The first 200 lines.
مامان اون اینجاست
پیدامون کرده؟
بهم قول بده همون کاری که میگم رو انجام بدی
باید کاری که میگمو انجام بدی
باشه؟
تقديم ميکند KT Team تيم ترجمه
هر گونه استفاده مادی از زیرنویس و کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع است
("به معنی "روح psyche روان سنجی، در زبان یونانی به معنی "سنجیدن" است metron و )
تو میدونی کی اینکارو کرده مگه نه؟
اون مرده داشت دنبالت میومد
خیلی وقته دنبالته
...حتی روزی که
از آپارتمان پریدیم بیرون
اون اونجا بود
مامان اون اینجاست
ممکنه آخرش مجبور بشم بخاطر اینک تموم بشه بمیرم
حالتون چطوره؟
احتمالا از اون بالا میبینید ولی سونگ مو خوبه
میخوام از حالا به بعد مراقبش باشم
آن هوشیار بمون، آن
چرا انقدر طول کشید؟
میدونی چقدر منتظرت بودم
میشه بذاری من برم؟
اگه رو زمین میوفتادم کمتر خجالت می کشیدم
من اون حرکتو سالهاس تمرین کردم
میدونی که میتونم بدون استفاده از دستام خیلی کارا انجام بدم
صبر کن. حالت خوبه؟
از دبونگ شنیدم زخمی شدی
تا این حدو میتونم تحمل کنم
ممکنه اینو ندونی
ولی من از پس از این بدترشم بر اومدم
میگن نادانی آدمارو جسور میکنه
نگرانم تا سطح تو بیام پایین
پایینِ چی؟
نگرانم که تو سرعت به تو ببازم
اگه تعلیم دادن تو منم احمق کنه چی؟
پس تصمیم گرفتی این کارو انجام بدی؟
آره امروز اومدم اینجا که اینو بگم
خیلی خب پس
بیا انجامش بدیم
...درمورد پدرم
وقتی به نظرم به یه حد معین رسیدی
اون موقع میتونم ازت کمک بخوام؟
باشه بیا همینکارو کنیم
برای جلسه آماده ایم- بریم-
ما درمورد هر دوتا کانگ هی سوکا تحقیق میکنیم
...اولی
کانگ هی سوک واقعی، چهار یا پنج سال پیشکشته شد و توی نهری رها شد
...دومی
...کانگ هی سوک قلابی، زنی که
...هویت اونو جعل کرد و
دو سال پیش تو آسایشگاه هانمین یه شغل به عنوان پرستار پیدا کرد
اگه پرستار هویت کانگ هی سوکو جعل کرده
اون همون کسی نیست که کشتتش؟
اون پارک سو یونگ، همونی که تو چمدون اول پیدا شد رو هم کشته؟
بیاید همه ی گزینه ها رو باز نگه داریم
من درباره ی کانگ هی سوکِ تقلبیِ آسایشگاه هانمین تحقیق میکنم
اونی که حلقه داشت
یه حلقه؟
چیزی راجب حلقه داشتنش اینجا ننوشته
کی راجبش بهتون گفت؟
شاهدی هست؟
آره هست. لازم نیست بدونی
من دنبال خانواده ی کانگ هی سوک کشته شده میگردم
باید بدونیم کی ناپدید شده تا مظنون رو پیدا کنیم
باشه
حتما
بیاید هر اطلاعاتی که به دست آوردیم رو بهمدیگه بگیم
من باید برم آن رو ببینم
باشه
قربان- بعدا باهات تماس میگیرم-
احیانا الان دادستان کانگ باهاتون غیر رسمی حرف نزد؟
توام اینطور فکر کردی؟ فقط من نبودم؟
چرا انقدر ترسناکه؟
غیر رسمی حرف زدن به این معنی نیست که اون میخواد بهتون نزدیک تر بشه؟
آره؟
ولی چرا انقدر یهویی؟
بیشتر مردم متنفرن از اینکه یه نفر یهو غیر رسمی باهاشون حرف بزنه
خوشحالید؟
بریم. خیلی کارا داریم که باید انجام بدیم
خانم
صبر کن
چیزی که میخواستمو فهمیدی؟
وقتی بهتر شدی بیا کلانتری
منم به این فکر میکنم که چطور بهت کمک کنم پیشرفت کنی
یون جه این
حتی اگه میخوای هم ازم تشکر نکن
بخاطر تو نیست. دارم این کارو کاملا بخاطر خودم انجام میدم
برام مهم نیست
منم دارم بخاطر تو انجامش میدم
چرا انقدر طول کشید؟
میدونی چقدر منتظرت بودم
واقعا یون جه این؟
تو یه عالمه سوال داری
ولی من آماده ی جواب دادنشون نیستم
به موقع غذاتو بخور
بخاطر تو نیست. دارم این کارو کاملا بخاطر خودم انجام میدم
برام مهم نیست
منم دارم بخاطر تو انجامش میدم
خوشحالم که موافقت کردی کمک کنی
...آن گفت خاطرات آدما
مثل یه کابینت داروی بهم ریختس
...که اون نمیدونه
ممکنه سمو انتخاب کنه یا پادزهرو
...منم نمیدونم کابینت داروهام
توش سمه یا پادزهر
ولی باید بفهمم. برای همین چند تا قدم آهسته برمیدارم
خوبه. این دقیقا همون چیزیه که میخوام
چی؟
کی آنو زخمی کرده؟
اون زمان طولانی ای دنبالتون کرده
...هویت اون شخص
برای منم نامعلومه
...تنها چیزی که میدونم اینه که
بیشتر از این نمیتونم اوضاعو درهم برهم رها کنم
کارآگاه اون
اینه؟ عکسی از مظنون نیست؟
...نه دوربینای بیرون خونه ی دادستان
و جاده ها فقط ماشینو گرفتن
...به شرکت پیک زنگ زدم
و اونا نمیدونن کی داشته میروندتش
اونا یه لیست از افرادی که اون موقع مشغول کار بودن میفرستن
درمورد جایی که آن زخمی شد چی؟
اونجا هیچ دوربینی نبود
شاهدا صورتشو ندیدن چون کلاه سرش بوده
دوربینای مغازه های اطرافو چک کردی؟
یا دوربینای داشبورد ماشینای پارک شده؟
میتونستم اونم انجام بدما
میتونستم اونم انجام بدما"؟"
اینا جزو کارای اولیه نیستن؟
اگه اینطور بود دادستان کانگ چک میکردشون
دادستان کانگ؟- بله-
بهشون زنگ زدم که بگم کپی می خوام ازشون
گرفته بودن و با خودشون برده بودنشون
اگه چهره ی مظنون رو داشتیم، تا الان دیده بودشون
درسته از اونجایی که اینا جزو کارای اولیس
رسیدیم پیاده شو
چرا اینجاییم؟- برات یه چیزی دارم-
این یه سابقه از توانایی های آنه که من نگهشون داشتم
کمک کنندس
همه چیزو نوشتید؟
میخوام از این به بعد تو نگهشون داری
یه عالمه سوال دارم ولی فقط یه سوال میپرسم
توانایی هاشو تا چه سطحی باید برسونم؟
تا جایی که به اندازه ی کافی برای کمک به تحقیقات خوب باشه؟
تا جایی که بتونه مظنونو تشخیص بده؟
میتونه اینکارو کنه؟
...این ماموریت وقتی تموم میشه که
...آن
بتونه ذهن منو بخونه
باشه، منتظر میمونم
فقط دوباره فرار نکن
خیلی سرده
خیلی وقته ندیدمت
متاسفم
که نیومدم ببینمت
خاله ت بهم گفت یه افسر شدی
بهت افتخار میکنم
خب شوخیامونو کردیم ،حالا تو معذرت میخوای
بعد من گریه میکنم
و یه چند روزی با خودم تو کشمکش میمونم
...اینجا نیومدم چون
از این متنفرم
میدونم
وقت کمه برای همین میرم سر اصل مطلب
میخوام یه کارایی انجام بدم
نمیخوام فرار کنم یا ازش چشم پوشی کنم
میخوام بفهمم چه اتفاقی افتاده
جه این- ...تصمیم گرفتم-
زندگی خودمو کنم و تورو فراموش کنم
ولی چون ذهنم آروم نیست
هرکاری که انجام میدم مثل یه قلعه ی شنیه
جه این وقتتو هدر نده
نمیخوام تو مثل من باشی
فقط زندگیتو بکن
برای عوض کردن اوضاع خیلی دیره
شنیدم همیشه تو آزمایش حسن رفتار رد میشی
میدونم از عمد این کارو انجام میدی
اینطور نیست
فکر میکنی بهتره به زندان بچسبی
و اینکه فقط این بیرون برام دردسر درست میکنی
نقشت اینه که تا آخر عمرت تو زندان بمونی؟
برو
دیگه اینجا نیا
اونایی که تو آپارتمان زندگی میکردن
من همشونو کشتم
چکار داری میکنی؟- خدای من-
چرا با اون دست کثیفت پرده منو لمس میکنی؟
دیگه میتونی بدون لمس کردن ذهن آدمارو بخونی؟
خیلی خب دستامو میشورم
خدایا، بکش کنار
لعنتی
چرا داره بخاطر این پرده غرغر میکنه؟
هزینه های بیمارستان قبلا پرداخت شدن
پرداخت شدن؟- بله-
برادرم اینجا بوده؟- وای خدا-
اون برادرته؟
این همون واکنشه، مطمئنم اون اینجا بوده
چه زندگی شادی داری
اون هزینه های زندگیتو میده و من میذارم از ماشینم استفاده کنی
No comments yet. Be the first to leave one.