The first 200 lines.
.آنچه گذشت
.میخوام کلانتر بشم
مشکلی باهاش نداری؟
.نه، دنیای آزادیه
...اگه میخواد
.هدفم رو اینجا گم کردم
.به خصوص بعد از تصادف
خب حالا میخوای چیکار کنی؟
.میدونم چی میخوام. تحلیلگر اطلاعاتی
،میخواستم برم بار نوشیدنی بخورم
.اگه میخوای تو هم بیا
الان باهام لاس زدی؟
.نه
حالا که معاون کلانتر لاندن
،نامزدی خودش رو اعلام کرده
...شما باید با ایشون همکاری کنی
.خیر
.میخوای نامزد بشی؟ به نظرم باید بشی
.به این آسونیها نیست
.میخوای جاسوست بشم
اگه معنیش مراقبت از خودت
،و ارتقایی که اینقدر واسهش تلاش کردی باشه
.آره
!اداره کلانتری
.برو جلو
.لعنتی
.من که مردم
.به گروگان تیر زدی. یه خانواده رو از هم پاشوندی
.از تو و اداره و شهر شکایت میکنند
.اول تعلیق میشی بعد اخراج
.از اول باید دنبال کار بگردی
.نمیدونستم گروگان گرفته
.باید پیشبینی میکردی، تازهکار
کل نکته این تمرین
،بهبود قدرت تصمیمگیری
.و کاهش زمان واکنشه
اما تو اومدی اینجا و داری
.رکورد شهروندکشی رو میزنی
.قبل از تیراندازی فکر کن
چطوره جای این همه ایراد گرفتن
چند تا راهنمایی بهم بکنی؟
.همین الان کردم
.حالا مراقب حرف زدنت باش و گوش کن
.شاید یه روز به دردت بخوره
.مرحله رو ریست کن
.از اول شروع میکنیم
.۹۱۱. لطفاً مورد اضطراریتون رو اعلام کنید
.یکی تو خونمه
.تو رو خدا کمکم کنین
.خونسرد باشین. من اینجا هستم
،میبینم که از پلاک ۲۴۱۶ واندرلند تماس گرفتین
درست میگم؟
.بله. لطفا عجله کنین
.الان نیرو میفرستیم
!دو دقیقه
!باید بریم
.دو نفر هستند
.به دوربین لبخند بزن
این رو از کجا گیر آوردی؟
.غنایم جنگی
.بزن بریم
.چقدر ساکته امشب
.منم به همین فکر میکردم
.نمیدونم چه مدل سکوتیه
منظورت چیه؟
...سکوت بعد طوفان
.یا قبل طوفان
مامانت فردا نمیاد؟
.شاید هر دو
فکر کنم بهتره فرض کنیم
.طوفانی در کار نیست
تنها سکوتی که میتونیم انتظار داشته باشیم
.بستگی به خودمون داره
.و همینطور لحظاتی که انتخاب میکنیم
مثل الان؟
.مثل همین لحظه
.اوه
.لاندن - .آره -
.الو - بیل؟ -
من الان توی هالیوود غربی هستم که سرقت انجام شده و
.زنگ زدم لطفم رو جبران کنی
مطمئنی؟
.تا رایگیری کلی روز مونده
.شاید بهتر باشه فرصتت رو حفظ کنی
من همیشه در عجب بودم که کلانتر هالیستر
.به خاطر امنیت لسآنجلس خواب به چشمش نمیاد
.حالا از من یه بت نساز جری
.اینطوری ممکنه باورت بشه
.شورای شهر هالیوود غربی شاکیه
.سومین دزدی این هفته بوده
.این دفعه... یه نفر داخل بوده
حالا کمکم میکنی یا نه؟
آره، فهمیدم دیگه، خوب شد؟
.فردا اول وقت تو اداره میبینمت
.بهتره بارونیت رو تنت کنی، کاوبوی
.حس میکنم قراره طوفان بیاد
.برگردیم به همون لحظه سکوت و آرامش
چرا مامورهای وظیفه رو فرستادی خونه؟
.فکر میکردم موضوع رسانهجذبکنیه
.گزارششون رو ثبت کردند
امیدوار بودم بتونیم بقیه کار رو .با احتیاط انجام بدیم
اون وقت واسه چی؟
،بیل، این آدمها نفوذ دارند
.و نه فقط توی جامعه
.باید به حریم خصوصیشون احترام بذاریم
مطمئنم هیچ ربطی به
منابع مالی ستاد تبلیغاتیت نداره، درسته؟
.منابع من نه. منابعمون
وست هالیوود یکی از پرسودترین قراردادها رو با اداره بسته
،و بین من و تو
.دارن روی یه تغییر فکر میکنند
.ما که پینکرتون نیستیم، جری
،هر جا لازم باشه میریم .نه پیش هرکی بیشتر پول بده
،ببین، من به قولم عمل میکنم
.ولی تو انتخابات کمکت نمیکنم
.یادت باشه، این یه لطفه
به کی زنگ میزنی؟ - .ارتش سوارهنظام
...اوه
:فیلیمو تقدیم میکند hossein 2 :ترجمه و زیرنویس
جنویو؟
چی میخوای؟
.لباسهام
.روز اول بازرسهاس. نباید دیر کنم
میشه حرف بزنیم؟
.هر وقت حرف میزنیم دعوامون میشه
.نمیخوام دعوا کنیم
.من دوستت دارم
.تو شریک زندگیمی .باید بتونم باهات حرف بزنم
.پس نباید بهم دروغ میگفتی
!دروغ نگفتم - .گفتی زنی -
.حالا چیزی که میگی تمام حقیقت نیست
،در واقع تو فکر میکردی من زنم
،و چیزی که نباید باعث غافلگیری باشه
.اینه که من یکم پیچیدهتر هستم
...ببین جن
.من بالاخره با حقیقت وجودیم روبهرو شدم
.دارم واقعیترین نسخهی خودم میشم
.و ازت میخوام درک کنی
.درک میکنم
...فقط
.حس میکنم دیگه نمیشناسمت
.من همونیام که عاشقش شدی
.عوض نشدم
.هنوز خودمم. فقط یه نسخه واضحتر
.باید روش فکر کنم
.اهالی منطقه باید هوشیار باشند
،در خونه رو قفل کنند
هر ماشین غریبهای که بیرون ،پارک کرده گزارش کنند
.و شب بیرون تنها نباشند
.این واسه کل شهر برقراره
حالا چون واسه هالیوود غربی اتفاق افتاده
.معنیش این نیست که منطقه جدیدی دزدی نکنند
،در نتیجه همه باید هوشیار باشند
.میتونیم قبل از بدتر شدن اوضاع فیصلهش بدیم
.متشکرم
.بدتر از این نمیتونستی پرسروصدا مطرحش کنی
.بیسروصدایی استراتژی صحیح نیست
الان واسه این دزدها اوضاع سختتره
که به یه خونه دیگه بزنند
.اونم حالا که همه از وجودشون خبر دارند
توی ندیدن تصویر بزرگ ماجرا .استعداد بارزی داری، جری
.سلام پسر. صبح چطور پیش رفت؟
.هی، پیش رفت دیگه
پیش رفت؟ یعنی چی؟
کاری که گفتم کردی؟ حواست به گوشهها بود؟
.آره آره
.بعد گروگان رو کشتم
.ای بابا
آخه با تو چیکار کنیم؟
،ببین، وقتی گفتم حواست به گوشهها باشه
.منظورم این نبود بزن بهادری بیای داخل
.منظورم اینه که باید یه تصویر ذهنی داشته باشی
.باید بدترین سناریوی ممکن رو در نظر بگیری
.و واسهش آماده باشی
منطقیه؟ - .آره. آره. فهمیدم -
مینیک چطور واکنش نشون داد؟
.همونطور که انتظار داری
.حس میکنم امروز دهنم سرویسه
پس فکر کنم امشب قراره
.کلی حرف واسه گفتن داشته باشی
هنوزم میخوای تیراندازی کنی؟
آره، ولی میدون تیر بسته نیست؟
وقتی یه وانت و یه بازوی سالم داری
میدونتیر میخوای چیکار؟
،اگه این نشان به دردمون نخوره پس به درد کی میخوره؟
.امشب میبینمت
.مامان جون، عاشق این عکسهای قدیمی مامانم هستم
.مامان خیلی خوشگل بودی
بودم؟
.مامانت زیباییش رو از دست نداده
!خیلی دوستش دارم
.ممنون مامان
بهتون الهام نشده؟
.جشن ۱۵ سالگیش معرکه میشه
.مگی
.حواسمون بهت هست، عزیزم
مامان جونت میدونه چطوری مهمونی برگزار کنه
اگه مدرک میخوای به اون عکسها نگاه کن
.چون خیلی خوش گذشت
.حواسم به تو هم هست دخترم
No comments yet. Be the first to leave one.