The first 200 lines.
باشه، خوبه
از گیونگمین طلاق بگیر و برو یه جای دور
چی؟
چرا؟ نمیتونی اینکارو بکنی؟
من عاشق گیونگمینم
عشق؟ تو؟
بی خیال
.تنها کسی که عاشقش هستی خودتی
.نه، من گیونگمین و دوست دارم
.گیونگمین! گیونگمین! انقدر اسمشو بزبون نیار
!تو هیچ حقی نداری که اسمشو بگی
.تو گیونگمین و دوست نداری
نفهمیدی؟
.تو عاشق این بودی که زن وارث گروه جی ام باشی
.تو عاشق این عنوان هستی
فکر میکردی من نمیفهمم؟
.این درست نیست. هیچوقت
.او منو یکبار باردار کرده
.من الان عاشق گیونگمینم
.اون شوهر منه
.تو باید باور کنی، روبی
شوهر؟ بچه؟ چطور جرات داری؟
.اون بهانه ها همشون غیرقابل قبولن
.اینسو هم تو رو یکبار باردار کرد
.تو حتی بهش قول دادی که باهاش ازدواج میکنی
و آخرش باهاش چیکار کردی؟
یادت رفته؟
تو ازم خواستی تا باهات بیام
.بعدش میتونستی بچتو سقط کنی
.تو اینسو رو احمق فرض کردی بدون اینکه حتی یه لحظه فکر کنی
عشق؟ تو؟
میدونم
.ولی من عوض شدم
.من حتی تو فکرم بود که خودم و بکشم
.من عوض شدم، روبی
فقط صبر کن
.من تا آخر عمرم برده ی تو میشم
.تا زمانیکه تقاص گناهامو پس بدم
میدونم
.من قادر نیستم همه چیز و با زندگیم جبران کنم
.اما درباره ی این فکر کن، روبی
،اگر تو الان حقیقت و آشکار کنی
چه اتفاقاتی واسه ما میفته؟
چطوری میتونیم این فاجعه رو درستش کنیم؟
و مامان و عمه کوریم چی میشن؟
نه. من باید همه چیز و برگردونم
.به همون چیزهایی که بودن
،تیکه های پازلی که تو بهمشون ریختی
.من سر جای اولشون قرار میدم، فقط صبر کن
.روبی، خواهش میکنم بخشش داشته باش
.تو آدم خوبی هستی
.من نمیخوام به اون رونای قدیمی برگردم
.نمیخوام مردم از من متنفر باشن
.من میترسم
تو نمیدونی چطوریه وقتی
.خوار و خفیف بشی
.من حتی فکر خودکشی داشتم
خواهش می کنم منو ببخش، روبی
.خودتو بذار جای من
.آره، بالاخره کوتاه میایی
بایدم بیای
.من نباید میترسیدم
.از اول باید این کار و می کردم
.معذرت میخوام روبی، خواهش میکنم منو ببخش
.من خیلی متاسفم
روبی، روبی
.منو امتحان نکن، جونگ رونا
،اگر من اینطوری فریب میخوردم
.هرگز همچین کاری و شروع نمی کردم
.تو فقط تماشا کن
،من قراره که مستقیم خبر
.زندگی واقعی جونگ روبی رو نمایش بدم
کی روبی رو میاری به خونه؟
بزودی
فکر میکنم اینطوری براش بهتر باشه
.برای چند روزی اینجا آروم بشه
.آره، او اینجا راحتتره
میدونم خانوادت
،باید درباره ی خیلی چیز ها ناراحت باشن
.ولی من به تو ایمان دارم
.خواهش میکنم روبی رو آرومش کن و بهش دلداری بده
.اینکارو میکنم، نگران نباشید مادر
تو ناراحت نیستی درباره ی چیزهایی که اخیرا گفتم؟
.من میدونم این چقدر باید برات سخت باشه
.احتمالا این بدتر از چیزیه که من بتونم حتی تصورشو بکنم
،اما روبی دختر منه
.پس خواهش میکنم بهم اجازه بده ازش دفاع کنم
.لطفا به روبی یه فرصت بیشتر بده
.من از بعضی جهات دیگه با او هم صحبت میکنم
باشه، من باید برم
اونا اونجا چیکار میکنن؟
!روبی، رونا
.اذیتشون نکن. باید خسته باشن
باشه آروم رانندگی کن- حتما-
مامان؟- بله-
خسته نیستی؟
گیونگمین کجاست؟
.او باید با روبی باشه، مامان
روبی پیش مادرش رفت؟
بله، روبی هم احتمالا اینجا معذب، پس
این براش خوبه که پیش مادرش باشه و یکم به آرامش برسه
خوبه
چطور تونست فکر کنه همچین کارایی رو انجام بده؟
هنوز قلبم درد میگیره وقتی فکر میکنم درباره ی
.لحظه ای که اون کمربند بارداری خالی بود
.روبی یه موجود بی رحم
.بخاطر همین بود که من با این ازدواج مخالفت می کردم
برای ما مدت زمان زیادی میگذره از
.همچین اخبار دلگرم کننده ای
این خبر درباره ی جونگ روبی، شخصیت
.معروف تلویزیون و همسر وارث گروه جی ام
.صداشو زیاد کن
من در مقابل یک ساختمان متروکه هستم
جایی که یک نوجوان فراری سعی داشت که دست به خودکشی بزند
.حدود ساعت 9:00 عصر
خانم جونگ روبی، کسی که نوجوان را از طریق
برنامه ی گروه جی ام برای حمایت
نوجوان فراری میشناخت، با صحبت کردن با نوجوان
.موفق شد تا او از گرفتن جان خودش و خودکشی کردن صرفه نظر کند
نوجوان فراری گفته: به نظر میرسیده
.جونگ مدلی از نقش خودش را ایفا میکرده است
جونگ در پشت خط تلفن به نوجوان
گفته که این زن جوان افسرده
.خودش هم فکر خودکشی در سر داشته
.جونگ توانست زندگی اون نوجوان را نجات بده
جونگ، کسی که خودش را برای
نجات جان یک انسان دریغ نکرد، باید او را همانند
.یک نجیب زاده ستود و ستایش کرد
،شاید شما فکر کنید که من زندگی او رو نجات دادم
،اما مثل همه ی تصمیم های دیگه ی زندگی
.این آخرین تصمیم اون برای زندگیش بود
.تمام کاری که من کردم این بود که ازش خواستم تا نظرشو عوض کنه
شایعه ای وجود داشت مبنی بر اینکه شما خودتون
فکر خودکشی در سر داشتید، آیا درسته؟
چه کسی اینجا هست که هرگز فکر خودکشی نداره؟
.فقط الان، من نقش کسی و بازی میکنم
.پس میتونستم خودمو جای یه دختر بیچاره قرار بدم
من به خودکشی فکر میکردم- اوه-
...پس من میتونستم- روبی یه قهرمانه الان-
درسته.روبی تو فوق العاده بودی
.هنوز تموم نشده. این تازه اولشه
.تو باید فکر کنی که برنده شدی
اما چقدر میتونه طول بکشه
که مزه ی شیرین این موفقیت ادامه داشته باشه؟
.:.:(sareh73) ترجمه و زيرنويس : ساره:.:..
.من نمیتونم اجازه بدم زندگیتو نابود کنی
.نمیزارم اینجوری ببازی
باید یه شانس دیگه بهت بدم
.یکبار دیگه تلاشتو بکن
.اینکار و بکن، به گیونگمین
.به خودت و روبی یه فرصت دیگه بده
.ما یکبار عمیقا عاشق هم بودیم
.ما باید تا جهنمم باهم بریم
.رونا قطعا میخواست خودش و بکشه
پس چرا؟
چرا به تلفن سیو جینهو جواب داد
و رفت جون اون دختر و نجات داد؟
آره، او قطعا یه همچین
.فرصتی و برگشتنی و دیده بود
.او ازش استفاده کرد
بعدش روبی چی میشه؟
چه اتفاقی واسه او میفته؟
کوریم، خوابیدی؟
چرا؟
...فقط
.بامزه نیستی
.اگر دیگه حرفی نداری واسه گفتن بگیر بخواب
کوریم
بجنب، چیه؟
.هیچی، بگیر بخواب
.بچه لوس و بد اخلاق
چی میخوای بگی؟
چی شدی؟ یالا بهم بگو
...مسئله اینه که
...درباره ی دانگ پال
چی؟ چرا اسمو اونو میاری؟
.من هیچ علاقه ای به او ندارم
و هیچ وقت دوباره اسم اونو
.جلوی من نیار
.او این اواخر زمان سختی و گذرونده
.من شنیدم او دلباخته شده
هنوزم کسی هست که از این چیزا بمیره؟
.تو فیلم های قدیمی، مردم از عشق و عاشقی میمردند
.مسخره نشو
!فقط چراغ و خاموش کن، زودباش
.تو بی عاطفه هستی
.دانگ پال داره میمیره
انقدر چراغ واست مهمه؟
!هی، کوسویونگ، همین الان
.خب بابا. خاموش میکنم
...دانگ پال بیچاره
چقدر طول کشیده؟
،دیدن شما دوتا که اینجوری اینجا وایستادین
.باعث میشه اشکام در بیاد
تو چی فکر میکنی، گیلجا؟
مشخصه که من خوشحالم
.این منو به یاد روزهای چانچئونمون مینذازه
.مامان، عمه کوریم ما باید بریم سرکار
.بعدا میبینمت سویونگ- میبینمت-
آروم رانندگی کن
No comments yet. Be the first to leave one.