The first 200 lines.
همه نیروهای آتشنشانی اونجا بودن، حتی تاش.
کارآگاه مکینتاش رو پیدا کردی؟
الو؟
سیگنال قطع شد.
کارآگاه مکینتاش. کجاست؟
زنگ زدی خونه؟
نه. سعی کردم بهت زنگ بزنم،
ولی گوشیت خاموش بود و نتونستم.
چه خبر بود لعنتی؟
اون چیزه یهو منفجر شد. فکر کنم بمبگذاری شده بود.
سیم، درام و تایمر دیدم.
چجوری اومدی بیرون؟
تاش؟
باشه، فکر کنم بهتره ببریمت بیمارستان،
تا معاینهت کنن، باشه؟
راستش نیازی نیست. نه، نه، نه، شروع نکن.
میری. بعداً حرف میزنیم، باشه؟
باشه.
سایت رو چک کردیم، هیچ نشونهای از دستگاههای دیگه نیست.
تلفات چی؟ هیچی.
فقط یه افتضاح به تمام معناست.
فرمانده حادثه گفت همچین انفجاری رو تا حالا ندیده.
کاروان مال کیه؟ جان دونالد، یه دامپزشک بازنشسته.
گفت که اون رو به کانر کرنز اجاره داده،
چهار ماه پیش به عنوان یه استودیو.
سندی، برو جان دونالد رو ببین.
ببین آخرین بار کی کانر رو دیده،
و بعد به ابردین زنگ بزن و درخواست مدیران صحنه بمبگذاری بده.
و صبح زود بهشون نیاز داریم.
فهمیدم.
به نیروهای پلیس نیاز داریم تا از این زمین نگهبانی کنن،
تا اونا برسن، متوجهی؟
قربان.
این فقط موقتیه، درسته؟
این که مثل شما و بابا نیست که...
قراره طلاق بگیرید یا چیزی؟
اوه، ابی.
پرز هستم.
این کاروان کجاست؟ جزیره اصلی، نزدیک دلتینگ.
حداقل تا وقتی منفجر شد اونجا بود.
یعنی چی، منفجر شد؟
یعنی اینکه، یه نفر اون رو با مواد منفجره بمبگذاری کرده بود،
و یکی از افسرای من وقتی منفجر شد، اونجا بود.
و شانس آورد که زندهست.
خب، این چه ربطی به کانر داره؟
کانر اون کاروان رو اجاره کرده بود.
خب، این که چیزی رو ثابت نمیکنه.
تو از این خبر داشتی؟ چی؟ نه.
کانر رازهاشو به تو گفته بود.
اون بهت درباره فروش مواد مخدر تو گلاسگو گفته بود.
آره، ولی اون هیچوقت چیزی در مورد...
کاروان یا بمبسازی نگفته بود.
کانر بمب درست نمیکنه. این مسخرهست.
اون فقط یه پسره. اون نمیتونه به کسی آسیب برسونه.
خب، به زودی میفهمیم.
این یعنی چی؟
از امشب، تمرکز تحقیقات رو تغییر میدم.
کانر دیگه یه فرد گمشده نیست.
برای دستگیریش حکم صادر میکنم.
دستگیریش؟ برای چی؟
برای قتل براید فلمینگ،
و اقدام به قتل کارآگاه من.
تاش؟ تاش؟
وایستا، تاش.
تاش؟ حالت خوبه؟ خوبم.
گفتی انفجار بوده.
الو. الو.
اوه خدای من، تاش.
خدای من. دستات چیشده؟
من... من بریدمشون.
فقط منو ببر خونه، باشه؟
آره، آره. بیا بریم.
سندی.
جان دونالد آخرین بار کانر رو حدود یه ماه پیش دیده،
وقتی که اومده بود اجارهشو بده.
چی، از حالش خبر نگرفت؟
نه، فقط پول رو گرفت و گذاشت هر کاری میخواد بکنه.
حتی نمیدونست کانر گم شده.
باشه، امم...
ازش یه اظهارات بگیر و صبح همدیگه رو میبینیم.
هی. ببخشید دیر کردم.
خانم دان داشت آلبوم عکسش رو نشونم میداد،
برای تیم قدیمی شهر.
خوبی؟ اِ...
امشب نزدیک بود تاش رو از دست بدیم.
اون خوبه. یعنی حداقل فکر میکنم که خوبه.
چی شد؟
ما فکر میکنیم کانر کاروانی رو که اجاره کرده بود، بمبگذاری کرده.
که با بمب اجاره کرده بود.
و تاش درست قبل از اینکه منفجر بشه، توش بود.
یا خدا!
میتونیم این کار رو یه وقت دیگه انجام بدیم.
فردا بهم زنگ بزن و بهم بگو تاش چطوره.
یا میتونی بمونی.
یعنی، اگه نمیخوای، میفهمم، مشکلی نیست.
ولی من فقط...
آره، میتونم... میتونم بمونم. باشه.
بیا.
میری سر کار؟
ما وسط یه پروندهایم. آره، میدونم، تاش.
اما، یعنی... شاید باید حرف بزنیم.
راجع به چی؟
هنوز نگفتی دیشب واقعاً چی شد.
چیزی برای گفتن نیست.
آه، میشه بری دنبالش؟
تاش دیشب از بیمارستان مرخص شد.
جراحاتش جزئیه.
ولی خب، میتونست خیلی بدتر باشه.
ببین، تاش اصرار داره که یه بمب دیده.
این برای تحقیقات ما یعنی چی؟
هرچی فکر میکردیم باهاش طرفیم دیگه کاربرد نداره.
و این شامل کانر کِرنز هم میشه. اون الان مظنون اصلی ماست.
و نه فقط به خاطر بمب،
بلکه به خاطر قتل بِراید فلیمینگ هم هست.
این ویلیام راجرز چی؟
راجرز و بِراید به یه شیوه مشابه کشته شدن.
ولی جدا از اون، هیچ سرنخی نداریم که
راجرز رو به کانر ربط بدیم.
پیشرفتی در مورد رفتوآمدهای اون داشتی
بعد از اینکه هجدهم اومد اینجا؟
نه، بعد از کافه فرودگاه هیچی نیست.
باید رفته باشه یه جایی.
سوابق بانکی و تماسهاشو درخواست دادم.
ولی ممکنه طول بکشه.
با سفارت آمریکا تماس بگیر و ببین میتونن کمکمون کنن.
و در همین حین،
هر اطلاعات پیشینهای که میتونی از راجرز پیدا کن.
ولی نکته اصلی اینه که کانر کِرنز رو پیدا کنیم.
اون دیگه یه گمشده نیست. یه مظنونه.
اگه اون بمب رو کار گذاشته، پس بیرونه
و زندهست و میخوام پیداش کنیم.
بیلی، به مأمورای یونیفرمپوش بگو برن ملکها رو چک کنن
نزدیک کاروان و ببینن کسی کانر رو اخیراً دیده یا نه.
سلام.
تیم تخصصی پزشکی قانونی D.I. بروکس هستم.
دنبال D.I. پِرِز میگردم. بله، من جیمی پِرِز هستم.
فکر کردم شما مستقیم میرین به محل انفجار.
تیم قبلاً اونجاست.
ولی میخواستم یه اطلاعات پیشینه ازش بگیرم.
اشکالی نداره. اوه.
مطمئنی؟ بله.
ببخشید، یه لحظه معذرت میخوام.
نگرانمون کردی، میدونی. خدا رو شکر که سالمی.
اینجا چی کار میکنی؟
فکر کردم بهت گفتم استراحت کنی.
آره، خوبم.
نه، تو باید استراحت کنی.
آه، خونه که نمیتونم استراحت کنم.
با یه بچه جیغجیغو که نمیشه.
و اون لوئیزه.
اون کیه؟
هنر هیچوقت درس قویم نبود.
نه، این خیلی مفیده.
اینا درام پلاستیکی بودن؟
آبی، مثل درامهای شیمیایی. و تایمر؟
یه تایمر آشپزخونه قدیمی.
وقتی تو کاروان بودم شروع شد.
چیز دیگه ای اونجا بود؟
طراحی، نقاشی، لوازم هنری.
و نقشه هم روی دیوار بود.
چه نوع نقشههایی؟ دریایی. نقشههای دریا.
چقدر اونجا بودی؟
زیاد نه، شاید چند دقیقه.
همین که فهمیدم چی شده، فرار کردم.
شانس آوردی فرار کردی.
کاملاً بیخطر فرار نکردم.
یه دکمه از پالتوی مورد علاقهام افتاد.
این یه ذره اطلاعات پیشزمینه راجع به کانر کِرنز.
چون فکر میکنیم اون مسئول انفجار بوده.
دستیارتون (D.S.) به طرز چشمگیری از این اتفاق به نظر نمیرسه که شوکه شده باشه.
اوم. باید سرسخت باشه.
نصفش هم نمیدونی.
وقتی خبری شد زنگ میزنم.
باشه.
باشه، باید برم با لوید اندرسون صحبت کنم.
میتونی پزشکی قانونی رو برای بِراید پیگیری کنی؟ حتماً.
و آروم باش وگرنه سرت داد میزنم.
این کاریه که پلیس انجام میده. یا من، یا قربانیها.
داری سعی میکنی بندازی گردن اونا.
ولی این انفجار، این بمب...
کی میگه کار کانر بوده؟
فقط به خاطر اینکه یه کاروان اجاره کرده بود؟
ببین، هر دو تامون میدونیم کانر آدم خوبیه.
پرز هرچی هم بگه.
خبری نیست؟
نه، هنوز کانر رو پیدا نکردیم.
دارن میگن اون بِراید رو کشته.
کی؟
بچههای مدرسه.
میدونم نباید بهشون گوش بدم، ولی...
ما هنوز داریم تحقیق میکنیم.
لوید اینجاست؟
توی استودیوه.
خب، این انفجار...
مطمئنی کانر باعثش شده؟
تمام شواهد به اون اشاره داره.
تا حالا رفتی تو کاروان ملاقاتش کنی؟
نه، میدونستم یه استودیو داره.
ولی هیچوقت بهم نگفت کجاست.
پس کلاسها چی؟ کانر همیشه اینجا میومد.
No comments yet. Be the first to leave one.