The first 102 lines.
« ایواجو » " قسمت سوم - کوله "
چی بدم خدمتتون؟
باشه، رسید میخواین؟
!هاها
.عجب، مامان گفتی امروز کلاً واسه منه
پس با مامانت تقسیم نمیکنی، ها؟
،راستی. کوله، وقتی یه دکتر موفق شدی
اولین چیزی که میخری چیه؟
...چون چشمم یه دمپایی طلایی رو گرفته
که خیلی خیلی بهم میاد
...برات میخرمشون
و یه خونه و یه پیسی جدید واسه خودم
تو باهوشی
ها؟
رئیس حالا شما رو میبینه
کوله، اینجا منتظرم بمون
پسره رو هم میخواد
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید DigiMoviez@
مامان کوله
حالت چطوره؟
خوبم جناب
آها
پس بانکولهی مشهور ایشونه
بوکس دوست داری؟
ولی دستهات مثل مرغ کوچیکه، ها؟
بوکس بلدم
!یک! دو
قدرت داری
بفرمایید، بفرمایید. بشینید. بشینید
زوبوست. موردعلاقه خودمه
بگیر
«ترجمه از «امیرعلی ::. illusion .::
این پول هیجانزدهات کرد، ها؟
ببین، تو عینِ خودمی
میدونی حقت چیه. خوبه
این پسر باهوشه
،این بچه مخش خوب کار میکنه مخش سالمه
فهمیدم چرا میخوای بفرستیش مدرسه ،که دکتر بشه
ولی میتونه بیشتر از اون بشه
بذار بیاد واسه من کار کنه
ممنون قربان
،ولی اون باهوشه
،و اگه شغل داشته باشه نمیتونه روی درسش تمرکز کنه
ولی درس خوندن بهش اجازه نمیده که برای شما فراهم کنه
خودم به اندازه کافی زحمت میکشم که برامون فراهم کنم. شغل خوبی دارم
واسه پس دادنِ وام مشکلی نخواهیم داشت
،من آدم منصفی هستم شما دوتا هم از مردم من هستید. هوم؟
،پس همینطور که من باید نون بخورم شما هم باید نون بخورید
اونجوری من هم یه نونی گیرم میاد
،میدونم وقتی زمانش برسه
شما هم بهم کمک میکنید
زندگیت طولانی، آقا
خورشت داشتی و بهش آب اضافه کردی
حتماً از آشپز باهوشتری
آشپز خیلی خوب یادم داده
فکر میکنم باید... یه وام دیگه بگیریم
مامان، نه
الان نوبت منه که مراقبمون باشم
میرم برات اون دمپایی طلایی رو میخرم
دیرم شده. دیگه باید برم
مراقب باش. هوم؟ عزیزم
نگران نباش. کسی نمیتونه سر به سر من بذاره
از این طرف
،میدونی، کوله
،وقتی ازم مخفی میشی
باعث میشه فکر کنم یه چیزی داری که ازم مخفی کنی
.نه قربان. اینطور نیست ...فقط
گفتید واسه پرداخت ،تا آخرِ ماه وقت داریم
پول هم آهسته میرسه، ولی جور میشه
،مامانم هم داروی بیشتری نیاز داشت و مخارج، خیلی زیادن
،ولی اگه الان... باید پرداخت کنیم
خواهش میکنم آقا، این تمام داراییمه
و این. موردعلاقهتون
.پولت رو بذار کنار مگه من حرفم حرف نیست؟
.گفتم تا آخرِ ماه تا اون موقع وقت داری
پس چرا میخواستی من رو ببینی، قربان؟
اون رو برام بیار
چرا؟ واسه چی؟
کوله. تو پسر باهوشی هستی
من... نمیتونم. حاضر... نیستم
داری به من جواب نه میدی؟ عقلت سرِ جاشه؟
پس نمیخوای لطفی که بهت کردم رو جبران کنی. هوم؟
تولا آدم خوبیه
کی؟
اون یه جزیرهنشین پولدار و مرفهه
اونجوری نیست
...حقش این نیست که - چی؟ -
تا بفهمه زندگی واقعاً چه شکلیه؟
این کار به نفعش میشه
به مادرِ بیمارت فکر کن
حاضری این دوست رو به اون ترجیح بدی؟
قربان... منظورت چیه؟
،با یک تماس
میتونه تمام رسیدگی پزشکی موردنیازش رو به دست بیاره
با پرداخت هزینههاش
.یا میتونی بذاری به عذاب کشیدن ادامه بده به خودت مربوطه
منصفانه نیست
زندگی... منصفانه نیست
تولا، مطمئنی رئیس گفته میتونی به سرزمین اصلی بری؟
البته. نرفتن رو هم منع نکرد
آره؟
اونوقت گفت کوله هم میتونه بیاد؟
No comments yet. Be the first to leave one.