The first 200 lines.
پارک چان بهت اعتراف کرد؟
اعتراف نکرد
آها
اما گفت میکنه
بعد از این که توی فستیوال ورزش های ملی نوجوانان برنده شد. چطور؟
چیزی هست که راجبش کنجکاوی؟
نه همینطوری پرسیدم
فکر نکنم پارک چان بتونه اعتراف کنه
چون تیم ما برنده میشه
من پارک چان رو شکست میدم
...قول میدی که
روی این حرفت بمونی؟
اون جا کیه؟ زود بیا بیرون ببینم
یون هه کانگ
تو آخرین نفری ؟
بله بجز من دیگه کسی نیست
مطمئنی؟ - بله. معذرت میخوام -
نه پسرم این چه حرفیه
برو بیرون بدو
چشم
وای دارم میمیرم
کفشام پاره شد
راستی هان سه یون خیلی خر شانسه ها
کجا قایم شد؟ - همینو بگو -
راستی سه یون چی گفت؟
یکم شوکه شده بود انگار چیز خاصی نگفت
وقتی بعد از برنده شدنت توی فستیوال بهش اعتراف کنی
قطعا میگه آره قطعا
تو دیگه قهرمان میشی نگرانی نداره
هیچکس نمیتونه تو رو توی بدمینتون شکست بده
...قول میدی که
روی این حرفت بمونی؟
امسال واقعا اوضاع به هم ریخته
خدایا
بچه ها رفتن کارائوکی، گیر افتادن شب بیداری هم کردن، گیر افتادن
مربی فنگ
دفعه بعد منو به عنوان مربی انتخاب نکنین
حداقل مجبورم نکنین پاشم برم کوهنوردی
خب چرا راه رو گم کردی و بچه ها رو اذیت کردی؟
منم اولین بارم بود میرفتم اونجا
بیست سال از آخرین باری که کوهنوردی کردم، میگذره
میتونستی از سه یون بپرسی
سه یون؟چرا؟
این بچه اون کوه رو عین کف دستش بلده
از ما هم بهتر اونجا رو بلده با اون که هستیم، هیچوقت گم نمیشیم
آها
در هر صورت دیگه روی من حساب نکنین
مرتیکه لوس
من که میدونم منو آوردین اینجا که جون به لبم کنین
باشه بابا ولم کنین
تیم ملی مسخره
بازی مافیا خیلی باحال بود، نه؟
خوابیدی؟
تو مافیا نبودی؟
ضایع بود
جدی من نبودم
پس اون کلمه بجز مربی فنگ چی بود؟
یعنی واقعا مافیا کی بود؟
همینو بگو منم مربی فنگ بودم
کی قراره فردا تمیزکاری بکنه؟
مافیا قرار بود انجام بده
من با بچه های سال دومی میرم انجامش میدم
مریض شدی؟ - نه -
عجیب غریب شدی
اونا دردسر درست کردن چرا ما باید اینکارا رو بکنیم؟
اونا فردا تمیزکاری میکنن - در هر صورت روی مخه -
این چیه؟
مربی فنگ؟
همه اشون مربی فنگ نوشته؟
نه
این یکی فرق میکنه
همگی توجه توجه
نفر اول تمرینات امروز
یون هیون جونگه
چی؟
مربی بیاید برگردیم پایین ...تا بدنمون گرمه
خوبی؟بلند شو - یون هیون جونگ -
داره میخنده؟
چرا یهویی زیاده روی کردی؟ تو که همیشه نفر آخر بودی
کی رو میخواستی تحت تاثیر قرار بدی؟
ما نمیتونیم کولت کنیم پاشو ناموسا
حتما اون موقع زده بود به سرم - وای ترسوندیم زن -
چی خوردی؟ - چت شده خب؟ -
ترسوندیم زن - اه بو گند میده -
خواب خوبی داشتم میدیدم - وای دارم خفه میشم -
وای عقلم اون موقع کجا رفته بود، خدا میدونه
خدایا
پسرم، بیا سیب بخور
یکی برام پرت کن
به به مردی شدی برای خودت
آخه چه ربطی داشت؟
بیا
مطمئنی قبلا بیسبال بازی میکردی؟
خیلی خب یکی دیگه داره میاد
بیا
تو چت شده؟ جاییت درد میکنه؟
چیزی نیست - چیو چیزی نیست ؟ -
چی؟ مامان؟
بذار ببینم بیا اینجا ببینم
کجایی؟ توی اتاقی؟
...احیانا هه کانگ
حالت خوبه؟
برابر
مامان از کی تا حالا اونجا وایساده بودی؟
میگم از کی تا حالا اونجا وایسادی؟
قبل از این که از اتاقت بیای بیرون، من اینجا وایساده بودم
همه چیز خوب به نظر میرسه که
این هایفماست چشمش خونریزی کرده و جلوی دیدش رو گرفته
اونقدر جدی نیست
اما باید یه هفته ای چشم بند بزنه و استراحت کنه
به هیچ وجه تمرین نکنه مسابقه اش کیه؟
دو هفته دیگه رقابت های ملی مدرسه ایه
مهم تر از اون رقابت های مقدماتی برای بازی های ملی سه هفته دیگه است
برنامه اش خیلی سنگینه
برای شرکت توی رقابت مدرسه ای باید ببینیم چی میشه
اما توی مسابقات مقدماتی میتونه شرکت کنه
سوال دیگه ای هست؟
نه خوشحالم که چیز خاصی نیست
خوشحالی؟ واقعا اینطوری فکر میکنی؟
چیه؟ خودت گفتی که چیز جدی ای نیست
نه منظورم اینه که کنجکاو نیستی بدونی هه کانگ چه احساسی داره؟
فرم انتخاب مشاغل آینده اتون رو پر کردین؟ - بله -
چه احساسی داشتین وقتی که
به شغل آینده و برنامه اتون برای آینده اتون فکر کردین؟
معلم شما وقتی مدرسه میرفتین چه شغلی بیشتر محبوب بود؟
دوره من همه میخواستن معلم بشن
یون دام، حال هه کانگ چطوره؟
چشم بند میزنه و کل روز استراحت میکنه
اما مثل همیشه سرمونو با حرفاش میخوره
خوبه، خداروشکر فرم هه کانگ رو هم ثبت کردی؟
مگه هه کانگ چشه؟ کارش که خوبه
احیانا فکر میکنی احتمالش هست که
چون تو و خانمت هر دو مربی هستین تصمیم گرفته باشه ورزشکار بشه؟
قبل از این که حتی بفهمه خودش چی رو دوست داره؟
آها
هه کانگ چطوری ورزش رو شروع کرد؟
همونطور که خودت گفتی راه پدر و مادرش رو دنبال کرد
حالا که بهش فکر میکنم تا حالا ازش نپرسیدم که چی دوست داره
وقتی ما مدرسه میرفتیم همه یا میخواستن
محقق بشن یا رئیس جمهور
میدونی بچه های این روزا چی دوست دارن؟
یوتیوبر
نمیدونم
نصف این بچه ها هنوز نمیدونن که میخوان با زندگیشون چیکار کنن
خب اینطوری بهتر نیست؟
حداقل بچه های من یه هدفی دارن
اما بیشتر بچه ها
موقع انتخاب هدفشون به پدر و مادرشون گوش میدن
قبلا هم همینطوری بود دیگه
مردم به انتخاب خودشون ورزشکار میشن
آره یادمه
تقریبا 15، 16 سالمون بود
کارهایی که نمیتونستیم بکنیم از کارهایی که میتونستیم بکنیم بیشتر بودن
آسیب میدیدیم یا مریض هم میشدیم بروز نمیدادیم
...خیلی زود بزرگ شدیم
جی سونگ تو چی؟
تو هم به خاطر پدر و مادرت دکتر شدی
الان چطور به نظر میرسم؟
اون موقع واقعا دلم میخواست ورزشکار بشم
مامان و بابام همه جا میومدن دنبالم که جلوم رو بگیرن
دکتر، بیمار بعدیتون رسیده
باشه، بهشون بگو بیان داخل
دیگه پاشو گم شو بیا مراقب پسرت باشیم
باشه خسته نباشی
راستی ، هه کانگ اگه استرس بگیره ممکنه وضعیتش بدتر بشه. پس مراقب باش
اون بچه اصلا نمیدونه استرس چیه از بس همه چی به یه ورشه، نگران نباش
و تمام حرفایی که الان بهت زدم رو فراموش کن
به من توجه نکن
حالا که دارم پیر میشم فکرم زیادی مشغول میشه
همین حالاشم فراموش کردم
من رفتم - باشه -
احیانا فکر میکنی احتمالش هست که چون تو و خانمت هر دو مربی هستین
هه کانگ تصمیم گرفته باشه ورزشکار بشه؟
قبل از این که بفهمه خودش چی دوست داره؟
کنجکاو نیستی بدونی هه کانگ چه احساسی داره؟
یعنی چی؟ بستنی ها کجان؟
همینو بگو منم اومدم دیدم هیچی نبود
بستنی؟ برای منم بیار
منم میخوام یون هه کانگ
بابا دارم میگم یکی همه بستنی ها رو خورده لعنتی
کثافت ها بخدا که از جونتون سیر شدین
وای منو کشتی تو مگه خودت بهمون نمیگی که فروتنی و سخاوت یاد بگیریم؟
همینو بگو داشتیم تلویزیون میدیدیم
چی میگید بابا؟
اگه سخاوت و فروتنی داشتین برای منم باید یدونه میذاشتین
مگه نشنیدی میگن بخور تا خورده نشی؟
این دنیا عین جنگل میمونه
یونگته بهتره یاد بگیری کی بس کنی
چی توی تلویزیون ببینیم؟ الان هیچ برنامه خوبی نداره
دیشب داشتم یه فیلم میدیدم نتونستم تمومش کنم
چه فیلمی؟ - انگل -
تف کردی روم بابا
توی یه روز بارونی خدمتکار خونه ، زنگ در رو زد
وقتی گفت یه چیزی رو توی خونه جا گذاشته
مامانم زد تلویزیون رو خاموش کرد
آها، بذار بهت بگم چی رو جا گذاشته بود
نگو نگو نگو
حالت خوبه یونگته؟
آخرش دیوونه امون میکنه
وای چه خوبه
No comments yet. Be the first to leave one.