The first 200 lines.
قهوه میخوای؟
.حتما
.ممنون، پسر
واسه هفته بعد آماده ای؟
هفته بعد چه خبره؟
.دوره تمرین برای تهاجم ابرانسانها
.باید مجددا تصدیق شیم
...ببین، من ،متوجه اهمیتش میشم
.اما هیچی بدتر از اون نیست
،وقتی که تو ارتش بودم
مجبور بودی مدام مبارزه .تن به تن رو تمرین کنی
یارو با چاقو بهت ،حمله میکنه
،و تو باید آماده باشی
...اما، این .این یه چیز دیگست
اونوقت باید یاد بگیرم که چطوری قل بخورم
تا از دست کسی که از چشماش
لیزر بیرون میاد ،فرار کنم
،یا کسی ذهن ها رو کنترل کنه
یا میتونه یه اتوبوس رو با لگدش بفرسته ماه؟
.کارش همینه دیگه
.ناجور راجع بهش آرومی
لامصب، دفعه قبل .کمرت رگ به رگ شد
...تو
،آه، لعنتی، وایسا بینم
تو اصلا قرار نیست اینجا باشی درسته؟
!جای تو بودن باید خیلی مزخرف باشه
،من میرم که تو لندن زندگیمو بکنم
،منظره ها رو ببینم .غذای هندی بخورم
.از کباب شدن با لیزر لذت ببر
اوه، قراره تمام این مدت نباشی؟
کل این هفته کوفتی؟
.راستش دو هفته
.کل تعطیلات بهاری مت
پسره دیوونه .گروه بیتلزه
میخواد بره اجرای ،ابی رود
میخواد استودیوی .ضبط اپل رو ببینه
ممکنه بتونم چارتا چیز هم ،که خودم دوست دارم رو ببینم
.اگه وقت کنیم
و فقط شما دوتایین؟
راجع بهش مطمئنی، اسیو؟
فکر میکردم شما دوتا به اندازه خشم سوزان
.هزاران خورشید از هم متنفرید
.خب شایدم صدتا
،منظورم اینه که، مت ،دوران سختی داشته، میدونی
اما راستی راستی .تونست خودشو جمع و جور کنه
خودشو از تو اون اوضاعی که برام گفتی کشیده بیرون؟
دزدی، مواد؟
چطوری از اون رو به این رو کردیش؟
.صبح بخیر
.آسون نبود
،حقیقت ماجرا اینه که
وقتی من و مالی ،اولش با هم بودیم
،اون داشت با باباش زندگی میکرد
.و بی بند و بار و آس و پاس بود
.بچه یه پا لاشی به تمام معنا بود
You saw the shiner he gave me.
.اون اتفاقات دیگه مال گذشتست
اون از بالا صاف تو چشمای ...شیطان درونش زل زد و
.لامصب دخلشو آورد
من که تا حالا کاری به اون سختی .تو زندگیم انجام ندادم
...ما خیلی داریم به مردی که داره میشه
.افتخار میکینم
،پس وقتی خواست بره لندن
من و مالی هم انقدری پول جمع کردیم .که بتونیم خواستشو برآورده کنیم
میخواستیم بهش نشون بدیم
.که چقدر سخت کوشیش برامون قابل تقدیره
.خودم تا حالا بچه ای نداشتم
وفتی هم که اون به دنیا اومد .اونجا نبودم
،بهش یاد ندادم چطور دوچرخه سواری کنه
...یا توپ پرت کنه
،اما طی چند ماه دیگه...
وقتی میره بالا روی اون صحنه
...و دیپلمش رو میگیره
.اونجاست که اون پسر منه...
.اوه، هر...هر چقدر لازمه پاش وقت بذار
نظرت چیه برم یکم شکلات داغ دست کنم
تا رفیق ناز نازیم رو سر حال بیارم؟
بیخیال باو، انگار نه انگار خودش هر موقع زنا حاضر نیستن باهاش برن سر قرار دوم
.میاد رو شونه های من گریه میکنه
...اون دیگه
.قرار بود سر از داخل در بیاریم
هیچوقت نباید به محاسبات غلط
.یه کلون اعتماد میکردم
کلون؟
!من کلون نیستم
.نقشه از اولم همین بود
،رئیس جمهور ما رو مورد هدف قرار داده
پس ما هم توهم این که .جاش امنه رو از بین میبریم
خالی خالی کشتنش .کافی نیست
.کار باید خیره کننده باشه
اگه بدل نبودی .اینو میدونستی
...وای، خدا، وای، خدا، وای، خدا
.روح رو جلا میده
.یجورایی قلقلک میده
.گلوله های بزرگتر رو ترجیح میدم
ها؟
...بهت دستور میدم
...بهت دستور میدم
...بهت دستور میدم که
دستور میدی که چی؟
!بزن بکشش بره پی کارش
چشمت هم مثل خودت قابل جایگزینیه
!من اصل کاریه ام
!استیو، مواظب باش
!شرمنده دیر کردم
،رد راش !اینو از اینجا ببرش
!رو خالی کردن محدوده تمرکز کنید
وقتی منطقه کاملا خالی شه !میتونیم به خدمت این دوتا برسیم
!از اینجا به بعدشو بسپارید به ما
!عقب بکشید، کمکمون کنید مردمو ببریم
!بله، خانوم
!لعنتی! بدویید
...وار وومن
محض رضای خدا، نمیتونستید بیخیال این یکی شید؟
بذارید رئیس چجمهور رو بکشیم؟
لایق یه روز مرخصی هم نیستید؟
.تریپ کاریمون اینطوری نی
.شرمندم
!اینجا استادیوم نیستش که
!حرکت کنید
!نه
،پیش هم بمونید، پیش هم بمونید !پیش هم بمونید، پیش هم بمونید
.تکون نخورید
.دیگه جاتون امنه
!دارمشون
.جاشون امنه
.رئیس جمهور با تو- .حله-
،شرمنده، معمولا انقدر سریع حرکت نمیکنم
...اما تعدادتون خیلی زیاد بود و
.وای، نه
،همیشه اول با یه نفر شروع میشه ...بعدش
.اوه! ببخشید
...نمیتونم
ها؟
!حالا
!الان حواسش پرته
.به نظر میاد این طبقه خالیه
،من میرم بالا .تو برو پایین
.دارمت
.همه چی درست میشه
.از اینجا میریم بیرون
،نه، نه پس خودت چی؟
.پشت سرت
.خواهش میکنم
!اون سربازا رو از اینجا ببر
.از اینجا به بعدش با ما
.زیادی واسه شما خطرناکه
وقتی محافظین زمین رو له کنیم
،و رئیس جمهور رو بکشیم
دیگه کسی نمیمونه !که بواد جلومونو بگیره
!دستمو بگیر
.داشتمش
.کاملا خالیه
.ساختمون خالیه
.فقط خودمونیم
.تخلیه منطقه کامل شد
حالا میتونیم با خیال راحت
رو سرویس کردن .دهن این وجشیا تمرکز کنیم
!آه
Ah!
!آه
!آه
!مامان؟ چیه
!تا یه دقیقه دیگه میام بیرون
.من یه دقیقه هم وقت ندارم
!مامان
.حمومم صابون تموم کرده
.جمع کن خودتو
.من پوشکتو عوض میکردم بچه
اون پایین چیزی نیست که
.قبلا ندیده باشمش
!لطفا برو بیرون
،همونطور که میبینید
.این صحنه هرج و مرج مطلق رو در بر داره ...در همین حین دو قلوهای مالر
مثل اینکه بابا .داره دوباره کاخ سفید رو نجات میده
تنهایی؟
.محافظین هم اونجان
با کی دارن میجنگن؟
.اَه، دو قلوهای مالر
مثل اینکه قرار نیست امروز صبح باهم
.صبحونه بخوریم
.چه ضدحالی
.کاخ سفیده ها مامان
.یجورایی مهمه
بیخیال، اونو دیگه با این شرایط .دارن سالی دوبار از نو میسازنش
،اگه دکتر سایزمیک نزنه
.لیزارد لیگ یا یکی دیگه میزنه
من اصلا شک دارم رئیس جمهور .هنوز اونجا زندگی میکنه
!خیلی دیر نکردم
.میرم دوش بگیرم
.نه با این عجله
.اول بیا اینجا ببینم
کاری نکنید برم .آب پاش رو بردارم
حالا، بیا بریم تا .این لباس رو از تنت در بیاریم
!حد و مرز قائل شین ایهالناس
،در دستشویی به یه دلیلی بستس
و والدین هم نباید هیچوقت جلوی بچه شون
!راجع به سکس حرف بزنن
تو باید خوشحال باشی که پدر و مادرت
انقدر گرم دارن عشقشون رو .به هم ابراز میکنن
No comments yet. Be the first to leave one.