The first 200 lines.
چی سو.
داری با معلمت چیکار میکنی؟
پس اگه یه بار دیگه اذیتم کنی
بعدش واقعا...
باهات قرار میذارم.
چا ، اینجا چیکار میکنی؟
یه کاری داشتم.
بریم.
ارشد.
ارشد...
ارشد اینجا چیکار میکنی؟
دونگ جو حالا چیکار کنم؟
منظورت چیه؟
باید بری بیمارستان.
واقعا؟
منم از دید تو عجیب و غریب به نظر میرسم ، نه؟
لازمه که برم دکتر ، درسته؟
اول باید کدوم بیمارستان برم؟
در مورد چی حرف میزنی؟
آجوشی از هوش رفته تو اورژانس بستری شده
آجوشی؟
پدر ، پدرِ تو!
آجوشی ،آجوشی ،آجوشی، بیدار شو
آجوشی ،آجوشی ،آجوشی ،...
آجوشی ،بیدار شو ،آجوشی، آجوشی،
نونا ، حالا چیکار کنیم؟
باید برای آجوشی چیکار کنیم؟
با وول، بابام...
آره ، نونا ، بابات!
باید برای بابات چیکار کنیم؟
این که بابام نیست ، پسره ی ولگرد
اومدی؟
سلام.
سلام.
نیویورک یا توکیو...
از سفر کردن بیزار شدم.
پول ... موفقیت ... چیزایی مثل این
چه معنی دارن؟
من اینجا تنهام.
حس و حال اینجا گرم و صمیمی نیست.
ببخشید...
لبت...
لبام...خوشکله؟
همتون مثل هَمید.
تنها چیزی که شما پسرا میبینید قیافه و اندازه سینه دختراس.
انگار لبات سوخته ، تا اینکه خوشکل باشه
چرا خوردن و نوشیدنُ ول نمیکنی
تا قبل از اینکه غذات سرد بشه؟
اونا نمیتون یه کم سوس رو تندتر درست کنن؟
اما با ماشین تصادف کرده لازم نیست بره "MRI"
فکر میکنی او اینکارُ میکنه؟ اون پیرمرد ، لجباز خودسر؟
قبلا بهش هشدار دادم
اون اگه خوب به خودش نرسه منو دوباره تو دردسر میندازه
ارشد ، یه چیزی این وسط اشتباه نیست؟
تو از صبح یه کم عجیب غریب میزنی؟
دونگ جو.
تا حالا شده...
تو مدرسه یه چیزی واست اتفاق بیفته؟
یه...چیزی؟
مثلا ، یه همکار بهت علاقه اش رو نشون بده
و یا یه همکار ازت بخواد با هم بعد از مدرسه حلزون دریایی بخورید
یا ، شاید حتی یکی از دانش آموزا...
"یکی از دانش آموزا..." یکی از دانش آموزات ازت خواسته باهاش بری بیرون
تو...!
تو خیلی رُک حرف میزنی.
تو دختر رُک و راستی هستی...
حرف اون بچه ها رو خیلی جدی نگیر اون بچه ها خیلی بیکارن
باید رفتارت تو این مورد سرد باشه...
یا اینکه دیگه نمیتونی معلم پسرای دبیرستانی بشی
برم یه دونه دیگه بگیرم.
چته تو...؟ حواست کجاست؟
ببخشید.
نه ، من...
ممنونم!
شوخی ؟ اون شوخی بود
همه چیز فقط یه شوخی بود؟
شایدن پریدن تو بغلم اینجوری باشه اما بوسیدن چی؟
اونم شوخی بود؟
امکان نداره ، اون نگاش صادقانه بود
باهات قرار میذارم.
که چی ؟ میخوای واقعا باهاش قرار بذاری؟
پس دختر "زنبق سفید" چیه؟
چی...؟ پس منم یه دوست دختر دیگه ش میشم
نه ، بر اساس سن ، من...
وایسا ، پس چرا اون پول خردُ بهم داد؟
میتونی واسه خودت برداریش.
یعنی میخواست اونو بهم بده و از دستم فرار کنه؟
خانوم ، اونطوری دستات رو میشکونی
تو واقعا بهترینی
اون زن...کیه؟
داری چیکار میکنی؟
واقعا خجالت آوری.
بهت گفتم که از قدرتت در ملاء عام استفاده نکن.
زود باش بریم ، زود باش
هنوز یه دور دیگه دارم بجُنب...
قسمت سوم بازگشت دختر خشن
ببخشید
بله ، چطور میتونم کمکتون کنم؟
دنبال یه بیمار میگردم؟
بیمار؟
بله ، حتما
اگه اسم و مشخصاتشُ بگید بهتون میگم کجا هست
مشخصاتش؟ بله
دفترچه مشخصاتش باید همینجا باشه.
پس باید از داخل جیبم بیرون بیارم.
پس من باید... همه چی رو باز کنم
اوه ، چه کار سختیه.
خیلی عذاب آوره.
ببخشید!ببخشید!
حالتون خوبه؟
ببخشید!
پرستار لی ، ما یه بیمار اورژانسی داریم!
رئیس!
توئه عوضی...
رئیست در حال مردنه و تو بعد از 13 ساعت پیدات میشه؟
قرارمون یادت رفته؟
با صداتون میشه فهمید که نه فقط برای 13 ساعت ، بلکه تا 13 سال بعدم حالتون خوبه
من نمیتونستم بمیرم چون میخواستم ازت بپرسم چرا اینقدر دیر کردی
حرف مردن رو تموم کنید.
من کسی ام که تقریبا مرده بودم
چرا؟
وقتی داشتم از بخش امنیتی فرودگاه رد میشدم
بهم گفتن ژاکت و کوله پشتیمُ در بیارم
و بعدش بهم گفتن همشو برگردونم.
وای ! یک ساعت وقتمو گرفت که بار و بندیلمُ رو برش گردوندم
رئیس ، وقتی بهش فکر میکنم...
از عصبانیت میخوام بمیرم.
پاشو ، عوضی
قدت اندازه یه ستونه و همیشه لَم میدی
اوه ، راستی...
باید تا وقتی اینجایی اونو ببینی
حالا که حرفش شد...
وضعیت خانومم چطوره؟
هنوزم مثل قبل شخصیت جذابی داره؟
حرف اون بچه ها رو خیلی جدی نگیر اون بچه ها خیلی بیکارن
باید رفتارت تو این مورد سرد باشه...
یا اینکه دیگه نمیتونی معلم پسرای دبیرستانی بشی
درسته!
من نمیتونم بخاطر شوخی بچه ها اینجوری بشم
بوسیدن این روزا چیه مگه؟ واسه احترام گذاشتن ازش استفاده میشه
زندگی خیلی آسونه از حالا من دیگه سردم
نزدیک هانامبونگ؟
اونجا نه هر جایی به جز اونجا
ای وای ، این مورچه ها رو ببین اونا خیلی تلاش میکنن
خانم معلما ، صبح بخیر
آه ، بله ، صبح بخیر. آه ، بله ، صبح بخیر.
اوه ، امروز روز خاصیه؟
چرا لباسای خیلی خوشگل پوشیدین؟
امروز اولین روزیه که میریم سر کلاس
میخوایم به نظر دانش آموزا خوب بیایم
مگه امروز اولین روزتون نیست؟
آره ، اما دوست دارم لباس معمولی بپوشم
امروز که گردش خاصی نمیریم پس چرا باید لباس جدید بخرم؟
اونطور که با حال نیس
چیه؟
این لباسُ واسه جلب توجه پاپاراتزی های هالیوود پوشیدی؟
من تو کلاس دبیرستان درس میدم.
واسه همین ، لباس ورزشی پوشیدم
امروز کلاسی وجود نداره چی؟
چرا سال بالایی ها باید برن کلاس ورزش؟
فقط باید سالن مطالعه برن.
چی؟
اما...این اولین کلاس آزمایشی منه.
منم ، خودمو خیلی واسش آماده کرده بودم
فقط هم واسه همین لباس خریدم.
اینو میبرم سر کلاس.
فقط شما دو نفرین ، مبصر کلاس؟
بله.
همه گفتن میخوان تو سالن مطالعه کنن
خانم معلم بله
من نمیتونم بسکتبال بازی کنم
بله.
دارید بسکتبال بازی می کنید ، خانم معلم؟
بیاید شروع کنیم ، خانم معلم
بله پس چی اگه فقط ما 4 تا باشیم؟
چا چی سو نیومده...
پس من خوش میگذرونم ...با اونا
یه کم دیر کردم ، درسته؟ پس من خوش میگذرونم با...اونا
خیلی هم بد نیست قبل از بسکتبال یه استراحتی کرد
نه...
خیلی هم بده.
قصد دارم بدترش کنم چا چی سو
خیلی خوب!
امروز بازی بسکتبال گرمی برای دوستان میشه
پس حالا من میرم...
تو باید با ما بازی کنی ، خانم معلم
تعدادمون کمه.
پاس بده ، پاس بده
بگیرش!
یوهو!
اسلم دانک!!!
بزن قدش! خیلی خوب بود!
نونا
خانم معلم ، من باید مازوخیسم داشته باشم
میخوام با دستات خفه م کنی
من باید سادیسم داشته باشم ، خانم معلم
میخوای به عضلات شیش تیکه م چنگ بزنی؟
اونا رو ول کن و بیا تو بغلم من ، خانم معلم ، هوم؟
دستات قوی ان اما کمرت مثل دختراس
آخر عاقبت ایون بی تو دبیرستان ماسونگ میخواد چطوری بشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.