Release info

Neighborhood Hero E07 www sunflowermag com
A Commentary by Rahasam_86
زهرا و رهاwww.sunflowermag.com

Tags

other
Published on: 2016-02-28
Downloads: 33
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

... بله ... پس ، يکي از مشتري هاي رئيسه

قهرمان محله = قسمت 7 = يادت مياد، وقتي اين جوري حمله کردي؟

اون بچه هم اينجوري شد

ميدوني واسه چي اينکارُ کرد؟ چرا افتاد رو زمين؟

اما اون يکي مرد ِ کاملاً آماده بود حمله کنه

ما مطمئنيم که سايه همون مَردس

مشخصه که رئيس ِبارِ محله، سايه س

بهش دروغ گفتي مگه نه؟

وقتي که گفتي سايه يکي ديگه س ، نه؟

چيکار بايد مي کرديم؟

اسم من ... جو بونگ چول ِ

اين " جو " که اسممه به معني اخلاقهاي بدم هست

.... يه استاد هنرهاي رزمي بايد اين جوري عمل کنه؟

عمل کردن؟ عذرخواهي؟ آه بله بله

چطور ميگي که افتاد؟

بعد اينکه رفتي جلو

بام ؛ بام؛ بام

اون دقيقاً اين شکلي افتاد

... جو بونگ چول يعني بد اخلاق

با کي؟

خب، با دوستاي کوچيک ترم و بچه هاي کوچيک همسايه

وقتي خودشون رو به دردسر مي انداختن من واسه شون وکيل پيدا مي کردم و نجات شون مي دادم

واسه همين بهم احترام ميذارن .... و خودشون رو وقفم کردن

اونا هيچ وقت بهم دروغ نميگن مطمئنم ازش

چرا گفتي اون کارو کنه؟

اگه اون بچه رو تيکه تيکه مي کردن تو مسئوليتش رو قبول مي کردي؟

تموم کاري که بايد بکنم اينه که خودم حواسم به سايه باشه

تو مراقبش هستي؟ ... من همين جوري نمي تونم ازت بگذرم

تو داري اين شکلي حرف ميزني چون خيلي وقته واسه دعواهامون اينجا نبودي

.... چيزي که درباره سايه هست اينه

باشه ؛ پس بيا انجامش بديم - چه کاري رو ؟ -

ما تنها کسايي ميشيم که حقيقت رو درباره سايه مي دونيم

فقط ما چهار تا

در هر صورت نمي تونيم سايه رو بگيريم

هر چه سخت تر تلاش کنيم بيشتر آسيب مي بينيم

اگرم ساکت بمونيم ، به محض اين که اون بچه بره زير کتک ديگه تمومه

پس لطفا بهم اجازه بدين که مراقب سايه باشم

اون بارها به من آسيب زده حس ميکنم بايد يه کاري کنم

جو بونگ چول حواسش به انتقام هست

بهش يه درس درست و حسابي ميدم

چطور دقيقا؟

حتي اگه گروهي هم باهاش مواجه بشين کتک مي خوريد و راهي بيمارستان ميشيد

بله ؛ درسته ... براي همينه

ما از قوانين سرپيچي مي کنيم

دنبال مي کنيم ؛ کمين مي کنيم و حمله

وقتي که حمله کردي مي خواي چيکار کني؟

بکُشيش؟

... کُشتن ... من هيچ وقت قبلا کسي رو نکُشتم ... پس ؛ مطمئن نيستم

به هيچ عنوان نبايد بين مرکز خريد هاليو کور و يه قاتل رابطه اي پيدا بشه

دوستان ِ حامي ِ من بايد حُسن شهرتشون رو حفظ کنن

پس داريد ميگيد که بايد ولش کنيم؟

ما نيروي پشتيباني داريم

چرا اون کارو کردي؟

گفتي ... تموم احساساتي که داشتي، 3 سال پيش دفن شدن

... متاسفم

متاسفم که اين جور .... آدم الکُلي و آشغال شدم

و در مورد چيزي که 3 سال پيش اتفاق افتاد متاسفم

براي تو و جين وو

متاسفم

! در مورد هر چيزي متاسفم

براي همين بهت گفتم که برنگرد

ولي چرا اينجايي؟ چرا؟

... چه هنوز احساسي داشته باشي يا نه

ما با هم بوديم ... براي همين

مشکلي نيست که دلتنگتم مي تونم منتظرت بمونم

... بعد از چيزي که واسه جين وو اتفاق افتاد

.... واقعا فکر مي کني ... مي تونيم دوباره قرار بذاريم؟

... پس بايد بشينيم و گريه کنيم؟

.... سه سال رو توي زندون گذروندم

فقط به يه چيز فکر مي کردم

به چي فکر ميکردي؟

انتقام؟

اگه من ... اگه من کنارت بمونم ... و باهات گريه کنم

پس ميذاري که بمونم؟

بعد از آخرين ديدارمون ؛ چيزاي زيادي داشتم که درمودشون فکر کنم و چيزاي زيادي بودن که بگم

تو مسئوليت اتفاقي رو که سه سال پيش افتاد تماماً خودت به عهده گرفتي

.... نتونستم بهت بگم که متاسفم

يا حتي ممنونم

جين وو کشته شد

بيا ديگه نگيم که متاسفيم يا ممنونيم چون درست نيست

چطور يه نفر مي تونه بدون احساسات زندگي کنه؟

... جين وو کل ِزندگيته؟ يا اگه نه

آگاهانه سعي داري که منو از خودت دور کني؟

... توي قلبم

تو ديگه وجود نداري

پس اون بوسه چي بود؟

بايد ديوونه شده باشم - سعي کن يه بارم که شده با خودت رو راست باشي -

اگه لحظات سختي داري ! فقط بگو ! اگه تنهايي ؛ فقط بهم بگو

مي خوام باهات رو راست باشم

... اومدم اينجا چون مي خواستم ببينمت

... براي همين اومدم اينجا ؛ چون

چون دلم برات تنگ شده بود

... مي خواستم دوباره عاشقت بشم

... لطفا صادقانه در موردش فکر کن

چه بخواي چه نخواي کيم سو آه طرف توئه

... و اگه

بتونيم دوباره شروع کنيم

مادر جين وو اومده بود اينجا

بهم گفت ... هر کاري بکنم

ازم مي خواد که به جين وو بي احترامي نکنم

بهم گفت از جين وو به عنوان بهونه استفاده نکنم

... فکر کنم مي دونست که دارم ديوونه ميشم

اون مادر جين وو بود

تو احتمالا نمي توني بيشتر از اون عذاب بکشي

تو منو به عنوان يه بچه اي به ياد مياري که يه گوشه اي مي نشست چون نمي تونست جلوي گريه ش رو بگيره

... حالا مي توني يه زندگي طبيعي داشته باشي

... و مي توني منو توي زندگيت داشته باشي

منتظرت مي مونم

با سو آه خوب باش ، از کجا مي خواي دوباره يه دختري مثل اون پيدا کني؟

اون حرفه ايه ؛ وفاداره و مهربونه

ميدوني که؛ اگر توي دردسر بيُفتي مي تونم وانمود کنم که انگار نمي شناسمت

ولي سو آه هيچ وقت اين کارو نميکنه اون در کنارت مي مونه ؛ مهم نيست چي بشه

پس تو وانمود ميکني که انگار منو نمي شناسي؟

منظورم اين نيست

سو آه هيچ وقت بهت پشت نميکنه

بهت خيانت نميکنه يا ولت نمي کنه

براي هميشه باهاته

داره طبق نقشه پيش ميره

شي يون احتمالا اول باهام تماس مي گيره

متاسفم

تموم شب رو بيدار موندي؟

اوهوم، تمومش کردم

ايميلش کردم

واقعاً؟

تموم جزئياتي که نميدونستم لحظه ي آخر به ذهنم رسيد

رئيس هوانگ درباره اون روزاش توي سازمان جاسوسي گفته بود

... و فهميدم که رئيس جديد مون هم

تو چي فهميدي؟

... زخم هاتون

رئيس، احتمالاً

شغل ِ قبليتون

نه ... چيزي نيست مطمئن نيستم

مي خوام اينو به عنوان هديه بدم رئيس هوانگ

نشونم بده

! اوه ! اين خيلي داغه

... خيلي داغه

درست مثل اون يه شاهکار ديگه اي رو به آخر رسوندي

! کارت خوب بود ، عزيزم خسته نباشي

بيا اينجا

يه لحظه صبر کن

... تو چي گفتي درباره رئيس جديد مون؟

چي؟

گفتم که مطمئن نيستم - هي -

يه چيز هيجان انگيز کار هر کسي نيست

واقعا باهوشي ها ، هميشه درست ميگي وقتي به چيزي مشکوک ميشي

پس ... بهم بگو اون چيه

... اوه نه ، نمي تونم بشنومم که دوستي مون از هم بپاشه

بخاطر وضعيتي که داره ... - وضعيت ؟ -

يه احتمال وجود داره

چه احتمالي؟

احتمالش هست که رئيس جديد مون همون سايه باشه

رئيس جديد مون سايه س؟ اون نجاتمون داد؟

هنوز يه احتماله

وقتشه ! وقتشه ! بيدار شو ! بيدار شو ! الان

اين همه سر و صدا چيه؟ خيلي گوش خراشه

... گفتم که نزديک بود اون کجاست؟

اوه خانم ! زمين ورزش کجاست؟

... کاشکي اون بهم مي گفت

مي خوام بميرم

هي ؛ بچه بچه ؛ بيدار شو

بيدار شو بچه

خوب استراحت کردي؟ زيرنظر گرفتن رئيس هوانگُ تموم کردي

پس مورد بعدي رو که بايد زير نظر بگيري بهت ميگم

مورد بعديت رئيس جديد بارِ محله مون ، باک شي يونه

چي؟

شي يون؟

واو ؛ هر چقدر بيشتر بهش فکر ميکنم بيشتر به اين نتيجه مي رسم که من خوشبخت ترين مرد روي زمينم

کدوم شوهري خارج از اينجا اين جور صبحانه اي گيرش مياد؟

يه شوهري هم که در يه هفته سه ميليون وون مياره خونه هم خيلي زياد نيست

تو لياقت اينو داري که اين جوري ازت پذيرايي بشه

... اين جوري خوردن

باعث ميشه ياد روزاي قديم بيُفتم

مهم نبود تا کِي کار مي کردم صبحانه م هميشه يه تيکه نون تُست بود

هر چيزي به موقعيتشه ، همه چيز عوض ميشه

يه موقعيت خوب حتي باعث ميشه نهنگ ها برقصن ؛ اين جوري

نهنگ ها؟

هي .. عزيزم تو اون انحنا رو نداري

چرا صبح به اين زودي داري دنبال اين جور انحنايي مي گردي؟

! بعد از داشتن 3 تا بچه بايد واسه چيزايي که مي تونم بهت پيشنهاد بدم خدا رو شکر کني

درست ميگي ؛ مگه چي گفتم؟

چرا جلوي اين جور خورشت سويايي دارم دنبال انحنا مي گردم؟

خورشتت رو بخور - باشه -

بله چان گي ؛ پيامم رو ديدي؟

درسته ؛ باک شي يون از حالا به بعد بايد اونو زير نظر بگيري

اين يعني، شي يون هم يه مامور توي سازمان جاسوسي بوده

درسته

فکر ميکردم که يه نگاه مرگباري رو توي چشماش مي بينم

شي يون چه جور کاري توي سازمان جاسوسي انجام ميداده؟

... يه آدم عجيبي مثل اون

اون قويه؟

در مورد اين که ... يه عضو سابق سازمان بوده هيچ نظري ندارم

اگه درباره اين فرضيه فکر کنم .... فکر کنم اين بهش مي خوره

وقتي ازش پرسيدم که آيا عضو سابق سازمان جاسوسي بوده يا نه، گفت نه

اون يه آدميه که قابليت دروغ گفتن رو همه جوره داره

براي همينه که وقتي مي خواي زير نظر بگيريش بايد خيلي حواست باشه

... و اگه اون به اندازه اي که ميگي قوي باشه

بايد واسه امنيت خودت هم يه فکري بکني

بايد اين ماموريت رو سريعاً شروع کني فهميدي؟ ديگه قطع ميکنم

يه لحظه صبر کن

چرا مدام آدماييُ که بايد زير نظر بگيرم رو تغيير ميدي؟

More Farsi Persian subtitles for Neighborhood’s Hero

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left