The first 200 lines.
کـــــاري گروهي از طرفِ تيمِ ترجمهِ کره اي دريم
به مناسبتِ فرارسيدنِ سالِ نـــــو، تقديم به همهِ شما
در هشتمين سالِ سلطنتِ شاه گوانگ هائه,شايعاتي مبني بر خيانت .در قصر پيچيد
از اين رو شاه گفت "يکي را شبيه من پيدا کنيد,بعد از غروب آفتاب او را در اتاق خواب شاه ميذارم"
"و هيچ اثري از اين در دفترچه خاطرات شاه نذاريد" دفترچه خاطرات شاه گوانگ هائه بيست و هشتم فوريه
...اينو بنوش
...زود باش..بنوشش
!گفتم بنوشش
!سرورم!منو فقط بکشيد
ما رو بکشيد
شاه من,رئيس منشي هاي سلطنتي رسيدن
چه خبره؟
!قاشق نقره اي سياه شده
.بايد حجره م رو فورا حرکت بدم
شاه من,در چنين زمان هايي
.بايد آروم باشيد و اطرافيانتون رو تحتِ نظر داشته باشيد
!چرا هميشه اينو ميگي؟
اگه حجره تون رو حرکت بديد
اين کاريه که اونا دقيقا ميخوان ما انجام بديم
.لطفا شاه من,تجديد نظر کنيد
...ها
....بيا نزديکتر
...همتون بريد عقب
چطور پيش رفت؟
...شاه من متاسفم اما هنوز نه
.زود باش...يکي که شبيه منه
.نميتونم به کسي اعتماد کنم
....نه هر کسي
.شاهِ من لطفا در موردِ تصميمتون تجديد نظر کنيد
شاهِ من نميتونيد صداي اونا رو بشنويد؟
.لطفا اعدامِ "يو جونگ هو" رو شروع کنيد
.لطفا ما رو مجازات کنيد
.شاهِ من اين بيموردهِ
اگه يه نفر رو فقط به خاطر اين که يکي بهش مشکوکِ مجازات کنيم
استيناف هاي ناضروري پيش مياد و وضعيت از ايني که .هست پيچيده تر ميشه
.رئيس منشي هاي سلطنتي مراقبِ حرفات باش
چطوري ميتوني بگي ملازم سطنتي غيرِ ضروريه؟
ما چيزاي مهمتري نسبت به شايعات .خيانت در دست داريم
!چه چيزي ميتونه از افشا کردنِ خيانت مهمتر باشه؟
.شاهِ من شما بايد "يو جون هو" رو بدونِ هيچ گذشتي اعدام کنيد
درست نيست شاهِ من،هنوزم دير نيست اگه بعد .از بازجويي اعدامش کنيد
.يون جون هو آدم خطرناکيه ،لطفا شاهِ من به ما دستور بديد
.شاهِ من لطفا به ما دستور بديد
....ها
!شاه حاضر ميشود
!شاهِ من
!شاهِ من
.يون جون هو بر عليه سلسه پادشاهان طرحِ خيانت کرده
!نميتونيد بيشتر از اين اعدام رو به تاخيز بندازيد
.لطفا شاهِ من در مورد تصميمتون تجديدِ نظر کنيد
.لطفا شاهِ من،در موردِ تصميمتون تجديدِ نظر کنيد
!شاهِمن!اگه ميخوايد بگذريد،لطفا پاتون رو روي ما بذاريد و بگذريد
!لطفا اين کار رو بکنيد،شاهِ من
بعد از همه اينا،اونا واقعا ميخوان آخرين برادرِ زنده ام کشته بشه
...ملکه من
فکر ميکنم تموم نميشه
در آخر من ميميرم
.شاه حاضر ميشوند
شاه به آرامي از ديوار بالا رفت و
در رو باز کرد که دنبال هونگ جين دوست داشتنيش بگرده
هونگ جين
کجايي "هونگ جين"؟
!اينجا!همين جا مخفي شده
بيا يه نگاه بندازيم بيا يه نگاه بندازيم
!بيا!بيا بيرون اينجا....درسته
،اوه خداي من
بيايد يه نگاه ديگه بندازيم
!اوه خداي من!اون شايسته اونجاست
!مثل اين که قرارِ يکي امشب خوش شانس باشه
شاهِ من،چطوري ناگهاني بدون اين که بگيد به ملاقاتِ من اومديد؟
!اگه هميشه اينطوري ناگهاني بيايد،جسمم تحمل نميکنه
!ههه اين حرومزاده پر حرف رو ببين
!و به اعماق قصر راهنماييش کنيد
و لباساش رو در بياريد
!و بدن برهنه اش!يه کارِ هنريه
....پس شاه از چيزي که ديد شاد شد و
!گيسوانش رو بلند کرد
!به سمت راس گيسوانش
!از خود بيخود شد و او را زد
!در شرقش طلوع آفتاب رو تماشا ميکرد
!در غربش غروب رو تماشا ميکرد
!اينجا را زد!انجا رو زد
!!تمام طول شب
کيف رو بردار
!آقا!اين بي ربطِ که فکر کنيم شاه يه زن رو از خانواده ملازم ها آورده
راهي نيست کاملا بي ربطِ
روي پاهات چي؟
....به هر حال
کي هستي آقا؟
....حالا به دقت به چيزي که ميگم گوش کن
.تو رو ميبرن که شاه رو شخصا ببيني
چي...؟
"....وقتي شاه ازت چيزي پرسيد ميگي"بله شاهِ من
و اگه اتفاقي پاسخت يه کم طولاني تر شد
"....با گفتنِ اين شروع ميکني که"به من خيلي لطف شده که پاسخ بدم
سوالي نميپرسي
جرات نميکني که به صورتِ شاه نگاه کني
برات همه چيز رو روشن کردم؟
آماده اش کنيد که ببرينش به قصر
...تو احمق
سرت رو بلند کن
بعد از من تکرار کن
کسي اونجا هست؟
بله...شاهِ من
گفتم بعد از من تکرار کن
بله ....شاهِ من
!تويه احمق
اين همه چيزيه که ميتوني بگي؟
....خيلي براي پاسخ گويي بهم لطف شده
"...بعد از من تکرار کن"
کسي اون بيرون هست؟
گفتن بعد از من تکرار کن
!تويه احمق
اين همه چيزيه که ميتوني بگي؟
خيلي خوبي
اون توي خانه جيسنگ يه دلقک بود
آموزش هاي ابتدايي رو خونده حداقل احمق نيست
بعد از من تکرار کن
کسي اون بيرون هست؟
بله شاهِ من
شاه من ميخوايد براتون توي شب خوراکي اي بيارم؟
همين رو ميخوام
له شاهِ من
خوراکي شبانه رو بيار
زياد بياد
....اوه خداي من
اگه اغلب بياي اينجا
.ملکه عصباني ميشه
اشکالي نداره؟
....نميتونم کمکي بکنم
تو تنها کسي هستي که ميتوني باعث شي راحت بخوابم
روي پاهات
خوش آومديد آقا
وقتشه که بريد
در سه روزِ آينده وقتي زنگِ خاموشي به صدا دربياد
.کنار درِ غربي منتظر باش
يه ثانيه هم دير نميکني
مطمئنم ميدوني که چه اتفاقي ميافته
اگه امشب بري دور و اطراف و قصه بگي
!مردِ درستي رو گرفتي
.فقط با نگاه به پاشنه ام دنبالم کن
تو راه برگشتت خيلي مراقب باش
"ضربه سوم"
آقا اين کار رو با من نکن
به خاطر شوخي هاي ناپسند توي خونه جيسانگ بردنش به دادگاه
نه نه ما نميدونيم که شوخي هاي ناپسند ميتونه جرم باشه
تو "يانگ بان" تو جوک هاي کثيفِ زيادي ميگي!نميگي؟
!چطور جرات ميکني
!چهارمين ضربه رو بزنيد
"چهار ضربه"
!دقيقاً منظورتون از اين چرت و پرتها چي هست
بريد براي ضربه پنجم ضربه پنجم
يه لحظه صبر کنيد
درد داره؟
ازتون خواهش ميکنم بذاريد برم اقا....بذاريد برم
...من فقط شنيدم که يه بچه جديد جيسانگ توي خونه هست درسته؟
پس چي ميگي؟ اونو براي آزاديت معاوضه ميکني
.آقا...اين واقعا به من ربطي نداره
!اين عوضي رو بزنيد
!آقا!آقا!با من اين کار رو نکنيد
...وقتت رو نگه دار
گفتي از جون جو هستي؟
بله
چند سالته؟
....پانزده
" وايِ خـــداي من "
...من واقعا متاسفم
....من دلم
....براي مادرم تنگ شده
حتي يه جوجه هم نمُرده
اگه سمي بود
حتي اگه يه کمش،همه رو فورا ميکُشت
اگه سم نيست
چطوري ميتوني توضيح بدي که قاشق نقره سياه شده؟
اخيرا آشپزخانه سلطنتي به جاي نمکِ معمولي از نمکِ بامبو استفاده ميکنه
نمکِ بامبويي که ميگي
بله شاه من
نمک بامبو آهن داره .که رنگِ قاشق نقره رو عوض ميکنه
"خدمتکار حقيرتون "هر گيون
....به شاه التماس ميکنه که نظرشون رو عوض کنن
.اگه در موردِ "يون جونگ هو"همينجا تمومش کن
....شاهِ من متاسفم اما
...اون کسي نيست که طرحِ خيانت بريزه
...بسه
ميدونم
اون واقعا يه ملازمِ وفادارِ
...دامادم....مردِ راستيه
حداقل اون رو تسليم کنم
.که اعتمادم رو از اونا بدست بيارم
عاليجناب،شخصي از پيشگاه سلطنتي اومده
اين طرف آقا
فرض ميکنم اين سمِ
ميتونه بازيافتش کنه؟
...متاسفم
.اما الان نميتونم چيزي رو ضمانت کنم
بايد ملتمون رو براي خبرهاي ناراحت کننده آماده کنيم
کي ديگه در اين مورد ميدونه؟
....تا حالا "جو نگام" و من
...از چيزي که ميخوام بگم .من همه مسئوليتش رو قبول ميکنم
شما دو تا مطمئن شيد اين حادثه فقط بين ماها ميمونه
No comments yet. Be the first to leave one.