The first 200 lines.
..آنچه گذشت
، من باردار نیستم ، کاملا فکر میکردم هستم ولی نیستم
چرا بهم نگفتی که فکر میکردی بارداری؟
نیستم - ، میتونم -
، واسه اینکه بهم نگفتی بهت احترام بزارم
پس تو هم میتونی به این احترام بزاری که الان نمیخوام صحبت کنم ؟
. " شب بخیر " جنا
یک هفته ای بود که " متی " در مورد
ترس از بارداریم فهمیده بود
و به نظر میرسید همه توانشو به کار میگرفت
تا مطمئن شه دیگه هیچ ترس !دیگه ای سراغمون نیاد
همه چی روبه راهه؟
. آره ، عزیزم
، اون اصرار داشت که بگه همه چی خوبه
.ولی کاراش یه چیز دیگه رو میگفت
. عجیب بود
، ما حرف نمیزدیم سکس نمیکردیم
، و بدتر از اون این بود که در مورد سکس هم حرف نمیزدیم
.صحبتی نمیکردیم
. ارتباطمون به پایین ترین حد خودش رسیده بود
. همونجا وایسا
در نور غم انگیز و مرگ نابهنگام
"ریکی شوارتز"
من یه سری اقدامات پیشگیرانه رو واسه
. اینکه مدرسه ما به منطقه بادام زمینی تبدیل نشه انجام میدم
.و به عبارتی ، بادام زمینی ممنوع
، تو آجیل یا هر چیزی که به
آجیل یا تنقلات مربوط باشه داری؟
. من اینو مصادره میکنم
.بررسی آجیل
. مشکلی نیست
.جی" ازت میخوام همونجایی که هستی وایسی"
آخرین باری که یه آجیل گذاشتی توی دهنت کی بود؟
.سواله خیلی خوبی بود
خیلی خب ، من نمیگم میزان ترسم روی یازدهِ
.ولی اندازه وحشتم داره میرسه به هفت
یه چیزی توی رابطه ی ما از دست رفته
.من میگم به اندازه آبی آسمون روشنه
. متی" واسه ترس از بارداری وسواس شده"
تو اینو از کجا فهمیدی؟
من و "جیک" همه چیزو به همدیگه میگیم
. چه غیر عادی .و ترسناک
بعد چیزی که میفهمی اینه که شما از اون زوجایی
.میشید که با ایمیل پشت سر بقیه غیبت میکنید
اما حتی بدتر از اینه که این داستان درام مامانه مقاوم رو
از زبون "جیک" بشنوم؟
. ببخشید
.میخواستم بهت بگم
سعی کردم زنگ بزنم - آدم میترسه -
من قبلا تجربه کردم - ."میفهمم چی میگی "جی
یه چیزای خاصی هست که باید .جلوشون مقاومت کنیم
چه چیزایی؟ - .همون چیزا -
، برگردیم به بحث داغمون
، میدونم تو و "متی" همه کار میکنید به غیر از صحبت کردن
ولی تا حالا ازش سوال کردی که همه چی مرتبه؟
معلومه که پرسیدم - خب چی گفت؟ -
" آره عزیزم "
اون بهت گفت " آره عزیزم " ؟
آره عزیزم" یه قدم با"
حالا هر چی ، عزیزم " فاصله داره " که اونم میرسه به
مواظب خودت باش " که همینطور که هممون میدونیم یعنی " . همه چی تمومه
. خیلی خب ، حالا وحشتم رسید به یازده
اگه جدی جدی شما فکر میکنید ،که من "ریکی"رو کشتم
... باید بگم هوشتون در حد ـه
دهنتونو
.من کاملا با تنها غذا خوردن راحتم
.برو غذاتو با "همیلتونِ" ولگرد بخور - .فکر نکنم دوست داشته باشم -
. ترجیح دادم بیام سر تو خراب شم
چرا غذا نمیخوری؟
فکر کنم قتل من باعث شده اشتهامو از دست بدم
" بعد از قضیه "ریکی . همه از من میترسن
حتی اون "لیسا" که شبیه کیسه هواست از من فاصله میگیره
.عجب وضعی داری - . میدونم -
، من با هیچکی قرار نذاشتم همه دارن میفهمن
" یا هی بهم تیکه بندازن " لب خرگوشی
. سه روز پشت سر هم - . "بیخیال ، "سیدی -
همه اینا یه روزی تموم میشه
.هیچکی واقعا فکر نمیکنه که تو یه قاتلی
"خانم "ساکستن ایشون پای مولیوی هستن
.از بخش تحقیقات شخصی اومدن
.تحقیقات خصوصی
ما مجبوریم که شمارو برای پاسخ به پاره ای سوالات
تا مرکز شهر همراهی کنیم
، و وقتی که میگم مرکز شهر .منظورم دفترِ منه
بهتره قبل از اینکه گشت آجیل برسه
.گرانولا خودتو بخوری
در حالی که هیچ ایده ای نداشتم که ،چی تو سر "متی" میگذره
جیک"میدونست که توی" .بسته غذای "تمارا" چیه
"هــنــری"
، من دچار تشنج شدم
یا یه چیز خیلی عجیبی رفت پایین؟
، بچه ها ."این دوست پسرمه "هنری
یه پا کفتر عاشقیم
، اگه هر زوجی واسه رابطشون راه های مختلفی داشته باشن
.من و "متی" یه جایی وسط اوناییم
شاید یه راهیه که مارو به برگشت
به مسیر اصلیمون هدایت کنه
، سکس توی محل ممنوع
یکی از جاهای بود که دوست داشتیم بیایم
!هرچند ممکن بود به واکسن کزاز نیاز پیدا کنیم
ولی ارزش ریسک کردن رو داشت
.چون که مارو از وسواس دور نگه میداشت
من و "متی" با انجام دادن چند تا کار
همیشه فرارتر از کلمات جلو میرفتیم
، باید برم سر کلاس ولی خوش گذشت
همین ؟ - .میتونیم امشبو با هم بگذرونیم -
.هیچ دلیلی واسه نگرانی نیست
.ما توی سکس خیلی کارمون درسته
ما نوجوونیم
و همینطور که پیش میرفت قرار شد واسه خودمون وقت بزاریم
آره ، میگذرونیم
. خوبه .بعدش میتونیم صحبت کنیم
وقتش شده بود که فکر کردن در مورد نگرانی رو بزارم کنار و !و به ناجور فکر کنم
. متی" میخواد صحبت کنه"
واسه تو هم خوب پیش رفت؟
. آره ، واسه منم خوب بود
وای ، لعنتی .پراهنم اومده عقب
!مرسی از هماهنگیت
شنیدم یه نفر توی مخفی گاه خیلی خوش شانس بوده
.چقدر سریع حرفا جابه جا میشن
خب تو و "هنری" توی رابطه عشقی هستید؟ - !ما دو روح در یک جسمیم -
کجا با هم آشنا شدید؟
. توی صف انتظار واسه آیفن جدید
اسم اصلی "هنری" چیه؟ - .بائو ژی -
" یعنی " پر از علم و دانش
بوکسر یا بریفس ؟ ! بکهام -
.فکر نکنم "هنری" به تیپ تو بخوره
من فکر میکردم تو قد بلند، لاغر، پسرای آسیایی همراه با
حس شوخ طبعی و بازیگوش
. و یه سر و گردن از خودت بلندتر دوست داری
منظورت مثل "فرِد ری"؟ - مثل "فرِد" کی؟ -
"فرد ری" میدونم که میدونی که میشناسمش
.اوه ، درسته
من همه چیزو در مورد تو میدونم
.چون زندگی تو خیلی خیلی جالبه
نمیتونم کمکی کنم ولی همه ی جزئیات رو دنبال میکنم
. که چه اتفاقایی توش می افته - هیممم -
.شوخی میکنم
چقدر طول میکشه تا "هنری" سیم کشی دندوناشو ببنده؟
. سوال انحرافی .اون اصلا دندوناشو سیمکشی نکرده
.ما حواسمون بهت هست
.ما حواسمون بهت هست
چیزی گفتی؟ - .هیچی -
شبی که "ریکی شوارتز" مرد ، تو کجا بودی؟
تا جایی که من بدبخت میدونم .خونه ، فکر کنم
کسی هست که بتونه ادعای شمارو ثابت کنه؟
ما معتقد نیستیم که این یه بازی کثیف باشه
ما فقط میخوایم یه سری چیزارو روشن کینم
... ما شواهدی رو از
.رابطه جنسی سر صحنه جرم داریم
ریکی" یه بچه اُبنه ای بود
!این یعنی احتمالا ما اینجا سیصد تا مظنون داریم
، اگه به خانوادت زنگ بزنیم
اونا میتونن تایید کنن که اون شب خونه بودید؟
.به پدر مادرم زنگ نزنید
!به وکیلم زنگ بزنید
تو با این مشکلی داری که به پدر مادرت زنگ بزنیم؟
. نه ، ولی من با تو مشکل دارم
.من کنجکاوم
تو با شوهرخواهرت لباساتو عوض کردی
یا این لباسارو از همون دهاتی که اومدی داشتی؟
... منحرف کردن بحث این نشونه کاملی از گناه ـه
من میتونم همین الان به شکار ـه ! این جنده خانم پایان بدم
میشه خصوصی صحبت کنیم؟ - مشکلی نداره بیرون منتظر باشی؟ -
! نه با تو ، با اون
، من با اون عوضی نخوابیدم
. و یه تست میتونه اینو ثابت کنه
عزیزم ، ما پول کافی واسه خریدن . دستگاه دروغ سنج نداریم
. نه ، نابغه پاپ اسمیر
.من باکره ام
ولی حواستو جمع کن
اگه مجبورم کنید که اینکارو انجام بدم
ازتون شکایت میکنم
و بعد وقتی شما دوتا از کار بی کار شدید
!میتونید پلیس بد ، پلیس بدتر رو بازی کنید
.قابلی نداشت
من برگشتم . همه چی ردیفه؟ - ، "واسه اطلاعت خانم "ساکستون -
.من فکر نمیکنم شما "ریکی" رو کشته باشید
ولی فهمیدم چرا بقیه !فکر میکنن که شما کشتی
تعجبی نداره که اینقدر اخمالو ـه
! دخترا به یه چیزی نیاز دارن بزارن اونجاشون
، متی" نمیخواد سکس داشته باشیم" .اون میخواد صحبت کنه
من نمیتونم با اون تنها باشم
من حس نمیکنم الان آماده حرف زدن باشم
به یه روز دیگه احتیاج دارم
. وایسا .یه فکری دارم
اون چی بود که از وقتی که بچه بودیم
التماسم میکردی که انجام بدیم؟
دوست پسر ، دوست دختر بهترین دوستا واسه همیشه
از وقتی شش سالم بود رویای اینو میدیدم
و بعد با تو آشنا شدم و بعد تو با "متی" آشنا شدی
، و بعد تو با "جیک" آشنا شدی و بعد تو باید
، بین "جیک" و "متی" ، انتخاب میکردی ، "و بعد من شروع کردم به قرار گذاشتن با "جیک
، و حالا تو با "متی" ای .و ما هممون اینجاییم
تمام زندگی ما توی همین . لحظه خلاصه میشه
دوست پسر دوست دختر بهترین دوستا واسه همیشه
دوست پسر دوست دختر بهترین دوستا واسه همیشه
. دوتا قرار با هم .باید دوتا قرار باشه
. این واقعا دیوونه بازیه ولی من پایم
آره! بعدا با یه نقشه بهت زنگ میزنم
No comments yet. Be the first to leave one.