The first 92 lines.
. شهر مثل همیشه آرومه. مثل خرابه های باستانی ای که تو جنگل ها هستن
با وقار و غیر قابل تغییر
همه گی ، هر روز
. همون کارای همیشه ـگیشون رو انجام میدن
، دنیایی که داریم توش زندگی می کنیم
. همه مون داخلش یه مُشت بازیگریم
. و هر کسی هم نقش مختص خودش رو داره
. حتی یه بی خانمان گدا هم ممکنه فردا از سر گرسنگی بمیره
. اون هم یه بازیگر دائمی این شهر خسته کننده ـست
. اون هم اینطوری
پس ، به چی باید امید داشته باشیم ؟
" . هفته بعد تولد بایهوا سنپایِ"
" عالی نیست ؟ "
" .خب چیزه خاصی نیستش، با هم فقط دوستیم همین "
" ! باید واسش یه کادو بخری و احساسی که بهش داری رو بگی، اسگل جون "
. بایهوا سنپای تو مدرسه خیلی خاطر خواه داره
. احتمالا هم قراره کلی کادو تولد بهش برسه
! بایهوا سنپای
با کی اشتباه گرفتی ؟
. فردا باید برین مدرسه ها
. اینقدر بازیگوشی نکنید
. بیاین بریم خونه
! مامان، نگا کن، یه هواپیما
... بله ، بله ، دیدمش
! بادکنکم داره میره
. چیزی نیست، بابایی میره یکی دیگه واست میخره، همینجا وایسا تا بیام
. اون دختره چند لحظه پیش از این سی دی ها برداشت
. موندم یعنی بین دخترا معروفه
چه رنگیشو می خوای ؟
قرمز ؟ یا یه رنگ دیگه می خوای ؟
بابایی، اون چیه ؟
شیان - هونگ
چه رنگیشو می خوای ؟
چی شد ؟
! یه مِکا تانک ـه
. بزار گوش کنم
! خونسرد باشید
! منو نکشید
. لطفاً گروگان های خوبی باشید
. تازه میخوایم شروع کنیم
چی شده ؟
. هیچکس نیست
، چه افتضاحی شده
نکنه زلزله اومده ؟
یا شاید هم دارن شوخی می کنن ؟
گوشیمم آنتن نداره
عجیبه چه اتفاقی افتاده اخه
. فعلا بهتره که برم بیرون
. حتی تو لابی هم کسی نیست
. تکون نخور ، پسر جون
رییس
. یه موش رو تو آسانسور طبقه اول پیدا کردم
. اطاعت
شانس بهت رو کرده ، پسر جون
. قراره گروگان ـمون بشی
. واسمون دردسر درست نکن
! بام
! و گرنه مغزتُ می ترکونم
! فایده نداره
! سلاح های دشمن خیلی قوی تره
! همین حالا نیاز به نیروی کمکی داریم
آخه
. چه اتفاقی داره میوفته
فکر می کردم این چیزا فقط تو فیلم ها اتفاق میوفته
، همچنین
این تروریست ـها از کجا اومدن دیگه ؟
... اون
چت شده بچه جون ؟
، وقتی هم سن تو بودم
. تو خیلی از میدون های جنگ جنگیدم
مرگ همرزم ـهام رو دیدم
. تک تک شون رو
. بویی که اونجا داشت هزار برابر اینه
امثال تو سوسول و تیتیش مامانی هستن
عمرا حتی نتونی درک کنی که آزادی ای که الان
. داری رو با خون چند میلیون نفر به دست اومده
تا حالا دیدی که جلو چشمات یه نفر کشته بشه ؟
. من از ناشُکری بدم میاد
! لعنتی
! اون آشغالهای به درد نخور
وضیعت حال حاظر چیه ؟
! رییس
! هنوز داریم هویت گروگان ـها رو تأیید می کنیم
! اونا هم کلا دوازده نفر هستن
می تونیم حمله کنیم ؟
. مذاکره باهاشون به هیچ جا نمیرسه
. رو شروع کنید A نقشه
. جوخه گرگ 1 صحبت میکنه
. الان کنار درهای پشتی هستیم
. منتظر دستوراتیم
جوخه زرهی سنگین صحبت میکنه ، آماده نفوذ از درهای کناری هستیم
. منتظر دستوریم
No comments yet. Be the first to leave one.