The first 200 lines.
تقدیم به هواداران کمدین دوست داشتنی دیو شپل
ممنون
همگی بفرمایین بشینین تکیه بدین، راحت باشین
حرفها برای گفتن دارم برو که رفتیم
ممنون
باید یه چیزی رو بدونین
میخوام حقیقت رو بگم ولی وحشتزده نشین
این قراره آخرین استندآپ ویژه من باشه
اشکالی نداره، بهم گوش بدین
بخاطر همین توی دیترویت اجراش کردم
درسته
میدونین چرا؟
چون توی استندآپ ویژة اولم حسابی ریدم به دیترویت
گفتم بذارم آخرین استندآپ ویژهمم همینجا برگزار شه
بخاطر اون قضیه هم شرمنده
قبل از اینکه شروع کنم، باید این نکته رو "یادآور بشم که "من پولدار و مشهورم
و تنها دلیلی که دارم این حرف رو میزنم
اینه که این 17 ماه اخیر خیلی سخت گذشت و نمیتونم تصور کنم
که مردم چه مصیبتایی رو تحمل کردن
خب، از دیدنتون خوشحالم
و خوشحالم که حالتون خوبه و امیدوارم عزیزانتون سلامت باشن
...نگران من نباشین، من
واکسن زدم
واکسن "جانسون و جانسون" زدم :) معادل واکسن برکت خودمون
...باید اعتراف کنم، این احتمالا
کاکاسیاهانه ترین تصمیمیه که بعد از مدتها گرفتم
رفتم پیش دکتر گفتم "یه واکسن درجه سه بهم بزن"
از همونایی میخوام که" "به بیخانمانا میزنین
فعلا که مشکلی پیش نیومده
و میدونم که ممکنه توی اخبار شنیده باشین که منم کرونا گرفتم
ولی چیز عجیبی بود
خب، اولا وقتی دکتر بهم گفت که کرونا گرفتم
باید بگم، از احساسی که بهم دست داد تعجب کردم
عذاب وجدان گرفتم
چندشم شد
چون قبلش داشتم توی خیابونای تگزاس راه میرفتم
با دستای عرق آلود و مرطوبم دست میزدم به دستگیره درها و چیزای دیگه
به ملت انعام میدادم "بیا، اینو ببر خرج خونوادهت کن"
احتمالا یه هزار نفری رو کشتم
تا امشب بتونم اجرا کنم
پس امیدوارم فیض ببرین
چون خیلیا برای این اجرا جونشونو فدا کردن
از آخرین باری که عذاب وجدان گرفتم خیلی گذشته
آخرین باری که یادمه همچین عذاب وجدانی داشتم
به گمونم بچه بودم
یه کشیش داشت بهم تعرض میکرد
ولی دلتون برای من نسوزه من خوشم اومد
یادمه وقتی آبمو پاشیدم تو صورتش به اوج لذت رسیدم
خب، خودش ازم خواست
دکترا گفتن باید قرنطینه بشم
باید حداقل ده روز توی قرنطینه میموندم
"گفتن "باید توی اتاقت بمونی هیچ جا نرفتم
و داشتم کم کم خل میشدم چون مینشستم تو اتاقم
و کل روزو کلیپ میدیدم
خب، میدونین داشتم چی میدیدم؟
خوشم نمیاد به زبون بیارمش ولی کلی کلیپ دیدم که
...متاسفانه، سیاهپوستا
داشتن بی دلیل آسیاییا رو کتک میزدن
انگیزه کتککاریاشون مشخص نبود باورم نمیشد
و نشسته بودم توی اتاقم
این کصشعرو میدیدم داشت مضطربم میکرد
البته از قبل اضطراب داشتم ...چون کل مدتی که
کرونا میگیری ...حداقل پنج روز اولو
صبر میکنی ببینی چقدر مریض میشی
:این حرفم واقعیت داره ...از قضا
کلا مریض نشدم
نه سرفهای، نه آبریزش بینیای نه تب و لرزی، هیچیِ هیچی
منو نظاره کنین
من "مجیک جانسونِ" کرونا هستم بسکتبالیست بازنشسته که به ایدز مبتلا شد و درمان شد
نشسته بودم کنج خونه و هر هفته قویتر از قبل میشدم
ولی مضطرب بودم، چون تمام مدت داشتم کلیپای سیاهپوستای عزیزمو میدیدم
که داشتن آسیاییای عزیزمو کتک میزدن و رحم و مروت از یادشون رفته بود
و تمام مدتی که داشتم کلیپا رو میدیدم میدونم حرف ناجوریه
...ولی وقتی میدیدم برادرای سیاهپوست
دارن آسیاییا رو کتک میزنن تنها چیزی که فکرمو مشغول کرده بود این بود
که احتمالا توی بدنمم داره همین اتفاق میافته
اصلا مریض نشدم
راستی کلی کلیپم از بشقاب پرندهها دیدم
خداوکیلی، این کصشعرا چیه داستانشون؟
این بیناموسا بین ما هستن
این بشقاب پرندهها هی وارد زمین میشن
و باعث شد ایده یه فیلم به ذهنم برسه
شاید مسخره باشه ولی گوش کنین ببینین چی میگم
توی فیلم من
...آدما میفهمن که این فضاییا
در واقع زمینی بودن
ولی اهل یه تمدن باستانی هستن که تونستن
به تکنولوژی سفرهای فضایی دست پیدا کنن
و هزاران سال پیش، زمین رو ترک کردن
یه سیاره دیگه پیدا میکنن
و اوضاع توی اون سیاره براشون افتضاح پیش میره
پس برمیگردن به زمین
و تصمیم میگیرن زمین رو دوباره به مالکیت خودشون دربیارن
ایده داستانی نابیه، نه؟
!آره
"اسم فیلمو گذاشتم "یهودیان فضایی
"یهودیان فضایی"
عاشقشیم - خیلی خب -
قراره کار به جاهای باریکتر برسه سفت بچسبین
اوضاع قراره از اینم بیریختتر بشه
بعدش ایده یه کتاب کودکان به ذهنم رسید
در واقع کامل نوشتمش بزودی منتشر میشه
این کتاب طراحی شده تا به والدین کمک کنه تا مفهوم نژادپرستی رو به بچههاشون یاد بدن
که اگه بچه داشته باشین میدونین
یاد دادن این مفهوم به یه بچه غیرممکنه
ولی من موفق شدم انجامش بدم
کتاب درمورد یه مرد سیاهپوست درشتاندام و قوی و خوشروئه
با یه اسمی که جیغ میزنه سفیدپوسته
و لهجه سفیدپوستی هم داره
هر وقت این پیشونیسیاه زنگ میزنه رستوران که میز رزرو کنه
براش رزرو میکنن
با اون اسم و لهجه کی میتونه مقاومت کنه؟
البته باید اینم بگم که این مرد سیاهپوست به معنی واقعی کلمه یه غوله
و خیلی زورش زیاده
و وقتی میره رستوران و میبینن یه سیاهپوست غولپیکر اومده
"بهش میگن "اجازه ورود نداری و بعدش زنگ میزنن پلیس
و توی تک تک قسمتهای اون کتاب هم
پلیس میاد و همیشه بهش تیراندازی میکنن
ولی یادتون باشه یادتون باشه یارو واقعا غوله
و این گلولهها نمیکشنش حتی زخمیش هم نمیکنن
فقط دلشو میشکونن
"اسم کتابم اینه "کلیفورد، کاکاسیاه غولپیکر کسی نظری داره؟
این آخرین استندآپمه چون میخوام یه منظوری رو برسونم
...امشب اومدم اینجا
تا این زنجیره آثاری رو که برای نتفلیکس تولید کردم
تکمیل کنم
و به تمام سوالاتی که
درمورد جوکهایی که طی این چندسال گفتم براتون پیش اومده
امیدوارم امشب بتونم جواب بدم
!شروع کنم، درسته LGBTQ و دوست دارم با جامعه :) جامعه بیماران روانی و منحرفان جنسی
و میخوام تمام اعضای اون جامعه بدونن
با اعلام آتش بس اومدم
و امیدوارم بتونیم سر بازگشت "دابیبی" به توافق برسیم
داستان بشدت غمانگیزهایه
دابیبی، تا همین چند هفته پیش
آرتیست رتبه یک پلتفرمای آنلاین بود
...روی صحنه، از دهنش پرید و یه سری
یه سری حرفای جنجالی زد LGBTQ راجع به جامعه
توی کنسرتی که توی فلوریدا داشت
حالا همونطور که میدونید منم خیلی بهشون تیکه میندازم
ولی حتی منم وقتی کلیپشو دیدم گفتم "پشمام، دابیبی"
فشاریشون کرد، نه؟
فشاریشون کرد
بیماری ایدز رو صاف کوبوند توی LGBTQ چشم جامعه
نمیذارن همچین کاری کنی
نمیذارن
ولی به عقیده من که بعدا بیشتر توضیح میدم
این جوون اشتباه فاحشی کرد
اینو قبول دارم
LGBTQ ولی اکثر اعضای جامعه گذشته دابیبی رو نمیدونن
آدم کلهخرابیه
یه بار توی فروشگاه والمارت یه یاروی سیاهپوستی رو با اسلحه کشت
اوه، واقعیت داره، گوگلش کنین
دابیبی یه پسره رو داخل والمارت توی کارولینای شمالی با اسلحه به قتل رسوند
هیچ اتفاق بدی برای حرفهاش نیفتاد
فهمیدین میخوام چه نتیجهای بگیرم؟
توی این کشور، میشه بزنی یه نفرو با اسلحه بکشی
ولی خدا به دادت برسه اگه احساسات یه آدم گی رو جریحه دار کنی
و این دقیقا همون تناقضیه که میخوام راجع بهش صحبت کنم
یه سوال از شما حضار دارم
و این سوالو جدی دارم میپرسم شوخیای در کار نیست
ممکنه یه آدم همجنسگرا نژادپرست باشه؟
!آره! آره
واقعا نظرتون همینه؟ - آره -
معلومه که ممکنه مایک پنس" رو ببینین"
دارم حدس میزنم ولی شرط میبندم گیه
آره - خدای من -
و از اون گیهایی که راهپیمایی میرن هم نیست از اون گیهای افسردهست
دلم براش میسوزه
شبیه اون گیهاییه که دعا میکنه شفا پیدا کنه
مسیح مقدس، لطفا این احساسات ناپاک رو" "از قلب من بیرون بران
تمنا میکنم ای مسیح مقدس" "این سوراخ کونا رو به چشم من زشت بگردان
دوست ندارم به خوردن" "این کیرها ادامه بدم
جالبه
شماها دارین احساساتتون رو با هم قاتی میکنین فکر میکنین من از گیها بدم میاد
ولی چیزی که واقعا دارین میبینین
اینه که من به گیها حسودیم میشه
حسودیم میشه
من تنها سیاهپوستی نیستم که همچین احساسی داره
ما سیاها به جامعه گیها نگاه میکنیم و میگیم
لعنتی، نگاه کنین چقدر" "جنبششون داره خوب نتیجه میده
"نگاه کنین چقدر پیشرفت کردین"
و ما قرنهاست که توی این شرایط گیر کردیم
ناموسا چطوری اینقدر تونستین پیشرفت کنین؟
دست خودم نیست که این فکرو نکنم
که اگه بردهها به خودشون روغن بچه میزدن و شورت جین میپوشیدن
ممکن بود یه صدسالی زودتر از بردگی آزاد میشدیم
میگیرین منظورم چیه؟
اگه مارتین لوتر کینگ میگفت
"میخوام همه از خود بیخود بشن"
"بدناتونو تمیز و براق کنین"
من از گیها نفرت ندارم اتفاقا حسابی براتون احترام قائلم
راستش، نه همهتون
با این گیهای تازه وارد حال نمیکنم
زیادی حساس و نازک نارنجیان
اینا اون گیهایی نیستن که من باهاشون بزرگ شدم دلم برای گیهای قدیم تنگ شده، حاجی
"اون گیهای شورش "استونوال من برای اونا احترام قائلم
نمیذاشتن کسی بهشون زور بگه و برای آزادیشون جنگیدن
برای این حرکتشون احترام قائلم تازه من گی هم نیستم
و دلم میخواد مثل اون گیهای استونوال باشم
No comments yet. Be the first to leave one.