The first 200 lines.
این سریال تخیلی میباشد و ،همه اسامی، مکانها، سازمانها، حوادث
عناوین و مشاغل، غیر مرتبط به زندگی واقعی هستند
ما در محل کشف استخوانها در ایستگاه موکیونگ هستیم
تا به حال چهار اسکلت کامل کشف شده
دوربینهای امنیتی رو چک کردی؟
اینجا خیلی وقته تعطیل شده
چند ساله دارن بازسازیش میکنن واسه همین هیچ دوربینی نداره
دوازده سال پیش، یه پرونده با همین روش قتل اینجا اتفاق افتاد
پرونده قتل در محله موکیونگ
...کسی که 12 سال پیش باباتُ کشت
بابای من بود
بگو ببخشید
،نباید همچین دروغی بگی
تو رو خدا بگو ببخشید
اون عقلش اندازه یه بچه مهد کودکیـه
چطور میتونه آدم بکشه و دفنشون کنه؟
اونم چهار نفرُ؟
جسدهای تو ایستگاه موکیونگ کار پسر من نیست
اولین کسی که جسدُ تو یه چمدون پیدا کرد من بودم
...اینا اینجا چیکار
این شرکت هشت سال پیش ورشکست شد
شرکتی که شرکت ورشکسته رو خرید به هیچ وجه اینُ تولید نکرده
...چطور ممکنه اثر انگشت یه مُرده
روی لیوانی که دو روز پیش دور انداخته شده، باشه؟
سلام، من لی جییونگ هستم
سال 2020؟
آنچه گذشت
باورم نمیشه
!سوکیونگ
!سوکیونگ
سال 2008
دیگه اون کارُ نمیکنم
!قول میدم، نه، قسم میخورم
این دفعه انگشتت بهش بخوره، میکشمت
!هم خودتُ میکشم هم مادرتُ
هردوتونُ میکشم
اگه فهمیدی دیگه جلو چشمم پیدات نشه
بریم
فعلاً یه چندتا چیزُ درست کردم
ولی بازم اندازه خونه خودتون راحت نیست
...بعد از اینکه اومدی اینجا کمکم باقی چیزا
...میگم
به خاطر اون روز تو ایستگاه قطار ممنون
که نجاتم دادی
منم از تو ممنونم
...حالا منم
...یه دلیل
برای زندگی پیدا کردم
دیگه کسی بهت آسیبی نمیرسونه
بهت قول میدم
سوکیونگ
سوکیونگ
سوکیونگ
سوکیونگ
سوکیونگ
!سوکیونگ
!سوکیونگ
!سوکیونگ
!سوکیونگ
ایستگاه موکیونگ
ایستگاه موکیونگ
« قطار »
قسمت سوم
محل استراحت
سو دو وُن. واقعیت نداره، نه؟
اشتباه شنیدم، نه؟
همهش چرند بود، نه؟
سوکیونگ چرا اینجاست؟
چی شد؟
میگم چی شد؟
...سوکیونگ
اتاق استراحت
دو وُن
فرمانده
دو وُن
جونگمین
تو رو خدا بیدارم کن
خواهش میکنم
پلیس
این دیگه چیه؟ تیر خورده
دستشویی مردانه
در حال استفاده
سربازرس سو دو وُن، اداره ملی پلیس
کلیسای موکیونگ
کشیش پارک یونگته
"پلیس ششمین جنازهی قتل سریالی ایستگاه موکیونگ را کشف کرد"
"پلیس ششمین جنازه قتل سریالی ایستگاه موکیونگ را کشف کرد"
"دادستان در صحنه جرم به قتل رسید"
کلیسای موکیونگ
برنامه عبادت
لطفاً توضیح بدید - قاتلُ دستگیر کردید؟ -
!اومد - لطفاً سوالهامونُ جواب بدید -
مظنونی هم دارید؟ - واقعیت داره؟ -
هان سوکیونگ
،تسلیت عمیق ما را پذیرا باشید همکلاسیهای موسسه قضایی
فرمانده
،دادستان هان درست قبل از فوتش
باهاتون تماس گرفت
باهاش صحبت کردین یا نه؟
یک پیام صوتی دارید
یک پیام صوتی دارید
دو وُن
کار بابای تو نبود
اون موقع گفتی دوستم داری
واسه همین گذاشتم و رفتم
کار بابای تو نبود، کار اون بود
...قاتل پرونده ایستگاه موکیونگ
...اون بود که بابامُ
کشت
...بابای من بود که
دوازده سال پیش باباتُ کشت
واقعاً نمیفهمی چی میگم؟
دلیل اینکه پیشت موندم
دلیل اینکه ترکت کردم
این دلیل واقعی همهی اونا بود
...من هر لحظه
حس میکردم بهت بدهکارم
هر لحظه احساس گناه میکردم
...هر لحظه
میخواستم از این افکار خلاص شم
تو رو خدا دست از سرم بردار
التماست میکنم
...جواهرات مادرم که
،دوازده سال پیش ناپدید شدن
...تو سر و گردن قربانیهای
پرونده ایستگاه موکیونگ بودن
تو سر و گردن هر پنجتاشون
میخواستم مطمئن که شدم بهت بگم
...پس دو وُن
...دیگه لازم نیست
احساس گناه کنی
این مدت به خاطر من خیلی سختی کشیدی
...منُ ببخش که
دوستت داشتم
دادستان هان سوکیونگ
اینجا چیکار میکنی؟
فقط داشتم فکر میکردم
،وقتی از بیرون صدایی میاد
،با اینکه میدونم اون نیست
...ولی بازم قلبم میریزه
آخه فکر میکنم سوکیونگ داره میاد تو
...احتمالاً سوکیونگ هم
...بعد از اینکه من رفتم
هرشب همین احساسُ داشته
،من اون شب
همه حرفایی که تو انبار ایستگاه موکیونگ ...به سوکیونگ گفتیُ
شنیدم
حرفات دربارهی باباتُ میگم - ...ولی جونگمین -
کار بابای من نبود
چی؟
،دوازده سال پیش
این جواهرات از خونه سوکیونگ اینا ناپدید شد
...اون جواهرات
پیش قربانیهای ایستگاه موکیونگ بود
...منظورت اینه که
کار همون مجرمـه؟
...همونی که بابای سوکیونگُ کشت
این بلا رو سر سوکیونگ آورد؟
از اول دربارهی همه چیز اشتباه میکردم
،دوازده سال پیش
...بابای من فقط از روی بدشانسی
میرسه سر اون صحنهی قتل
...احتمالاً بعد از این که
بابای سوکیونگ کشته شده، بوده
...ولی اگه اون شب
،بابام تصادف نکرده بود
یعنی همه چیز عوض میشد؟
اگه من و سوکیونگ هیچوقت همدیگه رو ندیده بودیم چی؟
...یعنی سوکیونگ الان
زنده بود؟
اصلاً نمیتونم ببخشمش
اینُ از بدن سوکیونگ درآوردم
از یه هفت تیر کالیبر 38ـه
یعنی همون اسلحهای که ما ازش استفاده میکنیم
هرجوری شده بگیرش
...هرجوری شده قاتل سوکیونگُ
دستگیر کن
...دوازده سال پیش قاتل پرونده قتل محله موکیونگ
از دست من دررفت
...اگه معلوم بشه که واقعاً
،قاتل این پرونده هم همون شخصه
...مسئولیت مرگ قربانیهای این پرونده هم
با منه
...الان هرکس که جایگزین من بشه
مجبور میشه مسئولیت بیلیاقتی منُ گردن بگیره
...این پرونده رو تموم میکنم و
خودم مسئولیتها رو گردن میگیرم و استعفا میدم
ششمین قربانی در دههی پنجاه سالگی بوده
یه زنه و به روش مقتول قبلی کشته شده
...قاتل گردن مقتولُ تا سرحد مرگ فشار داده
و با یک سلاح به سرش ضربه وارد کرده
،همچنین، اثر انگشت مقتول با مواد شیمیایی از بین رفته
برای همین نمیتونیم هویتش رو شناسایی کنیم
...اگه اینجا رو ببینید روی انگشتهاش
یه نوع رنگ خاص که برای صندلیهای ماشین به کار میره، دیده میشه
در تلاشیم با بررسی کارخونههای مربوطه هویت قربانی رو شناسایی کنیم
...یه نکته خاص که باید بدونید
...اینه که این مقتول هیچ کدوم از جواهراتی که
دوازده سال پیش گم شدنُ همراهش نداشته
اثر انگشتِ روی کاغذ آگهی رو شناسایی کردین؟
No comments yet. Be the first to leave one.