Lucifer

Lucifer

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Lucifer-S02E10 ALL BluRay
Lucifer-S02E10 1080p BluRay
Lucifer-S02E10 720p BluRay
Lucifer-S02E10 480p BluRay
Lucifer-S02E10 BluRay [PAHE Release]
A Commentary by Amir_SalehiPoor
☕🔥 هماهنگی دقیق با نسخه های بلوری -- AMiR SalehiPoor ☕🔥Translate By : رضــا حـضـرتـی ☕🔥 Sync To ALL BluRay 1080p 720p 480p ☕🔥

Tags

BluRay
720p
720
480p
480
1080
Published on: 2021-06-17
Downloads: 61
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آنچه در لــوسـیـفـر گذشت

‫دقیقاً قبلِ کشته شدنِ قاتل پدرت ‫در تعقیبش بودی

‫می‌دونم ناجور به نظر میرسه

‫هر کسی که جو فیلدز رو کشته ‫پدرم رو هم کشته

‫چی؟ فکر می‌کنی کار رئیس زندان بوده؟

‫این مرد پدرم رو کشته

‫تو خانواده‌ام رو از هم پاشوندی

‫هر چی که بخوای می‌تونم بهت بدم

‫تنها چیزی که می‌خوام اینه که بدونی ‫دختر جان دکر تو رو دستگیر کرد

‫اسمش بوریس سوکولوفـه، ‫اون رابط خلافکارهاست

‫ولی هیچوقت دست‌هاش رو آلوده نمی‌کنه

‫مردم "دروغ‌سنج انسانی" صدام می‌کنن

‫پس تو یا به مسیر درستی راهنماییم می‌کنی

‫یا کاری می‌کنم که یه زندگی جهنمی داشته باشی

‫مامان، این لوسیفره. ‫لوسیفر این مامانه

‫ماما دکر

‫تو باید همینجا روی زمین بمونی، ‫بین همون موجوداتی که خوار می‌شمری

‫می‌خوای منو بفرستی سرِ ‫زندگیِ شارلوت ریچاردز؟

‫تصمیم گرفتم غرق کارم بشم

‫وقتی بهم زنگ زدی سوپرایز شدم

‫تو هم نسبتاً جذابی

‫تنها جایی که احساس کردم ‫منو می‌خوان و بهم احترام میذارن...

‫اینجا با انسان‌هاست؟

‫اینجا خونه‌ی منه!

‫باهاش کنار بیا، مادر!

‫به نظر، تو به این موجودات وابسته شدی ‫و من دلیلش رو متوجه نمیشم

‫بذار حداقل امشب رو شام ‫مهمونت کنم

‫ببخشید

‫- ممنون ‫- براتون میارمش

‫ممنون

‫نمی‌تونی اونو بکشی، مامان

‫معلومه که می‌تونم

‫فقط کافیه این دکمه رو فشار بدم

‫مامان، خواهش می‌کنم چاشنی رو بهم بده

‫نه. اون حشره‌ی کوچولو دلیلِ نیومدنِ ‫لوسیفر به خونه‌ست

‫کارشو که بسازم مشکل حل میشه

‫واقعاً می‌خوای به زور ازت بگیرمش؟

‫باور کن که به نفعته این کارو نکنی

‫ولی نمی‌تونم بهت اجازه بدم ‫کلویی رو بکشی، مامان

‫از کی تاحالا می‌تونی...

‫سعی کردم بهت هشدار بدم

‫ظاهراً این جسم ناچیز بشری ‫نمی‌تونه الهی بودنم رو مهار کنه

‫بفرما

‫بمب توی ماشینه

‫چه هیجان‌انگیز

‫مامان دست نگه دار!

‫دارم سعی می‌کنم کمکت کنم

‫من لوسیفرو بهتر از خودش می‌شناسم

‫اگه کلویی رو بکشی، ‫تا وقتی قاتلش رو پیدا نکنه دست برنمی‌داره

‫وقتی هم که قاتل رو پیدا کنه، مامان

‫برای همیشه ازت متنفر میشه

‫بیخیال بابا

‫عمراً یه انسان کوچولو براش ‫بیشتر از خانواده‌اش مهم باشه

‫اون یوریل رو برای محافظت از کلویی کشت

‫خب...

‫مگه این یکی چه چیز خاصی داری؟

‫اینو نمی‌دونم

‫ولی مامان، لُب کلام اینه که

‫اگه بخوایم لوسی با ما بیاد خونه

‫اونوقت حتماً باید تصمیم خودش باشه ‫که کلویی رو ترک کنه

‫این یکی خلاف انتظار بود

‫پس باید راه زیرکانه‌تری برای پایان دادن ‫به این دلدادگی مسخره‌ی لوسیفر پیدا کنم

‫همه چی رو بهم بگو

‫خب راستش، چیزی واسه گفتن نیست

‫تو یه قرار داشتی

‫اونم با کلویی

‫این مسئله‌ی مهمیه، لوسیفر

‫باید برام تعریف کنی

‫می‌دونی که؟ به عنوان روانپزشکت

‫خب برای اولین بارم که شده ‫نمیگم مسئله مهمی نیست و...

‫قرار که نبود، فقط شام...

‫مثل یه غذای مختصر بین دو دوست

‫غذا چطور بود؟

‫شنیدم ماهی‌خاردارشون حرف نداره

‫خب راستش... گفتنش سخته

‫از همه خجالت می‌کشیدین؟

‫درسته، خجالت، همون

‫ترسیدی، نه؟

‫چی؟

‫من شیطانم، دکتر

‫نمی‌ترسم

‫پیش خودم فکر کردم که بهتره بدون ‫هیچ هواس‌پرتی‌ای از غذا لذت ببره

‫گوش کن، درک می‌کنم

‫با آخرین بحثی که داشتیم ترسیدی

‫الانم نگران بعدش هستی

‫نه می‌ترسم، نه نگران هستم

‫کاملاً نه

‫ولی داری از حقیقت طفره میری

‫که بهش "دروغ" هم میگن

‫عمراً دروغ بگم. محاله

‫ولی بااینحال...

‫داری دروغ میگی لوسیفر

‫به خودت

‫یه توضیح بهت بدهکارم

‫جداً؟ چرا؟

‫به خاطر اینکه...

‫تموم شب رو توی رستوران در حالی که پیشخدمت یه گیلاس رقت‌انگیز بهم داد قال گذاشتی؟

‫می‌دونم چه بهونه‌ای داری و نمی‌خوام ‫اسم اون زنه رو هم بیاری، مخصوصاً امروز

‫راستش کاراگاه، نمی‌خواستم اینو بگم...

‫لوسیفر، واسه این کار وقت ندارم

‫داشتم میرفتم بیرون

‫بعلاوه، تقصیر من بود

‫باید می‌دونستم که تو چقدر می‌تونی ‫خودخواه و بی‌ملاحظه باشی

‫لوسیفر

‫چقدر باملاحظه

‫پنه‌لوپ

‫خیلی لطف داری

‫که در همچین روز سختی ‫برای حمایت از ما اومدی

‫یه دست و پا باهات شرط می‌بندم که ‫اون نمیدونه امروز چه روزیه، مامان

‫خب، راستش کارعاقلانه‌ای نیست که ‫اندام بی‌نظیرت رو شرط بندی کنی، کاراگاه

‫مخصوصاً وقتی که می‌دونم امروز چه روزیه

‫امروز روز خیلی سختیه

‫چون...

‫- امروز... ‫- امروز...

‫- اولین روزِ... ‫- اولین روز...

‫محا...

‫- محاکمه‌ی... ‫- محاکمه‌ی...

‫- قاتل پدرمه ‫- قاتل پدرمه!

‫از نیچه نقل قول کردی؟ ‫نه، وایسا ببینم

‫قاتل پدر تو. درسته، خبر داشتم

‫خبر داشتم. واسه همینه که اومدم. ‫برای حمایت از شما

‫درمورد خودم چیزی نمیگم، ‫چون این خودخواهیم رو میرسونه

‫- درسته ‫- پس...

‫منو یه بیضه‌بند احساسی برای ‫گوهرهای خانواده‌ی دکر بدونید

‫سلام

‫صبح روز شنبه‌ست و زیادی سر حالی

‫آره، سر حالم

‫چرا؟

‫قضیه چیه؟

‫چیه؟ باید یه دلیل واسه ‫خوشحال بودنم بیارم؟

‫آخه سوت میزنی

‫اخیراً بدنسازی کار کردی

‫لوسیون خوشبو

‫تو...

‫سکس کردی؟

‫نه بابا

‫نه، نه

‫الکی اونطور خشک نگام نکن، جونم

‫با این پوزخند آشنام

‫هنوز تو شُک هستم

‫می‌دونستم

‫- خیلی خوشگله ‫- آره خب

‫- نه که تو خودت شبیه هیولایی ‫- نه، نه، نه

‫باور کن، خیلی بهتر از منه

‫مثل یه الهه می‌مونه

‫اصلاً کم نذاشت

‫پس شاید اون همون کسی باشه که ‫این بسته‌ی عجیب رو برات فرستاده

‫یه بسته‌ی عجیب؟

‫آدرس فرستنده آشنا نمیاد

‫پناه بر خدا

‫کاش میشد بگم که اولین باره همچین چیزی می‌بینم

‫اون بوریسه

‫کلویی حسابی قاطی می‌کنه

‫چه باوقار

‫مسلماً کاراگاه ویژگیش رو از شما ‫به ارث برده

‫اینجا رو میگی؟

‫جادوی بازیگریه

‫متأسفانه... قبلاً تمرین می‌کردم

‫16 سال پیش این نقش رو بازی کردم

‫خب شاید مثل مسائل کونیه

‫دور دومش راحت‌تر میشه

‫بسته‌ی محتوی سر جدا شده‌ی بوریس سوکولوف ‫چند لحظه پیش به اداره رسید

‫چه وحشتناک!

‫بوریس کیه؟

‫شاهد کلیدی دادرسی

‫شاهد کلیدی ماست

‫اون تنها کسی بود که می‌تونست پری رو ‫به گروه روس‌ها ارتباط بده. الان بدون اون

‫کل پرونده ممکنه نابود بشه

‫وای خدا

‫خوش به حال جناب پری میشه

‫این بدترین اتفاقِ ممکنه

‫الان دیگه چه نقشه‌ای تو سرت داری، مادر؟

ReSync To BluRay BY : AMiR SPB AMiR SalehiPoor

تنظیم دقیـــــــق با نــــــسخه بــــــــــلــــــوری تــــــوســــط " امــــیر صالحـــــی پـــــور "

‫خبر نداشتم شارلوت ریچاردز وکیل مدافعِ پریه

‫دیگه کم کم آرزو می‌کنم کاش نجاتش نداده بودیم

‫نگران نباش کاراگاه

‫شنیدم شارلوت از وقتی که ناپدید شده بود ‫زنِ دیگه‌ای شده

‫پس شاید دیگه اون کوسه‌ی قبلی نباشه

‫حداقل نه توی دادگاه

‫همه بر پا

‫جلسه‌ی دادگاه شروع میشه

‫قاضیِ محترم استرادا قضاوت رو به عهده دارن

‫باتوجه به مرگ ناگهانی شاهد کلیدیِ شاکی

‫به گمونم وکیل مدافع می‌خوان ‫اتهامات موکلش حذف بشن

‫دادخواست حذف اتهامات؟

‫چرا باید اینو بخوام، عالیجناب؟

‫به نظر دندون‌های کوسه کُند شدن

‫عذر می‌خوام

‫یه مدت نبودم

‫خب

‫می‌فرمایید با مرگ بوریس

‫شاکی شواهد کافی برای ادامه‌ی ‫رسیدگی به پرونده نداره؟

‫پس اگه ما درخواستِ حذف اتهامات ندیم

‫احتمالاً از خودش یه احمق تمام عیار می‌سازه؟

‫عالیجناب، پرونده‌ی ما خدشه‌ناپذیر بوده و هست

‫شاکی شواهد زیادی داره تا ‫ثابت کنه 16 سال پیش

‫متهم، پری اسمیت

More Farsi Persian subtitles for Lucifer

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left