The first 154 lines.
. میکا❤ زنده بود
ما هم تو شینجوکو ، کنار کمپانی شیاطین ماه میجنگیدیم
.و من اونجا میکا ❤ رو دیدم ، زنده بود ولی به یک خونآشام تبدیل شده بود
نتونستم برگردونمش ...
.ولی زنده بود
.الان همین برام کافیه
...❤ميكا
!نجاتت میدم
ترجمه از محمدرضا خدامی
فرار کنید !
اونا خونآشم هان !
بزار برم
نترس ، نمیکشمت
ولی حداقل بزار مزت رو امتحان کنم
ن نههه
وایسااااا
نمیزارم جلو چشم من اینکارو کنید
دهنت ، انسان عوضی
برو گیکوین !
دهنت
وقتشه ما آدم ها رو جدی بگیرید
خانوادت رو هم نجات میدیم !
به جا تظاهر به باحال بودن حواستو جمع جنگ کن ، پدسگ
فک نکن خیلی بارته مردک
خب ، همونطور ک میدونید ، یکی بهم بدهکارید
میتسوبا ، شینوا ، مرسی
مرسی و زهر مار ، یو احمق
خودسر کاری نکن
ولمون کن میتسوبا
اونا داشتند به اون خانواده حمله میکردند
چی میشد اگه به موقع نمیرسیدم ؟
مطمعنا ما نجاتشون میدادیم
!يو-كن، كيميزوكي-كن
حالتون خوبه ؟
اوهوم ، حالمون خوبه
دارم حرف میزنم پدّسگ
میبینم مثل همیشه زیاد سخت نمیگیرید
گورِن !
من ... من عذرمیخوام سرهنگ گورِن
بخوام راستشو بگم ...
کار خوبی کردید که اون خانواده رو نجات دادید
کار خوب ؟
بزا اینجوری بگم
(: درواقع وظیفه تو رو انجام دادم
خب ، پس باید از این که کارم اینقدر سریع تموم شد خوشحال باشم
خوشحالم هستم ، در واقع ، برای دانش آموزای فوقالعاده خودم یه ماموریت دیگه دارم
از پسش بر میاید ؟
اوهوم ، بسپارش به ما
خون آشامی به اسم شاهار
خب اینجوری بگم که :
اطلاعات ماموریت رو خوندم
و انگار قراره یه روز دیگه بریم به جنگ خون آشام های شینجوکو
سرهنگ گورِن دیگه جدی مارو خسته کرده ، نه ؟
بهرحال
سریع ماموریت رو توضیح بده
باشهههه
خب ، در واقع ماموریت خیلی ساده ایه
باید خونآشام هایی که مخفی شدند رو بکشونیم بیرون (بکشیم)
و یه دختری رو که اونا گروگان گرفت ازاد کنیم به اسم ریکو
یه بچه رو دزدیدن ؟
چیز عجیبی نی
بچه یا هرچی
انسان انسانه ، گروگان گرفتن انسان ها کار هر روزشونه
ولی ، اینجا یه چیزی هست که برام جالبه
مادر ریکو اینو گفته
اول یه دسته خونآشام بهشون حمله میکنه
ولی بعدش ، به طور عجیبی ، یه خونآشام دیگه ظاهر میشه
کل خونآشام ها رو لت وپار میکنه و ریکو رو برای خودش ور میداره
به هم جنس خودش حمله کرد ؟
یکم عجیبه
احتمال میدم دلیلی پشتش باشه
چه اهمیتی داره دلیلش ؟
جدا کردن یه عضو خانواده قابل بخشش نیست
یو ...
...لانا
دختر خوبی بودی ؟
چند بار باید بهت بگم ؟
اسمم ریکو عه
نه لانا
چی میگی لانا ؟
اهان ...
یه گل سر میخوای که با لباس هات ست کنی ، مگه نه ؟
یکم صبر کن ، الان یکی میارم
نوموخوام اصن ، فقط بزار برم
چی میگی لانا ؟
اینجا جاییه که ما زندگی میکنیم
لانا؟
چی شده ؟
نزدیک نشو
همونطور که گفتم ، عالی شدی
لانا ، خواهر کوچولویِ دوست داشتنیِ من
خب ، پس اون عروسک جدیدته ؟
فيريد باثوري؟ كرولي يوسفورد؟
به اشراف احترام نمیزاری ؟
پس انگار جناب شاهار حال نمیکنن زیاد زنده بمونن
اینجا چیکار میکنی ؟
خودمم نمیخواستم بیام اینجا
فیرید اصرار کرد که بیام
چون شایعات جالبی میشنیدم
به این شکل که یکی تو این منطقه انسان میدزده
یعنی اینقدر خوشمزس که حاضری بخاطرش خودتو به کشتن بدی ؟
ح-حق نداری لانا ر لمس کنی
نه !
بزار یکم بچشم
نههههه
عع ، پسش گرفتی
نکنه چیزی از گذشتت رو به یاد اووردی ؟شاید ...
نه
نه ...
من ...
من قسم میخورم فیرید ، ت همیشه قلدری میکنی
اگ اشتباه نکنم ، تو نبودی که اون رو خونآشام کردی ؟
نمیدونم ، نمیتونم چیزایی که از خیلی وقت پیشن رو به یاد بیارم
خب ، پس بنظرم مهم نی
واسه همین این همه راه اومدیم ؟
نه ، معلومه که نه
چیز مهمی که ما بخاطرش اومدیم کلا یه چیز دیگس
چیز مهم ؟
بهت نمیگم :)
برگردیم سر کار خودمون
ولی بزار بت هشدار بدم
با بقیه جور نشی درد زیادی خواهی کشید
اوقات خوشی با عروسک جدیدت داشته باشی ...
اون چی گفت ؟
راس میگه ؟
قبلا آدم بودی ؟
ببخشید ...
خیلی ببخشید لانا
پ اینجا مخفیگاه اوناس ؟
اینطور بنظر میاد
ولی تا نریم داخل نمیشه مطمعن بود
برا نجات ریکو باید اول خونآشام ها رو بکشیم
پس ظهر میایم ...
...لانا
نمیزارم دست اون آشغالا بهت برسه
به هیچ کس اجازه نمیدم ...
منو ببخش
... من
... خون تو رو
...لانا
چیزی که اون خونآشام گفت راست بود ، نبود ؟
...لانا... لانا
ما همیشه با هم خواهیم موند
: با توجه به گزارشات
اینجا فقط باید یک خونآشام باشه ، ولی نمیتونیم مطمعن باشیم
امکانش هست که خیلی بیشتر باشن ، پس حواستونو جمع کنید
خب ، بریم تو کارش
ANIMELIST.BLUE
... جای بزرگیه
من پیشنهاد میدم پخش شیم و دنبالش بگردیم
ولی خب نمیدونیم چنتا خونآشام اینجان
زمان بیشتری میگیره ، ولی بیاید با هم بگردیم
شما کی هستید ؟
... هی ، اون دختر
No comments yet. Be the first to leave one.