The first 200 lines.
...آنچه گذشت
تایگر، با تایآن آشنا شو. دخترم
من فقط و فقط یه سؤال دارم
ربات یا کلون؟
به بابا بگو نمیام بیرون
نمیتونه از در بیاد تو؟
ما یه معامله کردیم و اون اتاقم رو ،از محدودهی دسترسیش خارج کرد
تا بتونم حریم خصوصی داشته باشم
خوش برگشتی، تورک
چند وقت نبودم؟ - دو سال -
من مردی که فکر میکنید نیستم
تورک نیستی؟ - درسته -
میدونی تورک واقعی کجاست؟
نه
میخواید بمیرید یا زنده بمونید؟ - زنده -
بهتره با من بیاید - تو کی هستی؟ -
آشیل
ترجمه از آریـن و امیـرعـلی .:: Cardinal & illusion ::.
.آره، تایآن .نگاش کن
خیلی بهت افتخار میکنم، تایآن
.بیا اینجا. بیا اینجا .آره، درسته
.خیلی کارت خوبه .بیا اینجا
بذارید یه چیزی دربارهی داشتنِ
یه پدر کامپیوتر به جای پدر بهتون بگم
...آره، بیا ببین
بلافاصله باعث میشه قاطی کنی
بچهها قابل حل نیستن و کامپیوترها این رو دوست ندارن
از دور حلقه گرهاش بزن
ولی میدونم چقدر نمودار دوست داری
ندارم - ...پس -
خیلی خب، یادته دربارهی خرگوشی که
دوست داره توی سوراخ زندگی کنه و
توی بخش بالایی کفشتـه بهت گفتم؟
اونا میپرن و میرن توی سوراخا و گره درست میکنن
پشت دمشون؟
بابت تلاشت ممنون
،تلاشت عالیه ولی ما نتیجه میخوایم
سر همه چیز همینطوری بود
نه...اونطوری نه
فقط یه گرهست
...ولی یاد گرفتم وفق پیدا کنم
یجورایی
چه سوراخ خوبی، عزیزم
خیلی خلاقانهست
خیلی خب...بابایی قراره مشغول به ارمغان آوردنِ
،یه صلح جهانی یکپارچه و پایدار باشه
پس دکتر هوگوین برای کمک اینجاست
من کمک نمیخوام
نمیتونی مجبورم کنی با یه روحِ دیگه وقت بگذرونم
تو واقعی هستی؟
درسته، عزیزم
و اون اولین انسانی بود که توی عمرم دیدم
ما خیلی روی پرتاب کردن و گرفتن کار نکردیم
خب پس از همین شروع میکنیم
اون پرستار سخت گیری بود که
نمیدونستم بهش نیاز دارم
...یکی که نمیذاشت از هیچی
...خب
قسر در برم
دکتر هوگوین بهم یاد داد که
،به جای پرت کردن وسایل میتونم از کلمات استفاده کنم
مشخص شد خیلی توی این کار مهارت دارم
خب، همونطور که میبینی این ستونها مشابه هستن
،که مشکل سازه
چون آدم فکر میکنه وقتی ،یه جنگ به آخر میرسه
،یه نفر میتونه به یه مهمونی بره
ولی همونطور که میبینی، یه نفر نمیتونه
من اون یه نفرم
واو، عزیزم
چه کار قشنگی
...قشنگه
خدایا، واقعا از اون تغییر تصاویرِ جذاب هم خوشم میاد
کارت خوب بود. آره
ولی متاسفانه باید بیخیال این بشی
،گوش کن، وقتی همسنِ تو بودم
...نمیرفتم مهمونی راستش توی هر سنی
،هیچوقت دعوت نشدم و از این بابت ناراحت بودم؟
آره، معلومـه، ولی باهاش کنار اومدم
و حالا منو ببین
من فناناپذیرم و اونا همه مُردن
پس...چطوره سازش کنیم؟
حتی به همهاش نگاه نکرد
،من منابع رو در قالبِ امالای نوشتم
چون همیشه میگه قالب ایپیای برای روزنامه نگارها و نویسندههای بیکیفیتـه
دکتر هوگوین اصلا تحمل کج خلقی رو نداشت
،از دید اون، احساسات برای افراد ضعیف بودن
ولی اون شب، گذاشت حرفام رو بزنم
دیگه نمیتونم توی این زندان زندگی کنم
!اون عملاً یه هیولاست
بعد یه بمب حقیقت 40 میلیون تُنی رو
انداخت وسط دوران بچگیم
حق با توئه
اون یه هیولاست...عملاً
وقتشه حقیقت رو دربارهی
استوارت گوین کامیلو بفهمی
مرد بالغ. 81 کیلوگرم
.هر چی بخواید بهتون میگم .هر چی
بارگذاری شکست خورد
آزمایش هموگلوبینِ فوق گرم، شکست خورد
آزمایش هموگلوبینِ فوق سرد، شکست خورد
کاهندهی عصبیِ فسفاتِ ضد انعقادِ پلیپپتیک
!شکست خورد. خیلی احمقم
چرا فکر کردم این جواب میده؟
!لعنتی! لعنتی
واو، باورم نمیشه واجدِ شرایط آزمایش بودم
،از وقتی جنگ تموم شده
کابوسهام بدتر شدن
اصلا نمیدونستم چیزی به اسمِ تسکینِ خواب" داریم"
داریم
حالا فقط آروم باش
یه ذره دردت میاد
سلام؟
اینجا کجاست؟
اینجا سرده، مثل کابوسهام
بدنم کجاست؟
مرگ تو بیهوده نخواهد بود
...مرگم
خب، برای درست کردن این 4891 نفر لازم بود
مورد همیشه باید با خواستِ خودش وارد سیستم بشه
همیشه واضحترین چیزه
،حتی با اینکه بعد 7تا قتل فهمیدم جریان چیه
دکتر هوگوین اصرار داشت هر 4981تا رو نشونم بده
همچین آدم دقیقی بود
اون نقشهی پدرم برای زندانی کردنِ
هممون رو باهام در میون گذاشت
استو بشریت رو به عنوان یه مشکل میبینه
،این راه حلِ اونه
آخرین راه حلش برای این مشکل
.پس به همه میگیم .ما نمیریم
،هر کی قبول نکنه به مریخ بره توسط این کُشته میشه
،باشه، ترسناکـه ولی میتونیم یه ربات رو بکُشیم
اون 12 میلیون تا از اینا داره
شرمنده
احتمالاً باید اینو میگفتم
اون اینا رو روز پرتاب آزاد میکنه تا
،هرگونه مقاومتی رو نابود کنن ،از سرورها حفاظت کنن
و مطمئن بشن تکامل دیگه فکرِ
مخالفت با اون به سرش نمیزنه
.باید جلوش رو بگیریم .بگو چیکار کنم
،وقتی استو مرکز بارگذاریش رو تکمیل کنه
میگه که آمادهی رفتن به مریخ هستیم
تو باید جواب منفی بدی - چرا؟ -
این چه فایدهای داره؟ - استو به تو نیاز داره -
اون حس میکنی ارتباط قویای باهات داره که
با هیچی توی سیستمش نداره
نمیدونیم چرا، ولی میدونیم که
اون بدون تو پرتاب رو انجام نمیده
.تو نقطه ضعف اونی .پاشنهی آشیلِ اون
باید به زندگی با یه هیولا ادامه میدادم
و تنها راه برای زندگی با یه هیولا
اینه که خودت به یه هیولا تبدیل بشی
!میرم مهمونی، بابا
!سعی کن جلوم رو بگیری !اوه، صبرکن، نمیتونی
.تو که دست نداری .دوستت دارم
!خداحافظ
صدات چی شده؟ - !بهش میگن بلوغ، بابا -
اون صدا تصمیم عجولانهی
یه بچهی 14 سالهی عصبانی بود
فکر میکردم فقط باید یکی دو سال ادامهاش بدم
کجا بودی؟ - !آه، بابا -
چیه؟ تا حالا به یه مهمونیِ سکسِ صبحگاهی نرفتی؟
زمان تو کلیسا نداشتن؟
اوه
در این مورد خیلی دور اندیشی نکردم
و تشنهی چیزای خیلی بیشتری بودم
،میتونم پروندهها رو بدزدم مکالمهها رو ضبط کنم
و ریسکِ از بین رفتن پوششت رو بکنی؟ تو زیادی باارزشی
،باشه، اگه خیلی باارزشم
چطوره بذاری یه کار ارزشمند بکنم؟
من ایدههای زیادی دربارهی ،تقویت نیرو گرفتن
،تاسیس کمپینهای شایعه پراکنی
و ایجاد شک نسبت به استو دارم
میتونم...اینکارو بکنم
،راستش
یه مأموریت برات دارم
،فردا ساعت 11
،میخوام بری توی وانِت
:و این رمز رو وارد کنی
،گلبرگ رز، گلبرگ رز گل شمعدانی، حباب
باشه. و بعدش چی؟
بعد صبرکن - باشه -
،گلبرگ رز، گلبرگ رز گل شمعدانی، حباب
،گلبرگ رز، گلبرگ رز گل شمعدانی، حباب
خیلی خب، ،گلبرگ رز، گلبرگ رز گل شمعدانی، حباب
،گلبرگ رز، گلبرگ رز گل شمعدانی، حباب
،گلبرگ رز، گلبرگ رز گل شمعدانی، حباب
،گلبرگ رز، گلبرگ رز
گل شمعدانی، حباب
خیلی خب
تورک؟
میدونی چیه؟ شروع نکن
منم نمیخوام اینجا باشم
فقط جایی میرم که باید هک انجام بدم
مشخصاً اخیرا دوشی چیزی هک نکردی
حالا میفهمم چرا آتنا چیز زیادی دربارهی این مسائل بهم نگفته
مهارتهای مدیریتیِ اون اصلا خوب نیستن
،اگه ارتباط با نامه برامون ممنوع نبود
الان یه نامهی
خیلی تند مینوشتم
اخم و تخم نکن
No comments yet. Be the first to leave one.