The first 180 lines.
maryam4_mمترجم بشيد kdramakoreaبراي ادامه ترجمه عضو کانال 8
اوه امپراتور من فصل دوم
maryam4_mمترجم بشيد kdramakoreaبراي ادامه ترجمه عضو کانال 8
قسمت 11 maryam4_mمترجم بشيد kdramakoreaبراي ادامه ترجمه عضو کانال 8
الان مهمترین چیز اینه که
.منبع این الودگی رو پیدا کنیم
شانگ یو. دستور منو منتشر کن
.به همه بگو تا جایی که میتونن منبع رو پیدا کنن
.مراقب باش
.بله
مراقب باش
دیووانه های الوده شده سرتاسر کشور زودیاک رو اشغال کرده بودن
همه ی کشور در رنج و عذاب بود
,خوشبختانه, فرمانده چو شجاع و استاد بی دلیر
البته نه ,استاد بی یهوی شجاع شد
ارتش رو بخوبی برای مبارزه علیه دیووانه ها رهبری میکردن
هرچند,اونا کارشونم بود
,چونگ چونگ موزیانه داستان هایی تعریف میکرد
.که اطلاعات مهمی گیر بیاره
سو ژونژیان پرنده ها, حشرات و موجودات افسانه ای رو احضار کرد
.تا علت این اشوب رو پیدا کنه
شانگ یو, مردی که نمیتونین ببینینش
.کل شهر رو داره میگرده
,ارباب بزرگ, نه, ارباب چن, بیتانگ موران
بوسیله اون قیافه خوشگل کم یاب و ستاره درخشان مانندش
.منطقه الوده بعدی رو پیش بینی میکرد
برای همین... برای همین سربازارو به موقع به محل میفرستاد
.اینطوری, امنیت کشور فعلا دوباره برگشته
ارباب
فرمانده چو و استاد بی دارن در مناطق الوده شده تحقیق میکنن
دو نتیجه گرفتن
اول اینکه,غذای مناطق الوده شده هیچ مشکلی نداره
....دوم اینکه
دام های مناطق الوده شده دیووانه نیستن
دام ها الوده نیستن؟
پس این یعنی فقط روی انسان ها اثر میزاره
تا وقتی که مناطق الوده رو تحت کنترلمون داشته باشیم
.میشه جلوشو گرفت
من چنتا سر نخ هم پیدا کردم
ژانگ تیان ژنگ و می دارن همینجور دارن دیوونه میشن
ولی مشکلی نیست اونارو الان تو قرنطینه نگه داشتیم
.این واسم خیلی عجیبه
چرا اژدهای تخم مرغی و استاد می
تو خونه خودشون بدون هیچ علائم اولیه بیماری ,الوده شدن؟
به نظرتون این بیمار ها
تو چیزی مشترک هستن؟
.منم یه سرنخ پیدا کردم
عمو جیان منو برد که از خیلیا تحقیق کنم
برای همین ما اونی که اول الوده شد رو پیدا کردیم
چه سر نخی؟
ولی اونی که الوده شده بود دیگه خل شده بود
اونی که اول الوده شده بود همش تو خونه مونده بود
ببین, به همشون یجور غذا دادیم
دیگه چی میتونه باعث الودگی بشه؟
چونگ چونگ
هیچ چیز خاصی راجب اون شخص پیدا نکردی؟
.واسه منم اتفاق میفته
میشه حموم رو حساب اورد؟
حموم؟
یعنی اب مشکلی داره؟
.سم دیوونه ها رو میریزن تو اب
.تو منافظ ریخته میشه و از طریق اب به بدن ادم منتقل میشه
برای همین اونم الوده شده
یادم اومد
استاد ژانگ هرروز برای جوشوندن تخم مرغ ها از اب چاهی که در برج ستاره توسط تیانبائو محافظ میشه استفاده میکرد
استاد می و استاد ژانگ یه شرطی بسته بودن
بازنده تا یک ماه از اب چاه برای پخت تخم مرغ استفاده کرد
بعدش استاد می سریع الوده شد
!همینه . اب یه مشکلی داره
حالا باید چیکار کنیم؟
حالا باید مطمئن بشیم
باید عمیقتر دنبال حقیقت بگردیم
من میرم اب رو امتحان کنم
,حتی اگه الوده هم شدم
هیچ مشکلی نداره
.من قدرت درمان خودمو دارم
,و حتی اگه نتونستین پادزهر رو زود پیدا کنین
زهر رو کم کم خالی میکنم
چیزی نمیشه
نگران نباشین
نه
قدرت اعلیحضرت خیلی قویتر از توئه
ولی با این حال تو مهار ویروس شکست خورد
یادت نره
که قدرتت
نمیتونه تضمین کنه کامل در امان باشی
به علاوه
اگه قدرتت سم رو رد کنه
نمیفهمی کدوم اب مشکل داره کدوم نداره
.اونوقت تحقیق بیخودی میشه
اره
بیاین سرنخ های دیگه ای پیدا کنیم
حتما یه چیزی پیدا میشه
من اینکارو میکنم
نگران نباشین
من برنامه مو چیدم
افیوچوس ها به زودی میرسن اینجا
شانگ یو . شونژیان
برین مناطق الوده رو بررسی کنین
وقتتونو با اینجا موندن هدر ندین
چشم . مراقب باشین,ارباب
مراقب باش
ارباب
ارباب
میخواین اب سمی رو امتحان کنین
.چون میترسین که یوقت فی فی الوده بشه
مگه نه؟
اره
؟شما هنوز فی فی رو دوست دارین
حتی با اینکه اون یکی دیگه رو دوست داره؟
اره
خیلی خب
فهمیدم
فی فی بهترین دوست منه
منم خیلی دوسش دارم
باعث شدین من تصمیم درست رو بگیرم
اگه منم جای شما بودم, همینکارو میکردم
.راستی,فی فی گفت راه حل جدیدی پیدا کرده
برین یه سر بهش بزنین
واقعا؟
چونگ چونگ,تقریبا فقط یه شب داریم اینو نگه میکنیم
ولی هیچ چیز مشکوکی دیده نشد.
...ولی من
من واقعا هیچ مشکلی نمیتونم ببینم
ارباب
فی فی,چیز جدیدی شد؟
همونه
نمیشه که
..یانران گفت که
.لعنتی
!صبر کن منم بیام
یانران
یانران
یانران
یانران, چیکار داری میکنی؟
!بیا بیرون
فی فی, تو بهترین دوست منی
تو بهم یاد دادی چطور واسه بدست اوردن عشق تلاش کنم
.چطور اون قول و پیمانای دنیوی رو بشکنیم
من همیشه ازت حمایت کردم و هرکاری گفتی کردم
حالا ,تو ازم حمایت کنم
باشه؟
باشه
بیرون منتظرت میمونم
اگه چیزی خواستی صدام کن
بیا بریم, چونگ چونگ
,فی فی همیشه به من میگه
.باید تاوان کاری که میکنیم رو بدیم
وقتی شما تو حموم بودین من دیدتون میزدم
.حالا به جای شما اب رو امتحان میکنم
.یجورایی بی حساب شدیم
موران
یانران
,هر دفعه که دیدمت
.قلبم تند میزد
..هر
,هربار که لبخند میزدی
قلبم شاد میشد
.اصلا یادم نمیاد که چند بار اینجوری شد
.امروز,بیا اینطوری تمومش کنیم
...من واقعا
.من واقعا دیگه خسته شدم
چرا اینقدر احمقی اخه؟
اره,من واقعا احمقم
من 10 سال عاشقت بودم, ارباب
,واسه همین امروز,اگه بازم بهش اعتراف نمیکردم
..میترسم
..میترسیدم
...یانران
یانران
یانران
!یانران
ابجی فودی
.اینقدر ناراحت نباش
.قبیله مون به زودی میرسن اینجا
,تازه,اگه ابجی یانران واقعا مسموم بشه
!من میتونم درمانش کنم
.میدونی که من حرف ندارم
چونگ چونگ,الان ساعت چنده؟
نزدیک ساعت تاروس.
No comments yet. Be the first to leave one.