The first 200 lines.
میدونید چرا، مثبت و مثبت میشه مثبت؟
و منفی و منفی میشه مثبت؟
و مثبت و منفی میشه منفی؟
چون جفت و جفت میشه جفت و یه جفت و یه دونه
جفت نمیشه.
میشه یکی دوباره اینو به من بگه؟ میشه یکی...
این چه کاریه!
چرا این کارو کردی؟! چرا این کارو کردی؟
چرا این کارو کردی؟ چرا؟!
چرا؟! چرا این کارو کردی؟!
چرا؟
چرا؟
چرا؟!
از اتفاقی که برای خانوادهتون افتاده، واقعاً متاسفم.
ولی تقصیر پسر من نیست.
همیشه یه چیزو یادت باشه.
تو زندگی میتونی همه چیزو بخری جز عمر.
خدا خودش بچه خودشو پس گرفت.
پسر من فقط یه وسیله بود.
شوهرت تنها نونآور خانوادهتون بود.
الان اداره خونه سخت میشه. ولی نگران نباشید.
من، ادیب میرزا، قسم میخورم تمام هزینههای شما رو تا آخر عمرم تقبل کنم.
اگه باور نمیکنی، یه چک سفید بهت مینویسم.
شهاب، چک رو بهش بده.
پول رو بردار و شکایت علیه پسرم رو پس بگیر.
اینو یه درخواست کوچیک در نظر بگیر.
خواهش میکنم، خواهر. -محاله.
من شکایت رو پس نمیگیرم!
پسر تو یه حیوونه... یه هیولاست!
من اونو میندازم...
فکر میکنی میتونی پسر ادیب میرزا رو بندازی زندان؟ اینو فکر میکنی؟ واقعاً؟
من جونتو از تنت میکشم بیرون!
سلام قربان. -سلام.
قربان. -شهاب بهش رسیدگی میکنه.
شنیدم آریان دیروز با معلمش چیکار کرد.
اون الانم خیلی داغونه.
فکر کن آیندهاش چی میشه... -هوم.
من نگران آیندهام نیستم.
نه نگران گذشتهام.
فقط یه نفر هست که برام مهمه.
نیتو.
نیتو فقط مال منه.
اگه شاه جهان تونست از عشقش به ممتاز، تاج محل بسازه،
پس من میتونم نه یکی،
بلکه صد تا از این تاج محلها رو بسازم!
و حتی میتونم صد تا تاج محل رو نابود کنم و روشون قبرستون بسازم!
و روشون قبرستون بسازم!
نیتو عشق منه.
نیتو قلب منه.
اگه بهش نرسم،
میتونم این کل دنیا رو نابود کنم!
و حتی میتونم خود نیتو رو نابود کنم!
آریان رو اعدام کنید! عدالت برای قتل نیتو!
به خواستهمون عمل کنید! آریان رو اعدام کنید! عدالت برای قتل نیتو!
ما الان در محوطه دادگاه هستیم.
میبینید که پر از معترضان،
وکلا، حقوقدانها و خبرنگارانه.
تعداد زیادی نیرو برای کنترل وضعیت آورده شده.
اما همونطور که میبینید، اونا قادر به کنترل جمعیت نیستند.
همونطور که همه میدونیم، دلیل این خشم عمومی گسترده
برگزاری دادگاه پرونده قتل نیتو در دادگاه امروزه.
پرونده قتلی که کل ملت رو در بهت فرو برد.
پدر متهم، آریان میرزا، ادیب میرزا
بزرگترین غول تجاری شبه قارهست
و یکی از اهداکنندگان اصلی حزب.
او مرد فوقالعاده با نفوذیه.
آیا آریان میرزا طبق معمول دوباره بیگناه اثبات میشه؟
آیا دوباره مجازات نخواهد شد؟
آیا حتی امروز هم شکستناپذیر باقی میمونه؟
آیا پدرش میتونه ثابت کنه که پسرش قاتل نیست؟
ما، همراه با کل ملت، منتظر نتیجه هستیم.
ممنون، عالیجناب.
عالیجناب، امروز، مردی که قرار است در این دادگاه محاکمه شود،
نیازی به معرفی ندارد.
چون من و شما و ملت او را به خوبی میشناسیم.
تنها کسی که چیزی درباره او نمیداند، ادیب میرزاست.
پدرش.
لیست کارهای اشتباه پسر توانا و کاردان او نسبتاً طولانیه.
بیایید با اولین مورد شروع کنیم. او یک معتاد به مواده.
نه...
نه فقط یه معتاد معمولی. او یه معتاد در سطح بسیار بالاست.
هی!
هی، اونو از ماشین بیارید بیرون و بکشیدش اینجا.
بله قربان.
از دستور من سرپیچی میکنی؟ ماشینتو میکنم تو حلقت!
بیا پایین.
بیا پایین! -اگه من بیام پایین،
هیچ کدومتون زنده نمیمونید.
اوه، واقعاً؟
قربان، میگه اگه بیاد بیرون هیچ کدوممون زنده نمیمونیم.
اینطوریه؟ ببینم کی زنده میمونه کی نمیمونه!
هی، یالا! بیا بیرون! یالا!
بیا بیرون وگرنه بهت شلیک میکنم!
بچرخ! وگرنه شلیک میکنم! بچرخ!
قربان!
ببخشید قربان!
منو ببخشید قربان!
قربان، نمیدونستم شما هستید! قربان، ببخشید! نمیدونستم!
قربان، میتونید برید. قربان، لطفاً برید.
راه رو باز کنید!
هی، کنار برید! -کنار برید! کنار برید!
براش راه باز کنید! -کنار برید! کنار برید!
آقا.
اون تمام افسرهای ما رو تو داکا دنبال خودش کشونده بود.
شما بهش میگی "آقا" و بعد ولش میکنی بره؟
چرا؟
اون پسر ادیب میرزاست.
دقیقا!
اون پسر ادیب میرزاست!
فقط چون ادیب میرزا باباشه،
فکر میکنه این شهر داکا ملک شخصی باباشه.
همیشه تو این شهر هر کاری دلش خواسته کرده.
به خاطر قدرت پدرش، ادیب میرزا.
چیزی که همه ازش خبر داریم.
فکر میکنید دارید راجع به کی صحبت میکنید؟
یادت باشه. این ادیب میرزاست. -آه، فقط نگاهش کن.
فقط به خاطر همین اعتماد به نفس گستاخانه و حال به هم زنشه،
که پسرش امروز اینجاست.
بگذریم. حالا، بریم سراغ سوابقش.
سوابقش؟
یه شاهکاره!
مثل گل پاک!
میدونی چه گلی؟ گل تاتوره!
فقط با نگاه کردن بهش آدمو بیقرار میکنه!
اونم به همین شکل، هروقت بیقرار میشه
چشمش به یه دختر میافته! از بچگی!
چه مزخرفاتی! -قاضی محترم،
تعداد زنهایی که تو زندگیش باهاشون بوده،
حتی به اندازه آبی که ما خوردیم هم نمیشه باهاش مقایسه کرد!
اون همیشه پاتوقش هتلها و کلوبهای لوکس شهر داکا بوده.
هر وقت چشمش به دختری میافتاد،
هر وقت از دختری خوشش میاومد،
با پول و زور به خواستهاش میرسید.
و یکی از همین کلوبها جاییه که
داستان پرونده قتل نیتو از اونجا شروع شد.
سعی میکنم فراموشت کنم ولی نمیتونم
سعی میکنم فراموشت کنم ولی عشقت مثل موسیقی تو گوشمه
دلم مثل موشک دیوونهایه، شعله داره اما پرواز نمیکنه
وقتی میبینم که پرواز میکنی، دلم تو رنج فرو میره
آتیش عشقت با عقلم بازی میکنه
تو شبای بهاری درونم میسوزه
خودمو برای عاشق شدن نفرین میکنم اما حالا دیگه کی میتونه جلومو بگیره؟
مادربزرگم هم تو خونه با گوشی آهنگ عاشقانه گوش میکنه
ماه، بیا با یه نیشگون از این رویا بیدارم کن
نمیدونم کی خوبه و کی بده
ماه، بیا با یه نیشگون از این رویا بیدارم کن
نمیدونم کی خوبه و کی بده
نمیدونم کی خوبه و کی بده
نمیدونم کی خوبه و کی بده
دلت مثل یه پرندهست ولی نمیتونه پرواز کنه
بهم امید میده، ولی از عشق واقعی عاجزه
مثل کلاغی که تخماش رو تو لانه فاخته میذاره
عشقت اصلا تو قلب من جا نداره
نه کنار میای، نه میگی دوستم داری
پس فرق تو با یه دیوونه چیه؟
آتیش عشقت با عقلم بازی میکنه
تو شبای گرم بهاری از درون میسوزم
خودمو برای عاشق شدن نفرین میکنم اما حالا دیگه کی میتونه جلومو بگیره؟
مادربزرگم هم تو خونه با گوشی آهنگ عاشقانه گوش میکنه
ماه، بیا نیشگونم بگیر
نمیدونم کی خوبه و کی بده
ماه، بیا نیشگونم بگیر
نمیدونم کی خوبه و کی بده
ماه، بیا نیشگونم بگیر
نمیدونم کی خوبه و کی بده
نمیدونم کی خوبه و کی بده
نمیدونم کی خوبه و کی بده
نمیدونم کی خوبه و کی بده
نمیدونم کی خوبه و کی بده
نمیدونم کی خوبه و کی بده
ببخشید، آقا...
آقا، ببخشید، آقا...
آقا...
آقا،
دو دقیقه... لطفا؟
آقا.
من نیتو هستم.
من مدیر اجرایی شرکت آیتی BNS هستم.
رئیسمون برای شام جشن موفقیت ما رو آورده اینجا.
آقا، اگه جسارت نباشه...
میشه چیزی بگم؟
آقا، علاوه بر شرکت،
من تو یه موسسه خیریه هم فعالیت میکنم.
ما مراقب سلامت و غذای
یه سری بچه و سالمند نیازمند اونجا هستیم.
آقا...
دیدم که پول زیادی پخش میکردید.
آقا، اگه لطف کنید مقداری پول به خیریه ما کمک کنید
خیلی عالی میشه، آقا. من مشخصات سازمان رو بهتون نشون میدم.
میتونید ببینید چقدر بچهها بیکس و کارن.
خواهش میکنم، آقا.
اگه میشه حداقل یه مبلغ کم کمک کنید...
لطفا، آقا...
بله، آقا.
این که خیلی زیاده!
خانم، شاید برای شما زیاد باشه ولی برای آقا مبلغ کمیه.
دقیقا همونی که خواستی.
خیلی، خیلی، خیلی ممنونم! واقعا متشکرم!
نوشیدنی میل دارید؟
ببخشید آقا، ولی من...
No comments yet. Be the first to leave one.