The first 200 lines.
هي هي بچه زرنگ
ميدوني که جريان چيه
ميدوني چيه حيف نون ؟
وقتي تو تو اين سوراخ موش گير افتادي من دارم ميرم يه هوايي بخورم
زنم داره برام ناهار آماده ميکنه و زير باد کولر حالشو ميبرم
مطمئنم خوشت مياد نه ؟
مي بينمت حيف نون
خاموشي
هي ميخواي يجوري خرابش کنم که ديگه روشن نشه ؟
خاموشش کن
ميدوني واقعا داره حالم بد ميشه
و خسته شدم از اينکه يه چيزي رو هي برات تکرار کنم جوجه
مث اينکه واجب شده يه سري به اون خانم خوشگله
که اون بيرون گذاشتيش بزنم
چند سالش بود وقتي آفتابه دزدي کردي ؟ هان؟
شونزده
آهان بچه جون
برو گمشو
خاموشي
کوشش ؟
چراغ قوه منو کجا گذاشتي ؟
خوشحال باش که نکردمش تو حلقت جوجه
خب چه حسي داره
عاشق بودن ؟
اون لقمه ها به دهنت بزرگه
آماده اي حيف نون ؟
قرارت چي بود ؟
آره همونيه که من فکر ميکردم
روشنش کن
بجنب تکون بخور حيف نون
هي تو کي هستي ؟
دارم ميام عزيزم
: مترجمين « saeed.mr » و سعيد « AliRezA P. » عليرضا
بجنب ديگه
چشه ؟
رفيقمون تو آتيش عشق "جوليان" مونده
اشتباهه عوضي، مردا عاشق نميشن
به اجدادت نگاه کني اونا هميشه آماده ان
با اراده و توانا
باورم نميشه دارم از
يه کلاهبردار و يه شياد راهنمايي ميگيرم
بيخيال
واو واقعا نميخواد حرف بزنه
اين يکي خوبه "بيخيال حرف بزن "لويد
محاله، شماها فقط ميخواين منو مَچَل کنين
خيلي خب
من راجع به تشريفات دوست يابي تحقيق کردم
سنت عاشق پيشگي
شعر خوندن و شاعرانه بودن
شايد حتي رشد زياد بيضه ها تو پستانداران
اما وقتي ميرسيم به زن ها و ميخوام خودم باشم
ميدوني دست و پامو گم ميکنم
هي اول از همه هيچوقت ديگه اينو نگو هيچوقت
آره منم همينو ميگم
ترفندهاي عشق و عاشقي ميخواي "لويد" ؟
... چيزي که زنا ميخوان
خيلي خب .. به اون .. به حرفاش گوش نکن
ببين زنا نميدونن چي ميخوان
و حتي اگه بدونن چي ميخوان هيچوقت اعتراف نميکنن
که چيزي که ميخوان همون چيزيه که ميخوان
اين اصلا با عقل جور در نمياد
نه من کاملا درک ميکنم "ادامه بده "شي
ميخوام بهت فرمول اختراعي و بي برو برگرد
شي دنيلز" رو ياد بدم"
که چجوري کاري کني که از اين پرنده آبي ها دور سر "جوليان" بچرخه
"خيلي خب باشه ببين "لويد - نه -
تو رو نيمکتي. (نوبت تو نشده) من الان دارم به "شي" گوش ميکنم
بفرما آتش و يخ
تو تاحالا قسمت آتششو انجام دادي
تو يه ساله داري بهش توجه ميکني
حالا وقت ... ؟
يخه درسته
حالا وقتي رفتيم تو اون طويله
و "جوليان" رو ديدي ؟
بيخيال کون و کپلش شو
واي
به حرفاي اون گوش نکن
و بي محلي کن
درسته
باشه
آره
"مرسي "شي
مهمون داري
بِرَد کِلي
يه جورايي خودشو دعوت کرد تو
"خيلي خب ممنون "جولز
چه کفشاي قشنگي
خودم خيلي باهاش حال نميکنم
منم فکر نميکنم رو ميزم باهاشون حال کنم
هي چطوري؟
خوب خوب از ديدنت خوشحالم
آره منم همينطور
جَنِت" چطوره ؟"
بخاطر نفقه منو ميکشونه داداگاه
مرسي که يادم انداختي
از شنيدنش ناراحت شدم
اه به درک
تو چطوري ؟
سرت شلوغ شده. نشانتو پس گرفتي
تيم ضربت خودتو داري
ميدوني يادم مياد راجع به اين فکرت
پنج سال پيش باهام حرف ميزدي
از مجرما براي گرفتن مجرما استفاده کنيم
حالا به خودت نگاه کن. خب چي باعث شد بياي اينجا "برد" ؟
الان يه جايزه بگيرم. گواهي جايزه بگيريمم گرفتم
آره ميدونم ميدونم
ما همهيش دستشون مينداختيم
خوشم مياد، پولش خوبه
و با لباس شخصي خودم کار ميکنم
خب به خاطر اين اينجايي ؟
آره آره ميفهمم
چند تا عوضي رو استخدام کردي که خودشون از "فايو پوينت" فرار کردن
درسته نه ؟
زندان يه جايزه ده هزار دلاري گذاشته
فکر کردم ميدوني ممکنه بتونيم
يه حالي به هم ديگه بديم
يه کمي با هم تبادل اطلاعات کنيم يه سرنخايي پيدا کنيم
من هنوزم تو دادگاه و پليس کلي آشنا دارم
"کلي اطلاعات ميتونم جمع کنم "ري
برد مردافکن
خشمناک و خطرناک
چيزي تغيير نکرده رفيق قديمي
چي ميگي ؟
من يه تيم دارم که بايد به فکرشون باشم
ميدوني اونا براي هر فراري که ميگيرن يک ماه از زندانشون کم ميشه
خيلي خب
خب يه کم ساده ترش ميکنيم
ميدوني تو ميگي من از
طرف جايي که جايزه ميگيرم مامور شدم
و منم ميگم آدماي تو هم بايد تو جريان باشن
و مجرماي توهم يه ماه آزاديشون رو ميگيرن
ديگه از اين بهتر نميشه
برد" هر کاري که من ميکنم به همه کارا مقدمه"
خيلي خب فکر کنم جوابمو گرفتم نه ؟
ميخواي از پنجره خودمو بندازم پايين خب من ... ؟
اوه بيخيال اينجوريام نيست ميدوني که
بجنب چي ميگي هان ؟
به خاطر قديما
خيلي خب بذار ببينم چيکار ميتونم بکنم
"صبح بخير "لويد
خب
مي بينمت
مرسي "ري" منونم - باش -
نميخواي ما رو به دوستت معرفي کني ؟
"نه ادامه بده "جولز
شش سال پيش "رادني کين" با "لورين هميلتون" دوست ميشه
دختره 16 سالش بوده و اون 18 سالش
"ظاهرا پدرخونده "لورين
تصميم ميگيره که به اين رابطه خاتمه بده
حتي تهديد کرده بوده که "رادني" رو به جرم
تجاوز قانوني دستگير ميکنه
پدرخونده با يه چماق صدمه ميبينه و ميميره
خيلي خب "رادني" پنج سال ميفته زندان
امروز صبح به يه نگهبان شو ک ميده و ميزنتش
و يه نگهبان ديگه رو هم ميفرسته تو کما
يارو 12 کيلو وزنش بوده يارو چه فرزه
کارت اعتباري نگهبانه رديابي ميشه
به علاوه بولتن پليس که تو کاماروي دزديده شده بود
از همه مهمتر بر اساس گفته هاي همکارا
نگهبانه يه "اسميت و ويسون" کاليبر 45 تو "کامارو" نگه ميداشته
رادني" مسلح و خطرناکه"
درست مقابل مسلح و وراج
هان؟ کسي حرفي داره ؟
وراجي تموم شد
اون بهترين بود
اوه خداي من ببين ... همم
خيلي خب ماموراي رسمي دانشگاه در کالج "برنل" دارن سعي ميکنن
دوست دختر قبليشو پيدا کنن
بنابراين اولين قدممون خونه مامانشه
پس آماده شين
اوه خداي من
رادني" به اندازه کافي خوب به نظر مياد"
اما هميشه يه درگيري ـي پيدا ميکنه
هرجا که پاش ميرسه
اونو شوهر آخريم از هم متنفر بودن
هيچوقت فکر نميکردم که اين موضوع
... بدون کشته شدن يکيشون تموم شه اما
چرا تا حالا چيزي نشنيدي ؟
خب پليس دانشگاه نتونسته جاشو مشخص کنه
اما يکي از بچه هاي تيم من داره سعي ميکنه پيداش کنه
منم يه دختر دارم که هميشه نميتونم ببينمش
ميتونم تصور کنم که چه حسي داري
اون همه دنياي منه
... اگه بلايي سرش بياد
تاحالا ... " رادني" سعي کرده از تو زندان باهاتون تماس بگيره ؟
نه من از وقتي که از دادگاه با دستبند اومده بيرون نديدمش و باهاش حرف نزدم
و دلم هم ميخواد که همينجوري بمونه
خيلي خب خانم ما ميخوايم
يه ماشين گشت بيرون خونه بذاريم براي وقتي که "رادني" تصميم بگيره برگرده
و تلفنتون رو هم براي تماس هاي اون شنود ميکنيم
باشه فقط خواهش ميکنم دخترمو پيدا کنين
ري
اينو ببين
پليس دانشگاه گفته يه شاهد "لورين" رو ديده
که سوار يه "کامارو" طوسي شده
خودش سوار شده يا کشيدنش تو ؟
اونا نديدن که چجوري سوار شده
شاهد يه خيابون ديگه بوده
اين زنه يا يه خودشيفته محضه يا يه دروغگو
حالا "کنديس" داره ادعا ميکنه که دخترش همه دنياشه
No comments yet. Be the first to leave one.