Ever Night (Jiang Ye / 将夜)

Ever Night (Jiang Ye / 将夜)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Ever Night E17 1080p
Ever Night E18 1080p
A Commentary by Rahpooyan
Ronin_47 :مترجم (@se7enDL

Tags

1080
Published on: 2019-04-22
Downloads: 19
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

شب ابدی

قسمت 17

.شیا خو به لین لینگ دستور داده به اردوگاه یان حمله کنن

.اونا 300 سرباز یان رو کشتن

ژنرال - .هووم -

.ما 300 سرباز یان رو کشتیم

.میترسم نتونیم لاپوشونیش کنیم

.و ایالت یان دست روی دست نمیذارن

شیاد های ایالت یان مردم منو میکشن

.و چشمشون دنبال شهر منه. اونا ظالمن

.حتی سعی کردن منو بکشن. حالا که من 300 نفر از اونارو کشتم

.بذار ببینیم کی تو دادگاه سلطنتی جرأت نه گفتن داره

.میترسم عالیجناب خوششون نیاد

،لین لینگ، تو خوب میدونی که

.عالیجناب هیچ وقت از من خوشش نمیومد

من هنوز زنده ام

چون

.من کارهای زیادی واسه امپراطوری تانگ کردم

.و امپراطوری حواسش هست که همه ی اعمال خوب پاداش بگیرن

تا وقتی کارم و خوب انجام بدم

و نقطه ضعفی دستشون ندم

.عالیجناب قبل اینکه علیه من کاری کنه خوب فکر میکنه

.پس مهم نیست که عالیجناب از من خوشش بیاد یا نه

،اگه زیاد بمن علاقه نشون بده

.اون موقع باید نگران بشم

.میتونی بری

.بله، ژنرال

من چقدر خوش شانسم که

.میتونم به یه امپراطور مهربون و بخشنده خدمت کنم

.وگرنه کی میدونه تا حالا چندبار مرده بودم

.یه مرد محترم میتونه خیلی محترمانه گول بخوره

ولی واقعا میتونم عالیجناب و گول بزنم؟

.نه، امپراطور به خاطر قدیما بخشنده است

.بخاطر رابطه ی قدیمی ای که هیچکس خبر نداره

.بخاطر اون گذاشته من زنده بمونم

.ممنونم، عالیجناب، که منو نکشتی

.گل ها زیر آسمون آن سوی ساحل شکوفه دادند

،جین پیر،‌ بگو

به نظرت چرا عالیجناب از هممون خواسته

یه جمله رو بنویسیم؟

.نمیدونم

همه ی خطات های پایتخت

.احضار شدن

.همگی دقت کنید که درست بنویسید

لو جی،‌ چرا از دست چپت استفاده میکنی؟

.استاد لین، دست راستم با آب داغ سوخته

.برگرد سر کارت

گل ها زیر آسمون آن سوی ساحل شکوفه دادند؟

یعنی این یه پیام مخفیه؟

وزیر بزرگ وانگ

.به نظر بررسی دست خط میاد

عالیجناب دنبال کسی میگرده؟

.این یکی تو دو ردیف نوشته شده

.با استعداد بوده اما به قدر کافی خوب نیست

...و این یکی

.یه افتضاح تموم عیاره

...این یکی

.بقدر کافی پرتحرک نبوده

.کافیه

.هیچ کدوم درست نیستن. به درد نمیخورن

.عالیجناب، گارد مخفی این هارو از شهر غربی و شهر جنوبی جمع آوری کردن

.که شما بتونین ببینین

.نه

یعنی اون کی میتونه باشه؟

.نگران نباشید، عالیجناب. گارد مخفی رو فرستادید

.مطمئنم اگه اون مسیرهارو بگردن چیزی پیدا میکنن

.اولا، اون یه مرد جوانه

.عالیجناب، با توجه به دست خط پخته اش، فکر میکنم پیر مرد باشه

.نه. باید یه مرد جوان باشه

.و کسیه که کونگ فو بلده

.جامعه ی کونگ فو پر از جوون های زمختی مثل منه

.امکان نداره بتونه اونطوری بنویسه

.ژنرال شو، توام از دست خط سر در میاری. عالیه

.ازت انتظار نداشتم

.من لیاقت این تعریف رو ندارم

.برام مهم نیست. برو کارت و انجام بده

.برام مهم نیست اگه مجبور بشین زیر همه ی سنگ هارو بگردین

.باید اونو برام پیدا کنین

باید ازش بپرسم

چجوری جرأت کرده وارد اتاق مطالعه ام بشه

.و این نوشته رو جا بذاره

.بله عالیجناب

تحقیقات چطور پیش میره؟

،عالیجناب

.من همه ی مرد هایی که سومین شاهزاده باهاش در ارتباط بوده رو چک کردم

.هیچ کدوم مشکلی نداشتن

من گارد مخفی بیشتری رو مسئول کردم

.که امنیت و سلامت شاهزاده ی سوم و شاهزاده های دیگه رو تامین کنند

.کسایی که نقشه ریختن هیچ شانسی ندارن

.باشه. میتونی بری

.بله، عالیجناب

استاد، یه راهی پیدا کن

.که این مرد و برام بیاری

.بله، عالیجناب

.استاد بزرگ سائو اومدن

!استاد بزرگ سائو

.بشینید

.ماه بعد یه مراسم بزرگ داریم

.آزمون درجه ی دوم آغاز میشه. این مراسم برای کل دنیا خیلی مهمه

خیلی از شاگردان جوان

به دارالفنون میان و اگه امتحان رو قبول بشن

.میتونن وارد فوجی بشن

ارباب جوان، بازم هنوز نرفتی دارالفنون؟

.نمیبینی؟ دارم دنبال هدف سرنوشتم میگردم

هدف سرنوشت دیگه چیه؟

.خیلی شلوغ میکنی. برو بیرون

هدف سرنوشت؟

،ارباب جوان، روح تو خونه است! یکی منو خاروند

!و با مشت زد تو سرم

!نمیتونم فرار کنم

.سانگ سانگ، هدف سرنوشت من تویی

هدف سرنوشت؟

.هدف سرنوشت من تویی

!هدف سرنوشت من تویی

!ارباب جوان

.یو'آر

.عمو، ممنونم که به دیدنم اومدید

،یو'آر، فقط چند روز گذشته

چت شده؟

،یو'آر یه خواهشی ازتون داره. اگه قبول نکنید

.یو'آر باید همینجا زانو بزنه

.باشه. بلند شو

.بیا بریم در موردش حرف بزنیم

.مارو تنها بذارید

.یو'آٰر، بهم بگو چی شده

.عمو، پدر نمیذاره به قصر برگردم

.فکر کردم چه موضوع مهمیه

.پدرت خیلی به فکر خونوادشه

.اون فقط عصبانیه

،عمو، شما نمیدونی

،همه چی زیر سر ملکه است. عمو، یه چیزی هست

.که جرأت نکردم به کسی بگم

.داستان تو منو یاد یه چیز عجیب میندازه

!برادرم بخاطر بیماری قدیمی اش سردرد شدید داره! زود باش دکتر خبر کن

.نیازی به دکتر نیست. من میتونم درمانش کنم. میتونی بری

اون موقع با خودم گفتم یه زنی مثل اون

چجوری میتونه برادرم و راحت بغل کنه و ببره؟

.الان فهمیدم که حتما جادوگر بوده

.برادرم خیلی سرسخته، همیشه دارو میخوره

،مطمئنا دارویی که میخوره رو

.اون زن براش درست کرده

.ما کلی از دست اون سختی کشیدیم

عمو، ازتون خواهش میکنم بهم کمک کنن

.که اون زن و بیرون کنم

اگه چیزی که میگی درست باشه

هرکاری بتونم میکنم تا کمکت کنم بکشیش

حتی اگه انجام این کار به قیمت

.جونم تموم شه

.ازتون ممنونم،‌ عمو

.بلند شو

.سانگ سانگ، میخوام یه چیزی بهت بگم

چی شده ارباب جوان؟

.من در موردش فکر کردم و تو نمیتونی محافظ شخصی من باشی

چرا؟

فکرشو بکن. اگه تو یه دعوا شرکت کنی

.صدمه میبینی

.ببین

.پس باید بهم کمک کنی

.انگار این نقره بهت کمک میکنه خوب فکر کنی

.ولی من باهات مخالفم

اگه تو دعوا نقره پرت کنی و نتونی پسش بگیری چی؟

.این کلی ارزش داره

.چرا اینطوری میکنی؟ قول داده بودی که کمکم کنی

حالا سر نقره داری با من مخالفت میکنی؟

.منو سرزنش نکن، کیسه کوچیک خودتو سرزنش کن

.یه لحظه وایسا

.نقره تو دستم نرمه و حس خوبی داره

ازش خوشم میاد. صد مرتبه از

.هر سنگ براق و حتی بادوم زمینی هم بهتره

.وقتی درسام تموم شد ازش قدردانی میکنم

.حتی وقتی میخوابم اونم میچسبونم به سینم

.فکر نکنم اونطوری خیلی راحت باشی

.نه اذیت نمیشم. محافظ مثل زندگی یه دانش آموز میمونه

.بدون اون نمیشه هیچ جا رفت

.اون دوتا از زن و شوهر هم بهم نزدیکترن

.قول میدم هر روز با خودم ببرمش و مراقبش باشم

بخاطر همین نمیتونم ریسک کنم که خودشو

.تو موقعیت مرگ و زندگی فدای من کنه

.محافظت بودن خیلی خوبه

برو برام 20 تیل نقره بیار. هرجا میرم هر روز با خودم ببرم

.که بتونه محافظم بشه

برو. منتظر چی هستی؟

چیکار میکنی؟

.بیا. بیا. همش مال خودت

اینا پات و اذیت نمیکردن؟

.خواهر، من از کار اشتباهی که کردم پشیمونم

.لطفا منو ببخش

.خواهر، من خیلی وقته رو زانو هام نشستم

.لطفا یه چیزی بگو

.نمیتونی اینطوری منو نادیده بگیری

!ملکه مادر

.خفه شو. من بهت گفتم اینجا بشینی تا فکر کنی و رفتارت و اصلاح کنی

.با این حال نمیتونی یکم رو زانو هات بشینی

.پس باید بیشتر اینطوری بمونی، امروز از غذا خبری نیست

!خواهر

.ژنرال شو

دنبال چی میگردی؟

.همه ی قصر دارن در مورد یه مرد حرف میزنن

...انگار عالیجناب به هر قیمتی اونو میخوان. شاید ما بتونیم

!چطور جرأت میکنی

More Farsi Persian subtitles for Ever Night (Jiang Ye / 将夜)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left