Release info

the king 2 hearts e10 ALL
A Commentary by DLBR
KoreanDream

Tags

TS
Published on: 2017-01-19
Downloads: 13
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قسمت دهم

خانم کيم هانگ آه، امروز .برميگرده خونه شون

.ترتيبات لازمُ انجام بدين

...چرا؟ جائه ها

الان کجاست؟

بعد از گفتن اين حرف، رفتن بيرون .تا به بقيه ي کارهاشون برسن

...مامان زودباش، بايد بري ديدن خواهر

.ولش کن. خودم ميرم

،سر منشي قبلا به ديدنشون رفتن

.ولي فکر کنم راضي کردنشون سخت باشه

شمال هم به خانم کيم هانگ آه دستور .بازگشت داده

خيلي سعي کردم دستور شمالُ ...ناديده بگيرم،و

...دنبال راه حل هاي ديگه اي باشم، ولي

راستش، اعليحضرت به شدت مخالف برگزاري .اون جلسه بودن

ايشون اصلا موافق حضور شما در .محاکمه ي عمومي نبودن

،من از طرف خودم حرف زدم .متاسفم

چرا؟

.اجازه بدين، سوالي ازتون بپرسم

...خانم کيم هانگ آه، شما

...معلومه که عاشق اعليحضرتم، ولي

من براي حرف زدن در مورد عشق و .عاشقي، به اينجا نيومدم

.شما به زودي ملکه ي اين کشور ميشين

آمادگيشُ دارين؟

.من از همون اول مخالف اين نامزدي بودم

.الانم مخالفم

...ولي اگه شما اطمينان کامل دارين

.کمکتون ميکنم

چه احساس شاه باشه، چه افکار عمومي ،و سياستمداران

کمکتون ميکنم همه رو به نفع ،خودتون برگردونين

.هواتونُ دارم

کاملا مطمئنين؟

.من... فقط يه دختر معمولي ام

فقط ميخوام کسيُ داشته باشم که عاشقم باشه .و با هم خوشبخت باشيم

همين الانشم، از زندگي در جنوب .واهمه دارم

.اين موقعيت، خيلي برام ترسناکه

.آدم هاي اطرافم هم همينطور

...و حالا، حتي اعليحضرتم

.با شمال تماس ميگيرم که بيان دنبالتون

ميخواين نامزديتونُ به هم بزنين؟

مگه نامزد کردم؟

ولي

به خاطر دستور شماليهاست، که .ايشونُ به کشور فراخواندن

.اينجوري ظاهر خوشايندي نداره

ميخواين در تلافي کارشون، از کشور اخراجش کنم؟

،وقتي تو جزيره ي جيجو بودم

.حرفي به رفيق لي جائه ها گفتم

"هر روز يکي مياد و يکي ميره"

"هر چيزي ممکنه"

"همين که احساس داريم، برامون کافيه"

ولي الان ميفهمم که واقعيت .اينجوري نيست

.من خيلي خودخواه بودم

هيچ کس کامل نيست، هر کسي .يه عيبي داره

.اميدوارم دوباره ببينمتون

وقتي روابط بين شمال و جنوب بهتر شد، بايد .برگردي

.معذرت ميخوام

هانگ آه... به سلامت برگشت؟

زده به سرت؟

چرا همچين اتفاقي افتاد؟ چرا؟

.مامان، حق با شماست

نميشه به اين راحتي حرفهاي مردمُ باور .کرد و بهشون اعتماد کرد

،بهش اعتماد داشتي

ولي اون به اعتمادت خيانت کرد؟

.بايد استراحت کنم

ميدونستي که پدرت تو 40 سالگي جاشُ خيس ميکرد؟

.شب ادراري داشت

.هميشه وانمود ميکردم که نميدونم

يه بار سر همين قضيه ،بهش خنديدم و گفتم که جاشُ خيس ميکنه

.خيلي ازم عصباني شد

بهم گفت ديگه نميتونه اين صورت ،چروک شده امُ تحمل کنه

.و بايد برم بوتاکس*تزريق کنم غير فعال کردن ماهيچه ها براي جلوگيري از ايجاد*) (چروک هاي پوستي

و بهم گفت براي همينه که مردم عادي .رو نبايد وارد خانواده ي سلطنتي کرد

...مامان

.اينها ربطي به هم ندارن

.عشق همينه

وقتي نتوني درکش کني .رفتارت بچه گانه ميشه

همش منظور طرفُ اشتباه برداشت ميکني .و کار به دعوا ميکشه

نقطه ضعف؟ راز؟

همين هاس که باهاش .به همديگه حمله ميکنيد

و کم کم يادتون ميره که اصلا .دعوا سر چي بوده

فقط به اين فکر ميکنين که چطور .متقابلابه طرفتون ضربه بزنين

چطور ميتوني حرفي بزني که .طرفتُ عصباني کنه

حتما اون موقع، داشتي به همين .چيزها فکر ميکردي

ولي من و پدرت، هيچ وقت .حرف از جدايي نزديم

چرا؟

.چون از آخرش خبر داشتيم

،جدايي آخرين خط دفاعيه

.که هيچوقت نبايد ازش رد شد

کي اول گفت به هم بزنيم؟ کيم هانگ آه؟

اگه کار اون باشه که هيچ وقت .نميبخشمش

شايد جدايي براي شما آخرين ،خط دفاعي باشه

..ولي براي من - تو گفتي؟ -

.واقعا که آشغالي

واقعا از شنيدن اين کلمه عصباني شدي؟

هي، همه ي عالم و آدم ميدونن که .تو آشغالي

،فکر کردي رازيه که اون افشاش کرد

بعد از روي عصبانيت بهش گفتي که بره؟

.عجب آشغالي هستي

.حتي پس آب آشغالم از تو مفيد تره

...مامان، چطور ميتوني همچين حرفي بزني

اينجوري حرف ميزنم، چون .چاره اي برام نمونده

اون دچار سوء تفاهم شده بوده و احساس بي پناهي کرده .براي همين اينجوري باهات حرف زده

کلي حرفهاي قشنگ در طول ،محاکمه علنيش زد

براي چي، بي هيچ دليلي بايد بهت بگه آشغال؟

چي گفته؟

تو محاکمه ي علنيشُ تا آخر نديدي؟

نظرتون در مورد تحريکات بيشماري که بعد از= =آتش بس، از طرف شمال، اعلام ميشد

چيه؟

همه ي دنيا ميدونن که با قوانين= =حقوق بشر مشکل دارين

.آه

.بايد برگردين

...ولي

تمام اموالي که متعلق به خانواده ي .سلطتي ميشه رو بايد بذاريد

،ممکنه در آينده باعث ايجاد درد سر بشن

.حتي يک موردم نميتونيد با خودتون ببريد

.منُ ببخشيد

=يه سوال ساده ازتون ميپرسم؟=

خانم کيم هانگ آه الان چه= =هويتي داره؟

=شماليه يا جنوبي؟=

=ما اين روزها بيشتر با هم دعوا ميکنيم=

=با کي؟ با اعليحضرت؟=

=به خاطر مشکلات بين شمال و جنوب=

=ما حتي آشناييمونم با دعوا شروع شد=

=ايشون بهم گفتن که من شباهتي به زن ها ندارم=

=گفتن، نبايد انتظاري ازشون داشته باشم=

من از شنيدن اين حرفها، خيلي= =عصباني شده بودم

=براي همين جواب محکمي بهشون دادم=

،ولي حالا که بهش فکر ميکنم

.از همون موقع بود که بهشون علاقه مند شدم

انگار

عاشق مرد بدي شدم، درسته؟

.الانم همينطوره

شايد معلوم نباشه که من و اعيحضرت .همديگه رو دوست داريم

=همش با هم جر و بحث ميکنيم=

ولي با اين وجود هر روز، بيشتر= =احساس خوشبختي ميکنم

فکر ميکنم که الان بيشتر از قبل= =همديگه رو ميشناسيم

=ميتونيم ذهن همُ بخونيم=

=و احساساتمون با هم يکي شده=

نميدونم دعواي بي دليل بعديمون= =ممکنه چه وقتي باشه

وقتي بهش فکر ميکنم، قلبم= =تند تر و تند تر ميزنه

=خب، بعضي وقت ها هم دچارسوء تفاهم ميشم=

بعضي وقت ها فکر ميکنم که بيشتر از اون= دوستش دارم، همين باعث ميشه که يکمي از =دستش عصباني بشم

=ولي چه کاري از دستم برمياد=

=تا زماني که کنارم باشه=

=احساس خوشبختي ميکنم=

هويت؟

پرسيدين، چه هويتي دارم؟

من الان دختري ام که عشق يه مرد .تو قلبش ريشه زده

.همبرگر، صدف گلي، شفيره ي سرخ شده

.سوسيس، کتلت خوک پر روغن

.رفيق لي جائه ها .رفيق لي جائه ها

.اون طوطي مسخره رو از جلوي چشمم دور کن

...عجب عکس العملي

عذاب وجدان داري؟

.هر چي داداش دوست داشته رو بهم بگو

شنيدم محاکمه ي علني رو ،نگاه نکردي

.و فقط از دست منشي عصباني شدي

.عجب قهرماني

وقتي يکي بهت بگه آشغال .از کوره در ميري

براي چي بايد اينقدر بهت بربخوره؟

...اگه با يکي ديگه مقايسه ات ميکرد

.راست ميگي، من آشغالم

.حالا برو

.بايد يه راه حل درست پيدا کني

.اينقدرهام بداخلاق نيستي

،خودت باعث خراب شدن اوضاع شدي

...خودتم بايد حلش کني

ميخواي چيکار کنم؟

.آره، راست ميگي، گند زدم

وقتي داشتم ميرفتم، داشتم فکر ميکردم .لازمه يکي نصيحتم کنه

انگار، شمال و جنوب ،از قبل برنامه ريزي کرده بودن

.که همه چيُ سريع رو به راه کنن

،شايد قبلا نگفته باشم

ولي ميدونم که مسئوليت اصليش .به گردن خودمه

حالا ميخواي چيکار کنم؟

.تو شاهي

.شاهي بخوره تو سرم

نميدوني، نخست وزير چه آدم خود سريه؟

من بهش گفتم، اعلام کنه که خرابکاري .کار شمالي ها نبوده

.ولي انگار نه انگار

فکر کردي شاه اين کشور چه قدرتي داره؟

،حتي اگه بازم کيم هانگ آهُ برگردونم

بازم همون مزخرفات قبلي رو راه ميندازن .که هانگ آه پشت اين قضاياست

.و بازم همه چي به همينجا ختم ميشه

براي اينکه جلوي تکرار اين اتفاقُ بگيرم

.اول بايد فضا رو آروم کنم

.و مجرم اصلي رو به دام بندازم

.اوليت اولم همينه

.ولي خيلي طول ميکشه

ميخواي وقتي موهاش مثل دندون هاش سفيد شد بري دنبالش؟

.کشاورزي

.مزرعه

.فقط خانواده

*ناتوردشت

.فنا ناپذيري

.طرح سقف

.کاغذ ديواري قشنگ

.لامپ فلورسنت

.داداش، يه نشوني بده

نميتوني بهم بگي، چند حرفه؟

.خودتون ُ آماده کنيد، 5 دقيقه مونده

More Farsi Persian subtitles for The King 2 Hearts

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left