The first 160 lines.
بازی کلاس سه زودی شروع میشا
همه لطفا سر جای خودشون بشینن
دوست داشتنیه خانم آیرینا!
خیلی باحاله
آدمای زیادی هستن
لیدیا سیس بزرگ
بالاخره وقتشه
من فقط یک نقش کوچیک دارم،
ولی هنوزم مضطربم
ص_صبر کن
تو منو بیشتر مضطرب می کنی
خانم ایرنا، لطفا آروم باش
لازم نیست به خودت سخت بگیری
یا انتظارات بقیه رو برآورده کنی
هر دوتاتون فقط همین که توش شرکت کنید خودش کلیه و زیباش میکنه
پس لطفا راحت باش
ی-ای-راست میگی!
همونطور که گفتی،
من-من-الان احساس خیلی بهتری دارم.
م-م-ممنونم...
ممکنه محکوم به فنا باشیم
بزرگترین لرد شیطان به عنوان یک هیچ کس معمولی دوباره متولد می شود
اگه صدای منو می شنوین، پس بلندشین و بجنگید
اجازه ندارین تسلیم بشین
مقابل من پشماتون بریزه ای نفله ها
قدرت من آینده رو رقم میزنه
از من پیروی کن، پروردگار شیطان تو
این خیلی شرم آورتر از چیزیه که من انتظار داشتم.
من دارم تو نقش کارکتر فرو میرم
جالبه
آقا ارد خیلی باحاله!
اون مثل یه شیطان واقعیه
بازم، منو محتاط میکنه
این نبرد در برابر آویا دسا ورس.
این یه نبرد واقعاً ویژه بود.
ما با استراتژی همیشگی پیش می ریم
اول من و لیدیا به دشمن حمله میکنیم و اطلاعات جمع آوری می کنیم.
هر کس مخالفتی داره، دستش و بلند کنه
من نمی تونم بهت اعتماد کنم که پشت خواهر بزرگ و نگاه کنی
پس من می رم و -
خفه شو. تو ساکت باش
ب-اما...
گفتم ساکت باش
صدام و نشنیدی؟
اما منم...
منم همینطور...
گوش کنید کرم ها!
تا فردا بعدازظهر صبر میکنم
پس هر چی دوست دارین با هم دیگه زر بزنید
می تونید غذایی ک دوست دارین کوفت کنین
و حتی به یاد عشقتون گریه کنین
چون بعد از فردا دیگه هیچوقت این کار هارو انجام نمی تونین بدین
هی، وار، یه لحظه وقت داری؟
چی شده؟
فکر میکنی من بیکارم؟
من هم میتونم بجنگم
نا امیدت نمی کنم
و من برای کمک به محافظت از همه قوی تر شدم.
اینو ما تشخیص میدیم
هم من و هم لیدیا اینو میدونیم.
پس چرا اون فقط-
بخاطره اینه که ما نمی خوایم ا دستت بدیم
مخصوصا لیدیا اون می خواد تو جانشینش باشی
ممکنه مثل لیدیا اسگل و خنگ باشی
ولی کمتر کسی پیدا میشه که مثل شماها به فکر کمک به بقیه باشن
ا-اما من می خوام به لیدیا سیس بزرگ کمک کنم!
خیلی خوب.
هرجور دلت می خواد رفتار کن
مسئولیتش با من
هعی
ممنونم
کم نمیزارم
ولی هنوزم باید خودتو بزاری تو الویت
اگه قراره بمیری...
منم یه کوچلو ناراحت میشم
به نظر میره چندتا از بچه های مارو به فنا دادی
ولی امروز دیگه تمومه
من تورو با با ارزش ترین سلاحم دفن میکنم
شمشیر مقدس مرگ-آرگیس!
من اینجام نفله ها، کرم ها!
من بهتون ناامیدی رو نشون میدم
هاااا؟!
هی صبر کن!
من انجامش دادم!
من انجامش دادم!
تله من مادرشو به عزاش نشوند
الان این کارو کردی، سیلفی مارهیون!
با این همه هیجانی ک من دارم چیکار میکنی؟!
بی رئیس!
چه جراتی داری!
هی، سیلفی،
این تله ها کار توعه، درسته؟
درسته
یعنی این بار بزرگترین افتخار رو گرفتم
آره، درسته
پس؟ یادت هست تله ها رو کجا گذاشتی، درسته؟
ها؟
من اونا رو هر گوشه و کنار میدان جنگ زمین گذاشتم.
الان یادم نمیاد همشونو ک کجا گذاشتم
که اینطور، که اینطور
خب، سیلفی، چجوری قراره از اینجا بریم بیرون؟
خب اوم...
دل و روده؟
ای احمق!
ا-این منصفانه نیست.
هم افتخار بدست آوردم هم این؟
تازه تو گفتی مسئولیت و به عهده میگیری، نه؟
تو به من دروغ گفتی!
می بینم که اصلاً هیچی یاد نگرفتی
باید بری کل مجموعه هری پاتر و ارباب حلقه ها ببینی تا بیشتر یاد بگیری
خب دیگه ولش کن
ممکنه خیلی اتفاق افتاده باشه
اما به لطف سیلفی، حتی یه نفر هم نمرده
این خودش یه معجزه اس، نه؟
با چیزایی ک پشت سر گذاشتیم...
راستشو بخوای، خواهر کوچک من همیشه، همیشه کارای جالبی میکنه
بیگ سیس لیدیا میدونه چجوری جواب و جایزه بده
سیلفی!
حالا همین کافیه، اینطور نیست؟
سیلفی، تو خیلی باورنکردنی ای.
اما تو یکم زیاده روی می کنی.
نیازی نیست همه چیز رو خودتون به دوش بکشید.
به متحدانتون اعتماد کنید و به جلو حرکت کنید.
متاسفم که تو جلسه رو سرتون داد زدم.
تو اون زمان هیچ کلمه خوبی به ذهنم نمی رسید.
خوب این یه موفقیت بزرگ بود.
آره
آره.
سیلفی خطوطش رو فراموش کرد،
اما تو تونستی اونو با تبلیغاتت ذخیره کنی، آردی.
جیز، تموم چیزایی که شما دو نفر می گفتید تو فیلمنامه نبود،
پس من واقعا عرق کرده بودم!
خداروشکر درست شد
من برای همه دردسرهای زیادی ایجاد کردم، اما اونا خیلی مهربونن.
بالاخره فردا آخرین روز جشنواره مدرسه اس.
فقط بازی نهایی مسابقات نبرد باقی مونده
و رویداد پایانی، جشنواره روح ها؟
من حدس می زنم که در نهایت هیچ مشکلی وجود نداشت؟
من تعجب می کنم که این تهدید برای چی بود.
متعجب؟
خانم سیلفی کجا رفت؟
سیس بزرگ!
آه...
دلم برات تنگ شده سیس بزرگ
خانم سیلفی دیر کرده.
تعجب می کنم که چه اتفاقی افتاده.
آره.
خانم ایرینا گفت که بعد بازی عجیب رفتار می کنه.
آیا این می تونه به معنای...
هوم؟
... افتاده؟!
ها؟ ه-منظورت چیه؟
مطمئنم بعد اینکه تو جریان بازی ما دیروز بهش کمک کردی،این موضوع بهش ضربه زد!
به هیچ وجه، این نمی تونه باشه
من ازش مطمئنم.
مطمئنم تو آینده نزدیک شاهد اعتراف خواهی بود!
بیا،بهم استراحت بده.
اوه، از شیطان بگو.
هی آرد...
من مطمئناً تو این مسابقه پیروز میشم.
No comments yet. Be the first to leave one.