The Children of Huang Shi

The Children of Huang Shi (黃石的孩子)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Children of Huang Shi
A Commentary by amm_jafari
بنده قسمت اول فیلم را ترجمه کرده و به زیرنویس قبلی اضافه کردم

Tags

other
Published on: 2008-09-26
Downloads: 54
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

در دهه 1930 چين در يک جنگ داخلي تکه تکه شد.ژاپنيها حمله کردند و طولي نکشيد .که قسمت زيادي از کشور را تصرف کردند

آنها دو منطقه را مورد تعرض قرار ندادند مرکز شانگهاي و يک منطقه فاسد و عياش تحت کنترل اروپاييها

در سال 1937 ژاپن، به نانجينگ که شهري بزرگ در چند کيلومتري غرب شانگهاي بود ،حمله خونيني کرد

گزارشگران جنگ در شانگهاي جمع شدند ، به اين اميد که از ارتش ژاپن رد شده و راهي به داخل نانجينگ پيدا کنند

يکي از گزارشگران، جورج هوگ ، يک جوان .انگليسي بي تجربه، بود

يکي از گزارشگران، جورج هوگ ، يک جوان .انگليسي بي تجربه، بود .اين داستان بر اساس زندگي او ميباشد

شانگهاي دسامبر 1937

در مورد انداختن چند تا توپ تو سبد چي ميگي؟

ديوونه شدي؟

شايدم.

من پنج روز تو کشتي زنداني بودم.

برات متاسفم دوستم

اما من ميخوام نيروم رو نگه دارکم

من سه شنبه دارم ازدواج ميکنم

هوشمندانست

اگه سر وقت به نانجين برسم اره

من براي صليب سرخ رانندگي ميکنم

واقعا؟

تو داري ميري به نانجين؟

اره دو روز قبل از عروسيم

براي يه نوشيدني دعوتت ميکنم

- باشه - شايد بتونم تو نقشه هات بهت کمک کنم

بسيار خوب

تکرار ميکنم روزنامه هاي نانجين بسته اند

از ژاپنيها بپرس اين تصميم اونهاست

نه ما

بارنز

اين دوست خوب من انديه

فيشر - فيشر يه همقطار عالي

اون اينجاست تا دخترش رو ببينه

من جرج هاگ هستم

- سلام ديزي - راجر اپسلي رو ملاقات کن

يه نمک نشناس از سفارت انگليس

اقاي فيشر و من قبلا ملاقات داشتيم

سلام تو اينجايي؟

منو ببخشيد اقايون؟

اون دختر شه؟

داره سه شنبه باهاش ازدواج ميکنه

سه شنبه اينجا نيست

افتاب طلوع نکرده خودش رو تو جهنم ميندازه

توي ناجنس براش اجازه عبور به نانجين رو گرفتي؟

بارنز

چقدر ما همديگر رو ميشناسيم بد ذات ده سال ميشه؟

ما رو ميببخشيد اقاي اپسلي؟

بيايد اقاي بارنز.

اون خبر نگار نيست

اندي فيشر يه صليب سرخيه

به اين دليله که مجوز ورود داره

من يه قرار با اندي گذاشتم

اون به من مدارک و کاميون صليب سرخ رو ميده

اونها ما رو به داخل نانجين ميبرند

بارنز خبرها با ماست

اندي فيشر منم

تو ديويد بارکلي هستي

ما راننده هاي شناخته شده صليب سرخيم

که در حال اوردن دارو به نانجين هستيم

به اين دليل که

اندي فيشر دوستدار بارنزه

اون ميخواد عروسي بگيره

الان همه خوشحالند

خداي من تو ديوونه شدي

لعنتي ادي

ادي؟

ادي وي اون پشته

ميدوني اون عکاس خبرگذاري يو پيه

ميدونم اون کيه

اما اينجا چکار ميکنه؟

براي اينکه با ما بياد حاضره جونش رو بده

ساعتت رو يک ساعت بکش جلو ديزي

الان با زمان توکيو تنظيميم

ميدوني تو توکيو بهش چي ميگن؟

ميگن اونا اومدند به چيني ها کمک کنند

اما اينجا هميشه هرج و مرجه

فرمانرواها، فساد، جنگ داخلى.

ملي گراها بر ضد کمونيستها

اونها ميگن که اونا اومدند که نظم رو برقرار کنند

همش چرت و پرته

اونها به چين اعلام جنگ نداده اند

ميخواي بهت بگم چرا اعلام جنگ نکردند

چون اگه اعلام جنگ ميکردند

مجبور بودند مثل اسراي جنگي با سربازهاي اسير شده چيني برخورد کنند

اونها مجبور نيستند که از هر قانوني پيروي کنند

ژاپنيها وحشي نيستند

اما تصميم گرفتند که با چينيها باشند

به اونا يه نگاه بنداز

اينجا هزاران نفر هستند که همشون هم از نانجين ميان

جنگ جهاني بعدي شروع شده

اما هنوز مردم ما ازش خبر ندارند

اين مدارک ميگه که ما دوتامون امريکايي هستيم

پس سعي کن امريکايي صحبت کني

البته دوست قديمي

ما داريم محموله صليب سرخ رو حمل ميکنيم که

توسط دولت انگلستان تهيه شده

اين بايد بازرسي بشه

منو ببخشيد ستوان

اينها استرليزه شده اند

به نظر نمياد که اينو فهميده باشيد.

اين کالاها

بايد به طور سالم برسه

کافيه برگرديد

ادامه بديد

اگه تا فردا شب ساعت نه اينجا نباشيد

من بدون شما ميرم

باشه

موفق باشي ادي

يه سيگار به من بده

تو الان در اماني

اسمت چيه؟

مليتت کجايي؟

انگليسي؟

يه روزنامه نگاري؟

اينو از کجا فهميدي؟

هيچکسي به جز يه روزنامه نگار نميتونه تو نانجين قدم بزنه

با هيچ چيز بجز يه کت ورزشي پوشيده و مسلح نشده

تيم پاسبانى دشمن از ما 6 تا خيابون دورتره

اينجا کجاست؟

چه خبر شده ؟ شما کي هستيد؟

اينجا اداره مالياته

و اسم من چنه هان شنگ چن

هان شنگ چن؟

ميتوني جک صدام کني اگه دلت بخواد

خوب چرا ميخواسيتند که تو رو بکشند؟

ژاپنى ها اتباع انگليسى را معمولاً . کاري ندارند

-من چيزهايي رو ديدم که نبايد ميديدم. - فهميدم

من عکس گرفتم و اونها پيداشون کردند

اه جاي تعجبي نداره

بخاطر نادونيم عذر ميخوام اما شما تو اداره ماليات چکار ميکنيد؟

اونها مردم رو اون بيرون دارن ميکشند

ما اينجا نفراتمون کمه

وژاپنى ها از ما مسلحترند

بنابراين ما قصد داريم يه روز ديگه باهاشون بجنگيم

اينو بگير.

اما قبل از رفتن ميخوايم چندتا ساختمون رو بمب گذاري کنيم

ژاپنى ها خيلي با نظمند.

اونها تنفر دارند از اينکه ما جاهاي مهم شهر رو منفجر ميکنيم

بايد بريم بيرون عجله کن

ممنونم

اونجا منتظر من بمون

ما سعي داريم بريم به سفارت انگليس

ممکنه اونها بتونند تو رو از نانجين خارج کنند

تو بايد اينجا رو ترک کني

تو بايد به همه دنيا بگي که اينجا چه اتفاقاتي ميفته

از اين قسمتش خوشم مياد

بجنب دوستات بايد از اين طرف بيان

اروم باش

من يه مجوز دارم

من يه مجوز تو جيبم دارم

اونو بزن

کاري براي انجام دادن نداريم

بزنش

تو خيلي نترسي جرج

بهش شليک کن

هي

تو خيلي بد تير خوردي

من بودم؟ من چيزي احساس نکردم

بايد سرما بيحست کرده باشه

بيشتر خون بدنت تو رودخونه يانگ تسه ريخته

اما من تصميم گرفتم شما رو زنده نگه دارم

من اميدوارم ازش بخاطر نجات زندگيت تشکر کني

يک بار ديگه ازت ممنونم

اون داره از من حرف ميزنه درسته لي؟

خوب تو تو رختحواب بيمارستاني

- چي؟ - تو تو خواب زياد حرف ميزني

تو چي؟

تو انگليسي رو تو بريتانيا ياد نگرفتي اگه من اينو بگم

دانشگاه سربازي وست پوينت

- فکر کردم که تو يه کمونيستي -هستم

خودت پيداش کن

و هنگامي که اين کارو کردي خيلي بيشتر در مورد چيني ها ميفهمي

من اصلا فکر نميکردم که تو از اون ادمهايي باشي که به بيگانه ها کمک ميکنه

حداقل نه يه مردش

نميتونستم اونجا ولش کنم ميتونستم؟

خوب تا يه ماه نميتونه زياد حرکت کنه

من نميتونم برش گردونم به شانگهاي

خوب خانم پيرسون بهم ميگيد اسم خدا چيه

من ميخوام از يک اکسفورد 6 فوتي فارغ التحصيل بشم

کي نميتونه يه کلمه چيني صحبت بکنه؟

جک

تا حالا اسم جايي به نام هانگ شايي رو شنيدي؟

ميدوني من برگشتم به چين تا درس مهندسي بدم

اما حالا دارم درس ميدم که چطوري ميشه يه ساختمون رو منفجر کرد

اگه ميخواي بشنوي بايد بگم که خيلي بامزه است

جدا

جدي ميگم من به همه جا سر ميزنم تا مقاومت مردمي رو سازماندهي کنم

و سعي ميکنم که از ارتش ژاپن جلوتر باشم

فردا بايد برم

منم با خودت ببر

مگه من براي نوشتن به چقدر سلامتي نياز دارم تو رو به خدا؟

من براي تو نگران نيستم

من نگران اون بدبختهايي هستم که تو رو ميخوان با خودشون بکشند

اما يه جايي تو شمال غربي هست

که بهش ميگن هانگ شاي

اونجا جاييکه تو ميتوني وسايل خوبي براي کارت پيدا کني

و تا وقتيکه داريد خوب ميشيد ميتونيد روي ياد گرفتن زبون چيني کار کني

قبل از اينکه بري جلو

خيلي خوبه

فهميديش؟

مطمئنا فهميدم تو گفتي که

"اجازه بده خودم رو معرفي کنم."

"من يه کدو تنبل هستم."

More Farsi Persian subtitles for The Children of Huang Shi

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left