The first 192 lines.
واقعا فکر نميکردم بهم خوش بگذره ولي خيلي خوش گذشت
من عاشقه اردو ام کار هاي بد بد ممکنه اتفاق بيفته
درواقع،اردو نبود،یه جورایی رفتیم تو دله طبیعت
صبح بخير - مايکل -
رايان چند تا از مديره شعبه ها رو با توبي ....به جنگل دعوت کرد
تا همديگه رو بيشتر بشناسن...
مايکل رو دعوت نکرد
ظاهرا هر چيزي که لازمه در مورده مايکل ميدونن
تو کلبه خوابيديد؟
زيره ستاره ها خوابيديم واقعا زيبا بود،شما هم بهتره بريد
باب و من يه دفع کلاس هاي کوه نوردي رفتيم
رايان مايکل رو به گردشه اردو دعوت نکرد
توبي رفت ولي مايکل نرفت
دعوت نشده بود
کيا اومدن؟ - من،دان از شعبه بوفالو -
مارک جيزم،جف از شعبه آلباني و رايان
اينقدر شيريني درست کردن که من گفتم
من ديگه شيريني نميخورم من ديگه شيريني نميخوام
رایان منو با خودش به دله طبیعت برد
خيلي عالي بود
....تجربه زيبا - هي،کسي اهميت نميده -
هيچکي اهميت نميده،به اون اتاق نياز دارم ....پس
تمومش کن...
مايکل دعوت نشده بود
:مترجمان سينا رجبي___________King_sina روزبه________________Corleone
"اداره" "قسمت هفت فصل چهارم" "بازمانده"
فرضاً اگه من ازت بخوام بریم اردو
و تو ميدوني فرضاً يعني چي؟
يعني واقعيت نداره - فهميدم -
پس اگه فرضاً ازت بخوام باهام بياي اردو
با من مياي؟ - معلومه که آره -
وقتي مايکل فرضاً رو ميکشه وسط من هميشه ميگم آره
واقعا؟ - آره -
ميخواي امروز بريم؟
و من هميشه سرم شلوغه
اوه،نميتونم امروز بيام چون ميخوام خون اهدا کنم
مگه تو چند بار ميتوني خون اهدا کني؟
....محدوديت داره؟من - بدنت مقداره معيني خون داره -
خُب،همينو ميخواستي بگي يا...؟
آره،فقط اردو رفتنه توبي اعصابم رو خورد ميکنه يه خورده ضايع است
چطور؟
چند تا مرد تو چادر شيريني درست ميکنن
چی؟ - سلام،من اِوا خواهرم -
آدم اينطوري نميره اردو
....فکر کنم آدم بايد خودش تنهايي بره اردو - درسته -
وقتي آدم ميره تو دله طبيعت با يه مشت مرد نميره تو چادر بشينه
يا تنهايي ميره،يا اگه نظرت عوض شد دو نفري
عوض نميشه - پس خودم تنهايي ميرم -
ميدوني،ميخوام برم و خودم رو کشف کنم
ميخوام از اينجا بزنم بيرون
ميخوام از دسته روز هاي هميشگي و خسته کننده
و لامپ هاي مهتابي دور بشم
فکر کردم لامپ هاي مهتابي رو درست کرديم - خسته شدم جيم،ديگه از اينجا خسته شدم -
وقتي جن و من ماهواره خريديم
يه برنامه مستند به اسمه "مرده بازمانده" نگاه ميکرديم
....و
....جالب بود چون درمورده يه مردي بود
که ميرفت وسطه نا کجا آباد...
و سعي ميکرد که زنده بمونه
....سعي ميکرد غذاي حيوانات نشه یا
سعي ميکرد از دستشون قايم بشه....
:خيلي خُب،فقط به دو چيز نياز دارم چسبه نواري و چاقو
الان برات ميارم - باشه -
تا سي دقيقه ديگه برگرد
رسيد هاش هم برام بيار
هي،چيکار...؟
بزار ببينيم اينا بدردت ميخوره
من اسلحه هاي گوناگوني تو اداره نگه ميدارم
من با اسپري اشک آوري که زيره ميزم قايم کرده بودم
جونه جيم رو نجات دادم
مردم ميگن
اوه،نگه داشتنه اسلحه تو خونه يا محله کار" "خطرناکه
خُب من ميگم"خيلي بهتره به طوره تصادفي "توسطه يه آشنا صدمه ببيني
"تا به طوره عمد توسطه يه غريبه
دوايت و من داريم ميريم بيرون
اون بعدا برميگرده ولي من برنميگردم
من همينطور ميخوام فردا رو هم مرخصي بگيرم
و شايد روزه بعدش رو
ميخواي ازت بپرسم کجا داري ميري؟
نه - عالي شد -
دوايت منو ميبره تو دله طبيعته پنسلوانيا
و همونجا ولم ميکنه
تا بميرم يا نجات پيدا کنم
انتخاب با توئه
نه،درواقع انتخاب با توئه
مطمئني ميخواي اينکارو بکني؟
....آره،و براي روزه بعد و روز هاي بعدش
تو مسئوله اداره اي...
سعي نکن دنبالم بياي - باشه،حتما -
تجربه خيلي شخصيه منه
و ميخوام با من و خودم اين لحظه رو تجربه کنم
اميدوارم وقتي برگشتم همتون انسان شده باشيد
عالي ميشه
....آيا من معتقدم که مايکل مهارته
زنده موندن تو يه محيطه وحشي رو داره؟....
:بزار اينطوري برات بگم
نه،اينطور فکر نميکنم
يه بازمانده واقعي اينکارو ميکنه
فرض ميکنيم يه حادثه بد رخ داده مثلا سقوط هواپيما
فقط ميتوني لباس هايي که داری رو تنت کني
و فقط ميتوني از وسايلي که تو جيبت داري استفاده کني
ولي تو اين مورده خاص فرض ميکنيم يه قاتله زنجيره اي وحشتناک
منو دزديده
و داره من رو ميبره تو دله طبيعت تا بميرم
نه من هيچوقت اينکارو نميکنم
هيچوقت فرار نميکني - خُب،چرا و زنده ميمونم -
مطمئن ميشم که مُردي
بعد دندون هات رو ميکنم و انگشت هات هم قطع ميکنم
تا نتونن شناساييت کنن
و همه منو به اسمه قاتله "زيادي بُکش" ميشناسن
تو به اندازه يه قاتله زنجيره اي وحشتناکي
واقعا ميگم خيلي خُب
چيکار ميکني؟ - دارم اينو به چشمم ميزنم -
تا اطراف رو نشناسم
و اينطوري نميتونم راهه برگشت رو پيدا کنم
....نميدونم چه خيابون هايي رو رد کرديم
چيکار ميکني؟
اگه بيهوش باشي خيلي بهتر ميشه
نه!خدايا!دوايت بسه،بسه،بسه
ميخواي اينکارو درست انجام بديم يا نه؟
خواهش ميکنم بهم اجازه بده يه تجربه آموزنده تو زندگيم داشته باشم
جيم،ما ميخوايم براي تولده کريد کيک سفارش بديم
مگه چند وقت پيش تولده يه نفر نبود؟
آره،تولده کلي هفته پيش بود يادت مياد؟
آره،يادم مياد
اين ماه ماهه تولده
تولده کريد امروزه تولده اسکار هفته ي بعدشه
تولده مرديت آخره ماهه
....مايکل معمولا کيک کریمي با
من يه ايده دارم،چطوره هممون يه تولد براي همه نگيريم؟
چي؟
سيزده نفر تو اين اداره کار ميکنن
پس سيزده بار در سال
مايکل يه کيک ميخره و بادکنک
و يه هديه مسخره و سخنراني ميکنه
دو نوع جوک ميگه يکيش سن و سالت رو مسخره ميکنه
چين و چروکش رو نگاه
!سياه پوست ها ترياک برميدارن
ببخشيد ترک برميدارن
و اون يکي جوک کار هاي ناجوره
يا نا گوار يا هر دوتاش
ديگه چي؟ اون فقط آهنگه دسته جمعي تولدت مبارک" رو تنهايي ميخونه"
و خيلي به غافلگير کردن اعتقاد داره
يه دفع خواستم بپرسم به روح اعتقاد داري؟
!تولدت مبارک
!تولدت مبارک
!تولدت مبارک
پس فکر کنم،آره
فکر کنم اينکارو بکنيم خيلي بهتره
ما هممون ميتونيم يه مهمونيه بزرگ و باحال داشته باشيم
و همه خوشحال ميشن و هيچکي وقتش رو تلف نميکنه
از اين ايده خوشم نمياد
ميخواي بعضي چيز ها رو تغيير بدي،ها؟
ايده ي خوبيه،مگه نه؟
خودت فکر ميکني ايده ي خوبيه؟ - ....نه -
من فکر ميکنم ايده ي عالي ايه
رسيديم
دوايت وقتي رفتيم تو دله جنگل چشم بندم رو برميداره
از الان به بعد فقط ما دو تاييم
بزن بريم،فقط خودمون دو تا
بيا،داريم ميريم تو دله طبيعته وحشي
بويه درخت ها و طبيعت رو حس ميکني؟
ادامه بده،مشکلي نيست
فقط يه خورده بوته و بيشه جلو راهته
ادامه بده
خودت طبيعته وحشي ميخواستي اينم طبيعته وحشي
ميدوني بهتره بفرستیشون به صورت حساب هاي ديگه
راستي اطلاعيه اي که دادم رو ديديد؟
"خداييش با اينکه جشنه تولد رو همه دوست دارن"
ولي هممون از اين مهموني ها خسته شديم" "پس بيايد تولده همه رو تو يه روز بگيريم
واقعا ايده ي باحاليه
....واقعا؟من فقط فکر کردم بهتره - نه،واقعا خوبه -
همه ي دردسر ها حل ميشه و ممکنه باحال باشه
درسته!دقيقا
ميدونستم که ميتونم روت حساب کنم
بهترين جا همينجاست
چيکار ميکني؟
....بسه،دوايت،دوايت،فقط - .....من فقط ميخوام -
بسه - بچرخ -
ميخوام راهت رو گم کني
نظاره کن
خيلي خُب،خوبه،ممنون،دوايت - اينم از چاقوت -
ممنون - و اينم از چسبه نواريت -
خيلي خُب،خوبه
موفق باشي،مايکل - ممنون که رسونديم -
ولم کن برو،دوايت
جيم،ميشه يه کيک براي خودم داشته باشم؟ - چي؟ -
واقعا از کيکه رستورانه شیطان خوشم مياد
اوه،حتما - !ايول -
آسون بود
آره،فکر کنم مردم دوستم دارن
از غذاي رستوران شيطان متنفرم .... خُب،فکر کنم مرديت-
No comments yet. Be the first to leave one.