The first 200 lines.
ترجمه و تنظیم توسط : ":" فــــــــری هانتـــــــر ":"
- موضوع چیه؟ - خانم
موضوع چیه؟
آندینی
- خانم لارسا؟ - بله؟
من رینارد هستم، یه دوست از طرف باگاس
من معمولا کارها رو تنظیم میکنم
وقتی اون موارد خودش رو مدیریت میکنه
اون رفته به یه شهر دیگه
بله، من قبلا با باگاس تماس گرفتم
اون نمیتونه کمکم کنه
اون کسی ـه که گفته باهاتون ملاقات کنم
موضوع چیه؟
من با یه موردی سر و کار دارم
اما این یکی خیلی سخته
من به کسی احتیاج دارم که قدرتش بیشتر از من باشه
بیا داخل؟
همسر این مرد سه روز پیش یه پدیده عجیب غریبی رو تجربه کرده
بعد از اون روز، اون مریض شده
اون نمیتونسته از تختش بیاد بیرون
دکتر ها نمیتونستن مریضی ـش رو تشخیص بدن
و وقتی که شوهرش از سر کار برگشت
اونو دید که ظاهرش تغییر کرده
اون توسط یه انرژی بسیار منفی تسخیر شده
یه روح شیطانی؟
بله
من هنوز دارم سعی میکنم بفهمم که این روح چه کسی ـه؟
اما اون چیزی که من دیدم
اینه که به وضوح میخواد بدن یه انسان رو کنترل کنه
و داخلش زندگی کنه
من سعی کردم با استفاده از روشهای مختلف روح رو بیرون کنم
اما این کار خیلی سخته
من از تمام ابزار و روشهام استفاده کردم
- آقای رینارد - بله
- ایشون لاراس هستن - بفرمائین داخل
بفرمائین
از این سمت
این اتاق
اسم همسرتون چیه؟
آندینی
تا زمانی که کارمون تموم بشه هیچکس داخل نمیاد
" اتوبوس مدرسه "
تولدت مبارک
من امیدوارم که تو همیشه خوشحال باشی
و تمام رویاهات به حقیقت تبدیل بشه
تولدت مبارک ،عزیزم
تولدت مبارک ،عزیزم
آرزو میکنم که یه زندگی طولانی داشته باشی حتی تبدیل بشه به یه زندگی عالی تر
و خیلی از مردم هم دوستت داشته باشن
اوه درسته، من برات یه کادو دارم
- منم همینطور - خب،کی میخواد اولین نفر باشه؟
زود باش، کادوها رو بگیر
زودباش
اول عمو ایدن یا عمه مایرا؟
این از طرف منه،خب، اول کدوم یکی؟
این آیپدی ـه که همیشه میخواستی
- ممنونم ازت،عمو - قابلتو نداشت عزیزم
حالا ببینیم، عمه مایرا چی گرفته؟
بازش کن
خیلی خوشگله این برند تجاری خودته، درسته؟
این برند تجاری عمه مایرا هستش "بچه های کایلا "
برای بچه هاست این واقعا برازنده ی توئه
...این
امتحانش کن
من اینو فقط واسه تو درستش کردم
خب، هیچکس نمیتونه ازش کپی کنه
به عمه چی باید بگی؟
ممنونم
وانیا، بیا اینجا عزیزم
وانیا، عمه مایرا یه کیک برات گرفته اول بیا شمع ها رو فوت کنیم
اون هنوزم به زمان احتیاج داره
منم یه چیزی برات دارم
میتونم الان بازشون کنم؟
حالا چشمهات رو باز کن
سابرینا؟
من نمیتونستم صبر کنم تا اینو بهت بدم
این دومین نسخه من از سابرینا هستش
من دختر مرحوم شما کایلا رو میشناسم
اون واقعا اولین نسخه از سابرینا رو دوس داشت
پس من رفتم دنبال سازندش
و حق امتیازش رو خریدم
و نسخه دومش رو فقط برای تو ساختم
به عنوان یه یادگاری از طرف عشق من به تو
و این یکی خیلی خاصه
این نسخه ی بزرگ ـشه
فقط یدونه از این تویه دنیا هست
امیدوارم تو بتونی با وانیا باشی
و این میتونه شما دوتا رو به هم نزدیکتر کنه
اما این قطعا برای اون سخته
این واقعیت رو بپذیره که پدر مادرش رفته ان
بخصوص تویه یه همچین سن جوونی
بعلاوه ، اون باید با یه غریبه ایی مثل من زندگی کنه
درک میکنم
و اینم درک میکنم که اون چه احساسی داره
اما
زندگی همینه
ما باید خیلی دعا کنیم
و صبور باشیم
ممنونم، عزیزم
" مدرسه سراسری ماندیری "
وانیا
- وانیا؟ - بله؟
دیتهو یه بازی ـه جدید داره
- بیا بریم یه نگاه بهش بندازیم - بریم
این چه بازی ایه؟
اسمش هست چارلی چارلی
اون از داداشش یاد گرفته
ما میتونیم از هرکسی که الان مرده هرچی بخوایم بپرسیم
اگه سوال ما بخواد جواب داده بشه
این مداد خود به خود حرکت میکنه
- واقعا؟ - آره
چارلی چارلی
مادر بزرگم میتونه بیاد اینجا؟
الان
شما بچه ها منو باور دارین، درسته؟
- کی میخواد ازش درخواست کنه؟ - من میخوام
چارلی، از مادربزرگ دیتهو درخواست کن
دیتهو شیطانی ـه؟
چارلی، دیتهو یه گربه ترسوئه؟
- چارلی، دیتهو شبا تخت خودشو خیس میکنه؟ - نه
کافیه، بازی تمومه
دیتهو تختشو خیس میکنه دیتهو تختشو خیس میکنه
- اون تختشو خیس میکنه - تخت من خشکه
- دیتهو تختشو خیس میکنه - بسه
- دیتهو تختشو خیس میکنه - برین گمشین
دیتهو تختشو خیس میکنه دیتهو تختشو خیس میکنه
دیتهو تختشو خیس میکنه دیتهو تختشو خیس میکنه
چارلی چارلی
بازی اینجا دیگه تمومه
به مادربزرگ بگو دیگه بازی بسه
چیکار میکنی؟
ما باید اول دعا کنیم
بعدش اون موجودی که ما صداش زدیم
میتونه در صلح به قلمروخودش برگرده
موجود؟
آره
برادرم میگه
مردگان و ارواح "موجود" نامیده میشن
خب مادر بزرگت واقعا اومد؟
- آره - تو اونو دیدیش؟
- آره دیدم - چجوری؟
با استفاده از یه اپلیکیشن آشکار ساز موجودات
اگه یه موجودی وجود داشته باشه
چراغ سبز رنگ چشمک میزنه
و اون موجود رو میشه اونجا نگاه کرد
میتونم قرض بگیرمش؟
البته
بیا. من هنوزم یکی خونه دارم
- ممنون - خواهش میکنم
چارلی، چارلی، میتونیم بازی کنیم؟
چارلی، چارلی، میتونیم بازی کنیم؟
چارلی، چارلی، میتونیم بازی کنیم؟
چارلی، چارلی، میتونیم بازی کنیم؟
چارلی
مامانم میتونه بیاد اینجا؟
مامانم حالش خوبه، درسته؟
دلم برات تنگ شده مامان
واقعا دلم برات تنگ شده تو هم دلت برام تنگ شده؟
مامان
میتونم ببینمت
میتونم ملاقاتت کنم؟
وانیا
دیروقته، چرا هنوز نخوابیدی؟
برق یه کوچولو اتصالی کرده واسه همین من یه چراغ قوه آوردم اینجا
چه بازی ایی داری میکنی این موقع شب؟
آشکار ساز موجودات؟
دیتهو میگه ما با این میتونیم مرده ها رو ببینیم
چه کسی رو میخوای ببینی؟
دلت واسه کسی تنگ شده؟
من میخوام دوباره مامانم رو ببینم
عزیزم
منم یه بار یه بچه از دست دادم
زمانی که دلم واسه کایلا تنگ میشه
فقط براش دعا میکنم
من یه چیزی برات دارم
تو اتاقت منتظر بمون
اون موقع ها
کایلا یه عروسک داشت که خیلی بهش علاقه داشت
اسمش سابرینا بود
وقتی که کایلا سابرینا رو بغل میکرد
ترس و غمش از بین میرفت
بخاطر اینکه اونا دوست هم بودن
و حالا
این عروسک ویژه سابرینا که عمو آیدن درستش کرده
میتونه دوست تو باشه
پس، وقتی که احساس کردی غمگینی
یا دلت واسه کسی تنگ شده
سعی کن این عروسک رو بغلش کنی
حس آرام بخشی بهت میده
حالا
سابرینا دوست توئه
ممنونم
خواهش میکنم عزیزم
حالا یکم بگیر بخواب، باشه؟
عمه
میتونی جعبه موسیقی رو روشنش کنی؟
البته، عزیزم
حالا بخواب، باشه؟
هنوز گزارشی برای فروش عروسک سابرینا بیرون نیومده؟
و نتیجه چی شده؟
No comments yet. Be the first to leave one.