The first 200 lines.
...برای یه تأثیرگذاریِ واقعی
باید روحمُ بفروشم و سیاستمدار بشم؟
سرورم، حاضر به اعلام آتشبس با سِر فرانسیس هستید؟
واقعاً باعث تأسف نیست که نمیتونید روی یک کاندیدا توافق کنید؟
همون قهرمان جنگی خوشتیپ و با طبع شاعرانه؟
فکر کردم تنها خواستهام .همین امروز باشه. اشتباه میکردم
بنظرت توی قلب یک زن جا برای دو تا مرد هست؟
...اگه خداوند یک بچهی دیگه بهمون عطا کنه
.اوضاع خیلی متفاوت میشه
.همسر یه وظایفی داره
که منهم تمام و کمال انجامشون دادم .تا وقتیکه تو رفتی و با خواهرم عیاشی کردی
مطمئنم که برادرزادهام رو تا زمان انتخابات صحیح و سالم تحویلم میدید دیگه؟
فکر کنم آخه شاید .تو رو فرض مسلم گرفتم
.تو نیمهی گمشدهی منی
،اگه دوباره نتونم بهت عشق بورزم .مرگم فرا میرسه
« پـولـدارک »
:مترجمین « Highbury » « AbG سـروش »
تا لندن چقدر راهه؟
!صدها مایل
.مثل انتهای دنیا
.شایدم این خیلی چیز بدی نباشه
،سردردهام بدتر شدن ...ولی اگه یه مسکن قویتری بهم بدی
،موضوع فقط کاهش شدت درد نیست
.بلکه درمان علت اساسیاشه
!چه منظرهی تاسفانگیزی
برادرزادهی من الان باید سرحال باشه .و واسه انتخابات خودشُ آماده کنه
،اگر پیروز بشیم، که امیدوار هستم که بشیم .فوراً اینجا رو به مقصد لندن ترک میکنیم
سرورم، میشه یه لحظه وقتتون رو به من بدید؟
متوجه هستید که انتخابات هفتهی آیندهست دیگه؟
.برادرزادهام باید تا اونموقع درمان شده باشه
متاسفانه نمیتونم خبری که .میخواین بشنوین رو بهتون بدم
پس شاید بهتره که برم .کسی رو پیدا کنم که بتونه این خبرو بده
برای مراسم جشن اینجا رو در نظر بگیریم یا ترورو؟
برای برگشتن به مجلس؟
واقعا اونقدر مطمئنی؟ .دفعهی قبل رقابت خیلی نزدیک بود
،حالا که مردی مثل باست پشتمه
فکر میکنی شکی هم تو نتیجهی کار باشه؟
...آرمیتاژ
.آرمیتاژ متحیرم میکنه
،یک نام خانوادگی برجسته ،یه حرفهی قابل احترام در نیروی دریایی
.و هیچ حرفهی دیگهای بلد نیست که بخواد ادامهش بده
آخه مجلس چه به درد همچین آدمی میخوره؟
.شاید میخواد کار خیر انجام بده
!پنج دقیقه هم دووم نمیاره
.دوایت! کارای سخت رو از دست دادی
.به تریگاتنان احضار شده بودم
.و بعدش هم مرخص شدم
وضع هیو بهتر شد؟ - .دقیقاً برعکس -
ولی فالموس از معاینهام خوشش نیومد .رفت سراغ چوک
.پس دیگه امیدی بهش نیست
.تو فرانسه شانس بهتری داره
و تازه مریضهای دیگهای .دارم که باید بهشون برسم
.خیلی هم به خونه نزدیکترن
متأسفانه باید بهتون خبر بدم .خانوادههای اِنیس پنونن یه عضو جدید داشته باشن
،بچه؟ وای، خدایا .خیلی عالیه که
.و کاملاً هم تقصیر توئه .تو گیر میدادی که برگردم خونه
.معلومه، من این بچهی لوس رو نمیخوام
.جدی نمیگه - .چرا، خیلی هم جدیه -
.جدی، من اصلا طاقت بچه ندارم
.بچهها مثل ستمگران حریص، پیر و برافروختهی کوچولو هستن
از شوخی گذشته، جدی میگی؟
برای همگیمون واقعاً عالی نمیشه؟
.به خاطر این خبر باید جشن بگیریم
،خب، قبل اینکه برم غرق آبجو بشم .باید برم یکمی مفید واقع بشم
امروز عصر لطف میکنی منُ همراهی کنی؟
،خب، وایسا ببینم !پسرای بازگشته از مرگ رو ببین
واو! حالا ببینم بچهها، تو کار کُشتی هستین؟
من فردا مسئول بازیهای جشنوارهی "سال "ام
.و به چندتا شرکتکننده نیاز دارم
با هر کدوم از شما کارنهای علفنشین
.با یه دست بسته به پشتم میجنگم
چرا باهاش نمیجنگی، سم؟ !بهش نشون بده رئیس کیه
.ترجیح میدم واسه آزادی ارواح بجنگم، تا این یارو
روح من چی؟
.شبانهروز واسه روح تو دعا میکنم
،و اگه بیای به جلساتمون .میتونیم باهمدیگه دعا کنیم
...شایدم اومدم .اگه شکستش بدی
جدی میگی؟
گفتم که میای، نگفتم؟
.قبوله
اگه جورج وارلگان از سِمَتش برکنار میشد، عالی نمیشد؟
بله. توسط هیو آرمیتاژ؟
چونکه اونموقع جورج ،از مجلس خارج میشد
.و هیو هم از کورنوال
.خیلی از مشکلات رو حل میکنه
خب، چطور میتونیم به هیو در این راه کمک کنیم، هان؟
،هدفمون اینه که تب رو بیاریم پایین
وضعیت روانیتونو عوض کنیم و کاری کنیم
.رگهای بدنتون یه نفسی تازه کنن
،اول با تاولزدن شروع میکنیم
،سپس تطهیرسازی، استفراغ .قرار دادن ضماد روی محل درد و خونریزی
اگه بتونید از نفوذتون برای برقراری امنیت
،مردم سنت نیولین استفاده کنید ...عموی من کونان گودولفین هم شاید حاضر
به ترتیبدادن یه جلسه معارفه با شاهزادهی ولز باشه؟
...بله، صد بار اینُ گفتی .و تا الان بدون هیچ نتیجهای
اما، همونطور که میگی ،اگر من در سِمَت تاثیرگذاری قرار بگیرم
عموت باید دفعهی بعدی که با اعلیحضرت
.غذا میخوره اینُ مد نظر داشته باشه
سیاستمدار بودن همینُ میطلبه؟
میبینی من چقدر واسه اینکار مناسب میبودم ؟
،باعث افتخارمونه که تونستید بهمون ملحق شید .سرورم، لُرد دانستنویل
.افتخار از آن منه، بانوان عزیز
بجز همسر و دخترم، خیلی کم پیش میاد .که همچین همراهان مطلوب و خوشایندی داشته باشم
.لرد فالموس تشریف آوردن، خانم
!وای! خدای من! چقدر ناجور شد
اشتباهی امروز اومدن؟
شایدم من اشتباه کردم؟ .بهخدا برای فردا دعوتشون کرده بودم
سرورم، واقعاً کاری بجز عذرخواهی .از دستم بر نمیاد
...سرورم، باورتون میشه
بهطرز احمقانهای در گذاشتن .قرارمون اشتباه کردم
من رو میبخشید؟
خب، راس؟
شنیدم که برادر زنت
شکاربان منُ .به یه مسابقهی کشتی دعوت کرده
.به نظر من که خیلی بیاحتیاطی کرده
تام هری قهرمان مسابقاته .و در دوران اوج خودش هم هست
.شکمش چیز دیگهای میگه
،پس فکر کردید کشیش متدیستتون پیروز میشه؟
.امیدوارم
دیگه وقتش رسیده بود که اون .خلافکار اجیرشده یه درسی بهش داده بشه
واقعاً اعتراف میکنم که !سیاست خیلی برام گیجکنندهست
،مثلاً، برای چی ،کورنوال بیشتر از 40 نمایندهی منتخب داره
اما شهرهای تازهای مثل منچستر حتی یه نماینده هم ندارن؟
.موافقم، کاملاً بیعدالتیه
...و کاملاً هم مناسب
تا موقعی که این شهرهای تازه به دوران رسیده ثابت کنند که توانایی
.گرفتن تصمیمات سیاسی عاقلانهای دارند
چی، مثل کورنوال؟
که اصرار داره نمایندهها براساس رشوه و روابط انتخاب بشن؟
،روی هم رفته
نمایندههای منتخبمون .مردان باشرافتی هستند
.کاندیدای خودم... یک آقای محترم و قهرمان جنگه
،که به طور کاملا اتفاقی .برادرزادهی خودتون هم هست
درعوض کاندیدای شما .مردی بیاخلاق و نانجیبه
شاید دوست داشته باشی یه .شرطی هم روی مسابقه ببندیم
100 گینی چطوره؟
.به یک شرط
هرکسی که برنده شد پول رو .به یه سازمان خیریه اهدا کنه
خیریه؟ - !چه ایدهی محشری -
بیمارستان تازه تأسیسشدهی توی ترورو خوبه؟
.موافقم
داشتم به دملزا میگفتم که چقدر جنگ سرِ یه منطقه
.برای یه مدت طولانی باید خستهکننده باشه
،اگه به ما خانمها میسپردنش .شرط میبندم که ما زودتر به توافق میرسیدیم
.تمنا دارم، راهنماییمون کنید
خب، فرض بگیرید که ...بر سر دو شهر دعوا داشتیم
برای فرض مثال، ترورو و تریگنی؟
اونموقع پیشنهاد میدم که .اون تریگنی رو به من واگذار کنه
در حالی که خودش هم .ترورو رو به من واگذار میکنه
البته، شاید دلش نخواد که ترورو رو واگذار کنه
.به شرطی که از شایستگی کاندیداش مطمئن باشه
ولی فرض بگیرید که اون کاندیدا ،موفق به راضی کردنتون نشه
اگر در انجام وظایفش غفلت کرده باشه، چی؟
مثلاً، در برقراری صلح؟
.اجازهی دار زدن یه نفر رو داده باشه
.عملکردی ناموفق
.که لیاقت پشتیبانی هیچکسی رو نداره
.باهاتون موافقم، سرورم
شراب برندی بیشتر میل دارید، آقایون؟
.بهسلامتی قدرت مردانه
قوا و خوی حیوانی رو تشویق میکنی؟
،گاهیاوقات، توی این دنیا .قوای حیوانی لازمه
حتی اگه در این بین افراد بیگناه .زیر دست و پا له بشن
.پسر زکی مارتین بیگناه نبود
بنظر تو بیرحمی
بخش حیاتی از سیاستمدار شدنه؟
از نظر من دلسوزی برای فقرا
.کاملاً افراط کارانهست
تعدادی از ما که ،واقعاً دستی توی دولت دارن
برخلاف اون دستهای که فقط ،از کنارهها سعی میکنن موعظه کنن
دید واقعگرایانهتری نسبت به .چگونگی ادارهی این کشور داریم
.بیصبرانه منتظر مسابقۀ فردامون هستم
.به گمونم نتیجهی انتخابات واضحه
وقتی بره به لندن دیگه .کمتر جورج رو میبینیم
!مراقب باش ضربهفنی نشی، دوباره
!بزن
!محکم بایست
.نگرانیِ من پول نیست .سمه
چرا خودت با تام هری مبارزه نمیکنی؟
اونموقع حداقل میتونم به استخونهای شکستهات .به دلیل بهتری رسیدگی کنم
فکر کردی انتخاب مبارزاتم دست خودمه؟
!دوست دارم اینطور فکر کنم
.ولی گاهیاوقات بیخبر میان سراغم
و بعد چی میشه؟
!راس
.خودشه، بیارش اینطرف
.بفرما
!"جانم به "سنت سال
میشه من برم؟
!نه خیرم، نمیشه روز سنت پاتریک" تنها روزیه"
.که همه میرن کلیسا
.جرمی که مجبور نیست بره
جافری چارلز اجازهی بازی با این تولههای محلی رو داره؟
.فرانسیس میگفت ضرری نداره
...و بااینحال، ببین چه نتیجهای داشته
ناتوانی در تشخیص همراهان مناسب .برای پسری با موقعیت اجتماعی خودش
مطمئن میشیم که بچههای خودمون .ارتباطات درخورتری برقرار کنن
آدم نمیتونه انتظار درمان فوری داشته باشه
وقتی درحال دست و پنجه .نرمکردن با تب مغزیه
یعنی بیماریش همینه؟
No comments yet. Be the first to leave one.