The first 164 lines.
خانواده یکی از .قدرتمندترین نیروهای طبیعت است
...،زندگی خانوادگی سرشار از شگفتی
...زیبایی
.و هیجان است
...در چهار سال گذشته، ما به دنبال
برجستهترین گونههایی روی زمین بودیم .که بیشتر از همه در خطر انقراض هستند
بختواقبالشان را از اینجا ...در دشتهای زیمباوه
...تا جنگلهای هند دنبال کردهایم
...از کرانهی ساهارا
.تا بیابانهای یخزدهی جنوبگان
در لحظهای حیاتی در زندگیـشان ...به جمع هر خانواده پیوستیم
.در شرایطی که همه چیز بر ضدشان است
،برای بقا ...با عناصر طبیعت
.و رقبا مبارزه میکنند
نزدیکتر شدیم و ...مدت بیشتر و با جزییات بیشتر
،فیلمبرداری کردیم .بیش از آنکه تاکنون به انجام رسیده
،در دنیای مدرن خود ...اطمینان از بقای نسل آینده
.هر روز سختتر و سختتر میشود
...برای این خانوادهها غلبه بر شرایط دشوار
.بزرگترین چالش روبهروی آنهاست
.شاهد برنامهی "سلسلهها" هستید
سلسلهها
.سنگال، غرب آفریقا
.خانهی دستهای قابل توجه از شامپانزهها
اینجا آنقدر گرم و خشک میشود ...که آنها در آستانه نابودی قرار گرفته
.و به زحمت زنده میمانند
حاکم این منطقه ...یک رهبر قوی و مصمم است
."یک نر قوی هیکل و قدرتمند به نام "دیوید
به خاطر حاکم بودنش .بهترین چیزها به او میرسد
.اما نمیتواند به کسی اعتماد کند
رقبایی احاطهـش کردهاند که حاضرند .برای تاج فرمانرواییش او را بکشند
،همان داستان آشنای قدرت .سیاست و جنگ برای زنده ماندن
شامپانزه
"گوشهای پارهی "دیوید ...حاکی از نبردهای بسیاریـست که داشته
و برای حفظ جایگاه و خانوادهـش .در هر کدام پیروز شده است
به مدت بیش از سه سال .رهبری این دسته را به عهده داشته
رهبران در اینجا معمولا بیشتر .از این هم نمیتوانند قدرت را حفظ کنند
،و حالا با فرارسیدن فصل خشک .رقبای "دیوید" دوباره دور هم جمع میشوند
نرهای برتر و موفق معمولا متحدان زیادی .برای حمایت از خود جمع میکنند
.اما "دیوید" تنهاست
.هیچگاه تا به این حد آسیبپذیر نبوده
...در فصل خشک، این پشتههای بزرگ روی زمین
.پذیرای همهی 32 شامپانزهی گروه است
،پشتهها سرشار از غذا هستند ...غنی از چربی و پروتئین
.یعنی موریانهها
این شامپانزهها یاد گرفتهاند ...از ساقهی علفها
به مانند یک قلاب ماهیگیری برای .صید حشرات استفاده کنند
"به عنوان رهبر، اول باید "دیوید .مکان غذا خوردن را انتخاب کند
اما بسیار محتاط است، چرا که باید .در کنار دشمنان قدیمی غذا بخورد
به خصوص دو رقیب بلندپرواز را .به خوبی میشناسد
،انگشتهای پای "دیوید" جمع میشوند .نشانهای از اضطراب که نمیتواند پنهان کند
این "جامکین" است، که مدتها .به دنبال جایگاه برتر بوده
...و این هم "لوتر" است
.یک نر جوان تندخو با تمایل زیاد به پرخاشگری
دسته بعد از ماهها ...برای اولین بار دور هم جمع میشوند و
برای بهترین مکانهای غذا خوردن بهم تنه زده .و همین به سادگی منجر به زدوخورد میشود
"بسیار مهم است که "دیوید .نظم را حفظ و موقعیت را کنترل کند
.چشم همه به اوست
.نمایشش نشان میدهد که کنترل دست اوست
،اما در جامعهی شامپانزهها .تنها قدرت کافی نیست
دیوید" باید سیاستمدار باشد" .تا بتواند قدرت را حفظ کند
.باید برای خود متحد پیدا کند
.این "کیال" است
قویـست اما ریش سفید شده ...و از سنی که بخواهد برای
.گرفتن قدرت مبارزه کند گذشته
.دیوید" به او نزدیک میشود"
تیمار کردن باعث برقراری ...پیوند دوستی میشود
حمایت طرف مقابل را جلب کرده .و در عوض مزیتهای بیشمار دارد
.تو پشت من رو میخارونی و منم پشت تو رو
تنها زمان نشان میدهد که .این اتحاد جدید جوابگو خواهد بود یا نه
.دما به شدت زیاد میشود
.تا به 40 درجه رسیده
زمین خشک شاید ...یک گودال شنی برای بچهها باشد
اما برای بزرگسالان، تنشها و مشکلات .در چنین زمانی خودشان را نشان میدهند
.و "دیوید" چهار چشمی مراقب "جامکین" است
.جامکین" به یک مادهی پیر حمله میکند"
.این حمله نشانهی تمایل او به قدرت است
...دیوید" نمیتواند این را تحمل کند"
...اما "کیال" پا پیش گذاشته
.و به "جامکین" یک درس حسابی میدهد
خود "دیوید" به آرامی .آنها را تعقیب میکند
...با یک حملهی بزرگ و نهایی به رقیبش
.جامکین" به شدت سقوط میکند"
دیوید" و "کیال" با هم، حالا به نیرویی" .تبدیل شدهاند که باید آنها را جدی گرفت
.آتش سه چهارم قلمروی گروه را نابود میکند
.بیشتر غذا و پناهگاهـشان از بین رفته است
...و با ادامه پیدا کردن افزایش دما
.آب به شکل خطرناکی کمیاب و اندک میشود
گروه برای زنده ماندن باید .کنار یکدیگر بمانند
در بستر خشک یک رود جمع شده ...و از دانشی که
.نسل به نسل منتقل شده استفاده میکنند
یک چشمهی پنهان آب .که زیر زمین گداخته قرار دارد
دیوید" به غیر از خشکسالی" .باید نگران خیلی چیزها باشد
.نمیتواند از رقبایش دوری کند
"کیال" خود را متحدی وفادار به "دیوید" .نشان داده است
و "دیوید" بیش از همیشه .به او نیاز پیدا خواهد کرد
در تصادفی نادر، سه تا از ...هفت ماده
به طور همزمان آماده جفتگیری .و پذیرش جنس نر هستند
بزرگ شدن اندامشان .باعث جلب توجه تمام نرها میشود
مادهها سعی میکنند تا حد امکان .با چندین نر جفتگیری کنند
دیوید" باید همه را کنترل کرده و نشان دهد" .او کسی است که باید جفتگیری کند
"اما برخی از افراد دسته، مانند "لوتر .نظر دیگری دارند
تمام نرهای دیگر فرصت را .مناسب و مغتنم میشمارند
هیچگاه تا به این اندازه ...برای "دیوید" مهم نبوده
.که از قدرتش دفاع کند
.حرکت اول را انجام میدهد
...رقبایش با نمایش قدرتشان واکنش نشان داده
.و محاصره را شروع میکنند
"به ظاهر "دیوید" و "کیال .حریف همهی آنها نمیشوند
.همه چیز به آشوب کشیده میشود
در پاسی از شب، نرهای جوانتر .به "دیوید" حمله میکنند
مادهها و بچههایشان ...برای حمایت از او به کنارش میآیند
.و زخمهایش را تیمار میکنند
.نمیتوانند اینجا بمانند
.خود و بچههایشان به آب نیاز دارند
تمام گروه به نزدیکترین .چالهی آب نقل مکان میکنند
حتی "کیال" نیز مجبور به .ترک "دیوید" میشود
.تا چشمهی آب بعدی شش مایل باید پیاده بروند
.دیوید" رها شده تا بمیرد"
حالا یک جایگاه خالی ...در راس گروه قرار دارد
.و "لوتر" فرصت را مغتنم میشمارد
ایجاد ترس در میان گروه .یکی از روشهای رسیدن به رهبریـست
،سعی میکند گروه را بترساند ...اما رسیدن به رهبری
.هیچگاه آنی و فوری نیست
باید تا روزهای بسیار .به این کار ادامه دهد
"بیدوست و زخمی، "دیوید ...به شکلی انرژی خود را جمع کرده
.و به دنبال غذا میگردد
قبل از اینکه برای همیشه از گروه طرد شود .باید خود را به آنها برساند
.اما ابتدا باید قدرتش را حفظ کند
.وقت زیادی باقی نمانده
...به طرز باورنکردنی، یک هفته بعد از حمله
دیوید" سفری طولانی برای" .پیدا کردن گروه را شروع میکند
در همین حال "لوتر" به تمایلش .برای رهبر شدن سرعت بخشیده است
...دیوید" تقریبا موفق شده"
.اما در وضعیت مناسبی برای جنگیدن نیست
...لوتر" نزدیک شدن "دیوید" را میبیند"
.و خودش را برای نبرد آماده میکند
"تنها شانس "دیوید" در برابر "لوتر ...این است که خودش را تا حد ممکن
.قوی نشان دهد
.لوتر" وحشتزده مجبور به فرار میشود"
!بدون کوچکترین درگیری، "دیوید" بازمیگردد
دیوید" بالاخره به دوستش" .کیال" میپیوندد"
تیمار کردن یکدیگر باعث .تقویت رابطهی دوستیـشان میشود
،برای "دیوید" بازگشت .تنها نیمی از راه است
...خسته و فرسوده، به زحمت و سختی
.میتواند رهبری خود را حفظ کند
.لوتر" به نظر میآید شکست خورده"
با حالتی فروتنانه برای .تقاضای بخشش به "دیوید" نزدیک میشود
.اما "دیوید" تمایلی به پذیرفتن او ندارد
"در هفتههای آینده، "لوتر .خودش را تنها و رها شده میبیند
.نرهای دیگر حالا دور "دیوید" جمع میشوند
و "لوتر" چارهای به جز .همراه شدن با آنها ندارد
یکبار دیگر "دیوید" گروه را ...دور خودش جمع میکند
اما به آنها نشان نمیدهد .که تا چه حد ضعیف و ناتوان شده
زخمهایش التیام نیافته و ...نرهای دیگر ممکن است
.هر لحظه به او حمله کنند
فعلا به نظر میآید موفق به .فریب دادن آنها شده
برای خودش زمان میخرد ...تا قدرتش را بدست بیاورد
قبل از اینکه یک مادهی دیگر ...وارد فصل جفتگیری شده
.و یکبار دیگر مجبور به رقابت با دیگران شود
در آخر، ابرهای پرباران .به خشکسالی پایان میبخشد
.قلمروی "دیوید" تغییر مییابد
همه جا پر از آب شده .و غذا به وفور یافت میشود
.فشار روی گروه برداشته میشود
No comments yet. Be the first to leave one.