The first 200 lines.
لوول، زنت چطوری تونست مردی رو ول کنه
که شیرینی های به این نرمی میپزه؟
وقتی رفتی خونه ی خودت
دیگه بیخودی تخت نخر، به جاش یه دونه ی خیلی گنده از اینا درست کن
پخت و پز واسه شما ها کمترین کاریه که از دستم بر میاد
شما من رو در تاریک ترین لحظات عمرم
زمانی که روحم تکه تکه شده بود و هیچ امیدی نبود، زیر پر و بالتون گرفتین
فریتاتا هم آماده شد
ما هیچوقت انقدر خوب غذا نخورده بودیم
!آه، ما هر روز براتون غذا می پزیم
پای حرفی که زدم وامیستم
هی، عزیزم، میدونی متوجه چی شدم؟
ما یک هفته س که داریم با هم کار می کنیم
امروز هفته گرد کاریمونه
اوه، وای، آره
برات یه هدیه سفارش دادم
فقط منتظرم کد پیگیری اداره پست بیاد
آه، بس کن، جدی میگم، موضوع مهمیه
یعنی، فکر کنم از اون مرحله ی سخت حالا بهش عادت میکنی" رسیدیم به"
مرحله ای که مثل قایق، نرم جلو میریم
!بوق، بوق
امروز روز بزرگ مادرتونه که میخواد نمونه کاشی هایی رو که برای اون خونه ای
که داریم بازسازی میکنیم انتخاب کرده نشونمون بده
نمونه چیه؟- کاشی چیه؟-
بازسازی خونه چیه؟
اون خونه ای که داریم درستش میکنیم بفروشیم
چند هفته س داریم راجع بهش حرف میزنیم
میدونین، ما به همه ی داستان های حوصله سر بر شما گوش میدیم
آقایی که 45 دقیقه راجع به اتفاقی که توی فلان بازی کامپیوتری افتاد حرف میزنی
خیلی خب، پاشین، بهتره راه بیفتیم
اوه لوول، میخوای برسونیمت؟- خودم اونجا میبینمتون-
باید برم سوپر مارکت یکم شیر بادوم بخرم
برای مرغ سوخاری جمعه
عجب زن خوبی گرفتی
امیدوارم لوول هیچوقت نره
نه، نه، نه، نه
ما دوست داریم دوستمون اعتماد به نفسش رو به دست بیاره
بره توی خونه ی جدیدش و زندگی جدیدش رو شروع کنه
دقیقا، به شرطی که بعد از مرغ سوخاری جمعه باشه
هاها، ساکت نشستین فکر کردین یادمون میره
ببریمتون مدرسه پاشین، راه بیفتین
خب
اینم آشپزخونه ش
خشک، ظریف، دنیایی مافوق تصور
اینو از یه تبلیغ ودکا گرفتم
ولی منظورمو میفهمین دیگه
عاشقشم
مثل اون آشپزخونه هاییه که اون خانمه
تو سریال "فیکسر آپر" درست میکنه
فیکسر آپر: سریالی راجع به بازسازی خونه ها
"اسمش "جوآنا گینزه و این زیباترین چیزیه
که تا حالا به من گفتی
خب، تو چی فکر میکنی دان؟
راستشو بخوای، داشتم راجع به شیرینی های لوول فکر میکردم
اینم عاشقشه. خب پس
فقط کاشی های پشت سینک موند؟
آره آره، من فکر میکنم بیا مغز مردمو بترکونیم
و این کاشی های خوشگل ساخت کشور پرو رو بزنیم
اه، اونا خیلی گرونه
باشه؟ من فکر میکنم ما یه چیزی میخوایم
یکم کمتر ساخت پرو باشه یکم بیشتر ساخت "هوم دیپو" باشه
هوم دیپو: شرکت آمریکایی
میدونی، من بقیه ی خونه های این محلو دیدم
اینجا کارهای گرون رو ساپورت نمیکنن
ارزش خونه های این محل ده درصد اومده روش
خریدارا دنبال چیزهای خاص تری میگردن
شاید، شاید، ولی این یه جور قماره
باشه؟ و آخرین بازی که ما قمار کردیم
تو برای بار سوم باردار شدی
بچه ها، میشه من یه چیزی بگم؟
من اصلا یادم نمیاد که آخرین شیرینی رو خورده باشم
خیلی خب، باشه، ببین ما هر دو نکات خوبی رو گفتیم
پس مساوی میشیم
ولی توی محل کار، تساوی می رسه به رئیس پس جواب نه ست
آخه وارداتیه
نه
سنتیه
نه
این یعنی با دست رنگ شده
آها، پس در اون صورت
!نه
واو
"سه تا "نه
کلی "نه" شد
اوه، بیخیال عزیزم
میخوای به خاطر اینکه من به یه کاشی نه گفتم عصبانی بشی؟
موضوع نه گفتن نیست لحنت یه جوری بود
لحنم یه جوری بود؟
"بله، "تو محل کار مساوی مال رئیسه
کی همچین چیزی میگه؟
!رئیس میگه
باشه، میدونی چیه؟ من یه آدم حرفه ایم
میتونم بپذیرمش
عالی
به من دست نزن
بیخیال
فکر کردم داریم قایق رانی میکنیم
بوق بوق
باید کاشی خوشگله رو بگیری
چون ممکنه از این به بعد اینجا زندگی کنی
:این قسمت "آره... شاید"
ترجمه از howUdoin
:آیدی تلگرام @itsmehayley
سلام- سلام-
ممنون که اومدی دنبالمون
اندی هنوز سر اون کاشی عصبانیه
به همین خاطر خودش و کلیدای ماشین من تنهایی رفتن سر کار
دیشب شاممون خیلی ساکت بود
اگه من نتونم با غذای بیف ولینگتونم" حالشو خوب کنم"
معلومه مامان بدجور ناراحته
وقتی رفتیم بالا بدتر هم شد
مجبورم کرد تکرار های سریال "سکس و شهر" رو ببینم
طولانی ترین مدتی بود که
در طول زندگیم نخندیده بودم
تو و اندی دارین یه محیط کاری خسته کننده درست میکنین
ممکنه به چند هفته مرخصی نیاز پیدا کنم
مشکل اینه که اندی عادت نداره من بهش نه بگم
به ما که همیشه میگی
چون شما ها مردین
و میفهمین که وقتی میگم نه اون دیگه آخرشه
ولی زنها از ما قوی ترن کوتاه نمیان
به خاطر همینم اونا بچه دار میشن
ما باشیم میگیم: نه ولش کن بذار همون تو بمونه
من کمربندمو شل میکنم
مثل اون وقتی که زن من پرسید اجازه داره با بقیه مردا بخوابه
و بعدش "نه" قبول نکرد
لوول، مشکل تو مثل بقیه مشکلات نیست، باشه؟
وقتی من و اندی تازه ازدواج کرده بودیم من خیلی "نه" میگفتم
ولی بعدش متوجه یه چیزی شدم
فایده ای نداره
فکر می کنی به این "آره" گفتم؟
یه نقاشی غول پیکر از یه سه چرخه؟
بهش 20 بار "نه" گفتم
ولی اون 21 بار پرسید
برای چی سه چرخه؟ من نمیفهمم
پس وقتی اندی از تو "نه" میشنوه به سیستمش شوک وارد میشه
درسته، درسته، و الان که من رئیسشم
مجبورم همیشه خدا بهش "نه" بگم
مارسی متنفره که من "نه" بگم
به همین خاطر هر وقت چیزی میگه که من باهاش مخالفم
"فقط میگم "آره... شاید
آره... شاید"؟"
آره، نسخه نرم تر همون "نه" ست
نمیتونم "نه" ی واقعی بهش بگم که
بازوهامو از جاش میکنه
و من بازوهامو نیاز دارم
چون دستامو روشون میذارم
و جواب میده؟
هر دفعه
اون احساس میکنه من دارم بهش فکر میکنم
که من دارم نمیکنم، زمان میگذره
و موضوع کم کم فراموش میشه
من میرم تو ماشین
من دیوونه شدم، یا دان الان یه چیز به درد بخور گفت؟
منم مثل تو گیج شدم
"آره... شاید"
دفعه بعدی که اندی کاشی ها رو پیش کشید، من همینو استفاده میکنم
وقتایی که دعوا میکنیم من نمیتونم بخوابم
معمولا من قاشق بزرگه م اون قاشق کوچیکه س
ولی قاشق عصبانی رو نمیشه بغل کرد
قاشق عصبانی دیگه چنگاله
توضیح: منظورش از قاشق وقت خوابه که همو بغل میکنن
اوه، سلام اندی، حالت خوبه؟
آه، کل شهر رو گشتم که بتونم یه کاشی به درد بخور
ارزون تر پیدا کنم، ولی میدونم همونی که انتخاب کردم بی نقصه
و بعدش انقدر به این فکر کردم که چقدر درست گفته بودم، که حواسم پرت شد
و با ماشین رفتم توی چمن زار جلوی یه کتاب خونه
میگم، شاید بهتره این یکیو بدی به آدام
توی کتابی که دارم راجع به ازدواج میخونم
"یه خورده دیره برای اون"
خودم قبل از اینکه تو بتونی گفتم
نوشته بهترین هدیه ای که میتونین به خودتون بدین
اونیه که به همسرتون میدین
آره
من همچین کاری نمیکنم
منظورم اینه که این، اولین ایده ی
"بزرگ من برای شرکت "برادران برنزه
جوری که این قضیه رو حل میکنیم
یعنی که همه چیزای دیگه رو هم همینجوری حل میکنیم
نمیدونم، این کاشی
یه ایده ی فوق العاده ست که آدام هنوز متوجهش نشده
آه، شوهرا عجیب غریبن
دیشب، دان بهم از توی جیبش
یکم خرده شیرینی داد
و گفت: مهندسی معکوسش کن
گفت: مثل فیلم پارک ژوراسیک
میدونی، وقتی ما تازه ازدواج کرده بودیم
من مجبور بودم آدام رو برای همه چی قانع کنم
ولی میدونی، من هی توضیح میدادم که چقدر چیزی که من میخوام
ایده ی خوبیه، تا وقتی که خودش میفهمید داره اشتباه میکنه
مثل اون نقاشی سه چرخه
اون اصلا نمیخواستش
ولی الان هم اندازه ی من دوسش داره
مطمئنی دوسش داره؟
!اوه، بله
بعضی وقتا میبینم که زل زده بهش
سرشو تکون میده و به این فکر میکنه که چطور اونقدر اشتباه میکرد
بالاخره یه جایی خسته ش میکنی
من باورت دارم- وقتشو ندارم-
یعنی، هر روزی که صاحب اون خونه ایم داریم پول از دست میدیم
No comments yet. Be the first to leave one.