The first 200 lines.
ممکنه اشتباه کنم اما شايدم نه در هر حال، ميدونم تلاشمو کردم
بهتره بزارم و برم، بهتره بزارم و برم بهتره وایسم
دوست دارم مزه لباشو، وقتي روح منو لبريز ميکنه
ميخوام يه چيزي بهت بگم که هيچ وقت به کسي نگفتم
به هيچ کس، هيچ کس
هر کسي احساساتش فوران ميکنه
نميدونم کجا يا کِي شروع کنم
بهتره احساساتي شم، بهتره احساساتي شم بهتره بس کنم
بچه هاي احمق، فرار کردين
شما بیکارید به درد نميخورين
بچه هاي احمق، فرار کردين
شما بیکارید به درد نميخورين
بچه هاي احمق، زدين به چاک
اينو يادت باشه يادت باشه که کجايي
خاک عالم
چيزي که من فهميدم، زندگي دوست داشتنيه همین باعث میشه ساز خودمو بزنم
بهتره بزارم و برم، بهتره بزارم و برم بهتره وایسم
بهتره بزارم و برم، بهتره بزارم و برم بهتره وایسم
ممکنه اشتباه کنی چون ميدوني حق با منه
اگه راهت رو گم کردي راه منو دنبال کن
بهتره بزارم و برم، بهتره بزارم و برم بهتره وایسم
من ميخوام هنوزم عاشقت باشم
...اينجوري تو رو
...اين راهشه که تو
بسه، لعنت بيخيال "ديو"، چته ؟
اين... اين فوق العادست ...اين روش فوق العاده ايه که
با کي داري حرف ميزني ؟ - !يا پيغمبر -
نزديک بود سکته کنم - معذرت ميخوام -
نه، چيزي نيست من ... من فکر کردم تنهام
پس با هيچ کس حرف نميزدي ؟ - نه -
مدرسه ی "همفري" میری ؟ - اره، تو ميري "وستربرگ" ؟ -
شمال ـیه ميدوني اين مهموني ماله کيه ؟
نه، خبر ندارم، تو چي ؟ - نه نميدونم -
من با چندتا دوست اومدم نميشه گفت دوست، درواقع، همين دخترها
احتمالا فاحشه بودن يا دست کم هرزه
بچه هايي که باهاشون ميگردم تمام شب با ماشين اين اطراف دور ميزنيم
به هرکسي که بشناسيم زنگ ميزنيم دنبال يه مهموني ميگرديم
منظورم هر مهموني اي
بالاخره يکي پيدا کرديم و اومديم اينجا و هيچ کس رو هم نميشناسيم
حالا اينجا مي مونيم ...آخرسر هم ميريم دنبال
يه مهموني ديگه ميگرديم
مسخرست چرا اينکارو ميکني ؟ - تو کار ديگه اي قراره بکني، درسته ؟ -
چرا امشب اومدي بيرون ؟ - نميدونم -
خوشگذروني، شايد ولي دنبال دوست پسر نميگردم
يکي دارم... منظورم يه جورايي يه رفيق دارم
کيه ؟ - چطور ؟ -
شايد بشناسمش ؟ نميشناسيش... ازت بزرگتره
پس چرا الان اون تو نیستی ؟
ميدوني، خودتو جلوي اون سال دومي هاي بي عرضه نشون بدي
ميدونم، من يه جورايي يه دوست دختر دارم که يه جورايي هم بهش علاقه دارم
حالا اسمش چي هست ؟ - "جين" -
جين ناسبام" ؟" - "هارمن" -
اسم تو چيه ؟
"ديو" - ديو"، منم "آبري" ـم" -
"آدري" - "آبري" -
"آبري" - اره -
"و ميري "شمال سال آخري هستي ؟
نه سومي ام - درسته... معلومه، اره -
اون حرفت چه معنی داره ؟ که از ديد تو به قدر کافي بالغ نيستم ؟
نه معلومه که نه منظورم نه معلومه که بزرگ هستي
فقط... اون نگاه رو تو چشمات نداري، متوجهي ؟
مطمئن نيستم دارم اون يأس، يه جورايي اون نگاه هيجان زده
وووه، من سال آخريم کمتر از 1ماه ديگه فارغ التحصيل ميشم و
تمام شب هاي ول گشتن و مست بودن دبيرستان ديگه تمومه
درسته ؟ - تو اون نگاه رو داری -
"پس اين دختره "جين اون.. اون دوست نداره پیشش باشی ؟
اون از من خوشش مياد خوش بينانش مثه يه دوست
ميدونم خوش بينانه معنيش چيه من سال سومي ام، نه يه بچه
معذرت ميخوام - "اشکالي نداره "ديو -
پس تلاشت رو کردي ؟ تمام تلاشت رو ؟
فکر کنم اون امشب با "برندن ملتزر" باشه
دوست من هم يکبار با "برندن" بوده
بفرما - اون دریده ست -
چیو داری به من القا می کنی ؟
دارم فقط ميگم اگه اون با "برندن" ـه من ازش قطع اميد ميکنم
خب، باور کن، اونها با هم نيستن، باشه ؟ - واسه همينه من اينجام -
چون تو قايم شدي؟ - من قايم نشدم -
در رفتي ؟ - نه -
دررفتم ؟ - اره -
من... من مجبور شدم از اونجا بيام بيرون، خب ؟
من نميتونستم صاف بايستم اونجا و ببينم دختري که عاشقشم در حال لاس زدن با
خوشتيپ ترين آدمه اين شکنجه ست
آدامس ميخوري ؟ - نه، مرسي... راحتم -
اره، راستش
بايد برگردم داخل قبل از اينکه... ميدوني بدون من برن
هي صبر کن، بزار يه سوال ازت بپرسم
هووم ؟
فکر ميکني ممکنه چيزي باشه که من بتونم به دوست دخترم بگم
فقط يه راهي که بتونم بهش بگم چه حسي دارم
با يه روشي که بتونه اونو متقاعد کنه؟ ميدوني چي ميگم
چي تو ذهنته ؟ - اين -
وواو
"جين"
"جيني"
اخيراً حس ميکردم سر و صدا و مشغله زيادي وجود داره
ميدوني، خيلي هماهنگ همه اون صدا ها يه جور توجهت رو جلب ميکنه
صداي معلم ها، پدر مادر، برنامه های خبری
چي ميگن، چي نميگن، کي باحاله کي اونقدرا باحال نيست
و انگار همه ي اين مزخرفات فقط صداشون بلنده حس ميکنم حتي صداي خودمم نميتونم بشنوم
ميدوني، فقط ميخوام سوار ماشينم بشم و رانندگي کنم
اما وقتي تو رو ميبينم
...ميبينمت با لباسي که خيلي دوسش داري
...اونطرف سالن مدرسه تکيه دادي به کمدت و
اونجوري که موهات رو پشت گوش هات جمع کردي
و به من نگاه ميکني و لبخند ميزني
فقط لبخند ميزني و انگار تمام اون سر و صداها محو ميشن
ميدوني ؟
و تنها چيزي که ميتونم بشنوم ...صداي تو ـه وقتي که
اسم منو صدا ميزني
... اوه نه، اوه
،اوه خداي من واقعا شرم آوره که حتي زنده ام
نه نه - باورم نميشه که اينا رو بلند بلند گفتم -
...يعني، اونم به تو
حتي نميتونم باور کنم قرار بود اينا رو بهش بگم.. قرار بود
باشه اون اونقدرام لايقش نيست ...اون
اون اصلا به اين مزخرفات اهميتي نميده ميفهمي، اون سرو صدا و برنامه هاي خبري
و اون قطعاً نميخواد بشنوه تو چه حس خوبي پيدا ميکني وقتي اون موهاشو پشت گوش هاش جمع ميکنه
يعني اصلا من شک دارم اون بخواد چيزي بشنوه
همه اون چيزي که اون ميخواد حس کنه يه کم دلهره کمتر ...از اوني که خودش داره
کدومش ؟ ميدوني، احتمالا خودشه
پس اون ميخواد با پسري باشه که کمتر از خودش دلهره داشته باشه و
اگه تو بتوني اون آدم باشي، پس کار تمومه
...اما اگه نميتوني
اونوقت نميشه رفيق اون بشي
من هيچ وقت قرار نيست رفيقش باشم، مگه نه ؟ - نه با اين وضع، دوست من، نه -
و تو يه سال آخري هستي پس من واقعاً مطمئنم که همه چيز بر وفق مرادته
شايد تو دانشگاه بتوني خودت يه پايه کار باشي نه بي عرضه
شايد
خب، احتمالا بايد برگردي داخل، هان ؟
...يا، ميدوني، اگه نگراني که دوستات بخوان برن
تو نظر منو خواستي
نه، ميخواستم بگم ميتوني تا خونه ت با من بياي
خب
اره، اون هرزه ها بدون من نمیرن خونه
همه اونها احتمالا با يه کسي هستن
منم مجبور میشم برم اونارو از هم جدا کنم و ...حس همچین کاری رو ندارم، پس
پس ولشون نکن - بسيار خب، نميرم -
عاليه - باشه -
اين آهنگ فوق العادست
اره، اين آهنگ فوق العادست - فوق العادست -
ميخواي با من برقصي ؟
...نميدونم ... ميخواي که
ميخواي با من برقصي ؟ - نه -
چي ؟ - ...خب من -
...من فقط
رفيق، راهي که اعتماد بنفسمو بالا ببرم ...تو گفتي... خب من
چيزي که کم دارم.. اينو کم دارم و تو رو اين تاکيد کردي
ببين، من فقط جلو جمع نميرقصم
من نميتونم نميتونم برقصم
اون زوج ها، اونا حال منو به هم ميزنن انگار که .. واقعا پسر ها ؟
واقعا شماها ميخواين تو پاساژ جلوي چشم همه با هم حال کنین ؟
باشه، خب، اول اينکه اينجا تنهاييم
دوم اينکه، منظورم فقط یه رقص بود
خب ؟
باورم نميشه دارم اين کارو ميکنم اين ضايع ترين کاريه که ميشه کرد
تنها چيزي که ميخوايم اينه که بارون بياد ...و مثله اين
منظورم اينه، خيلي تکراريه، اره ؟ ...و کاملا
ميتوني باهاش کنار بياي ؟
! تخم هات دارن ميلرزن
چي ؟ چي ؟ - چیزی نیس فقط پليسا اينجان -
ماشينت کجاست ؟
من رانندگي نميکردم رفيقم راننده بود - چي ؟ -
اون دوست کوچولي انگليسم - کي ؟ -
اسم همه رو مينويسن، بهشون دست بند ميزنن هرکي به داد خودش برسه، برين
شما چتون شده اسکول ها ؟ بیاین بریم دیگه
چه کار کنيم ؟
...صبر کن، من بايد ...ميخوام زنگ بزنم به
خونه ـم 10بلوک بالاتره میخوای یخورده باهام قدم بزنی ؟
آره
دانشگاه کجا ميخواي بري ؟
"دانشگاه "کلمبيا
!پس انگار خيلي خرخوني
نميدونم منظورت از خرخوني چيه
هيچ فکر کردي میخوای چکاره شی ؟
ميخوام درس بدم ميخوام تو "نيويورک" زندگي کنم و درس بدم
واسه شروع توي مدرسه ابتدايي جاييکه واقعا نياره، ميدوني ؟
بعد شايد روانشناسي رشدی بخونم
پس تو دقيقاً ميدوني ميخواي چکار کني
اره، تو چي ؟
من هيچ فکري ندارم کولاژ" رو دوست دارم"
کولاژ" ؟" يه چيزايي درست کردم
دارم يادميگيرم چطور طبل بزنم کمکم ميکنه فشار هاي روحيم رو تخليه کنم
تو خيلي پرخاشگري ؟ - در حد عادي، فکر کنم -
تو خوشحالي ؟
خوشحال ؟
اره، فکر ميکني به شکل قابل قبول آدم خوشحالي هستي ؟
راضی يا جور ديگه ؟ نه، نميتونم بگم راضی
من فقط... من آمادم از اينجا بزنم بيرون ديگه مدرسه بسه
هنوز يه سال ديگه داري
درجريان هستم ، مسخره
تو ؟ - من چي ؟ -
خوشحال و قانعي از اين بچه بازي ها ؟
!چون اگه باشي ميزنم در گوشِت
خب، الان هستم که جای تعجب داره
ميدوني من يه دوست پسر دارم ؟
صبر کن کرازني" ؟"
چي ؟ - نه رفيق، "ولفزايمر" ـه -
!"ولفزايمر" - معذرت ميخوام رفيق، من نيستم -
واسه کسي که هستي يا نيستي عذر خواهي نکن
،واسه کسي که بايد توي لباست باشي درسته ؟
No comments yet. Be the first to leave one.