو بندازیم.

‫فکر میکنی این کار عاقلانه‌ست؟

‫کسی بهمون شک نداره، ‫اوضاع ردیفه.

‫خونه‌ پاتاووکاس حدود یه ساعت ‫رانندگی با اینجا فاصله داره.

‫اونجا نگهبان داره. ‫فلش مموریش رو برمیداری، توی گاو صندوقه.

‫فلش مموری؟

‫نمیدونم چرا، ‫برام مهم هم نیست.

‫ما کارمون رو انجام میدیم. ‫سوال نمی‌‌پرسیم.

‫یه ماشین برات ردیف کردیم. ‫جو فردا می‌بینتت.

‫خب، دسرت رو انتخاب کن :

‫این یکی برات ضرر داره...

‫این یکی خیلی برات ضرر داره، و اوم، ‫اینم سمه، که باید غیرقانونی اعلام بشه.

‫میل ندارم. ممنون.

‫هنوز خبری نشده؟

‫احتمالاً درگیر یه مسئله کاری شده.

‫ببین، میدونم دوستت داره. ‫اون پدرته.

‫ولی جدی میگی؟

‫بهت شلیک شده. ‫توی بیمارستانی چون تیر خوردی.

‫کجا ممکنه باشه که ‫از این موضوع مهم‌ تر باشه؟

‫اگه چیزی باشه که بهم نمیگه چی؟

‫مثلاً، مشکل مالی داره، ‫یا... یا شاید نگران اخراج شدنه.

‫تو فقط... داری براش بهونه می‌تراشی.

‫این اواخر یکم عجیب به نظر نمیرسید؟

‫قصد جسارت ندارم «اِم»، ‫پدرت همیشه یکم «عجیبه».

‫میدونم گاهی میتونه آدم سخت‌ گیری باشه، ‫و این روت اثر میذاره.

‫روم اثر نمیذاره.

‫اوه، ازش حساب می‌بری.

‫من ازش حساب نمی‌برم. ‫من فقط...

‫میدونی چیه؟ ‫جف، بیخیال. مهم نیست.

‫فراموشش کن.

‫وقتی وارد خونه بشیم، اولین چیزی که ‫احتمالاً متوجهش میشید، دلباز بودنشه.

‫من عاشق اینم که چطور نقشه‌ این ساختمون، ‫باعث میشه خونه واقعاً باز و دلپذیر به نظر بیاد.

‫اینجا میتونیم آشپزخونه رو ببینیم که هم از نظر ‫لوازم برقی و هم از نظر طراحی، به‌ تازگی بازسازی شده.

‫اون‌ طرف، توی حیاط خلوت، ‫استخر رو داریم.

‫آب استخر قابلیت گرم شدن داره، ‫که اون رو برای... ایده‌ آل میکنه.

‫سلام، جو.

‫سلام، اون ویدیویی که برات فرستادم رو...

‫از خونه‌ «پاتاووکاس» گرفتی؟

‫الان دارم نگاهش میکنم.

‫درباره‌ سیانوباکتری چی میدونی؟

‫سیانو-چی؟

‫سیانوباکتری. ‫ببین میتونی یه مقداری ازش گیر بیاری.

‫باشه.

‫اوه، و فردا یکم دیرتر همدیگه رو ببینیم، ‫اول صبح یه کاری دارم که باید انجام بدم.

‫آره حتماً، بهم خبر بده.

‫سلام، بلیندا، ‫برای یه کاری به کمکت نیاز دارم.

‫باهام تماس بگیر.

‫هوم؟ نظرت چیه؟

‫چیه، مثلاً قراره تحت تأثیر قرار بگیرم؟

‫این بخشی از توافق بود.

‫- ممنون. ‫- هر چی بهت میگن انجام بده. فهمیدم.

‫با پهپاد چطور پیش رفت؟

‫آره. محموله رو دقیقاً سر هدف انداختم.

‫اوهوم. تصویری هم گرفتی؟

‫نه، خیلی تاریک بود. ‫ولی همونطور که گفتم، خوب پیش رفت.

‫واقعاً؟

More Farsi Persian subtitles for Memory of a Killer

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left