Release info

Its My Life E50(@Mehdi Rain)
A Commentary by Mehdi_Rain
➤➤➤Translator : Mehdi_Rain ➨ ➨ ➨ Telegram : @Mehdi_Rain

Tags

TS
HD
Published on: 2019-02-12
Downloads: 9
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ این زندگی منه

‫ قسمت پنجاهم

‫سونجا، چند وقته همدیگه رو ندیدیم؟

‫اوضاع احوالت خوبه؟

‫آیگو. اینو بنداز دور ‫چطور جرات کردی بیای اینجا؟

‫من به تو هیچ ربطی ندارم ‫پس زود باش برگرد

‫چی؟ برگردم؟

‫زنم و پسرم اینجان

‫کجا باید برم؟

‫زنت و پسرت؟

‫انقدر چرند نگو و همین الان برو

‫وگرنه به پلیس زنگ میزنم

‫باشه. اگه میخوای اینطوری کنی،

‫هیچ چاره ای بجز حرف زدن با نام جین ندارم

‫شنیدم که نام جین نوه ی...

‫بنیانگذارِ هیون گانگ گروپه. درسته؟

‫نزدیکِ نام جین نشو

‫اگه کاری با نام جین کنی، اونوقت...

‫هم تو و هم خودم رو میکشم

‫وای سونجا، نسبت به آخرین باری که دیدمت...

‫سرسخت تر شدی

‫انقدر ترسیدم...

‫که نزدیک بود شلوارم رو خیس کنم

‫آره، سرسخت شدم

‫خودم تنهایی پسرم رو بزرگ کردم...

‫واسه همین تا آخر جهنم رفتم

‫پس از هیچی نمیترسم ‫میخوای چیکار کنی؟

‫خب؟

‫داری میگی میخوای درُ روی شوهرت...

‫که سالها ندیدتت بکوبی؟

‫شوهر به یه ورم

‫از نظر قانونی هیچ مدرکی نیس که نشون بده ‫ازدواج کردم

‫باشه، خیلی خب

‫آیگو آیگو آیگو آیگو

‫باید تا وقتی نام جین بیاد خونه...

‫اینجا یه چرتی بزنم؟

‫امیدوارم تا از سرما سکته نکردم بیاد خونه

‫عوضی. به هیچ دردی نمیخوری

‫معلوم هست داری چیكار میكنی؟

‫ای بابا

‫پس بیا بریم تو حرف بزنیم

‫اگه حرفمون به نتیجه برسه،

‫قبل از اینکه نام جین بیاد میرم

‫آیگو. خیلی ازت بدم میاد

‫میخوام برم بیرون ‫میرم بیرون، مامان

‫کجا میخوای بری؟

‫میخوام برم بیرون ‫بذار برم

‫میرم بیرون

‫با سوجی برین بیرون و با اعتماد به نفس ‫با دنیا روبرو بشین

‫خیلی از مردم منتظرن که...

‫همون هان میرایِ سابق ‫و با اعتماد به نفس رو ببینن

‫سوجی، میخوای بریم عمو بلوگا رو ببینیم؟

‫عمو بلوگا؟ خوبه

‫سوجی، مامان دیگه قایم نمیشه

‫با افتخار باهات میرم بیرون ‫و با دنیا روبرو میشم

‫شما هان میرا هستین، نه؟

‫بله

‫حتما اومدین اینجا که خانم چویی سوهی رو ببینین

‫می برمتون دفترش

‫نه، راستش اومدم مدیر آن نام جین رو ببینم

‫چی؟

‫عمو بلوگا

‫وای. آیگو. اومدی؟

‫نمی بینی خاله دلفین اینجا وایساده؟

‫خاله دلفین خنده داره. دوسش دارم

‫آیگو. خنده داره؟ دوسش داری؟

‫میرم برای 5 دیقه خانم چویی رو ببینم

‫اشکال نداره سوجی اینجا بمونه؟

‫اگه فکر میکنین مزاحم کارتون میشه ‫با خودم می برمش

‫برین

‫راستش انقدر دلم واسه سوجی تنگ شده بود ‫که میخواستم بیام سر بزنم

‫راحت باشین و عجله نکنین

‫اونی، میدونی مدیر آن ‫طرفدار سرسخت سوجیه؟

‫سوجی هم طرفدار سرسخت مدیر آن نام جینه

‫می بینمتون

‫آیگو

‫هی، این دیگه چه وضعیه؟

‫وقتی قراره مدل اون یکی تیم بشه ‫چطور میتونه ازت بخواد بچه ـشو نگه داری؟

‫مگه اینجا مهدکودکه؟

‫یه نقطه امیدی داشتم ‫اما هیچ معجزه ای اتفاق نیفتاد

‫سوجی، میخوای با هم بازی کنیم؟

‫تو و خاله دلفین باید دعوا کنین

‫این خنده داره

‫شما دوتا جلوی سوجی دعوا کردین؟

‫نه، دعوا نکردیم

‫فقط اختلاف نظر داشتیم

‫پس دعوا کردین

‫یه بازی کامپیوتری هست ‫که میشه به عروسکا لباس پوشوند

‫بچه های همسنِ اون از این بازی خوششون میاد

‫خیلی خوبه که یه مادر تو تیم ـمون داریم

‫اون دقیقا شبیه بچگی های سونهیه

‫سوجی، میخوای سوار کولم بشی؟

‫نمیخوام

‫ببین چقدر شیطونه

‫اون دقیقا مثل سونهیه

‫واسه همین آدم با بزرگ کردن دختر ‫لذت می بره

‫آیگو، چه بانمکه

‫خانم هان میرا اومدن، خانم

‫بذار بیاد تو

‫خوش اومدی، میرا. بشین

‫چه مدل چایی دوست داری؟ ‫چیزی نمیخورم

‫دخترت دقیقا شبیه باباشه

‫بس کن دیگه

‫نمیدونستم انقدر رو دخترت حساسی

‫همونطور که میخوای ‫مدلِ تیمت میشم

‫اما یه شرط داره

‫واقعا لازمه ضبط کنی؟

‫خیلی عوض شدی، میرا

‫برای محافظت کردن از دخترم ‫هیچ چاره ای بجز عوض شدن نداشتم

‫باشه. چه شرطی؟ بهم بگو

‫برای تیمت مدل میشم...

‫اما تو هیچ تبلیغی بازی نمیکنم ‫و تمام درخواست های مصاحبه رو رد میکنم

‫همچنین، عکسایی که از سوجی داری...

‫باید به محض تموم شدن مسابقه پاک بشن

‫اگه... عکسی

‫به بیرون درز کرد

‫باید تمام مسئولیت قانونیش رو به عهده بگیری

‫باشه، اما منم یه خواهشی ازت دارم

‫چیه؟

‫بیا به رسانه ها بگیم که تو به عنوان مدل ‫برای تیم ـمون کار میکنی

‫داری میگی که میخوای ‫رسانه ها خبرش رو منتشر کنن؟

‫آره

‫اگه همه تبلیغات و مصاحبه ها رو رد کنی،

‫رفتنت روی استیج ‫برامون بی فایده میشه

‫باشه

‫با رئیس پارک راجبِ مقدار دستمزدت حرف میزنم

‫پول خوبی بهت میدیم ‫پس لازم نیس نگران باشی

‫امیدوارم بعد از مسابقه...

‫دیگه هیچوقت همدیگه رو نبینیم

‫خیلی عصبانی به نظر میای

‫من باهات مشکلی ندارم

‫پس هر وقت به کمکم نیاز داشتی تعارف نکن

‫و باهام تماس بگیر

‫تو مسابقه می بینمت

@Mehdi_Rain : کانال تلگرام

‫رئیس پارک؟ ‫هان میرا قبول کرد که مدلِ تیم ما بشه

‫زودتر این موضوع رو رسانه ای کن

‫بله؟

‫آجوشی

‫اوه. خوش اومدی، میرا

‫خب، بفرما بشین ‫باشه

‫خیلی وقته ندیدمت

‫اصلا پیر نشدی

‫دقیقا مثل روزای اولتی

‫امکان نداره. موقعی که بچه ـم رو بزرگ میکردم ‫از ظاهرم مراقبت نکردم

‫شما حالتون خوبه؟

‫بعد از مراسم عزاداری مادرم ندیدمتون

‫درسته

‫هفت یا هشت سال میگذره، نه؟

‫از اینکه به عنوان عشق اول باوفایِ مادرم ‫تو خاطره ـش موندین

‫واقعا ازتون ممنونم

‫بچه ـت باهات نیومده؟

‫داره با مدیر آن نام جین بازی میکنه

‫با نام جین؟

‫دخترم سوجی طرفدار سرسخت مدیر آنه

‫وقتی اسم عمو بلوگا رو میارم ‫خیلی هیجان زده میشه

‫سلیقه ی سوجی مثل منه

‫منم طرفدار سرسخت مدیر آنم

‫همش نقشه شما بود، نه؟

‫خب... من نقشه رو کشیدم،

‫اما نمیدونستم به نتیجه میرسه یا نه

‫به هر حال، فکر کردم اگه بیشتر از این ‫مخفیانه زندگی کنی،

‫شاید هیچوقت نتونی برگردی سر کارت

‫واسه همین ریسک کردم

‫خب، تصمیم گرفتی تو کدوم تیم باشی؟

‫تصمیم گرفتم برم تو تیم خانم چویی

‫آها، که اینطور

‫چرا تیم اونُ انتخاب کردی؟

‫برای محافظت از سوجی و پدرش،

‫چاره دیگه ای ندارم

‫تو نبرد بین صداقت و توطئه،

‫توطئه برنده شد

‫خب... صداقت همیشه برنده نمیشه

‫خیلی شرمنده ی مدیر آنم

‫اما هیچ راهی به فکرم نمیرسه

‫فکر کنم یه راهی باشه

‫چی؟

‫لطفا اینجا بشینین

‫باشه

‫ممنون، اما بجای چایی...

‫آبجو ندارین؟

‫بیرون داشتم از سرما می لرزیدم،

‫واسه همین هوس الکل کردم

‫نداریم

‫آیگو. این آجوما خیلی سلطه گره

‫حالا که اینطوریه ‫فقط همینو میخورم

‫اگه یه خدمتکار مثل اون خشک باشه

‫چه فایده ای داره؟

‫چرا اخراجش نمیکنی ‫و یه خدمتکار جدید نمیگیری؟

‫انقدر مزخرف نگو و برو سر اصل مطلب

‫چرا باهام انقدر سرد رفتار میکنی؟

‫من بودم که برات یه پسری مثل لاتاری آوردم

‫چطور میتونی باهام انقدر بدجنس باشی؟

‫انگار شنیدی که نام جین نوه ی رئیسه

‫پس اومدی اینجا که ازش پول بگیری ‫اما این اتفاق نمیفته

‫پس چاییت رو تموم کن و برو

‫کی گفت اومدم ازت پول بگیرم؟

‫میخوام باهات زندگی کنم

‫میخوای باهام زندگی کنی؟

‫غذای بدی خوردی یا عقلتو از دست دادی؟

It's My Life subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for It's My Life

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left