Mr. Corman

Mr. Corman

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Mr Corman S01E09 1080p WEB H264-CAKES
Mr Corman S01E09 720p WEB H264-GGEZ
Mr Corman S01E09 2160p WEB H265-GGWP
Mr Corman S01E09 WEBRip x264-ION10
A Commentary by NegarFD
🔴 30nama | Negar FD 🔴

Tags

web
720p
720
1080
webrip
x264
BRip
Published on: 2021-09-24
Downloads: 56
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 189 lines.

‫مترجم: ‫Negar FD

‫آره، پس واقعا خبر بدی ندارم.

‫نمراتش عالین و توی کلاس کارش خیلی خوبه

‫سوالای خوبی می‌پرسه و ‫نظرات شخصی خودش رو داره

‫و مطمئنم وقتی بزرگتر بشه

‫می‌تونه هر کاری که می‌خواد تو زندگیش بکنه.

‫درسته

‫ببخشید؟

‫نه، ممنونم خیلی لطف دارین.

‫جدی می‌گم!

‫نه، می‌دونم جدی میگین.

‫-باشه، خب، سوالی هست...؟ ‫-من فقط...

‫قبلا مثل اون بودم.

‫-چه عالی! ‫-آره آره

‫اوه خدا، وقتی 11 سالم بود فقط 20 می‌گرفتم.

‫-چه خوب. ‫-اوه خدای من.

‫و کلاس پنجم!؟ بیخیال! مخ ریاضی بودم!

‫-تو تمام تستای ریاضیم 20 می‌گرفتم. ‫-عالیه.

‫می‌دونی، واقعا اهمیتی نداشت ‫ولی اون زمان حس خوبی می‌داد.

‫و همه همین چیزا رو بهم می‌گفتن، می‌دونی؟

‫"خیلی باهوشه. رو هر کاری ‫تمرکز کنه می‌تونه انجامش بده!"

‫حالا به کجا رسونده منو؟

‫اوه نیاز دارین جواب بدین؟

‫-نه نه نه ‫-نه، مشکلی نیست. اشکالی نداره.

‫باید برم در هر صورت. ‫تو برو به اون برس.

‫-و ممنونم. نه، اشکالی... ‫-واقعا مشکلی نیست. می‌تونیم...

‫مشکلی نیست. ممنونم برای وقتی که گذاشتین.

‫باشه ممنونم.

‫-بای ‫-بای بای

‫هی! میشه با بابات صحبت کنی لطفا؟

‫-بهت زنگ زده؟ ‫-بهم زنگ می‌زنه رفیق!

‫-بهت گفتم شمارت رو بهش نده! ‫-10 سال پیش گفتی!

‫-می‌خوای چی کار کنم؟ ‫-فقط جواب نده.

‫-رفیق، تمومش نمی‌کنه زنگ زدن رو! ‫-گوشیت رو خاموش کن.

‫من یه دختر دارم رفیق، ‫نمی‌تونم گوشیم رو خاموش کنم.

‫-می‌تونی... بعد یه مدت بس می‌کنه، باشه؟ ‫-لطفا گوشی رو جواب بده!

‫-نمی‌تونم! نمی‌تونم! نکن این کار رو! ‫-می‌خوام گوشی رو جواب بدم. آره جواب میدم.

‫هی آرتی سلام. چطوریایی؟

‫سلام؟ ویکتور؟

‫سلام، بابا

‫جاش، خدایا... خداروشکر.

‫نمی‌تونی نصف شب به ویکتور زنگ بزنی

‫دارم سکته می‌کنم! می‌شنوی صدام رو؟

‫لطفا، ترسیدم...

‫صدات خوب به نظر میاد

‫-باید برم بیمارستان ‫-پس برو بیمارستان

‫-ماشین ندارم ‫-دفعه‌ی آخری که دیدمت داشتی

‫آره، خب... یعنی اون چند وقت پیش بود؟

‫ببین اگر واقعا داری سکته ‫می‌کنی باید زنگ بزنی به آمبولانس.

‫نه، هیچوقت به موقع نمی‌رسن.

‫محض رضای خدا! فکر کردی دارم ‫چرت و پرت می‌گم؟ اینطور نیست!

‫از ساعت 7:30 به بعد دست چپم رو حس نکردم!

‫همون موقع برای اولین بار ‫زنگ زدم اما جواب ندادی!

‫و داره بدتر میشه، خیلی‌خب؟

‫درد قفسه‌ی سینه دارم، نمی‌تونم نفس بکشم.

‫سرم داره گیج میره، اوه ‫خدا... الان سرم داره گیج میره.

‫دارم می‌چرخم، دارم می‌چرخم، دارم می‌چرخم...

‫اوه خدای من، دارم می‌چرخم...

‫خدایا

‫-پشت بشین! ‫-چی؟

‫تو پاندمی هستیم! حتی ماسکم نزدی!

‫-بشین پشت! ‫-باشه.

‫-خونه‌ی خوبیه. ‫-میشه لطفا رانندگی کنی؟

‫تو یه کارت اعتباری به اسم من گرفتی

‫چی؟

‫گفتم یه کارت اعتباری به اسم من گرفتی.

‫-اصلا نمی‌دونم راجع به چی حرف می‌زنی. ‫-سازمان جمع‌آوری رو فرستادن دنبالم!

‫اونا همشون کلاهبردارین.

‫یه صورتحساب برای شزجی ‫تو سانتا مونیکا ثبت شده بود!

‫-خیلیا میرن اونجا! ‫-من اونجا نمیرم، تو میری.

‫خب که چی؟ می‌دونن بابات ‫دوست داره کجا غذا بخوره.

‫فهمیدنش سخت نیست.

‫می‌تونم بهت بگم بابای اون ‫یارو دوست داره چی بخوره.

‫می‌دونی، تا فردا بهم وقت بده. ‫این اطلاعات رو برات در میارم.

‫کد ملیت رو که بهشون ندادی، دادی؟

‫خیلی‌خب، شب به خیر.

‫چی؟ می‌خوای مثل راننده ‫تاکسیا فقط پیادم کنی؟

‫آره، نیاز به ماشین داشتی.

‫-آره ‫-پس برو

‫باهام نمیای؟

‫نه قرار نیست الان باهات بیام تو یه بیمارستان.

‫اصلا توجهی به اوضاع دنیا داری؟

‫باشه. خب، اگر تو نمیای، منم نمیرم.

‫-البته که میری. ‫-چرا؟ کاری که نمی‌کنه.

‫-اگر داری سکته می‌کنی کار می‌کنه! ‫-نه لزوما.

‫باشه. پس واقعا داشتی سکته نمی‌کردی.

‫اوه نه، داشتم می‌کردم. ‫فقط دیگه حسش نمی‌کنم.

‫چیه، چیز بدیه؟ ترجیح ‫می‌دادی در حال مرگ باشم الان؟

‫منظورم اینه که، یه سری علائم نگران کننده ‫داشتم ولی الان دارن محو میشن خداروشکر.

‫پس بیا بریم یه نوشیدنی بگیریم.

‫-برو بیرون. ‫-بیخیال!

‫-کجا میری؟ ‫-میرم خونه.

‫-می‌خوای اونجا چی کار کنی؟ ‫-بخوابم. ساعت 2 صبحه.

‫اگه الان بری خونه در هر ‫صورت نمی‌تونی بخوابی.

‫بیخیال، یه شب بیرونه!

‫-بارها بسته‌ان. ‫-یه جایی رو می‌شناسم که می‌تونیم بریم. فقط یه...

‫می‌دونی که من هوشیارم. درسته؟ ‫از وقتی 13 سالم بود هوشیارم.

‫یادت نیست این رو؟

‫باشه، خب بیا بریم قهوه بگیریم.

‫-همه جا بسته‌ست بابا. ‫-پس میریم به یه مک‌دونالد کوفتی!

‫من قرار نیست برم تو مک‌دونالد!

‫میشه فقط یکی رو بگیری... برای تو گرفتم!

‫نه، ممنون

‫باشه. خب، من فقط به یکیشون دهن می‌زنم

‫تا اگه نظرت عوض شد ازم بگیری.

‫-قرار نیست نظرم عوض بشه. ‫-باشه.

‫اوه لعنت. فکر کنم به جفتشون دهن زدم!

‫-برام مهم نیست. ‫-خیلی‌خب.

‫خب... حالت چطوره؟

‫خوبم، تو چطوری؟

‫خب، می‌خوای چطور به این سوال جواب بدم؟

‫واقعا کنجکاوی بدونی حالم ‫چطوره یا فقط می‌خوای آرومم کنی؟

‫-این روزا چی کارا می‌کنی؟ ‫-چرا می‌خوای بدونی؟

‫می‌خوام بدونم چون من واقعا ‫کنجکاوم بدونم حالت چطوره.

‫منظورم اینه که، شاید تو نسبت به من کنجکاو ‫نباشی، ولی می‌دونی... من پیرم... حوصله‌سربرم.

‫و تو جوونی. تو حتما یه سری ‫اتفاق مهم تو زندگیت داری.

‫خب، متاسفم که ناامیدت می‌کنم

‫-بیخیال؛ تو هیچوقت... ‫-چی می‌خوای؟

‫چیزی نمی‌خوام. فقط ‫می‌خوام راجع بهت بدونم!

‫می‌خوام از زندگیت بشنوم! ‫می‌دونی... چیزی که تو ذهنته.

‫می‌دونی، تو پسرمی. ‫می‌خوام همه‌چیز رو بدونم.

‫بیخیال! هر چی بگی خوبه! ‫امروز چی کار کردی؟

‫مثل بقیه داری نون می‌پزی تو هم؟

‫همش می‌شنوم همه دارن ‫تو این اوضاع نون می‌پزن.

‫می‌دونی همه مخمر می‌خوان ‫و هیچکس نمی‌تونه گیر بیاره.

‫تو همه مخمرهارو گرفتی؟

‫نه، فقط کار می‌کنم.

‫-عه کارای موقت انجام میدی؟ مثلا تو اسکایپ... ‫-موقت نه، یه شغل ثابته.

‫اوه نه، می‌دونم شغل جدی محسوب ‫میشه وقتی برای زندگیت انجامش میدی

‫من یه معلمم.

‫اوه درسته، باشه. چه جور معلمی؟ خصوصی؟

‫معلم کلاس پنجمم. دبستان ون‌نویز وست.

‫صبر کن تو... داری تو مدرسه تدریس می‌کنی؟

‫آره، یعنی الان تو زوم تدریس می‌کنم ولی آره

‫-نیاز به مدرک نداری ؟ ‫-یه مدرک معلمی گرفتم.

‫خدایا

‫و خب... چطور پیش میره؟

‫عاشقشم.

‫خب این عالیه. راستش ‫خیلی بهت افتخار می‌کنم.

‫یعنی واقعا روزم رو ساختی! ‫سال کوفتیم رو ساختی!

‫یه کاری پیدا کردی که ‫عاشقشی و داری انجامش میدی!

‫دیگه چی می‌مونه؟ و داری تدریس ‫می‌کنی! به بچه‌ها کمک می‌کنی!

‫فقط از کنار تو بودن حس می‌کنم آدم خوبیم!

‫می‌خوام به هرکسی که می‌شناسم زنگ ‫بزنم الان و بهشون بگم پسرم یه معلمه.

‫باشه.

‫به هر حال، فکر می‌کنم کاری ‫که انجام میدی خیلی خوبه.

‫-واقعا اینطور فکر می‌کنم. ‫-خب، ممنونم.

‫خب، تو چی کار می‌کنی؟

‫من؟ اوه، می‌دونی...

‫راستش زیاد کتاب می‌خوندم...

‫می‌دونی فقط تلویزیون رو ‫خاموش گذاشتم، کتاب باز کردم...

‫-تا حالا کتاب جرم و مجازات رو خوندی؟ ‫-نه.

‫عالیه. یعنی... خیلی روسیه!

‫راجع به یه مرده‌ست که یه پیرزنیو کشته

‫و نه برای پول و این چیزا.

‫هیچ دلیل خاصی برای کشتنش نداره

‫ولی نکته‌ش اینجاست، که ‫درک می‌کنی چرا انجامش داده!

‫داره دیوونه میشه، ولی می‌دونی... ‫تو باهاش ارتباط برقرار می‌کنی چون

‫-کسی رو نداره تا باهاش صحبت کنه... ‫-چی کار داریم می‌کنیم؟

‫چی... خب من دارم حرف ‫می‌زنم. داریم دوباره حرف می‌زنیم.

‫-ولی داریم راجع به چیزی صحبت نمی‌کنیم. ‫-باشه، می‌خوای راجع به چی صحبت کنی؟

‫می‌دونی چیه؟ چرا برنمی‌..

‫-فقط برمی‌گردم. ‫-بث چطوره؟

‫-بچه‌ها چطورن؟ ‫-خوبن.

‫-می‌دونی، زیاد نمی‌بینمشون. ‫-خب، بازم بیشتر از من می‌بینی.

‫یعنی اون کوچیکه رو اصلا ‫ندیدم. سارا، اسمش همینه، درسته؟

‫-آره. ‫-خب مطمئنم نیاز نیست به تو بگم

‫که چه قدر برام دردناکه

‫که یه نوه داشته باشم و ‫اجازه‌ی دیدنش رو بهم ندن.

‫اصلا نظری داری دلیلش ‫چیه؟ چون راستش، گیج شدم!

‫منظورم اینه که، خواهرت همیشه به ‫همه چیز بیش از حد واکنش نشون میده

‫ولی این یکی دیگه خیلی زیادیه!

‫چند بار دیر می‌رسم به پارک و یهویی

‫به خاطر دیر اومدنت نیست. ‫چت بودی، و دیوید رو هم انداختی.

‫-ببخشید من اون روز چت نبودم. ‫-من اونجا بودم!

‫-می‌دونم قبلا چت دیدی منو! ‫-تو 100% اون روز چت بودی.

‫-گوش نمی‌کنی اصلا... ‫-به چی گوش نمی‌کنم؟

‫سعی داشتم اون یکی بچه ‫رو نجات بدم که نیوفته!

‫نمی‌دونم یادته یا نه، چون ‫مشخصه تصمیم گرفتی

‫این داستان رو جوری بگی ‫انگار من یه خرابکار بزرگم!

‫ولی یه بچه‌ی دیگه داشت از اون ‫چیز بالا می‌رفت، هرچی که اسمشه!

‫و مادر و پدرش اصلا اون اطراف نبودن، ‫احتمالا سرشون تو گوشیشون بود یا هرچی

‫و من تنها کسی بودم که تو زمین بازی بود و اون بچه شروع کرد به افتادن، خب؟

‫و تونستم یکی از دستام رو بگیرم زیرش

‫اگر این کار رو نمی‌کردم، ‫احتمالا اون بچه گردنش می‌شکست!

‫و بله، مجبورم شدم یکی از ‫دستام رو از روی دیوید بردارم

‫و بله، سر خورد افتاد روی ‫زمین، می‌دونی... رو پشتش فرود اومد!

‫اصلا زخمی نشد، فقط ترسید

‫ولی ظاهرا درسی که اینجا ‫گرفتیم، اینه که من یه خطرم!

More Farsi Persian subtitles for Mr. Corman

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left