The first 200 lines.
...آنچه گذشت
دیان فکر میکنه اون قهرمانِ این داستانه
این چیزیه که اون رو تبدیل به آسونترین هدف میکنه
پسر، من یه تفنگ لازم دارم - ،اگه تو قاطیش شدی -
پس من قاطیش شدم
تو گفتی من تنها برادریم که داری، درسته؟ - باید کنار هم بمونیم -
خب، نه اگه یکی از ماها این کار رو میکنه
یکی از ما - هیچکس نمیخواد ذاتِ تاریک خودش رو نشونت بده -
گاهی وقتها تا کار از کار نگذشته نمیبینیش
!کمک - !نه -
من از تنها گذاشتنِ دوستام وقتی که بهم نیاز دارن خسته شدم
تو بوی اسکیتلز و دود میدی
خب پس چرا رنگینکمون رو مزّه نمیکنی؟
ایست. بخواب رو زمین
الو؟ - هی، منم -
باورم نمیشه امیر مُرده، میدونی؟
منم همینطور
ولی اینطور نیست که وقت برای هضمش داشتم
نه با تمامِ اتفاقاتی که برای بابام افتاده
حالش خوبه؟
،بالاخره جلوی خونریزی رو گرفتن ولی هنوز بیهوشه
زنده میمونه؟
هنوز نمیدونن. کجایی؟
هنوز تو ادارۀ پلیسم، به سؤالات جواب میدم
بالاخره گذاشتن با یکی تماس بگیرم
دیان، نمیتونی حرفی به پلیسها بزنی
یادته گوستفیس بهمون چی گفت؟ .خبرچینها میمیرن
ببین، به پلیسها چی گفتی که باعث شد اینجوری گیر بیوفتم؟
گفتم شنیدم که بابام صدمه دیده
و اینکه تو کسی بودی که بهم گفتی
سعی نداشتم تو دردسر بندازمت
ببین، تو که فکر نمیکنی من ربطی
به اتفاقی که برای بابات افتاد دارم، نه؟
و خودت چی؟
،تو رُک و راست نیومدی بگیش ولی فکر میکنی من قاتلم؟
لیو، امشب نزدیک بود به خاطر تو بمیرم
دستبند خوردم و پرت شدم پشتِ یه ماشین پلیس
به خاطر تو
اینجا در مورد کاری که نگردم بازجویی میشم
به خاطر تو
قاتل باشی یا نه، اهمیتی نداره
فقط ازت میخوام یه کاری برام بکنی
چه کاری؟
دیگه هرگز با من حرف نزن
،نگران نباش، تا وقتی که پدرت اون توئه
هیچکس بدونِ حرف من وارد یا خارج نمیشه
...لیو
آرامشت رو حفظ کن
با تمامِ توان ازش حمایت میکنیم
اینا همش تقصیرِ منه
...معذرت میخوام
بابتِ این، بابتِ همه چی
تندتپشی بطنی - من لولههاش رو چک میکنم -
راههای هواش رو چک کن. آقا؟
آقا، صدامون رو میشنوید؟ - فشار خون داره افت میکنه -
« زیرنویس از سینا صداقت » .: SinCities :.
خبر خوب، آقای الیوت
مأمور رینولدز به قدری به هوش اومد که تو رو از دخالت داشتن تبرئه کنه
میگه تو کسی نبودی که بهش حمله کرد
منظورت اینه الان میتونم برم؟
مگر اینکه چیزی باشه که بخوای قبل از رفتنت اضافه کنی
شاید سرنخی که کمکمون کنه کسی رو که اون بچه مسلمون رو کشت پیدا کنیم
.مرد، اون بچه مسلمون اسم داره .اون دوستِ من امیره
و من هفت ساعت گذشته رو صرف گفتنِ این بهت کردم
که من هیچ ربطی به اون قتل نداشتم
چیه، حالا میخوای گوش بدی؟
فقط کار کوفتیت رو انجام بده
یه عده آدم دارن کشته میشن
آدمهای خوب
سلام
خب، صبح بخیر گانگستر
چرا مثلِ یه بدبختِ غمگین رفتار میکنی، رفیق؟
اومدی بیرون
دیشب رفیقم مُرد، پسر
پس چرا الان سعی داری بری مدرسه؟
شاید باید یه روز به خودت استراحت بدی - نمیتونم -
بازی فرداست
تنها چیزی که تو فکرته همینه؟
چون از وقتی سوارِ ماشینم شدی حتی یه بارم بهم نگاه نکردی
مرد، تو دیروز یه تفنگِ خالی بهم دادی
جریانِ اون چیه؟
،پسر، اگه به یکی شلیک کنی مجازاتش یه شب بازجویی نیست
این حداقلش حبسِ اجباری تو زندانِ ایالتیه
و بعدش چه اتفاقی برای اون رویاهای فوتبالی میوفته؟
فکر میکردم فقط این و اون رقاص کوچولوی خوشگل برات مهم بودن
دیگه نه
من و لیو تموم کردیم، رفیق
به هر حال، با اون اسلحه در حقت لطف کردم
آره، حالا هر چی. من هم مشکلاتِ خودم رو دارم
آره، مثلاً چی؟
اونا چین؟ وسایل مهمونی؟
آره، کنار کارهام کمی تبلیغ هم انجام میدم
چیزی که اگه به فکر کسی غیر از خودت بودی میدونستی
خیلی خب. رسیدیم. میتونی بری
نمیخوای دیر کنی، بچه مدرسهای
.اینا رو برات پخش میکنم .لطف در ازای لطف
دیان، صبر کن
لعنتی
معنیش این نیست که بیحساب شدیم
سلام
چی میخوای؟
پلیسها در مورد امیر باهات حرف زدن
آره، فقط تمام شب
،اگه میخوای در موردش حرف بزنی درک میکنم چه حسی داری
پس خواهشاً بهم بگو چه حسی دارم؟
درد و غم
،تو جوری که من مَنی رو از دست دادم دوستت رو از دست دادی
تو و منی رفیق صمیمی بودین
من حتی امیر رو نمیشناختم
به هر حال، بث، قاتل چیزهای زیادی از هردومون گرفت
...حالا که حرفش شد
خیلی به حرفی که دیان در مورد لیو زد فکر کردم
در مورد اینکه اون گوستفیسه؟
و همچنین فکر میکردم که باید مطمئن بشیم
در موردش تحقیق کنیم
همکاری کنیم؟
درسته، این ایدۀ وحشتناکیه
دختر، ما ریگز و مورتا هستیم
چی؟ - ...ما الان دنیای فیلم وحشتناک رو ترک کردیم -
در ضمن خدا رو شکر... و حالا رفیق پلیس میشیم
دوتا افسر پلیس با فرهنگها ،و دیدگاههای مختلف
که مجبورن همکار بشن
اصلاً ژانر مورد علاقم نیست
ولی مورد علاقۀ منه، باشه؟
،48 ساعت، ساعتِ شلوغی
سلاحِ مرگبار، ترنر و هوچ
خب، فیلمِ آخری در مورد یه سفیدپوست و سگش بود، ولی منظورم رو میرسونه
ببین، میدونم که ما باید یه گوشه کِز کرده باشیم
و گریه کنیم، ولی من به اندازۀ کافی انجامش دادم
تو رو نمیدونم، ولی من واقعاً وقتی سعی دارم
بفهمم کی دوستام رو کشته یه رفیق به کارم میاد
دوستهامون
یه شرط داره
من کریس تاکر هستم یا جکی چان؟ - جنده خانم، هردو منم -
به نظر نقشۀ خوبیه... همکار
دختر
شرایطش تثبیت شده
خدا رو شکر - ولی هنوز خطر کامل رفع نشده -
هردو ریههاش حین حمله دچار پارگی شدن
خب، حالش خوب میشه؟
،به احتمال زیاد با جراحی خوب بشه ولی نمیتونیم تضمین کنیم
هرکاری ازمون بربیاد انجام میدیم
بشین
این به خاطر دیشبه؟
کاملاً درسته
من گیر افتادم و تبرئه شدم
باشه؟ من هیچ کار اشتباهی نکردم و پلیسها این رو میدونن
تا حالا این جمله رو شنیدی که برداشت عینِ واقعیته" دیان؟"
نه، آقا
یعنی هرچی که مردم فکر میکنن درسته ممکنه واقعاً درست باشه
مربیِ سندیگو استیت دیشب وارد شهر شد
حدس بزن با قهوۀ صبحونهش چی خونده
،پلیس مورد حلمه قرار گرفت» «ستاره فوتبال بازداشت شد
حالا فکر میکنه تو یه ربطی به صدمه دیدنِ اون پلیس داری
،به عنوانِ یه سیاهپوستِ جوون
چه انجامش داده باشی چه نه مهم نیست
برداشت عین واقعیته - ولی باید حقیقت رو بهش بگیم -
یعنی، برداشتش رو عوض کنیم یا همچین چیزی
اون به دیدنِ بازی نمیاد - چرا نمیاد؟ -
اون دیگه علاقهای نداره تو رو به خدمت بگیره
اون الانم اینجاست! تو مربیِ منی
میتونی یه کاریش کنی، مگه نه؟
به من نگاه کن
ما در موردش حرف زدیم
این فرصتت بود، دی
تو خرابش کردی
دیگه تمومه
«ارائهای از آقای مرموز» «پشت بوم»
سلام
بابات تونست قبل از اینکه برش گردونن اتاق عمل یکم حرف بزنه
و ما بر اساسِ حرفهاش یه طرح اولیه آماده کردیم
این معنیِ خاصی برات داره؟
هرگز چنین چیزی ندیدم؟
اگه اون بمیره، خونش گردنِ هر دوی ماست
پس بهم زنگ بزن یا بهتر اینکه خودت رو نشون بده
لعنتی - آره -
این خیلی خشن بود، حتی برای من
شماها اومدین ببینین من پشتِ تلفن چقدر مؤدبم؟
چی میخواین؟
برای شروع میخوایم بدونیم با کی حرف میزدی
آره، روی اون گوشی
اوه، متوجهم جریان چیه
اومدین من رو بازجویی کنین - بیا بریم سر اصل مطلب -
چرا همیشه وقتی آدمها میمیرن تو غیبت میزنه؟
آره. مَنی، امیر؟
،بابام داره جون میده
و شما دو تا جرأت دارین حرفِ این رو وسط بکشین؟
ببین، تنها چیزی که میخوایم جوابه
...اگه تو قاتل نیستی - اگه؟ -
خیلی خب، گور بابای هر دوی شما و سؤالهاتون
.هر فکری که میخواین بکنین .برای این وقت ندارم
خب، خوب پیش رفت - فقط اشتباه باهاش برخورد کردیم، همین -
و وقتی تو یه فیلم کارآگاهی ،تحقیقات به بنبست میخوره
!بوم
وقتِ یکم بازی پلیس خوب و پلیس بده
خب، بذار رو راست بگم
فقط برای این بهم زنگ زدی چون میخوای برای آقای مرموز کار کنی
آره، من به آخرین مهمونیش رفتم و عالی بود
تا اینکه کوارتربکمون مُرد
و از کی تا حالا به تبلیغات علاقهمند شدی؟
No comments yet. Be the first to leave one.