The first 200 lines.
"من بدون آگاهي از مقصد رو به جلو حرکت کردم"
اما مردم به من ملحق شدن و" "کاروان به راه خود ادامه داد
خاندان ما
بابا, بابا, بابا به به-
ببينيد من چهار تا جام و به مدال براي ورزش گرفتم
و من دو جام و دو مدال برنده شدم
آفرين دخترها, آفرين شماها حتما من رو سربلند خواهيد کرد
من شما دو تا رو براي المپيک ميفرستم
مديرشون خيلي ازشون تعريف ميکرد
ميگفت که توي تاريخ مدرسهشون
اولين باره که دو تا دختر از يک خانواده اين همه جايزه بردن
مادر جون, ببينيد تارلا و سارلاي من چند جايزه برنده شدن
دخترم, بريد دست و صورتتون رو بشوريد بياييد غذا بخوريم بله بابا-
بريد دستتون رو بشوريد بياييد غذا بخوريم
چاندارپراکاش
بله مادر؟
خيلي خوشحالي
خوبه
اما اين رو فراموش نکن
که اگر پسرهات اين جايزهها رو برده بودن
امروز سرت از افتخار حسابي بالا ميرفت
پسرا اسم خاندان رو به دوش ميکشن
اما زن تو يکي بعد از ديگري سه تا دختر به دنيا آورده
...يکي که فوت کرد
اما دو تاش هنوز زندهن
من نگرانم که اگه اينبار هم دختر بشه
چه اتفاقي بياُفته
فقط يه پسر ميتونه ادامه دهنده نسل تاکور باشه
گوش کن پسرم چاندار من تصميمم رو گرفتم
اگه اين بار پسردار نشي بايد دوباره ازدواج کني
"چاندراپراکاش, اين رو فراموش نکن"
"اگه پسرهات برنده اين جايزهها ميشدن"
"ميتونستي با غرور سرت رو بالا بگيري"
اما زن تو يکي بعد از ديگري" "سه تا دختر به دنيا آورده
فقط يه پسر ميتونه" "ادامه دهنده نسل تاکور باشه
"فقط پسر, فقط پسر, فقط پسر"
واقعا ميخواييد دوباره ازدواج کنيد؟
مجبورم
...اما اما چي؟-
بزرگترين پادشاهها و آدمهاي بزرگ هم اين کار رو کردن
حتي پدربزرگم هم براي پسردار شدن دوباره ازدواج کرد
پس يادتون نيست بعد از اون
چه بلايي سر مادربزرگتون و دخترهاش اومد؟
فقط يک کم فکر کنيد من 15 سال به شما خدمت کردم
توي غمها و شاديهاي شما شريک بودم
تمام وجودم رو تقديم شما کردم
اما نتونستي يه پسر بهم بدي
درختهايي که ميوه نميدن رو ميبرن و نابودشون ميکنن
و درختهاي جديدي جاي اونا ميکارن
اين روش دنياست
من يه پسر ميخوام شاردا
براي ادامه نسلمون يه پسر ميخوام
و اگه اين بار هم نتوني يه پسر بهم بدي
اونوقت من حتما دوباره ازدواج ميکنم
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي.ز - ويرايش: هانا
تو اصلا مراقب سلامتيت نيستي شاردا
از دفعه قبل خيلي ضعيفتر شدي
حتي جواب آزمايش هم نشون ميده که خون بدنت کم شده
الان هشتمين ماه بارداريته شاردا
و الان بايد تمام نگرانيهات رو فراموش کني
چطور فراموش کنم؟
تو که همه چي رو ميدوني اما با اين حال هم ميگي فراموش کنم؟
به خدا ايمان داشته باش اگه اون بخواد اين بار حتما پسر ميشه
و اگه دختر باشه چي؟
چه بلايي سر خانوادهم مياد؟
آينده دخترام چي ميشه؟
اون...اون دبواره ازدواج ميکنه
ميتونم بيام داخل دکتر؟
بفرماييد, بفرماييد آقاي سينگ حالتون چطوره؟
خوبم ممنون شما چطورين؟
خوبم ممنون, بفرماييد بشينيد
ممنون
آقاي سينگ, اگه بدتون نمياد ميخوام يه چيزي بهتون بگم
بله؟
...يک تصور اشتباه هست
که دختر بودن يا پسر بودن بچه
فقط مسئوليت زنه
در حالي که حقيقت پزشکي اينه
که کروموزومهاي مرد تعيينکننده جنسيت بچهست
بعضي اوقات مرد کروموزومهاي واي بيشتري داره که باعث دختر بودن فرزند ميشه
و کروموزومهاي ايکس که براي به دنيا اومدن پسر هست رو کم داره
اما مرد فکر ميکنه که زن مسئول اين مسئلهست
و به خاطر همين اون رو سرزنش ميکنه ...چيزي که ميخوام بگم اينه که
منظورتون اينه که من نميتونم پسر به دنيا بيارم؟
من فقط ميخوام بگم که ...اگه شما آزمايش بدين, شايد
دکتر جولي دسيلوا درسته شما دوست خانوادگي ما هستين
اما اين دليل نميشه هر چي دلتون خواست بگين
و من هم مجبور نيستم تحمل کنم
توي خاندان ما هميشه پسر به دنيا اومده
و هيچ دليلي وجود نداره که توي خونه من پسر نباشه
مزخرفه...شاردا, بيا بريم
ممنون دکتر
اين پروندههاي وادوا و شرکت هستن قربان
چاندر، پسرم بله مامان-
عروس خيلي درد داشت
آوردمش بيمارستان به اين زودي؟-
منظورت چيه پسرم همهش دست خداست
زود بيا بيمارستان باشه، الان حرکت ميکنم-
الان ميام
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
ببين شاردا, چه بچه دوست داشتنيايه
ببين شاردا, يه پسر براي تو
ببين چقدر خوشتيپ ـه
الان اون پسر توئه
نه! من بچه کسي ديگه رو نميبرم
لجبازي نکن شاردا قبولش کن
با شنيدن اسم دختر شوهرت دوباره ازدواج ميکنه
فکر کن, چه بلايي سر تو و دخترهات مياد؟
نه جولي, من نميتونم اين کار رو بکنم اين کلاهبرداريه, گناهه
گناهي که زندگي کسي رو بهتر کنه
از کار خوب هم بهتره شاردا
...با ديدن اين پسر, شوهر و
مادر شوهرت بهت افتخار ميکنن
چرا که کسي خواهد بود تا اسم خاندانشون رو به دوش بکشه
اما دختر من؟
مسئوليت دخترت با منه
اين بچه جز من کسي رو نداره شاردا
مادرش موقع زايمان از دنيا رفت
و پدرش توي تصادف فوت کرده
فکر کن هديه خدا به توست
جولي, گوش کن
آقاي سينگ, تبريک ميگم بچه پسره
واقعا؟...ممنون دکتر ممنون
مادر, مطمئن بودم که اين بار پسر ميشه مطئن بودم
خدايا, هزاران بار شکرت
دکتر, ميتونيم بچه رو ببينيم؟ چند دقيقه ي ديگه-
سلام دکتر جولي سلام جان-
عزيزم نانسي, ببين کي اومده اوه-
بفرماييد
دکتر جولي, حالتون چطوره؟ من خوبم, تو چطوري؟-
کاملا خوبم
دکتر, اين بچه کيه؟
براي شما آوردم
واقعا؟ بشين جان-
جان, من احترام زيادي براي تو قائلم
اگر هر کسي ديگه به جاي تو بود حتما به خاطر بچه، دوباره ازدواج ميکرد
...دکتر
من همسرم رو دوست دارم
من هرگز نانسي رو مسئول بچهدار نشدن ندونستم
همه چيز در دست پروردگار ماست ولينعمت ما
همه اينطور فکر نميکنن
بله دکتر, شوهر من واقعا آدم بزرگيه
حالا بچه رو بدين به من بفرما-
چه بچه شيرينيه
ممنون دکتر, تو واسطه بچهدار شدن ما شدي
هرگز اين لطفت رو فراموش نميکنيم
از جونمون هم بيشتر ازش مراقبت ميکنيم
اما بذاريد بهتون بگم که اين بچه دختره
خب که چي دکتر؟ مادر ما هم زن بوده
نگران نباش بيا اينجا, سلام عروسک کوچولوي من
سلام
بگو سلام؟
بفرماييد, بفرماييد
بعد از دعا رسيدين دکتر دسيلوا
ببخشيد, کار مهمي پيش اومده بود
بله, فکر کنم مورد اورژانسي داشتين بله-
ايشون دکتر "سن" هستن سلام-
شما فقط بهم مشاوره دادين
ايشون رک و راست بهم گفتن که من پسردار نميشم
ثابت شد که هر دوتاتون اشتباه ميکردين
ميتونم برم شاردا رو ببينم؟ البته, منتظر شماست-
سلام سلام, بيا دخترم جولي-
ببينم, بچه به شير زيادي نياز داره
چرا شير عروسم کمه؟
چطور ميتونه شير کافي داشته باشه مادر؟
شاردا موقع بارداري حسابي نگران بود
خب حالا اگه بچه به شير مکمل نياز داره مگه چي ميشه؟
خون شما که توي رگهاش هست
البته, موضوع اصلي همون خون ـه
بيا پسرم, عزيزدلم
حالت چطوره شاردا؟ جولي, با من بيا-
جولي, بچه من کجاست؟ حالش چطوره؟ بگو ديگه...حرف بزن
شاردا, از اين به بعد اين پسر بچه توئه
اين دروغه, جولي اگه درباره بچهم بهم نگي
همه چي رو ميگم
حالا که خيلي اصرار داري پس گوش کن
دختر تو هشت ماهه به دنيا اومد
خيلي سعي کردم نجاتش بدم
اما بيچاره دو ساعت بيشتر دووم نيوورد
نه, نه اين ممکن نيست اين ممکن نيست
بچه من نميتونه بميره، جولي بگو که حقيقت نداره, بگو که حقيقت نداره
اين يه دروغه
شاردا, به خودت بيا خودت رو جمع و جور کن
دخترت مُرده, اين پسر همه چيزه توئه
به خودت بيا
گريه نکن عزيزم, گريه نکن
بهادر سينگ بله ارباب؟-
سريع ماشين رو آماده کن, زود بايد برم به اداره چشم آقا-
ارباب بيداره؟ بله آقا-
بگير پسرم
حتي ممکنه يه روز خورشيد فراموش کنه که طلوع کنه
اما شما هرگز ليوان شير من رو فراموش نميکني
ويشال ويشال-
واو, خواهرهاي دوستداشتني من چه سورپرايزي
کي از سنگاپور برگشتين؟
براي بستن دستبند راکي تا بمبئي اومدين؟ اهممم- *دستبندي که خواهر و برادرها به دست هم ميبندن*
عاليه...مامان, خواهر بايد اينطور باشه
اين اولين جشن راکي بعد از ازدواجشونه
اهممم عاليه
يالا دهنت رو باز کن کوچيک-
No comments yet. Be the first to leave one.