The first 200 lines.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
از اون زماني که يادم مياد
هميشه همينجا بودم
توي اعماق وجودم دفن شده بودم
توي سايه ها کمين کرده بودم
آماده براي اعتصاب
فکر کرده بودند اگر منو زندوني کنند از بين ميره
ولي خشم سوزان درون من غير قابل کنترله
که تبديل به وحشتناک ترين کابوس آنها خواهد شد
وقتي بچه بودم به خودم قولي دادم
که مثل فقرا .. هيچوقت قسمت خودمو قبول نکنم
پشتي قوز شده
شکمي خالي
من
من يک نقشه داشتم
نقشه اي که همه چيزو عوض مي کرد
اون بچه پائوليه
برو پائولي
مادرش يک شب سرد زمستوني رهاش کرد
ما فرداش پيداش کرديم
همه يخ زده .. ولي غرغر مي کردند
پائولي از اونها نبود که غرغر کنه
براي همين ازش استفاده کرديم
اينم زني که منتظرش بوديم
سارا برنهارت بزرگ
درباره اش مي گفتند که اون حيوانات وحشي و عشاق را دور خودش جمع ميکنه
شايعه ها مي گفتند که داخل يک تابوت خوابيده بوده
و هميشه جواهرات خودشو ميپوشه
اين همون چيزي بود که پائولي بايد بررسي مي کرد
اون اينجاست سارا ! خواهش ميکنم
براي روزنامه ها حرفي نداريد ؟ از تور لذت برديد ؟
بايد مجسمه آمريکا را بديم ؟
سارا برنهارت از مجسمه خوشتون مياد ؟
... اي لعنتي
شما به افراط و مستقل بودن شهرت داريد
براي همينه که دنيا دوستتون داره ؟
همه به رویاپردازی نیاز دارند
پس شما براي مردم رويا مي سازيد ؟
گيرت آوردم
کارت خوب بود پائولي
بذاريد رد شم آخرين سوال ؟
پسري که چشمشو گرفته عجيبه
برادر بزرگتر عزيز من
اون احمق از تمام ما شجاعتر بود
و حاضر بود براي اثبات شجاعتش هر کاري بکنه
عقب بایستيد
چي ميخواي ؟
گردنبندمو ؟
بالاخره يک دفعه هم حق با روزنامه ها بود
اگر جاي تو بودم اين کارو نمي کردم
سارا برنهارت کلاس داشت
اون بچه رو بگيريد
چيه ؟
بايد به قسمت خودم قانع مي بودم ؟
و توي خيابونها نامرئي مي شدم ؟
ضرب المثلشو شنيديد ؟
بهتره ايستاده بميري تا اينکه روي زانوهات زندگي کني
فصل اول: کودکان گمشده
منم
حواست هست ؟
ما بايد ثروتمند بشيم
خودت ميدوني که حق با منه
چرت و پرت نگو
ازش مي ترسي .. مگه نه ؟
من از هیچکس نمیترسم
حتي از تو
نميدونم نقشه ات چيه اما همينجا منتظر من باش
منتظرم ميموني ؟
اين بار قديمي متعلق به بيوه راکين بود
بيوه خيلي وقت بود که مرده بود و ديگه هيچکس اونو يادش نميومد
اينجا پاتوق باندهاي خلافکار بود
مردي که درباره اش لاف مي زدند که تا حالا اصلا آب نخورده
از 18 سالگي يک قطره ام نخوردم
اسمش سوکه
اين يارو "مس" که خم شده و پيش اون خانومه چشم کوره است
خوش شانس توي عشق بدشانس توي کارت بازي
ابله به آپاچي ها بدهکار شده بود
کبود بزرگ هم خرسه
يک محلي دوست داشتني ... از اونها که ميگه
من پسر خوبيم .. اما اين مانع من نميشه که آدم نکشم
و اينم ناجاست
شايعات ميگند که سالهاي زيادي را در باغ وحش انساني پاريس بوده
سرگرمي بورژوازي ها
همين نيمه ديوونه اش کرده
اين آدمهاي خوب براي عيسي کار مي کردند
صبر کنيد . عيسي
رهبر گرگ های مونمارتر
تو برو .. خودم به اين مسئله رسيدگي ميکنم
شايعات مي گفتند زمان بچگي توي کارخانه نساجي خيلي سختي کشيده
ولي بعد آتيشش زده و ناپديد شده
اين بهش يک حس سبکي داده
به همراه نفرت از سيستم
بيا اينجا
بيا
اميدوارم شوخي کرده باشي مس هاي شهر دنبال اين هستند
هيچکس ريسک نمي کنه که بخرش
پولتونو بگيريد و بزنيد به چاک
خيلي خوش شانسيد که تحويلتون نميدم
تريکي مي خواست با گذروندن اوقات خوش با برتاي بزرگ خودشو درمان کنه
ما هم مخالفتي نکرديم
سالهاي زيادي بود که آرزوش همين بود
اين ماريوسه
سلام پيرمرد
توي کليسا ندويد
شام آماده است الان ميام
اين کشيش پير الکلي از ما مراقبت مي کرد
من هيچوقت نفهميدم والدينم کي هستند
وبا مادرمو کشته بود و پدرم مدتها بود که رفته بود
تريکي براي من از ماجراجويي هاش توي آمريکا تعريف مي کرد
مي گفت برامون طلا مياره و ديگه مجبور نيستيم کار کنيم
آمریکا متعلق به شماست
به اندازه کافي دستم مونده
میدونستم نقشه داری
وانمود می کنی که باور می کنی، درسته؟
داری وانمود میکنی
من تمام اون قصه ها درباره گاوچرون ها و جويندگان طلا را از خودم ساختم
بابا توي آمريکا نيست
بابا بازنده ايه که مشروب ميخوره تا توي عرق خجالتش غرق بشه
اون انقدر مسته که فراموشمون کرده
میدونی چیه؟
حق با تويه
ما بايد اون بليط هاي آمريکا را بگيريم
فردا اول وقت ميريم اونوقت زندگي جديدي را شروع مي کنيم
حتي مي تونيم اسممون را عوض کنيم
من اسم خودمو ميذارم جسي
... و تو
بيلي . مثل بيلي کيد
بچه ها ! شما يک کبوتر مرده از پنجره پرت کرديد ؟
نه . چرا ؟
افتاد توي خورشت همسايه
قيافه شو نديديد بريد توي رختخواب
کار ما بود
اون مال منه
خداحافظ پیرمرد
عجله کن وگرنه از دستش میدیم
هي
خوب، خوب، خوب، بچه ها
داشتيد کجا مي رفتيد ؟
با ما بيان
عيسي يک کلمه ميخواد
تو برو
سوک .. بگيرشون
همينجا بمونيد بچه ها
يکم بمون .. عجله ات براي چيه ؟
اينو بنوش
دویاره بگو اسمت چی بود؟
تريکي حيله گر
تو تريکي را ميشناسي ؟
اون يک مخترعه
واقعا؟ - یک مخترع واقعی
قراره پولدار بشه
درست نيست ؟
دوباره درباره سوسيست صحبت کن
اختراع سوسيس ؟ يکي بهش بده
جالب به نظر ميرسه .. بگیرش
ساده است یک تکه نون برمیداری
سوسيس را ميذاري وسطش بعد مي بنديش
درسته
اين فکر بايد به مغز يکي مي رسيد
اسمشو چي گذاشتيد ؟
هات داگ ... اسمش آمريکاييه
هات داگ ؟
تا حالا همچين چيزي نشنيده بودي مگه نه ؟
حالا چرا هات داگ ؟
نميدونم .. آمريکائي ها بهش ميگن هات داگ
تو اختراعش کردي ؟ آره
اما قبلا توي آمريکا بود
عجب ابلهي
يک احمق اوسکول
میدونی چی فکر میکنم؟
گاهی فکر می کنم،،،
تو منو احمق فرض ميکني
اميدوارم اين کارو نکني
نه
مطمئني ؟ قسم ميخورم عيسي
باشه
ميدونم که تو يک جنتلمني
تو جنتلمني .. مگه نه ؟
تو جنتلمني .. نيستي ؟
فکر کنم
فکر ميکني ؟ يعني مطمئن نيستي ؟ چرا
زياد مطمئن به نظر نمياي
واقعا متاسفم عيسي
بيان راي بگيريم
چيو راي بگيريم ؟
نمیتونی جلویشون رو بگیری؟ ازش دوري کن
يالا
انقدر ناراحت نباش
تو ميتوني ثابت کني که قابل اعتمادي
مثل اين
تو ! همينجا بمون
يالا
يک
دو
سه
براي تسويه بدهي خودش با آپاچي ها
چشم کوره مطمئن شد که من ناپديد شدم
خبرهارو شنيدي ؟
من به قتل تريکي متهم شدم
تو مقصر قتل برادر خودت هستي
No comments yet. Be the first to leave one.