Suits

Suits

Download Farsi Persian Subtitle

Season 8

Release info

Suits S08E13 The Greater Good WEB-DL x264-ION1010
Suits S08E13 The Greater Good 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTb
Suits S08E13 HDTV XviD-RMX
Suits S08E13 The Greater Good HDTV x264-SVA
Suits S08E13 The Greater Good 720p HDTV x264-AVS
Suits S08E13 The Greater Good 1080p WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
A Commentary by GodBless
▶️▶️ ارائه شده توسط وبسایتِ ۳۰نما | مرتضـی ◀️◀️

Tags

webrip
web
BRip
1080
x265
HEVC
TS
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x264
Published on: 2019-02-08
Downloads: 49
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫آنچه گذشت...

‫میترسی برای بچه وقت نداشته باشه.

‫نمیدونم چطور جواب میده.

‫وقتش که برسه، میتونی استراحت کنی

‫و خیالت راحته که شرکت ‫تو دستای مطمئنیه.

‫ما قیمتهارو واسه چیزی که ‫«تدی» خواست بفروشه پایین آوردیم.

‫«استو بوزین» به ما کمک کرد.

‫فشار آوردن برای کم شدن

‫قیمت یه سهام برای فروشش ‫یه کار غیرقانونیه.

‫- نمیتونیم از «استو» بخوایم اون کارو بکنه. ‫- من انجامش میدم.

‫مطمئنی میخوای اینکارو بکنی؟

‫مطمئنم یه نفر این کارو میکنه ‫چه ما بکنیم چه نکنیم.

‫شما میخواستین همونی باشین که اونا میخوان،

‫اونا هم تورو انتخاب میکردن. ‫- نمیتونن تورو انتخاب کنن.

‫چون از قبل یکی دیگه رو انتخاب کردن.

‫این استشهاد تمومه.

‫اصلاً نمیدونم والدینم کی بودن.

‫من تو سیستم یتیم خونه ای بزرگ شدم.

‫این چه ربطی به...

‫من کمکت کردم چون هرچیزی باشه میدادم

‫تا یکی مثل تو هوامو داشته باشه.

‫اگه اون سهام رو کم کنی ‫یه ثروت بدست میاری.

‫یه مرد خوب هم شرکتشُ پس میگیره.

‫تضمین میکنی از این پول درمیارم

‫و دستگیر هم نمیشم؟

‫- چیکار باید بکنیم؟ ‫- نمیدونم.

‫ولی نمیتونی دیگه دستیار من باشی.

‫نمیخوام سه روز منتظر بمونم ‫بعد زنگت بزنم.

‫میشه فردامون بشه سه روز؟

‫چطوره بگیم همین امشب و بیای بالا؟

‫- سلام، بیداری. ‫- زودتر بیدار شدم.

‫امیدوارم ناراحت نشی ‫برامون قهوه درست کردم.

‫چیه؟ ‫پررویی کردم نه؟

‫فقط فکر میکردم...

‫دیشب خیلی خوش گذشت. ‫- درسته.

‫الان هم واقعاً لذت بخشه.

‫آره

‫با اینکه خیلی دوست دارم ‫صبحُ با تو وقت بگذرونم،

‫یه ملاقات مهم دارم.

‫راستش داریم بازار فروشمونُ گسترش میدیم...

‫- میفهمم. باید بری. ‫- آره.

‫یادته دیشب چی بهت گفتم،

‫اینکه نمیخوام سه روز صبر کنم؟

‫دوست دارم بازم قرار بذاریم «توماس».

‫- امشب خیلی زوده؟ ‫- بذار تقویممُ نگاه کنم...

‫آره وقت دارم.

‫من میرم دیگه.

‫و میشه لطفاً زود بری،

‫چون دیشب تا دیروقت بیدار بودم

‫داشتم با یه مرد خوشتیپ ‫که تازه دیدم بیدار بودم.

‫شاید بخوام دوباره بخوابم.

‫اصلاً مشکلی نیست.

‫خوابهای خوب ببینی.

‫جودی

‫اه خدای من

‫سالها گذشته. ‫- میدونم

‫ولی همیشه تو فکرم بودی.

‫عوارض مادر بودن، ‫یا دایه بودن.

‫خب از دیدنت خوشحالم.

‫بیا صبحانه بخوریم، امروز مرخصی میگیرم.

‫خیلی دوست دارم سامانتا

‫ولی راستش وقت ندارم.

‫اومدم چون به کمکت نیاز دارم.

‫پس بیا، یکم قهوه درست میکنم.

‫میتونی بهم بگی چی میخوای.

‫میدونم برای شیرخوارگاه پس زمینه

‫حیوانی میخواستی،

‫برای همین فکر کردم، نظرت ‫درمورد پیتر خرگوشه چیه؟

‫یا پدینگتون خرسه؟

‫یا میتونیم تمامشُ فوتبالی کنیم.

‫یا بیسبال، کلاً ورزش.

‫حتی کشتی.

‫خوبه، به نظر عالیه.

‫به حرفام گوش نمیکنی مگه نه؟

‫«شیلا» متأسفم فقط...

‫یه ایمیل بهم دادن.

‫که کاترینا و برایان تو ‫استشهاد گند زدن، و من...

‫«لوئیس» میدونم از همیشه ‫سرت شلوغتر شده.

‫ولی چه آماده باشیم چه نباشیم ‫این بچه قراره بیاد.

‫و من میخوام که کاملاً اینجا باشی،

‫نه فقط فیزیکی.

‫قول میدم، تلاشمو میکنم.

‫خوبه. پس میتونیم درمورد

‫پیتر خرگوشه یا پدینگتون خرسه ‫امشب با طراح تصمیم بگیریم

‫- امشب؟ ‫- هفته پیش نوبت گرفتیم.

‫مشکلی داره؟

‫- نه، امشب عالیه. ‫- خوبه

‫و عزیزم، هر مشکلی که کاترنیا داره،

‫مطمئنم دلیل خوبی براش هست.

‫پلیس جلوی یکی از بچه‌ها رو وقتی داشت ‫با ماشینم رانندگی میکرد گرفت.

‫اون بچۀ خوبیه.

‫منو یاد تو میندازه، ‫از خیلی جهات.

‫دارم تصور میکنم، چه اتفاقی افتاد؟

‫تو ماشین چندتا قرص بود.

‫و دستگیرش کردن.

‫اونم یه وکیل لازم داره.

‫- اون لازم نداره، من دارم. ‫- درمورد چی حرف میزنی؟

‫به پلیسا گفتم قرصا مال منه.

‫چطور تونستی اونکارو بکنی؟

‫وقتی کمرم داشت بازی درمیاورد،

‫مجبور شدم حضورم تو مدرسه ‫رو کمتر کنم.

‫«کوری» فهمید اونم شروع کرد ‫به قرص فروختن.

‫و از تمام پولش برای خاروبار یا بنزین خرج کرد،

‫هرچیزی که خرجمونُ در بیاره.

‫«جودی» مطمئن نیستم ‫باید دخالت کنم.

‫چرا نه؟

‫چون داری میگی اینکارو نکردی.

‫و ازم میخوای بهش اشاره نکنم،

‫اگه میخوای، میتونم تورو معرفی کنم.

‫کسی نمیتونه درک کنه ‫برای «کوری» و بقیه بچه‌ها

‫چقدر گرون تموم میشه.

‫چون اگه دادستان به خواستش برسه،

‫من مجوز پرورشیمُ از دست میدم،

‫و بچه‌هامو ازم میگیرن.

‫- میفهم ولی... ‫- خواهش میکنم.

‫تمام اون سالهای گذشته ‫تورو از دست دادم.

‫و هیچوقت بیشتر از ‫این پشیمون نبودم.

‫نمیتونم بذارم همچین چیزی ‫دوباره اتفاق بیافته.

‫ آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال ‫در تلگرام و اینستاگرام ما ‫.:. @OfficialCinama .:.

‫ «:: مــتـرجـم: مرتضی ::» ‫ |^| GodBless |^|

‫استو بوزینی. این سمت شهر چیکار میکنی؟

‫منتظر بودم بیای بیرون ‫چون نمیخواستم

‫تو دفترت باهات صحبت کنم.

‫شاید بخوای به این نگاه کنی.

‫این چیه؟

‫اون معامله رو یادته که مجبورم کردی

‫ارزش سهام کفش دویلُ بکشم پایین؟

‫فهیمدم، یه نفر بو برده،

‫حالا میخوان علیه خودت استفاده کنه.

‫نه فقط یه نفر، اون یه تاجر از شرکت منه.

‫اون میدونه داره چیکار میکنه ‫حالا هم شغل منو میخواد.

‫- وگرنه؟ ‫- وگرنه میره سراغ کمیسیون اوراق بهادار.

‫به محضی که تحقیقاتُ شروع کنن...

‫- میدونم. ‫- هاروی حالا چیکار کنیم؟

‫دو کار، ‫اول یه مشاور استخدام میکنی،

‫تا میزان خطرپذیری شرکتتُ ‫مورد بررسی قرار بده.

‫و دومی؟

‫هرچی درمورد این تاجر میدونی بهم میگی.

‫چند سالشه، قدرش چقدره.

‫واسه صبحونه چی میخوره.

‫این اطلاعات برای چی میخوای بدونی؟

‫چون تو رو تو مشتش داره،

‫که یعنی مجبورم براش قپی بیام.

‫و بهترین راه برای قپی اومدن

‫اینه که فرد مقابلتو بهتر از خودش بشناسی.

‫و این مشاوری که میخوای ‫استخدام کنم کیه؟

‫بذار بگم بهترین فردو واست سراغ دارم.

‫«لوئیس» تو این صبح دلپذیر حالت چطوره؟

‫نمیخواد مزخرف تحویلم بدی.

‫میخوای توضیح بدی چرا تو و برایان

‫- گند زدین به پرونده عطر؟ ‫- لوئیس، قضیه پیچیدست،

‫ولی خودم درستش کردم.

‫فکر کردم درمورد ‫تو و برایان حرف میزنیم.

‫خب در اون مورد. ‫من و برایان...

‫تو و برایان چی؟

‫خب، فکر میکنم برای این پرونده

‫تجربه بیشتری نسبت به برایان نیاز دارم.

‫برای همین میخوام بدونم ‫تو میتونی بهم کمک کنی.

‫کاترینا، تازه از سامانتا

‫خواستم به جای من بره جلسه یه موکل.

‫به «شیلا» گفتم برای اساس کشی ‫شیرخوارگاه

‫بهش کمک میکنم. هزار تا کار دیگه دارم،

‫میخوام بهشون برسم. ‫و تو بودی که گفتی اگه

‫خواستم استراحت کنم کسایی هستن

‫که پا پیش بذارن، نگفتی؟

‫چرا لوئیس گفتم.

‫پس پا پیش بذار. ‫چون نمیخوام دنیا فکر کنن نمیتونیم

‫از پس یه پرونده ساده تخلف بربیایم.

‫اینجایی. ‫«دانا» باید حرف بزنیم.

‫باشه درمورد چی؟

‫اول از همه... ‫کجا بودی؟

‫تمام صبح دنبالت میگشتم.

‫خب اگه میخوای بدونی...

‫خوابم برد.

‫چطور؟ چه خبر شده؟

‫میخوام بدونم وقتی اون معامله «تدی دویلُ»

‫پارسال انجام دادیم ‫دقیقاً به «استو» چی گفتی.

‫خب اگه یادم بیاد بهش گفتم

‫اگه انجامش نمیداد مدت ‫زیادی دووم نمیاورد چطور؟

‫پس مطمئن شدی خطراتشو میدونه؟

‫مجبور نبودم مطمئن بشم.

‫قبل از اینکه حرفم منعقد بشه خودش میدونست.

‫پس باز میپرسم چطور؟ ‫

‫داره بخاطرش اخاذی میشه.

‫خدای من، حالا چطوری میخوای

‫نجاتش بدی، چون «هاروی» ،

‫ما باید نجاتش بدیم.

‫میدونم ولی باید بدونم

‫کی باخت و چقدر باختن،

‫از اون طرف معامله.

‫وایسا چی؟

‫میخوام بدونم «استو» تا چه حد میتونه نابود بشه

‫اگه این یارو خواست اونو تحویل بده.

‫باشه

‫خودم ترتیبشو میدم.

‫هاروی، اگه میخوای اطلاعات مالی بگیری،

‫لوئیس انتخاب منطقییه.

‫ببین میدونم اون قائم مقامه،

‫و باید بهش بگیم. ولی نمیخوام اونو درگیر کنم

‫مگه اینکه هیچ راهه دیگه‌ای

More Farsi Persian subtitles for Suits

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left