The first 200 lines.
"مسافران عشق" ترجمه ای از وبسایت بالیوود وان
چطوری ، هاری؟
چطوری دینو
عالی؟- عالی-
چطوری ، هاری؟
خوبه ، خوبه
خب ، چه خبر؟
درباره هزینه تدریس پسرته
هنوز پولشو ندادی؟
رک و راست بهش گفتم
مهم نیست اون همسایه ماست
وقتی به پسرت آموزش میده ، باید پولشو بدی
آرام باش ، آرام باش
قبلا شهریه شو دادم
بله ، شهریه رو داده
پس چرا دوباره شهریه میخواین؟
خانم سیما ، اومدم پول شهریه رو برگردونم
من 13 ساله در اون کالج درس میدم
اما هیچکس رو ندیدم مثل اون کوچک فکر کنه
من شنیدم وقتی اینشتین هم سن اون بود ، هم
جاه طلبی خاصی نداشت
درباره هزینه تدریس پسرته
ولی پسر تو به بچه ها (رقص) گاربا رو یاد میده
می بینی؟ همش بخاطر اون جوک های واتساپی ات هست
جک های واتساپی من چه ربطی به این موضوع دارن؟
برادرت لوسش کرده- نه ، کار اون نیست-
پای برادرمو وسط نکش
بهتره به سوسو توضیح بدی
من باهاش صحبت می کنم
بهش زنگ بزن. کجاست؟
هنوز در کالجه
کل کالج رو آورده بخاطر
فستیوال نوراتری برقصن
"پروردگار کریشنا به مادرش یشودا میگه"
"چرا رادا اینقدر زیبا و من اینقدر تیره ام "
"تنهام بزار"
"اینقدر با چشمات و حرفات جادوم نکن"
"! قلبم رو بدزد "
"بیا نزدیک تر ، جای دیگه رو نگاه نکن"
"منو مال خودت کن ، معشوقه من"
"! قلبم رو بدزد "
"هرجور نگاه کنم مثل تو پیدا نمیشه"
"من و تو با هم شگفت انگیز می شیم"
"رنگ ها پرواز می کنند"
"رنگ ها پرواز می کنند"
"وقتی که بهم چشمک می زنی"
"رنگ ها پرواز می کنند"
"وقتی که بهم چشمک می زنی"
"یو یو هانی سینگ" (نام یک موسیقیدان هندی"
"با من قِر بده" "و دستات رو بالا بگیر"
"با من قر بده"
"با من قر بده"
"و جشن گاربا رو تموم کن"
"با من قر بده"
"چه اهمیتی داره که مشعوقت ،تیره اس"
"در عوض قلب بزرگی داره"
"زود باش" " و دیگه تاخیر هم نکن"
"برای شب سفر عشق دعوتت کردم"
"عزیزم ، طوری لباست رو بپوش که" "در هوا به اهتزار در بیاد"
"تا نزدیک تر میشم ، میری عقب"
"عزیزم ، طوری لباست رو بپوش که" "در هوا به اهتزار در بیاد"
"تا نزدیک تر میشم ، میری عقب"
"هرجور نگاه کنم مثل تو پیدا نمیشه"
"من و تو با هم شگفت انگیز می شیم"
"رنگ ها پرواز می کنند"
"جوونم"
"رنگ ها پرواز می کنند"
"وقتی که بهم چشمک می زنی"
"رنگ ها پرواز می کنند"
"وقتی که بهم چشمک می زنی"
"پروردگار کریشنا به مادرش یشودا میگه"
"چرا رادا اینقدر زیبا و من اینقدر تیره ام "
"رنگ ها پرواز می کنند"
"وقتی که بهم چشمک می زنی"
"رنگ ها پرواز می کنند"
"وقتی که بهم چشمک می زنی"
! ارگ و درام رو بترکون
!خیلی حال داد !خیلی حال داد
چرا مثل آدم نمی رونی؟
صحیح و سالم رسوندمت
خداحافظ
فعلا داداش- نگاه کن نگاتیو ، عموئه-
بیا سریع در بریم
زود باش- مواظب خودت باش-
چرا راکت و نگاتیو تا منو دیدن در رفتن؟
نمیدونم بابا شاید دیرشون شده بود
دیر؟ چی دیر شده بود؟
! تازه ساعت 12:30 بامداده
بگو برگردن. یک دور دور دیگه برین
خونه فدای سرت. هروقت دوست داشتی بیا
!بهم تیکه ننداز ، بابا
من دیر اومدم چون تو کالج برنامه گاربا داشتیم
برنامه گاربا
پسرم ، به چیزی غیر از گاربا فکر کردی؟
راستش ، فکر کردم
اولیش اینه که لباسمو عوض کنم و برم بخوابم
!شب خوش بابا
اونو نمی گفتم
درباره آینده ات صحبت می کنم
آینده ات رو چطور می بینی؟
خب ، آینده من
میخوای چه کار کنی؟ دنبال چی هستی؟
بابا ، میدونی رویای من اینه که آکادمی گاربای خودم رو بزارم
آکادمی گاربا
پسرم ، گاربا میتونه خیلی چیز ها باشه
ولی نمیتونه هدف زندگی تو باشه
بابا
ببین پسرم
نمیخوام تحت فشارت بزارم
ولی گاربا فقط 9 روز اجرا میشه
بقیه 356 روز رو میخوای چه کار کنی؟
ببین بابا ، یه نظریه دارم
گاربا ، مادر همه رقص هاست
همه چیز از دل گاربا در اومده
برای مثال ، اگه دست دختری رو برای انجام گاربا بگیری
پس سالسا میشه
اگه بخواین بین گارپا ،تکنو بزنی
میشه رقص تکنو
!آره
اگه بین رقصت ، دست بزنی
د.ی.س.ک.و
!دیسکو ! دیسکو ! دیسکو
و وقتی دخترای زیبا روی انگشت های پاشون می ایستند
چونه شون رو بالا می برند
در حالی که لباس مخمل سفید پوشیدن
به آرامی و نرمی می رقصن
با موسیقی فریبنده
و دخترها مثل فرشته های خوشگل
پیچ و تاب می خورند
میشه باله
صبح بخیر پسرها و دخترها روز فارغ التحصیلی شما رسیده
بفرما ، آفرین
مثل همیشه میشل بهترین دانش آموزه
آفرین
آفرین
آره- آفرین-
!بابا
میشل ، میشل ، عشق من
داشتم بهت پیامک می دادم
کارنامه ام رو گرفتم و - میدونم ،میدونم-
شاگرد اول
بخاطر همین اینو برات گرفتم
ازش خوشت میاد؟
عاشقشم بابا- میدونستم عاشقش میشی-
ولی از کجا میدونستی؟
چی رو چطور میدونستم؟- کارنامه ام رو-
خل نشو ، میشل
تو بلندپروازترین دختری هستی که می شناسم
باید بهترین باشی
تو بی نظیری ، بابا
بابا ، بابا ، بابا
تو برام این هدیه رو گرفتی ولی من یه هدیه دیگه میخوام
البته، هرچی بخوای
سفر به هند ، بابا
میشل ، هند
تو قول دادی بابا- میدونم قول دادم -
ولی کلی کار برای ورود به "دانشکده تجارت" داری
فکر نکنم وقتش رو داشته باشی
سال دیگه ، ایراد نداره
میخوای برای ناهار بریم؟- بله-
میخوای برونی؟- بله-
این دیگه کیه؟
الو؟- سمیر ، سمیر-
لطفا بیا اینجا- یه مشکل بزرگ هست-
وایسا ببینم ، چه خبره؟
عمو ناتو ، عمو ناتو
چه بلایی سر برادرم اومده؟
شبیه یه حمله قلبیه- حمله قلبی-
حمله قلبیه- آره-
یه لحظه- میشه فقط یکی تون حرف بزنه لطفا؟-
سمیر ، لطفا سریع به هند بیا
نه نه نه ، صبر کنید بچه ها من نمیتونم همینجوری بیام
لطفا برای پرواز بعدی بلیت بگیر و در سریعترین زمان ممکن بیا
و ما داریم به بیمارستان می بریمش
برادر من چش شده؟
بله ، بعدا حرف می زنیم
می بریمش به بیمارستان- نه نه نه-
من نمی تونم الان بیام
بهم گوش کنید
سعی کن بفهمید
"گلاب پاش صدا می کنه"
"صدای سنج ها ، طنین انداز میشه"
"النگوهای دختر ، جیرینگ جیرینگ می کنند"
"به همراه خلخال هایش صدا میدن"
! هی هری پاتر زود باش
"به همراه دوستاش"
"میره"
"با فلوتش ، آهنگ هاش رو می زنه"
!سوسو
بیا بریم باید به دیدن داییت بریم
"همه سرشار از رنگ زندگی می شوند"
ساحل
"رنگ قرمز خواهد بود" "تصور کن چه شرایطی پیش میاد که"
"وقتی عشاق می رقصن"
دایی ، فستیوال نوراتری نزدیکه
بخاطر همین ما باید
الان وقت نمایشه
اوه اوه اوه خدا
"گستاخی ِ "
"چشمانم رو"
No comments yet. Be the first to leave one.