The first 200 lines.
گروه مترجمين آرمکسل تقديم مي کند
آيينه تيره
صبح بخير ستوان صبح بخير
همه شون اينجان چه طوري مي خواي گيرشون بندازي؟
خانمه را بفرست داخل که اوّلين گزارشه
شوهرش باهاشه بسيار خوب، هردوشون رو بفرست
شما و شوهرتون
بنشينيد لطفاً
اسم قرباني؟ دکتر فرانک پرالتا
فرانک پرالتا خب, چه اتفاقي افتاد؟
وقتي امروز صبح ساعت هفت و نيم رسيدم
بدنش روي زمين افتاده بود
شما در آدرس مشابهي زندگي مي کنين؟ درسته, در يک طبقه ايم
شب قبل کي ديديديش؟ حدود ساعت ده
اومده بود خونه من بيرون بودم
تنها بود؟ نه، يه خانم جوان همراهش بود
خانم جوان را مي شناسين؟ تاحالا نديده بودمش, خيلي زيبا بود
چي پوشيده بود؟
يه لباس آبي و چندتا گل روي موهاش
دستکش داشت؟ فکر نکنم
حدس مي زنم رفتند خونه مطمئن نيستم
ساعت ده بود؟ حدود ده
فکر مي کنيد اگر دو باره ببينيدش مي شناسيدش؟
آره فکر کنم چون صورت به صورت باهاش رو به رو شدم
متوجه ام
چي درباره اش مي دونين؟
من در آپارتمان زير خانه ي دکتر پرالتا زندگي مي کنم
حدود ساعت ده و نيم ديشب صداي ضربه شنيدم
از کجا مطمئنيد ساعت ده و سي و پنج دقيقه بود؟ چون داشتم اخبار ساعت ده و نيم رو نگاه مي کردم
روي پله هاي بيرون، صداي پا شنيدم
لاي در را باز کردم کنجکاو بودم
خوشحالم که اونجا بودين چي ديدين؟
يک زن جوان خيلي زيبا رد شد و رفت بيرون
از آپارتمان دکتر پرالتا؟
اگه اشتباه نکنم
ولي، شما نديدين از در آپارتمان بياد بيرون؟
مطمئن نيستم. فکر نکنم
فکر مي کنيد مي تونيد چهره اش رو تشخيص بدين؟
آره، مطمئنم
يه نگاه خوب بهش کردم از زير روشنايي رد شد
متوجه ام
منشي اش هستين؟
بودم
از برنامه ي ديشب او چي مي دونين؟
با نامزدش ترزا کُلينس قرار شام داشت
ازش خوشتون نمي آد؟
همه چيزشو مي دونم
ولي، نمي تونستم باور کنم دکتر پرالتا عاشقش باشه
منظورتون اينه که فکر مي کرد عاشقشه؟
بعضي وقتا آره بعضي وقتا هم نه
رفتار خيلي خوبي با دکتر پرالتا نداشت او را در وضعيت بدي نگه داشته بود
دکتر قصد داشت ديشب ازش خواستگاري کنه
ترزا کُلينس؟ مي دونين کجا زندگي مي کنه؟
نه
مي تونم محل کارش را بهتون بگم
اون، يه مجله ي سرپايي رو در ساختمان پزشکي اداره مي کنه
جايي در محل کار دکتر پرالتا بسيار خوب
خانم ديدريکسن, اوّل شما ببينيد اگه مي خوايد کسي را بشناسين
همه ي تمرکزت رو بذار روي کاري که مي خواي بکني
اگه با من بياي بيرون يه استيک برات مي خرم
فکر مي کنم يه دونه کافيه
شوخي نمي کنم من هم همين طور
وقتي ازين لباس ميموني بيام بيرون آدم بدي به نظر نمي رسم
تو برو, بنسون
يه دختر کار درست پشت باجه است
مطمئني؟ کاملاً مطمئنم
نمي خواي قسم بخوري؟
چرا، فکر مي کنم
هنوز, يه چيزي وجود داره آره, قسم مي خورم
اميدوارم يادتون بياد
منو يادتون مي آد؟ شما منو مي شناسيد؟
شمارو خيلي خوب يادم مي آد
کجا رفت؟ از کجا بدونم؟
اون دختر، همه کاره است
مي خواي براش قسم بخوري؟ آره، روي کتاب مقدس
ممنون بعداً دستتو روش مي ذاري و قسم مي خوري
خيلي خوشگل به نظر مي آد
خانم کُلينس؟ بله
من از اداره ي پليس اومدم
خواهش مي کنم منو ببخشين صبحتون بخير, دکتر
مي تونين چيزي در رديف آب نبات هاي ليمويي نشونم بدين؟
آب نبات ليمويي چطوره؟ فکر خيلي خوبيه
نمي دونم چطور ازتون تشکر کنم
در خدمتم
ممکنه بگين شب قبل را چطور گذروندين؟
چطور؟ مشکلي هست؟
نه ولي از هشت تاحالا
اين کارا براي چيه؟ شروع کنين
بعدش بهم مي گين؟
بسيار خوب رفتم پارک جفرسون قدم بزنم
تنها؟ بله
چه مدت؟
حدود 11:30 اومدم خونه
براي مدت سه ساعت تنها در پارک قدم زدين؟
نه دقيقاً. براي دو ساعت داشتم به صداي کنسرت گوش مي دادم
بعدش کنار درياچه قدم زدم و نشستم تا صداي آب رو گوش کنم
بعد، سردم شد و رفتم خونه
يعني هيچ کسي را که مي شناختي نديدي؟ من اينو نگفتم
هرکسي رو که مي شناختم بايد بگم؟
صاحب قصابي و همسرش در کنسرت بودن
اسمشون چيه پترسون, خيابان چهاردهم
باهاشون صحبت کردين؟ البته، ما دوستان قديمي هستيم
يادم مي مونه بررسي کنم
مشکلي نيست
کس ديگه اي؟
با يکي از پليس هاي پايين درياچه مدتي صحبت کردم
اسم و شماره ا ش يادت مي آد؟
نه، ولي همديگر را مي شناسيم قبلاً هم با هم حرف زده بوديم
مهربونه؟ نه در اين حد که اسمش رو بدونم
همه اش همينه
و يک پسر که تا خونه باهام قدم زد
کجا مي تونم پيداش کنم؟
در يک سوپر مارکت در خيابان پانزدهم کار مي کنه
اون تا خونه باهات قدم زد؟
بريد ازش بپرسين اگر باور نمي کنين
همين کارو مي کنم اين کار براي چيست؟
دکتر پرالتا ديشب به قتل رسيده
به قتل رسيده؟
يه چاقو در قلبش فرو کردن
دکتر
تري
بريد کنار
چي مي خواي؟
سلام فرانکلين
الان حالش خوبه
يک حمله ي عصبي کوچک بود دکتر گفت حالش خوبه
باشه، بذار بره
شوخي مي کني؟
معلومه شوخي نمي کنم اينجا يه کشور آزاده
منظورت اينه که دو نفر شاهد کتک خوردنش بودن؟
سه نفر ديگه هم ديدن و از محل دورشدن
هفت کيلومتر دورتر
ديدمشون. سه ماليات دهنده ي سفت و سخت از شهروندان مومن
اون مي شناسش و ديشب باهاش در پارک جفرسون حرف زده
از ساعت نُه تا يازده و نيم شب
چي درباره اش مي دوني؟ نگرفتمش
آهنگ چيني، احساسي بهم نمي ده
طبقه دوم، ستوان
مي تونم بيام؟
حتماً
الان چه احساسي داري؟ خوبم، ممنون
بد نيستم
بهانه مي آري؟
قطعاً آره
قصاب الان نمي تونه عاشقت باشه؟
نه
فکر نکنم عاشقم باشه
معمولاً، همه عاشقت مي شن؟ بگي، نگي
پرالتا؟
يه دوست عزيز بود خيلي عزيز
چرا باهاش دعوا کردي؟ آسانسورچي شنيده
دعوا نبود ازش خوشش نمي اومد
حسادت؟ فکر مي کني براستي ممکنه اونو کشته باشه؟
چرا؟ اون عاشقت بود درسته؟
به عنوان يک پليس، شما وقت زيادي براي فکر کردن درباره ي عاشقي دارين
من خيالپردازم ممنون
دست چپ تون
اين يه عيادت اجتماعي رسمي است؟
به دکتر با دست راستت آب نبات دادي
چپ دست به دنيا اومدم
بيشتر چيزها را با دست راست انجام مي دم چپ دست بودن را دوست ندارم
قاتل راست دسته
انتظار داري چي بگم؟ من فقط منتظرم و مي بينم
اگه مشکلي نداري بهانه را از بين مي بريم
ممکنه زمان ببره ولي
مايلم اينجا رو ترک کنيد
مي خوام بخوابم و شما
که اين طور
خواهرم، راس
چرا بهم نگفتي؟
ببخشيد
مي خواستم وقتي زمانش رسيد بگم
همه مي دونن غير از ساختمان پزشکان
نه
به خاطر اينکه هرکدوم مون مي تونيم روزهايي رو مرخصي باشيم
شما يک عادت کاري غير قانوني راه انداختين
الان همه ي دوقلوها اين کارو مي کنن و نفع مي برن
بنابراين تو ترزا هستي، تو راس
اين کمکم مي کنه خوبه
فکر کردم تيله بازي مو از دست دادم
مردم، معمولاً گيج مون مي کنن
حالا ببينم کدومتون ديشب در پارک بودين؟
يکي از ما اينو مي دونم
کدوم يکي تون تو، يا تو؟
مي دونم براي چي طفره مي ري يه طوري از زير زبونتون مي کشم بيرون
چه طوري؟
نمي خواي ازين که هست سخت ترش کني؟
بگين ببينم، کدومتون ديشب در پارک بود؟
يکي در پارک جفرسون بوده ديگري زود رفته بخوابه
چه طوري مي تونين ثابت کنين؟ اين همه ي چيزيه که مي تونيم بگيم
تو در پارک جفرسون بودي؟
مي خواي جوابمو بدي يا نه؟
من نبودم
شما فقط دارين براي خودتون دردسر درست مي کنين اين تا آخرش سخت تر مي شه
نمي تونين ازش فرار کنين
مي خواين بي احساس نباشين و احساسي تر باشين؟
يه مرد به قتل رسيده
يه فرصت ديگه بهتون مي دم ببينيم به کجا مي رسيم
کدومتون ديشب اينجا موند؟
يکي مون رفت به پارک جفرسون و ديگري
No comments yet. Be the first to leave one.