Release info

Let'sEatSeason2E16
A Commentary by H5Lmyangels
Translated By B2ST Iranian Fans: b2stmyangels.com

Tags

TS
Published on: 2015-06-02
Downloads: 27
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

خیلی تند تر

خیلی جویدنی تر

بهشت خوردنی ها

بیا بخوریم فصل 2 خوشمزه ست

اون دیدم.پیدام می کنن

پیدام می کنن

یه لحظه صبر کنین.شما اینجا چیکار می کنین؟

دارم کوهنوردی می کنم

این وقت شب؟

آهان پیاده روی در شب؟

نمی تونین از اینجا بالاتر برین.پس لطفا برگردین پایین

چرا؟

آیگو،نمی تونم جزییاتو بهتون بگم.لطفا برگردین پایین

داریم آثار مکشوفه رو جمع آوری می کنیم.مراقب امنیت منطقه باشین

بله متوجه شدم،فورا میرم

چه آدم عجیبی بود.چرا اینجوری کرد؟

یه بلیط بهم بدین فرقی نمی کنه مقصدش کجا باشه فقط سریعترین اتوبوس باشه لطفا

...کمی پیش،در تپه های سه جونگ

اشیای باستانیه مربوط به دوره بک جه از درون یک آرامگاه پیدا شد

اشیای باستانی؟

این اشیا توسط یک کوهنورد کشف شدند

...در حال حاضر وضعیت این اشیا در حال

اوه،پس من گیر نیفتادم

ببخشید بلیط نمیخوام

لطفا دو پُرس سونده(سوسیس خونی) سفید برامون بیارین

صبر کن ببینم.چی گفتی؟

اصل خوردن سونده به تندی و قرمزیشه

اما بخاطر سُس اش طعم طبیعیه سوسی خونی از بین میره

سس،بوی بد گوشتی که سونده میده رو از بین میبره

می تونین نصف_نصف سفارش بدین

پس نصفی از هر کدومش بهمون بدین

وای،خوشمزه ست

خیلی با هم خوشمزه میشن

خوبه

حله

هی،از اینم بخور

انگار تا حالا از این نخورده بودم

خیلی بخور

خوبه

میدونی که باید "گوپچانگ"(روده) رو قبل از سونده بخوری درسته؟

معلومه.اگه گوپچانگ زیاد پخته بشه سفت میشه

اگه سونده زیاد پخته بشه سس حسابی به خوردش میره و واقعا خوشمزه ش میکنه

درسته

خیلی نرم شده

انگار شاهکار هُنریه

کمیابه

آره

هی،تو سوپ نمی خوای؟

تو هم میخوای؟ لطفا برامون سوپ سونده بیارین

چطور اینقدر نرم شده؟

لطفا بازم "جولمیون" (نُدلِ جویدنی) برامون بیارین

درسته

وقتی داری سونده سرخ شده میخوری،نُدلِ جویدنی خیلی بهتر از نُدلِ سیب زمینیه

چی شده امروز نظرامون خیلی شبیه همه؟

نه نیست

دوست دخترم اینجوری میخوره

ده یونگ

هان

من باید برم،دوست دخترم اومده

واقعا که

چه خوابه عجیبی بود

نه،خواب گو ده یونگ رو نمیدیدم

فقط خواب سونده میدیدم

درسته،درسته،درسته

آره چند روز پیش هوس کرده بودم

اگه امروز سونده بخورم باید ورزش کنم

بیا با هم غذا بخوریم

آه،12:30؟

اوکی فهمیدم

دوست دخترش بود؟

آیگو،خیلی خوب میخوری

نه منظورم اینه که،حالا که هی دارن اینور اونور اشیای باستانی پیدا می کنن،تا یه مدت دیگه ساخت و ساز نمی کنن

اگه ساخت و ساز زیاد باشه،قیمت مِلک بالا میره

ولی خیلی باحاله،مثه یه رویای عاشقانه ایتالیاییه

چی مثه رویای عاشقانه ایتالیاییه؟

اوه اوپا،اخبار صبح رو ندیدی؟

تو کوه های اون پشت،اشیای باستانی پیدا کردن

جدا؟اشیای باستانیه ماله دوره بک جه؟

احتمالا چون قبلا نزدیکه پایتخت باستانی بوده

آیگو،اشیای باستانی فقط به درد موزه ها میخورن

چه نفعی برای مردم عادی داره؟

یکی از فامیلامون تو "گونگ جو" یه آپارتمان جدید قولنامه کرده

چون یه مُشت عتیقه پیدا کردن،ساخت و ساز خوابیده

اوه راستی بیمارستان رفته بودی مگه نه؟حاله مادر بزرگ چطوره؟

مثله قبله

بازم خدا رو شکر که بدتر نشده

من میرم دیگه

خداحافظ اوپا

تو هم شنیدی؟ چیو؟

شنیدم که مدیر لی با یه نویسنده قرار میزاره

میگن خیلی خشگله

منظورتون چیه؟قیافه ش خیلیم معمولیه

میگن بخاطر خشگلیش نیس که معروفه،بخاطر پبیشینه خانوادگیشه

میگن باباش عضو کنگره بوده

جدا؟هرچند،دختره باید حداقل تا این حد باشه تا بتونه با مدیر لی قرار بزاره

لی سانگ وو هم خیلی پولداره

اره ،خب.دو نفر با شرایط مناسب خوب به پُست هم خوردن

سلام

نویسنده،میدونین ساعت چنده که تازه اومدین؟

چی؟هنوز وقته جلسه نشده

شما همیشه 10 دقیقه زودتر میومدین

اهااان،بخاطره اینه که دوست دختره مدیر لی شدین؟

اینطور نیست

از این به بعد دیگه مدیر لی تو جلسات شرکت نمی کنن

چون موارد بازاریابی بخش پایانیه پروژه مونه،بقیه شو فقط منو شما انجام میدیم

بله.باهام تماس گرفتن

گفتن بخاطر اکتشاف اشیای باستانی،سرشون شلوغه

پس بخاطر همین 10 دقیقه زودتر نیومدین؟

چون میدونستین که فقط من اینجا هستم؟

نه،اینطور نیست

ببخشید.عذر میخوام که جلسه تونو قطع می کنم

اما باید یه چیزی از خانوم هونگ بپرسم

چیه؟

انگار این فایلا یه مشکلی دارن

امکان نداره

...منظورم اینه که

خودشه درسته؟

آره خودشه

خودشه؟

بنظر میرسه که میخواین راجب چیزی با هم صحبت کنید،پس من چند لحظه میرم دستشویی

بفرما فقط یه بحثِ کاریه

خودشه.همینه

دیدیش چه شکلیه؟

فکر نکنم درست باشه

تو هم شنیدی؟ چیو؟

اون نویسنده ای که لی سانگ وو باهاش قرار میزاره،میگن از خانواده بالایی هم نیست

پس چطوری با مدیر لی قرار میزاره؟

معلومه دیگه،از بدنش استفاده کرده

نه بابا.من دیدمش،بدنشم مالی نیست

خیلی دلم میخواد بدونم چه شکلیه

ببخشیدا

درسته که یه مشت کارمندی که از دولت حقوق می گیرن،اینجوری پشت سر مردم حرف بزنن؟

هی،واقعا که نرمال نیست

احمق جون.وقتی قراره 12:30 همو ببینیم ...نباید سر وقت اینجا باشی؟برای کسایی مثل ما

زمان حیاتیه،خودم میدونم،میدونم

هی الان 12:31 دقیقه ست احمق اوضاع احوالت خوبه؟

خیلی وقت بود ندیده بودمت.من که خوبم توچی؟اینجا چیکار می کنی؟

بخاطر عوض شدنه شرکت دارم دیوونه میشم

فکر کنم شرکت جدید خیلی بهت میسازه،رنگ و روت که خیلی خوبه

صورتت هم کوچیکتر شده،عوضی

ولی چی شده که اینهمه راه از سئول اومدی اینجا؟

برای کار اومدم بعد یاد تو افتادم

بفرمایید

نوش جان

من هرچی که خوب بود سفارش دادم.اشکال نداره؟

من برام فرقی نداره هرچی باشه میخورم

هی،ولی من کساییکه میرن بیرون غذا بخورن،کیمچی سفارش میدنو واقعا درک نمی کنم

چی گفتی؟درکشون نمی کنی؟

هرچند یه سریا هستن که فکر می کنن اگه بیرون کیمچی سفارش بدن پول هدر دادنه اما

برای کسایی که مثل ما تنها زندگی می کنن،نباید کیمچی رو حذف کنن

هرچند تو خانواده های پر جمعیت،کیمچی از وعده های غذاییشون حذف نمیشه

برای کسایی مثل ما که تنها زندگی می کنیم،کیمچی طلاست

این کیمچیه خیلی گرانبها،یه تیکه بزرگش توی یه وعده در ظروف سفالی سِرو میشد

اگه کسی نمی تونست کیمچی رو اینجوری ملایم بپزه،میتونست تیکه ش کنه و باهاش غذاهای مختلفی درست کنه

بعلاوه،اگه کسیکه مهارت کافی نداره بخواد درستش کنه،متاسفانه باعث حروم شدنه این کیمچیه با ارزش میشه

اگه این کیمچی رو تیکه کنی و با یه کاسه برنج بخوری

حس میکنی تو بغل مادرتی و برای یه لحظه یادت میره که تنها زندگی میکنی،احمق جون

هی،تو هنوزم قبل از غذا خوردن یه پُشت حرف می زنی؟

بعد از اینکه همه شو خوردی،هنوزم از ظرفای خالی عکس میگیری؟

آره.پس بهتره قبل از اینکه همه شون خالی شن بخوری.بزن بریم

اوه،داغه

گوشت

اوم،خوشمزه ست

راستی انگشت شَستت چی شده؟

چون میخواستم سر قولی که به مشتریم داده بودم بمونم،اینجوری شده

ای حقه باز

هی اینا رو تیکه کن خیلی تو کارت تلاش می کنی

چون پادشاهه بیمه ام

باید اینجوری بِبُریش

کیمچی چیه؟ طلا

با آرامش بخور

وای تو دهن آب میشه آره تو دهن آب میشه

بخاطر مُخَمِرشه

اوه،شوخی نمی کنم

خوشمزه ست،همونطور که انتظار داشتم

داره آب میشه،آب شد کلا

آب شد؟ تموم شد

باشکوهه

آه،سیر شدم

هی،راستش اومدم یه چیزی بهت بگم

میدونستم،امکان نداره تو همینطوری بی دلیل اومده باشی دیدنه من.چیه؟

ازم نخوای بهت پول قرض بدم که خودم چون به پیسی خوردم اومدم اینجا

بخاطر همین اومدم احمق جون.هی

شرکتمون داره یه بیمه محصولات جدید تنظیم می کنه

فکر می کنم مزایاش خیلی بهتر از شرکتیه که تو داری براش کار می کنی

نظرت چیه؟نمیخوای دوباره برگردی سئول؟

چی؟

فکر کردن کین که در مورد عشق پاکمون حرف میزنن؟

باید باهاشون تُند تر برخورد میکردم؟

نه فکر کنم چون بالغن و کارمند دولت هستن

تا همین حد هم براشون کافی بود و حالیشون شد

اه،واقعا که

نویسنده،خانوم نویسنده،باور نکردنیه باورم نمیشه

شنیدم یکی از کارمندای بخش توریست رو زدی

چی؟

شنیدم عصبانی شدی و تو دستشویی زدیشون

چی دارین میگین،همچین چیزی نشده

فقط بهشون گفتم پشت سر مردم حرف نزنن

هرچند،کتک زدنه بقیه دیگه خیلی زیاده رویه

انگار شایعه ها دارن هی بزرگتر میشن

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left