Release info

Transit Love E03 [DingoSub] srt
A Commentary by DingoSub
T.meDingoSub 🧡 برای زیرنویس های بیشتر به تلگراممون سر بزنین

Tags

other
Published on: 2022-01-25
Downloads: 9
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 168 lines.

فکر میکنم کارمندی چون صبحا زود میزنی از خونه بیرون

توی تجارت فناوری کار میکنم

...رفتن یکم حس

فکر کنم خیلی معذب بشم

انتقال عشق

گرمه

خیلی گرمه، مگه نه؟ - آره -

برنامه ات واسه امروز چیه؟

ساعتای 11 میرم بیرون بعدش بر میگردم خونه که کار کنم

آها

من فکر کنم برنامه هام کنسل بشه

جدی؟ - آره -

جونگ کوان امروز میره گل فروشی؟

میره گل بخره - گل بخره؟ -

منم برم گل بخرم؟

من ساعتای 11 میرم گل بخرم

لباس؟ - گل -

گل؟

کی میخواد فردا با من بیاد؟

من میام! با ماشین میریم؟ - آره -

!واو! پس بریم - ساعت 11 -

ساعت 11 راه می افتیم؟ - آره. ساعت 11 -

جونگ کوان میدونه که من گل دوست دارم

و توی هر مناسبتی برام گل میاورد

واسه همین فکر میکنم چون تولدمه گفت میخواد بره گل بخره

"کسی وقت داره بریم گل بخریم؟"

منم برم گل بخرم؟

منم واقعا دلم میخواست برم گل فروشی

و قرارم با دوستام افتاد واسه یه روز دیگه

چون صبح وقتم آزاد بود رفتم گل فروشی

فکر نمیکنم نیازی باشه که مراقب باشم

اگه اون دو نفر با هم زوج بودن خب مراعات می کردم

ولی خب اینطور نبود

خیلی ساده فکر کردم دلم میخواد برم گل فروشی

وقت هم دارم، پس میتونم برم

...بعد از گل خریدن میتونم از جونگ کوان بخوام

منو ببره جایی که با دوستام قرار دارم؟

بعد از اینکه تو رو آورد خونه - من مشکلی ندارم -

تو رو که باید برسونه خونه

نه، لازم نیس - نه -

من ماشین خیلی دوست دارم رانندگی رو هم همینطور

بعد از اینکه تو رو آورد خونه، منو ببره

آخه نمیدونم اول باید کجا برم

آها

نمیدونم درسته یا نه ولی حدس میزنم که

هه سون و جونگ کوان قبلا با هم قرار می گذاشتن

اولش هه سون گفت نمیتونه بیاد

چون برنامه داره

ولی صبح پرسید که میتونه بیاد یا نه

منم گفتم که مشکلی نیس

بعدش گفت میخواد که جونگ کوان بعد گل فروشی ببرتش جایی که با دوستاش قرار داره

به من گفت من اول برم خونه ولی من گفتم اشکالی نداره

اول می بریمش پیش دوستاش بعد برمی گردیم خونه چون من ماشین سواری دوست دارم

ولی اصرار داشت که من اول برم خونه

و فهمیدم که جایی نیس که من بخوام دخالت کنم

اوه - واو -

هه سون موقع حرف زدن لحنش محکم بود - اصرار داشت که بوهیون اول بره خونه -

"نه. بمون خونه"

"می رسونمت خونه"

فکر میکنم وقتی اونجایی تازه بیشترم حس میشه

بوهیون اصرار هه سون رو حس کرده

چند بار هی تکرار کرد

!آروم بود ولی مشخص بود داره خط و نشون میکشه

باید آماده بشین

ببخشید؟

ببخشید ببخشید

منو صدا زدین؟ - به وقت بیشتری نیاز دارین؟ -

نه. ساعت چنده مگه؟ یازده اس؟

نه - آماده این؟ -

نه

خوبی؟ - بله؟ -

ساعت 5 خوابم برد

گفتی میخوای بری گل بخری، داشتم فکر می کردم منم باهاتون بیام

شاید حالت خوب نیس مریضی؟

نه

چیه؟ نمیشه باهاتون بیام؟

منظورت چیه؟ میتونم باهاتون بیام گل بخرم؟ -

مهم نیس

اوه؟ آماده شدین؟ - آره -

ناهارم بخوریم؟

اونقدرا که فکر می کردم، خسته نیستم

من از اونی که فکر میکردم خسته ترم

واقعا؟

ای وای

اینکارو میکنه که تنهاشون بذاره؟

حدس میزنه چیزی بینشون هست واسه همین سعی میکنه نره و تنهاشون بذاره با هم

نمیخواد بره - حس میکنه نفر سوم رابطه میشه -

شاید بعد دیدن گلا انرژی بگیری

چی بخوریم؟

سرچ کنم؟

نزدیک نامدمونه، نه؟ - آره -

جلوی میوندونگ - میوندونگ؟ -

رستوران های قمه ماهی زیادی اونجا هست

شما نگفتی برای صبحونه غذای کره ای ترجیح میدی؟؟

نه، هر چی باشه میخورم فقط از آرد درست نشده باشه

هر چی باشه مشکلی نیس؟ - نه -

...نفخ داری، هوم؟ پس

گوشت نمی تونی بخوری؟

نه، مشکلی نیس - میخوری؟ -

آره

پس کنار گل فروشی یه رستورانی هست که گوشت میفروشه

یکی از گزینه ها اینه

یدونه رستوران کره ای هم هست که طراحی داخلیش خیلی قشنگه

نودل سرد دوست دارین؟

آره. امروز هوا هم گرمه

ولی نودل مگه از آرد درست نشده؟

میشه من خونه بمونم استراحت کنم؟

حالم خوب نیس - حتما -

حالم خوب نیس واسه همین فکر کنم بهتره استراحت کنم

بدون من برین. ببخشید - نگران نباش -

خب، اولا خیلی خوابم میومد

اگه فقط خودم و جونگ کوان می بودیم چون بنده خدا تنها می بود

و باهاش می رفتم

ولی چون یه نفر دیگه هم بود گفتم خوبه که استراحت کنم

...بعد از گل خریدن میتونم از جونگ کوان بخوام

منو ببره جایی که با دوستام قرار دارم؟

و به نظر می رسید که با هم حرف دارن و بهتره که من تنهاشون بذارم

چون خسته بودم، دراز کشیدم ولی اشکام یهویی سرازیر شد

ولی موقع گریه کردن با خودم فکر می کردم که

نکنه فکر کنن چون نمیرم گل فروشی، دارم گریه میکنم

به خاطر اون گریه نمی کردم خیلی نگران بودم

سعی کردم اشکامو نگه دارم

انگاری امروز ادامه ی دیروز بود

من سعی میکنم با هر چهار تا آقا یه طور رفتار کنم

ولی انگاری هومین داره از من دوری میکنه

به خاطر اون یکم سختم بوده

میخوام فاصله امو ازش حفظ کنم

اگه باهاش حرف بزنم انگاری هیچ اتفاق خاصی نیفتاده، احساساتم متزلزل میشن

منو یاد قدیما میندازه

بر اساس شخصیتش، اصلا واسه من پیام نمیفرسته

خیلی واضح بهم گفت که با هم غریبه ایم

به خاطر همین فکر میکنم منو انتخاب نمیکنه

دلیلم این نبود که به کسی دیگه علاقه مند بوده باشم

فقط فکر کردم باید ازش دوری کنم

از لیست خط بزنمش

راستش هنوز به کسی علاقه مند نشدم

!وای، خیلی سخته

واسه همین انقدر بهش سخت گذشته

راستش من بعد بهم زدن باهاش اصلا یه ذره هم گریه نکردم

خیلی خوب زندگیمو کردم

خیلی خوشحال بودم و فکر می کردم همه چی برام ممکنه

ولی امروز فهمیدم دلیلش این نبوده که جدایی روم تاثیری نگذاشته

واسه این بوده که فکر نمیکردم از هم جدا شدیم

هنوز جداییمون رو قبول نکردم

بله. همچین حسی داشتم

،بعد از دیدن هومین

فهمیدم که با اینکه با هم توی یه جاییم ولی دیگه با هم نیستیم

واسه همین به گریه افتادم

حس میکنم هنوز کاملا ازش دل نکندم

می فهمم که رابطه امون تموم شده

ولی نمیدونم آزاد شدم یا نه

ما بهم زدیم و من دیگه هرگز با بوهیون قرار نمیذارم

باید ازش دل بکنم

شایدم دارم مغزم رو شست و شو میدم

حتی اگه پشیمون باشیم هم باید همینجا همه چیو تموم کنیم

وقتی به بوهیون فکر میکنی، چه حسی داری؟

الان؟

احساس درد میکنم

دارم جداییمون رو می پذیرم

...هر دفعه که بینمون خط میکشه

جداییمون مشخص میشه و منم متوجه جداییمون میشم

...من خودمو نگه داشتم و قایم شدم

بالاخره یکی عاشق بوهیون میشه

و خودشم یه روزی عاشق یه نفر میشه

این مدت داشتم احساساتم رو انکار میکردم

فکر کنم بعد جداییمون اولین باره که منو میبینه

میخوام خوشحال باشه نمیخوام که بدبختی بکشه

امیدوارم گریه نکنه

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left