The first 200 lines.
من کاندیدای دادستانی سن برناردینو هستم.
دادستانی منطقه.
آره.
من اومدم اینجا.
من تکنفره کار میکنم، دارم با کسبوکارها دیدار میکنم،
با رأیدهندهها صحبت میکنم،
و دارم خبر نامزدیم رو پخش میکنم.
بله، برای دادستانی منطقه. الان سه باره که دارم میگم.
من از اون مدلهای فاسد، مدل واشنگتنی نیستم،
مدل مردابنشین... دادستان.
ببینید، من در مورد جرموجنایت محکم و قاطع هستم.
من در مورد جرموجنایت محکم و قاطع هستم.
من همونم! من که ریش ندارم. من...
اون اینجا ریش نداره.
این منم. آره. من خودمم. من... فقط یه ریش گذاشتم.
و عینک آفتابی هم دارم. میبینی؟
اونا گروه مستندسازی هستن که دارن فیلم میگیرن.
اونا دارن در مورد کمپین من فیلم میسازن.
منو میبینی؟
اون منم. باشه؟
من فقط الان ریش دارم چون یه گروه متمرکز تشکیل دادیم
و مردم ریش رو دوست داشتن.
تونی نیومن میگه ریش خوب جواب میده.
خب، وینسنت رُزتی
و یه دلقک دیگه، ساندووال.
پس، من حزب سومم. فقط دنبال تیم هایدکر بگردید.
اگه اینترنت دارید، میتونید برید
و من قراره تغییر بیارم.
باشه؟
همه... همه تخممرغها تو این سبده،
کلاً همه چیز...
همهچی، اِم، اینجا به خطر افتاده.
و، میدونید، از نظر مالی،
از نظر عاطفی، یه جورایی، جایی که من هستم...
این یه جورایی...
نمیخوام بگم آخرین فرصتمه، ولی فرصت بزرگ منه.
فکر میکنم خودمون رو تو یه موقعیت عالی قرار دادیم
که واقعاً از ناکجاآباد ظاهر بشیم،
از بیرون گود باشیم،
و فکر میکنم شانس خیلی خوبی داریم
که برنده بشیم.
اوه، سلام. من عاشق سگهام، پس این عالیه.
بفرمایید... - شما برای چی کاندید شدید؟
دادستان منطقه.
آره، دارم در مقابل وینسنت رُزتی کاندید میشم.
این رأی برای من نیست.
فقط برای اینه که بتونم وارد لیست نامزدها بشم.
من به عنوان کاندیدای مستقل دارم نامزد میشم.
وارد لیست نامزدها شدن بخش بزرگی از کار هر روز منه.
امروز ۱۵ تا امضا گرفتم، پس حسابی حالم خوبه.
ما اساساً داریم خیابون به خیابون جلو میریم،
و واقعاً کار شاقّی بوده.
این اساساً... فونتانا جایی بوده
که تقریباً سه چهار روز گذشته رو پوشش دادم.
من تنهایم. تکنفره کار میکنم.
باید برم ریالتو.
باید برم هایلند، ردلندز، لوما لیندا،
شهر سن برناردینو،
و باید کل اون منطقه رو پوشش بدیم.
هوا ۱۰۸ درجه است.
اوف.
میدونید، زمین زیادی برای پوشش دادن هست
چون، اول از همه، بیشتر مردم خونه نیستن.
در خونشون رو چهارشنبه ساعت ۱ ظهر زدن...
میدونید، من فقط... سخته.
ما به، میدونید، حدود ۵۰۰ تا امضا نیاز داریم
تا هفته دیگه.
ولی داریم طبق برنامه پیش میریم.
خیلی بهش خوشبینیم، و این...
تونی داره در موردش سختگیری میکنه
چون اگه وارد لیست نامزدها نشیم،
اونوقت واقعاً به مشکل میخوریم. شماها رأیدهندهاید؟ ۱۸ سالتونه؟
رأی میدید؟ نه؟
من کاندیدای دادستان منطقهام.
نه، من کاندیدای دادستان منطقهام.
یه جورایی مثل فرماندار.
این راهیه برای تغییر آیندهتون.
باشه، ممنون. مواظب خودتون باشید.
ما حمایت فوقالعادهای داریم، میدونید،
در اینترنت برای کمپین،
و ما واقعاً یک جنبش واقعی در حال انجام داریم.
و میتونید برید اونجا
و طومار ما رو برای ورود من به لیست نامزدها پر کنید.
ما به ۵۰۰ تا امضا نیاز داریم. و من در مورد جرموجنایت محکم...
در مورد جرموجنایت محکم هستم، نه اِم...
نه اِم...
دیگه فسادی نیست، میدونید، فقط رزتی رو بندازیم بیرون.
پس، اینو به بابات برسون، باشه؟
رئیس کمپین من، تونی نیومن،
خیلی تو کمپین فعاله و داره انجام میده...
همهکارهست، با رسانهها صحبت میکنه
تقریباً هر روز.
ما پرینتر اپسون داریم که اساساً داره چاپ میکنه
هرچیزی که لازم داریم رو...
و بعد برای چیزهایی که باید بزرگتر چاپ بشن،
میدونید، میریم به... به کینکوز برای اون کارها.
این واقعاً ستاد انتخاباتی ماست،
در حال حاضر، تا وقتی دفاتر بزرگتری بگیریم.
تخته کارام، برد استراتژیم، یا همون نقشهام.
میدونی، هتل خیلی هوای ما رو داره.
ما یه یخچال داریم که تقریباً پر از خوراکیه،
هرچیزی که بخوای توش هست.
آه، تلویزیون. در واقع یه...
حموم، که تنها چیزیه که من نیاز دارم.
اون قسمت کارمونه، و بعدش یه جورایی...
نمیخوام بگم تفریح، ولی استراحت...
و یه زندگی شبیه خونه.
که یکی از بهترین دلایل بود
که به این ایده رسیدم
برای اینکه به این هتل قشنگ نقل مکان کنم،
این بود که میتونستم...
لازم نیست رفت و آمد کنم یا از این جور کارها.
به محض اینکه از خواب بیدار میشم، میتونم مستقیم برم سر کار.
و بعدش دیگه تو بطن جامعهام،
که عالیه. لازم نیست حتماً
راجع به داشتن... من نیاز ندارم
تمام عمرم اینجا زندگی کرده باشم
تا مشکلات رو بدونم و بفهمم
چطور حلشون کنم. جرم و جنایت همه جا هست،
و همون راهحل برای هرجایی که زندگی میکنی صدق میکنه.
پس، اگه اینجا زندگی میکردم، که رسماً همین کارو میکنم...
این اقامتگاه قانونی منه.
وقتی نامه لازم داشته باشم، اینجا میاد.
همه جا همینه. و...
میدونی، اگه لازم باشه اینجا یه تماس بگیرم،
اینجا تلفن دارم.
میدونی، کاش داوطلب داشتم،
ولی همچنین خوشحال و شکرگزارم که هست...
که من خودم دارم میام دم در.
من یه سیاستمدار حرفهای نیستم. من یه آدم از بیرونم.
شما یه وکیلید... الان وکیلید؟
آره، من وکالت کردم،
و از خودم دفاع کردم. - باشه.
من تجربه فوقالعادهای تو وکالت دارم،
پس جای نگرانی نیست. - خیلی خب.
چون روزتی داره این کارو میکنه،
داره همه این آدمها رو استخدام میکنه، مهاجرها،
آدمهایی که احتمالاً حتی کارت شناسایی هم ندارن.
روزتی داره بهشون پول نقد میده تا برن بیرون
و اساساً پول نقد پیشنهاد بدن
اگه به روزتی رای بدین اگه من تضمین...
پس، دارن رای میخرن.
گزینههام، واقعاً، این بود که دوباره تو دادگاه مدنی باهاش روبهرو بشم...
تا به خاطر جرمی که علیه من مرتکب شده بود، محاکمهاش کنم،
که اتهامزنی غیرقانونی بود.
ترجیح میدم قدرت دست شما باشه
تا این آدمهای کثیف. و اینا دروغگو هستن.
و نمیدونم من باهاشون چی کار کردم.
نمیدونم من باهاشون چی کار کردم که اینقدر ازم ناراحتن.
مرد: امروز فاجعهای رخ داد که در آن صدها نفر
از شرکتکنندگان جشنواره موسیقی بیمار شدند
در آنچه مقامات آن را اوردوز مشکوک به مواد مخدر مینامند.
دفتر کلانتر شهرستان سن برناردینو
تحقیقاتی را در مورد این رویداد آغاز کرده است
معروف به جشنواره موسیقی کویر خورشید الکتریکی،
که امسال توسط موسیقیدان و کارآفرین تیم هایدکر تأسیس شد.
دادگاه به پرونده ایالت کالیفرنیا رسیدگی میکند،
علیه تیموتی ریچارد هایدکر.
متهم به اتهامات
یک تا بیست قتل درجه دوم همراه با جرم سنگین است.
او ریههای قربانیان بیگناه خود را پر کرد
با یک کوکتل شیمیایی. این ویپهای قابل حمل...
حاوی یک ماده شیمیایی خطرناک هستند...
که آقای هایدکر میدانسته باعث بیماری میشود
و در صورت استنشاق، به طور بالقوه کشنده است.
و آقای هایدکر، او از خودش دفاع خواهد کرد
در این پرونده. - من ناعادلانه محاکمه میشوم
به خاطر جرایمی که مرتکب نشدهام.
زن: دخترت ۱۷ سالش بود وقتی ترکت کرد.
هر کاری میکنم تا برگرده.
و اون مرد اونجا مسئولشه.
مسئول اینکه من دخترم رو از دست دادم، اونه.
نه، ولی اون از من نافرمانی کرد! این مال من...
حسابت رو میرسم، مارک! باور کن! حسابت رو میرسم!
من هرگز چنین جنایت شنیعی ندیدهام
و چنین فاجعهای. مطمئن شوید که عدالت اجرا شود.
این فرد را محکوم کنید.
خانم رئیس هیئت منصفه، آیا هیئت منصفه به رأی رسیده است؟
خیر، ما نتوانستیم به یک تصمیم یکپارچه برسیم.
این یک دادرسی بینتیجه است، و جلسه ختم میشود.
آره! آره!
واقعاً از خدا شکرگزارم برای اون یک نفر از هیئت منصفه،
که یه جورایی اینجا نقش سد رو ایفا کرد
و این رای شگفتانگیز رو رقم زد.
این اولین بارمه که وکیل هستم...
یه وکیل، و خودم رو ثابت کردم
که در این مرحله اساساً غیرقابل توقف هستم.
در مورد دادستان، این روزتی
یه آدم کاملاً موذی و یه آدم خیلی خیلی بد از آب دراومده.
و نمیدونم این آدما رو چطور پیدا میکنید،
چه بهشون رای بدین چه ندین،
ولی اگه بهشون رای دادین، کی میدونه؟
شاید دفعه بعد یه رقیب داشته باشه.
لعنت به این وضع! من دیگه خسته شدم! صدامو میشنوی!
و من میام سراغت، روزتی، هر گورستونی که هستی!
من دارم برای دادستان منطقه نامزد میشم
شهرستان سن برناردینو. چرا؟ چون من یه مبارزم،
و میدونم این شهرستان به چی نیاز داره.
من قبلاً خودم رو ثابت کردم
که بهترین وکیلی هستم که تا به حال...
No comments yet. Be the first to leave one.