The first 200 lines.
سلام عليکم داداش عالمم
خوبه
سلام عليک برادر عالمم
خوبه
سلام عليکم برادر عالمم
بمبئي
روز ششم
سلام عليکم
داداش عالمم
خُب
داداش توي کاليميري کجا بايد بريم؟
نظامي
چند کيلو؟
قطع کرد
داداش
داداش عالمم
توي کاليميري کجا بايد بريم؟ نظامي-
چند کيلو؟
نظامي منظورش کافه نظامي بود
بقيه جزئيات رو بعداً ميگه
واي خيلي خوبه
تاج محل رو ساختين
بگيرش
اگه بيشترم ميخواي بگو
از خونه برات ميفرستم
ميگن که شاه جهان ميخواست تاج محل رو تاج محل سياه اسم بذاره
..با
سنگهاي مرمر سياه
...ولي نتونست
چون دست کارگرا بايد قطع ميشد
يکي بايد اونها رو قطع ميکرد
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
!خوبه
اهل کجايي؟
هيماچال
خوبه
مي توني بري
بهم زنگ بزن
هنوز همونجوري داري زندگي ميکني
اول با بورکا اومدي خواستي توي زندان کار کني
امروزم دوباره با بورکا اومدي
خانم لطفاً نجاتم بدين
خانم؟
بيرون اومدن اين حرف از دهن تو اصلاً درست نيست
جوجو،گايتون من رو ميکُشه
مي خواستي با شکار شير اوج بگيري و بالا بري
...حالا که به نزديکي خورشيد رسيدي
از سوختن ترسيدي
مي ترسم
يه بازيگر ازت ساخته
امروز ستاره بزرگي شدي
چرا همچين چيزي رو خواستي؟
حتي اگه فکر کنه که خداست
چون فکر ميکرد صاحب منه ازم يه بازيگر ساخت
هر وقت که اون خواست کنارش هستم
منم يه آدمم
جدي؟
فقط با يه زنگ به لرزه در ميومدي
بهم کمک ميکني؟
چرا؟مگه بهت کمک نميکنن؟
...همونايي که کمکشون کردي
گايتون رو بکُشن؟
اونها نکُشتن
چه کمکي ميخواي؟
اين
اين چيه؟
گذرنامه جميلا
همه اسناد و مدارک
زندگي قبلي ـم
مي خواي از زندگي قبلي ـت خلاص بشي
..اگه بهشون نياز داشتم
حتي تو هم نميتوني از زندگي گذشتهت خلاص بشي
هنوز هم عکس مري رو داري
همه جا شايعات زيادي ميپيچه
توي مجلات
مقالات
ولي همه درون خودشون ميدونن
اين يه مهموني ـه
...مري
فيلم ـش
...قبل از پخش ..روي پشت بوم جميلا-
امروز قرار بود يه جلسه داشته باشي با مانو گابا؟
آره
چطور بود؟ عالي-
جدي؟ توي يه فيلم بهم بازي ميده-
اگه لخت بشم
يه روز بازيگراي بزرگي ميشيم
روزي که بازيگر شديم آبروشون رو ميبريم
اگه بازيگر نشدم چي؟
حتماً ميشي
!خوشگلي تو جون ميگيره
واقعاً؟ واقعاً-
ناز و عشوههام چي؟
فوق العاده ست
فقط به خاطر همين برات يه غذاي ويژه درست کردم
سورپرايز مري عزيزم
اين چيه؟ بازش کن-
اين همون دستبندي که بازيگرا ميندازن
!مرررررسي
بيرون زود از اينجا برو بيرون
مري بهت خيانت کرد
اين کار رو باهام نکن
ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: فاطمه
بانتي
عکس 3 تا دختر با لباس رو براش بفرست
فقط در همين صورت شماره رو بهت ميدم
گفتن بيرون از هند يه جايي به اسم آشرام هستي
بهم نگو که راهب شدي
....به خاطر تو پشيمون شدم
ولي تو نبودي
چه کار کنم
از زيارت خونهت برمي گردي يا من بيام پيشت؟
هند به همه کشورها دستور قتل من رو داده
الان فقط زندگي مرتاض گونه برام مونده
بذار جميلا بره
خودش خبر نداشته چه کاري ميکنه
باشه بره
واقعاً؟به همين راحتي؟
تو خواستي،پس همين
حالا چرا از جميلا حمايت ميکني؟
بهش مديون ام
به يکي خيانت کردم
کي؟
چرا ميخواي بدوني؟
راهبه شدي آره؟ حواست باشه،خودمم سرم شلوغه
...گوش کن،گوش کن
...قسم بخور براي آخرين باره که
بهم زنگ ميزني
چرا آخرين بار؟
مگه ميخواي بميري؟
کي ميدونه اين زيارت کي تموم ميشه
کي ميتونم دوباره باهات حرف بزنم؟
نمي دونم
چرا انقدر فيلم بازي ميکني؟
برگرد بمبئي تا بازيگرت کنم
چرا نتونيم دوباره حرف بزنيم؟ شمارهت رو دارم،زنگ ميزنم
نميخوام بهم زنگ بزني
حتي باباتم بياد بگه باز قطع ميکنم خداحافظ
خداحافظ
بعد اينکه فرار کردم خانوم ياداو خيلي ازت کار کشيد؟
به محض اينکه تو رفتي منم فرار کردم
اولين بار کي با ياداو آشنا شدي؟
خيلي کشورش رو دوست داره
...خب
...مجبورم کرد به خاطر کشور
يه کارايي بکنم
مگه خودت کشور رو دوست نداري؟
خيلي زياد
گرچه درک ما از کشور با هم متفاوت بود
...براي اون کشور يعني
چيزي که امروز هست
و اتفاقي آينده مياُفته
...ولي براي من کشور يعني
چيزي که توي گذشته بوده
و چيزي که امروز ميتونست بشه
!و چيزي که بايد باشه
چي بايد باشه؟
...ساتيا يوگا
ودي کال
زندگي توي آشرام کلاً کلاهبرداري و فريب ساتيا يوگا بود
براي وارد شدن به ساتيا يوگا قرباني کردن لازم بود
کارهاي سخت،درد،گرسنگي اينها همه فداکاري بودن
حتي توي سرماي زمستون فقط يه پتو داشتيم
غذا خيلي زياد بود ولي قابل خوردن نبود
با وجود همه اينها بايد خونسرد ميموندي
هميشه گوچي مُفت گيرشون مياومد بهترين مواد مخدر دنيا
کم کم تونستم گوروجي رو درک کنم
گوروجي داشت کتاب ساتيا يوگا رو مينوشت
و قرار بود به موقع همه چي رو بگه
حتي براي وارد شدن به ساتيا يوگا بايد کاملاً پاک ميشدي
و گوروجي با تاسش خلوص رو آزمايش ميکرد
براي اينکه خلوص نيت نشون داده بشه تاس بايد 4 رو نشون ميداد،که هيچوقت براي من اتفاق نيفتاد
هنوزم راجاسرکه يکي از انواع يوگاست
راههاي زيادي براي پاک شدن وجود داشت
يکي کنترل درد بود
يکي ديگه عصبانيت رو هدف ميگرفت
يا اينکه هواي نفست رو به چالش ميکشيد
سکس رو مثل گرسنگي ميدونيم
..درد داره
يه نيازه
همونجوري که لازمه نفس بکشيم
ولي اين بدون درد و خشونت ـه
..بايد بتونيم به راحتي تنفس
سکس داشته باشيم
به خاطر روح عشق بازي کنيم
سکس چيزي نيست
ولي انرژي رو انتقال ميده
اون رو مثل يه تمرين انجام بدين
شما رو پاک ميکنه
اولين باري که درست و حسابي باتيا رو ديدم
در حال معاقشه با گوروجي بود
اون به گوروجي نزديک بود
و من ميخواستم جاي اون رو بگيرم
گاتيونده
کي از راه دارويي ما خبر داره؟
هيچکي
دروغ ـه
محمولههامون توقيف شدن
...شايد
خانم ياداو
No comments yet. Be the first to leave one.