The Shards

The Shards

Download Farsi/persian Subtitle

Season 1

Release info

The Shards S01E02 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
A Commentary by luciferSub
فصل اول قسمت 2

Tags

webdl
Published on: 2026-08-10
Downloads: 31
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 199 lines.

می‌تونیم چند تا شمع یا یه همچین چیزی روشن کنیم، می‌دونی؟

یه کم رمانتیک‌ترش کن. چون قرار دو نفره‌ست؟

اوه، فکر خوبیه. - ممنون.

دوست دارم چراغ‌ها را روشن نگه دارم.

و شاید باید، می‌دونی، مهمونی رو ببریم داخل.

چرا؟

حمله به خانه‌ها. یکشنبه شب گذشته هم یکی دیگر اتفاق افتاد.

و وقتی حمله به خانه‌ها اتفاق افتاد، خانه‌ها تاریک بودند؟

منظورم اینه که، به همین خاطر مردم دزدکی وارد شدن؟

نمی‌دانم، اما حدس می‌زنم با روشن بودن چراغ‌ها، این یک عامل بازدارنده است.

یک عامل بازدارنده.

یه عامل بازدارنده. - هر کسی که داره این کار رو می‌کنه

همچنین حیوانات خانگی، گربه‌ها و سگ‌های مردم را می‌دزدد.

از آنها به صورت آیینی استفاده می‌کند.

یادت هست، سوزان،

نماد مدرسه در اولین روز مدرسه؟

فرقه. - یه دختر دیگه هم گم شده.

کی؟ - جولی سلوین از مریمونت.

تقریباً هشت هفته از ناپدید شدنش می‌گذرد.

شاید او فقط فرار کرده باشد.

خب بچه‌ها، دیگه سعی نکنیم خودمون رو بترسونیم.

می‌خوام در مورد مهمونی حرف بزنم.

مهمونی؟ - بله.

من قصد دارم برای رابرت مالوری یک مهمانی ترتیب بدهم.

قراره تو خونه‌ی من باشه،

و فکر می‌کنم باید همه ما چهار نفر با هم به استقبالش برویم.

و ما همه بچه‌های کلاس آخرمون رو دعوت می‌کنیم.

کاملاً عالی. - باحال. سرگرم‌کننده. عاشقشم.

صبر کن، چرا؟

چرا برایش مهمانی بگیریم؟

فکر می‌کنم باید کاری کنیم که او احساس راحتی کند.

فکر می‌کنم او دوران سختی را گذرانده و فکر می‌کنم باید احساس کند که مورد استقبال قرار گرفته است.

دوران سخت؟

چه دوران سختی بود؟

من دیروز در دفتر مدیر کرافت بودم…

او مدتی را در یک مرکز توسعه روی خودش کار کرد...

دکتر کرافت از من خواست که این مهمانی را برگزار کنم.

او گفت که نگران رابرت است.

و اینکه مسئولیت من به عنوان رئیس انجمن دانشجویی

این بود که کاری کنیم همه تا حد امکان احساس راحتی کنند.

کاملاً موافقم.

به نظر می‌رسد که ... - چی؟

رابرت بستری شد.

توی تیمارستان؟ حتماً داری شوخی می‌کنی.

کرافت گفت که آنجا بیشتر یک مرکز توسعه و پیشرفت است.

او به دلیل افسردگی و برخی مشکلات دیگر تحت درمان قرار گرفت.

عالیه. پس یارو رو تو یه سطل آشغال دیوونه‌وار زندانی کردن.

این یه کم نمایشیِ، برت. تو همیشه همه چیز رو قشنگ و باکلاس می‌کنی.

من یه نویسنده‌ام. شغلمه. ببین، مهم نیست.

اون یارو یه سری بلاها سرش اومد،

طلاق والدینش و غیره، مرگ مادرش.

دلم برایش می‌سوزد.

رابرت مالوری به یک دوست نیاز دارد و من قصد دارم یکی از آنها باشم.

منم همینطور. - من سه.

می‌خوای خوش بگذرونی، تامی؟

نه ممنون، دبز. فردا باید زود بیدار شم تا تمرین کنم.

پس این بدنت رو سفت نگه میداره؟ - من که از قبل سفت هستم.

دارم خودمو کنترل می‌کنم. - می‌دونی چیه؟ دلم یه جورایی شراب قرمز می‌خواد.

کسی هست که یه تاکسی خوب بخره؟ - لطفا.

اون یه دروغگوئه، بچه‌ها.

او دروغ گفت که من را در سینما دیده است.

تابستان گذشته، موقع فیلم «درخشش» . من به او اعتماد ندارم و تو هم نباید داشته باشی.

برت، این فقط یه مهمونیه.

نه، سوزان، این یه جور تاییده.

هی بچه‌ها، اینجا یه کم داره اوضاع متشنج میشه.

شاید باید یه جکوزی روش بذاریم - بیا یه جکوزی روش بذاریم. (or: بیاین تو جکوزی روش بشینیم.)

بیا بریم جکوزی. باشه؟ بیا دیگه.

بفرمایید.

ببین، ما تو یه مرکز خرید بودیم. یادته؟

خیر.

اوه، نه.

اون چیه؟ قاتل؟

برت، لطفا وینیو شو.

وقتی مشروب می‌خوری خیلی بیشتر خوش می‌گذرونی.

باشه، پس شنبه انجامش میدیم.

خونه‌ی من. مهمونی رابرت.

حل و فصل شد. حل و فصل شد. - حل و فصل شد.

چی؟ - طبق برنامه.

بچه‌ها، فقط خواستم واقعیت‌ها رو بگم.

او تا مرکز خرید دنبالم آمد.

خنده داره چون بهم گفت تو دنبالش بودی.

از کجا میدونی؟ باهاش ​​صحبت کردی؟

ای خدای من!

من عاشق این آهنگ هستم.

روشنش کن!

هووو. برو، سوزان.

داریم یه برنامه اجرا می‌کنیم؟ هووو.

بله! سوزان.

اوه، تام. تو مقصری. تو مقصری.

آماده شو - اون درست پشت سر منه؟

اوه.

بیا.

بیا، به ما طراحی رقص بده.

اوه، برت، لطفا هر شب مست کن.

سلام، سکسی.

دیشب فوق‌العاده بودی.

بودم، نه؟

مت زنگ زد.

کی؟ - مت.

از مدرسه؟

او چه می‌خواست؟

اوه، تو خیلی بیهوش بودی، دلم نیومد بیدارت کنم.

گفت دیگه زنگ نزن.

این قرار است چه معنایی داشته باشد؟

هیچ ایده‌ای ندارم.

امشب می‌بینمت.

یکی از ویژگی‌های بارز اوایل دهه ۱۹۸۰

برای یک جوان در لس‌آنجلس

این بود که برای بالغ شدن باید از چیزهایی جان سالم به در می‌بردی.

لولوخورخوره‌های واقعی که به عنوان قاتلان زنجیره‌ای شناخته می‌شوند، تهدیدی جدی بودند.

و فرقه‌ها هم همینطور بودند.

فرقه‌ای که در سال ۱۹۸۱ لس‌آنجلس را به وحشت انداخت،

وقتی سال آخر دبیرستان بودم،

تشنه به خون و وحشتناک بود و عاداتی مشابه با ماهیگیر داشت.

در واقع،

مأموران قانون گمان می‌کنند که این فرقه در قتل‌های کشتی تراولر دست داشته است

و اینکه قتل‌های وحشیانه‌ی آیینی که شهر را به ستوه آورده است

نه توسط یک عضو، بلکه توسط چندین نفر انجام شد.

شهر هرگز واقعاً بهبود نیافته بود

از قتل‌های منسون یک دهه قبل.

و مثل چارلی و دخترهای منسون،

سواران پس از مرگ، همانطور که خودشان را می‌نامیدند،

از اوهای تا دره سن فرناندو حکومت می‌کرد.

این گروه از جوانان،

هیپی‌های کم‌حرف در موهاوی شکل گرفتند،

دستیاران رهبری که فقط با نام بروس شناخته می‌شود،

که معلوم شد معلم زبان انگلیسی دبیرستانی از لنکستر است،

به دلیل روابط نامشروع با دانشجویان دختر اخراج شد.

این فرقه مواد مخدر، اسید و آرامبخش مصرف می‌کرد

و فعالیت‌های آنها در آن سال به سرعت شتاب گرفت

همچنان که بروس معتادتر و مسیحایی‌تر می‌شد.

آره.

خب، شاید باید دستور پختش رو بپرسم تا بتونم برات درستش کنم.

عسل؟

اوه، خدای من.

اون خونست؟

برو داخل و با پلیس تماس بگیر.

سپس سرقت‌های غیرقانونی در پارک هنکاک و دریاچه نقره‌ای رخ داد.

آنها می‌خواستند از طریق ترس متحد شوند.

و بعد اوضاع بدتر شد.

هجوم به خانه‌ها به خشونت کشیده شد.

قربانیانی که از آن حملات اولیه جان سالم به در بردند

گفت که فرد متجاوز ماسک اسکی مشکی و شلوار جین و یقه اسکی همرنگ به صورت داشته است.

او یک تغییر شکل دهنده وحشتناک بود.

و سپس اولین قتل رخ داد.

...در حالی که مقامات همچنان به دنبال کشتی ماهیگیری هستند،

قاتل زنجیره‌ای که جوانان را در سراسر لس‌آنجلس هدف قرار می‌دهد.

پلیس نگران است که کشتی ماهیگیری دوباره حمله کند.

پلیس به ساکنان سراسر لس‌آنجلس هشدار داده است که هوشیار باشند.

امشب پس از حمله‌ای مرگبار به خانه‌ای در برنت‌وود، کشفی هولناک رخ داد.

بین گزارش‌های خبری شبانه از قتل‌های کشتی ماهیگیری،

دو جوان دیگر اکنون مفقود شده بودند،

و سپس گزارش‌هایی از حملات سواران پس از مرگ.

شهر در آستانه‌ی آشوب بود و من هم همینطور.

هر شب، مدام فکر می‌کردم صدای کسی را در خانه می‌شنوم.

پشت میزم بودم و روی رمانم کار می‌کردم،

و هر وقت تایپ کردن را متوقف می‌کردم، حضوری را احساس می‌کردم

یا بیرون از خانه کمین کرده اند

یا جایی درون آن.

چند بار فکر کردم صدای زنگ در را شنیدم

یا صدای ناقوسی که باز شدن درهای گاراژ را اعلام می‌کرد.

هفته‌ها در حالی که سلاحی در دست داشتم، یواشکی در خانه پرسه می‌زدم.

اما هیچ کس آنجا نبود.

هنوز نه.

اما می‌توانستم حدس بزنم که دارند می‌آیند.

لعنت بهش، لیز.

مامان!

مامان!

اون لانکوم منه.

تو مدرسه اجازه نداری سایه چشم بزنی.

دارم میرم بیرون.

تقریباً کارم تمام شده است.

من با جونی کارسون و جکی کالینز به لا اسکالا می‌روم.

امشب دوباره با برت میری بیرون؟

آره مامان، ما عاشق همیم.

عاشق بودن یعنی هر وقت که می‌توانید با هم باشید. یادتان هست؟

می‌خوای برای مردت خوب به نظر برسی. می‌فهمم.

اوه، عزیزم.

مردان.

تمام عشوه گری های بی معنی ات که فکر می کنی تو را به جایی می رساند

و تو رو خوشحال کنم. - فقط اون بسته رو بهم بده.

و یه چابلی دیگه داشته باشی، مامان.

خیلی چیزها هست که تو در موردشون نمی‌دونی.

فقط خیلی چیزا هست که تو نمیدونی.

من میدونم که تو خیلی باحال و خیلی باهوشی

و در مورد خیلی چیزها خیلی ساده‌لوح است.

خیلی حسودی میکنی. - حسودی؟

به مربی توی اصطبل حسادت می‌کنی؟

اون یارو احمقی که پدرت تو اون فیلم مزخرف رولر دیسکو بازی داد؟

و حالا برت؟

برت چه مشکلی داره؟ - اون خیلی گوشه‌گیره.

و به نظر می‌رسید به کتابی که دارد می‌نویسد بیشتر علاقه‌مند است

از آمدن به مهمانی دوست دخترش

و در طول فیلم مثل یک جنتلمن رفتار کردن.

خب، اومد، مگه نه؟

قبل از رفتنش با هم رابطه جنسی داشتیم.

و این چطور بود؟

تغییر سرعت؟

فقط رو این تمرکز کن که بابا دوباره بخواد بهت دست بزنه.

More Farsi/persian subtitles for The Shards

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left