The first 175 lines.
بابا لنگ دراز قسمت نهم
...من در بيان احساساتم ناتوانم
حتي اگر سرشار از احساسات عاشقانه باشم
ولي اين اشك ها دروغين نيستند
اين يک واقعيت غيرقابل انکاره
عشق من به تو که الان در خاطرم زنده شده
را نمي توانم در يک نامه خلاصه کنم
من دارم به سوي تو مي آيم
اين گيج کننده است که هنوز نمي توانم درباره آن صحبت کنم
داره شروع ميشه، هميشه از اين لحظه به بعد
حالا من آماده ام که بانوي عشق باشم
آيا عموي جوليا آدم خاصيه؟
از من ميخواي اينجا رو به يه مهمون نشون بدم؟
واقعاً دلم ميخواد اين کارو واسم انجام بدي
من تمام بعد از ظهر رو کلاس هستم
ولي جوليا اون مهمون توئه، مگه نه؟
چرا از من ميخواي اين کارو بکنم؟
جوليا ديرت ميشه ها
فهميدم! اصلاً چرا از سالي نمي خواي؟
.من نمي تونم! من هم بعد از ظهر کلاس دارم
واي نه
!بريم ديگه! عجله کن
بيزحمت هواشو داشته باش
هي، مهمونت کيه؟
عمومه، جرويس پندلتون
برادر کوچيکتر پدرمه
عموت؟
آره. اونو مي سپارم به خودت
آخه اصلاً حوصله اين كارو ندارم
اوه، چون عموي منه نمي خواي اين کارو بکني؟
نه
...نه به اين خاطر، ولي
پس من روت حساب مي کنم
!صبر کن
حالا اون چطور آدمي هست؟
اون آدم خاصيه
اصلاً تو مراسم هاي عمومي شركت نمي كنه
جودي، من روت حساب مي کنم
اون گفت که عموش با ديگران گرم نمي گيره
جرويس پندلتون لباسهاي عَجَق وَجَق مي پوشه و از غافلگير کردن ديگران لذت ميبره
اون پيشاپيش هتل رزرو نمي کنه و بدون خبر دادن به ديگران ميره مسافرت
اون واقعاً آدم عجيب و غريبيه
در يک کلام، اون مايه خجالت ما پندلتون هاست
.اون آدم نرمالي نيست
اون ساعت يك تو پاركينگ منتظره
تنها كاري كه لازمه بكني اينه يه دور كمپ رو نشونش بدي
هر چند كه خودش خيلي هم خوشش نمياد
!واي ساعت 1 شد كه
!الکي وقتمو تلف مي کني، جوليا
!به موقع رسيدم
من كه خودمو رسوندم، ولي مثل اين كه اون قرار نيست سر موقع بياد
اون فقط به فكر خودشه انگار نه انگار عموي خودش داره مياد
اصلاً چرا من بايد اينجا رو نشونش بدم
مثل اين كه اومد
.من هم اتاقي جوليا پندلتون هستم، جودي آبوت
.نه خوب نشد
.اسم من جودي آبوته
من هم اتاقي جوليا پندلتون هستم ...جوليا فعلاً يه جايي كار داره
...خب
پس چي بايد بگم؟
عذر مي خوام، دوشيزه خانم
دفتر مدرسه كجاست؟
اوه، تو همين ساختمون بغليه
.اوه، از لطفتون سپاسگزارم
خداي من، چرا آدماي پولدار اينقدر بدقولن؟
هي بيدارين؟
ب-بله
چطور شده؟
.اوه، لازم نيست از جاتون بلند شين
الان وقت استراحت ظهرتونه؟
بله. من دارم از يه بعدازظهر بدون كلاس لذت مي برم
متوجهم
.عجيبه
اوم...من منتظر كسي هستم
که اينطور
راستشو بخواين، من هم همينطور
اون مثل هميشه بدقول بازي درآورده
!راست ميگه ها
كسي که شما منتظرشين هم بايد آدم بدقولي باشه
همينطوره
اصلاً بدقول بودن تو ذاتشه
آدماي پولدار حتي يه بار هم با خودشون فکر نمي کنن كه معطل كردن مردم يعني چي؟
اون يه آدم پرمدعا، و خودخواهه از اينا گذشته لباساي عجق وجق هم مي پوشه
و بدون خبر دادن به ديگران ميره مسافرت اون واقعاً آدم عجيب غريبيه
.خلاصه اين که اصلاً آدم نرمالي نيست- بسه ديگه، کاملاً متوجه شدم-
بسه ديگه، کاملاً متوجه شدم-
فكر مي كردم جوليا حتماً مياد پيشوازم
...يعني شما عموي
،من جرويس پندلتون خودخواه عجيب و غريب و به قول مردم پولدار هستم
...اوم
.واقعاً متأسفم
...نمي دونستم
!صبركن ببينم
!واقعاً كارتون خيلي زشت بود
شما عمداً كاري كردين من اينجوري صحبت كنم
.البته كه نه
من فكر مي كردم جوليا قراره بياد اينجا تازه من اصلاً اسم شما رو هم نمي دونم
.من جودي آبوت هستم
پس تو جودي هستي؟
...باورم
يعني چهره ام اينقدر عجيب و غريبه؟
.نه، منظورم اين نبود
جوليا دربارتون يه چيزايي بهم گفته بود
به من دست نزنين- آه ببخشيد-
به هر حال بعيده درباره من به خوبي حرف زده باشه
چيزي گفتين؟
.نه
بگذريم، اين برادرزاده بد قول من كجاست؟
اون كلاس داشت واسه همين منو به جاي خودش فرستاد
.فكر كنم حسابي به زحمت افتادين
شما بايد به آدم خاص و عجيب و غريبي مثل من اينجا رو نشون بدين
ولي مثل اين كه كمپ خوبيه
.جناب پندلتون، ماشين رو پارك كردم
بله. ممنونم
.اوم...نمي تونم ازتون قبول كنم
.بايد واسه خودت كفش نو بخري
تو بهار خيلي بارون مياد
"...كفش"
خيلي خب، اينو بهش بده
لطفاً اينو بردار ديگه
نه، گفتم كه من نيازي به پاداش ندارم
بايد چند تا كفش و لباس نو واسه خودت بخري
تو روز باروني نمي توني اونا را بپوشي، باشه؟
.واقعاً كه عموي جولياست
خب، لطف مي كنين اينجا رو نشونم بدين؟
.اين ساختمون بزرگه، ساختمون اصلي مدرسه است
.اون ساختمون سمت چپي، باشگاه بدنسازيه
كلاس درس هاي ما تو اين ساختمون هستن
.اون ساختمون، بيمارستان مدرسه است
....و اين بغلي
.هي، يه لحظه صبر كن
از ديدن ساختمون هاي مدرسه خوشت نمياد؟
نه، مسأله اين نيست
جاي مورد علاقت تو كمپ كجاست؟
كجاها رو دوست داري جودي؟
...جايي كه بيشتر از همه دوست دارم
ميتونم دومين جايي كه بيشتر از همه .دوست دارم رو بهت نشون بدم
انتظار هم داشتم دومين جاي مورد علاقت همچين جايي باشه
.جاي خيلي قشنگيه
درياچه تو زمستون يخ مي بنده و همه اينجا اسكيت مي كنن
خب، حالا بگو ببينم جايي كه بيشتر از همه دوست داري كجاست؟
.بهت نمي گم
آخه چرا؟ هر چقدر بيشتر بخواي از من مخفي كني من بيشتر مشتاق ميشم بدونم كجاست
يه چيزي رو بايد بهت بگم
اگه فكر مي كني هر كاري كه دلت ميخواد مي توني انجام بدي، بدون كه سخت در اشتباهي
چيز خاصي گفتم كه اينقدر عصباني شدي؟
.نه
پس چرا عصباني هستي؟
.من عصباني نيستم
...فقط
فقط چي؟
از اين که آدماي پولدار فکر مي کنن که هر کاري دلشون خواست مي تونن انجام بدن خوشم نمياد
از آدم هاي پولدار بدت مياد؟
.ازشون متنفرم
اگه آدم قرار باشه به خاطر داشتن پول از كسي متنفر باشه
واسه كارمنداي بانك پيدا كردن دوست خيلي مشكل ميشه
لطفاً با کلمات بازي نکن
مي دونستم آدم مغرور و خودخواه و عجيب و غريبيه هر چي باشه يه پندلتونه
...باشه
فهميدم چکار کنم
خب پس، تو رو مي برم به جايي كه بيشتر از همه دوست دارم
ممنون ميشم اگه اين کارو بکني
.ولي مسؤليت هيچ اتفاقي رو قبول نمي كنم
منظورت چيه؟
!رسيديم
خب، نمي خواي بياي يه نگاهي بندازي؟
اينجا ديگه حتي اگه انعام هم بدي كسي كمكت نمي كنه
.ميدونم
كسي به دادم نمي رسه مگه اين که به يکي پول بدم بياد اين سقف رو درستش کنه
خب، جاي بعدي که بايد نشونت بدم کجاست؟
واقعاً جاي خوبيه
.کل محوطه كمپ رو ميشه از اينجا ديد
.معلومه سليقه ات خوبه، جودي
راستش، فكر نمي كنم دانش آموزاي معمولي از وجود همچين جاي خوبي خبر داشته باشن
به عنوان يه پولدار، همچين آدم بدي هم نيست
No comments yet. Be the first to leave one.