The first 200 lines.
خواهش ميکنم نکنين
...خدايا خواهش ميکنم
!از اين متنفرم! خواهش ميکنم
به خونه خوش اومدي مو قشنگ
تو کتابخونه بازم کتاب داريم
يه عالمه
...شما
کتابخونه دارين؟
رفيقت دريل
قبل اينکه بتونه اونجا رو ببينه فرار کرد
فرار کرده؟
آره
ميدوني کجاست؟
نه
اگه ميدونستم بهت ميگفتم
واندا ن. مکاينتاير
همين کافيه
گرسنهاي؟
يه چيزي واست ميارم. چي ميخواي؟
چي ميخوام؟
آره. غذا چي ميخواي؟
هرچيزي؟
آره. هرچي بخواي
واقعا؟ هرچي دلم بخواد؟
آره ديگه
هرچي دلت بخواد. چي ميخواي؟
ميتونم خرچنگ بخورم؟ - نه خرچنگ نداريم -
فکر ميکني کجايي؟
کنسرو ماکاروني با سس گوجهفرنگي دارين؟
سس نارنجي يا قرمز؟
نارنجي
باشه
خيارشور چطور؟ خيارشور دوست دارم
خيارشور تموم کرديم
چيپس چطور؟
چيپس داريم
شماره 42 درستشون ميکنه
شماره 42 بر اساس يه سيستم عددگذاري روي آدماست؟
آره براي کارگرا
چيپساشون تازهست؟
...آره ميتونن گرم بکننش
نه مرسي
خيلي خب. ده دقيقه ديگه برميگردم
از خونه جديدت لذت ببر
"ما توي خيابون ايزي هستيم"
"و چه حس خوبي داريم"
"چون دنيا چيزي جز شيريني نيست"
"وقتي توي خيابون ايزي هستي"
"و داريم شامپاين خوب سر ميکشيم"
"...من نشستم و"
صبحبخير رفيق
اونجا به همون اندازه سابق گرم و نرمه؟
بعد اينکه خريت کردي و با زنت و تينا فرار کردين
مجبور شدي يه مدت طولاني اونجا بموني
پس بيا از الان راجع بهش صحبت کنيم
رفتيم دنبال پروژهي شکستخوردهت بگرديم
يه چند ساعتي اين اطراف رو گشتيم
همينطوريش اوضاع ريدمان بود
و در اين بين هم تو رو انداخته بوديم اون تو
و وقتي برگشتم
...فهميدم که
...يه زن
کم دارم
کدومشون؟
شري
ازش خبر نداري دوايتي جون؟
چون بايد بهت بگم
نميخوره اتفاقي باشه
که درست چند ساعت بعد فرار کردن دريل، اونم غيبش بزنه
و دريل هم به زور فرار نکرد
نخير
يکي درو براش باز کرد
کار شري نبود
...دوايتي جون
کار تو بود؟
نکنه تو کم آوردي؟
تو قرار بود دريل رو بشکوني
نکنه اون تو رو شکوند؟
...آخه منطقي هم هست
تو حق داري از دستم شاکي باشي
نکنه بهم خيانت کردي دوايتي؟
داري اوضاع رو يه جور ديگه ميبيني؟
...بعد اين همه مدت
...قبل و بعدش
...بعد تمام اينا
تو کي هستي دوايت؟
من نيگان هستم
دريل مثل تو نيست
...اون
احساساتيه
پس يا داره برميگرده خونه
يا داره مياد اينجا
تا چند تا ديگه از ما رو بکشه
به خصوص من و تو رو
بهرحال، ما پيداش ميکنيم
...خب
ميدوني شري کجا رفته؟
آره
برگردونش
قضيه رو فيصله بده
بخيه بزنش
هرچي ميتوني رو درست کن
فکر نميکني کار شري بود؟
فکر ميکني کار اون بود؟
تونستم يه ذره بشناسمش
کامل نه
ولي به اندازهاي که بدونم چه اتفاقي افتاد
ديد دريل اينجا تو چه وضعيتي اسير شده
واسه همين آزادش کرد
دختر مهربوني بود
دل بزرگي داره
...تو رو کتک زدن و زندانيت کردن
به نظر من نامردي بود
ولي تو برگشتي سر کار
شايد آخرش نيگان رياست يه پايگاه رو بهت بده
تو درک درستي داري. دوست دارم فکر کنم منم همينطوريم
اون آدماي از خودگذشته و مهربوني
که حاضرن با نيگان ازدواج کنن تا جون شوهرشون رو نجات بدن؟
ديگه اين روزا اين مدل آدما شانس بقاي زيادي ندارن
ممنون
فقط ميخوام کمک کنم
،چيزايي که مردم ميکارن، چيزايي که درست ميکنن
چيزايي که از بيرون جمع ميکنن
آبجو، نون، موهاتو ميزنن
موهامو چيکار ميکنن؟
آرايشگر
شايد بتونن فاجعهي رو سرت رو درست کنن
ما از يه سيستم امتيازي استفاده ميکنيم
تو الان يکي از مايي، نه اونا
اونا آشغال ميخورن، ما چيزاي خوب
هرچي برميداري يا کاري که اونا کردن رو ثبت کن
و اينکه چقدر ارزش داشت و بعد امضاش کن
فقط همين
روز خوش شانسيته موقشنگ
اينا خونگين؟
آره
اين از اون جنساي خوبه
نه... نه ممنون
...اگه يه چيزي ميخواي
برش دار، موقشنگ
سايمون رو ميفرستيم يه سري بزنه
اول اداي آدم خوبا رو در بياره
ببينيم به کجا ميرسيم
بالاخره اومد
!خوش اومدي پهلوون
بيا اينجا گنده بک
بيتربيتي نکن ديگه، احمق
سلام کن
س... س... سلام
اسم داري احمق؟
يوجين
حالا ما
شما کي هستين؟
من نيگان هستم
...خب يوجين
ميدونم لوسيل رو يادته
اينجا رو ميبيني؟
شايد لازم باشه بياي نزديکتر
اين همون گلولهايه که تو ساختي، دوست من
حالا تحت شرايط عادي
بلايي سرت مياوردم که فنچاي آسمون به حالت وق بزنن
اما ببين يوجين
من فقط ميخوام بدونم از اون بچه زرنگايي يا نه
چيز ميز حاليته؟
جواب سوالو بده
من به يقين يک بچه زرنگم
خودم تنهايي گلوله ساختن يادن گرفتم
...يه
...يه کارگاه پيدا کردم که توش ابزار لازم براي
...زياد مطالعه ميکنم و
...با اينکه
با اينکه حافظهم آنچنان قوي نيست
اهل سوتي دادن نيستم
اگه علمي واسه ياد گرفتن باشه، من ياد ميگيرمش
نه تو فقط يه احمقي
نه نيستم
،من دکتراي رشتههاي شيمي
ايمنيشناسي و ميکربشناسي دارم
و درجه دکتري رو کامل کردم که باعث ميشه دکتر باشم
قبل از زامبيها
من عضو يه تيم ده نفره در پروژه ژنوم انسان بودم
و تحت نظارت دکتر تي. بروکس اليس
براي مسلح کردن بيماريها براي مبارزه با بيماريهاي خطرناک کار ميکردم
همون مبارزه با آتيش با آتيش
...از طرفي نوشيدني هاي چند منظوره هم
قبوله دکتر تو بچه زرنگي
پس بايد اين مشکل رو بدون هيچ دردسري حل کني
همونطور که مي بيني من دور حصار کلي کارگر دارم
اين کارگراي بيپدر زامبي هستن و قراره نذارن بقيه زامبي ها نزديک بشن
مشکل اينجاست که سرپا نميمونن
متلاشي ميشن
...مثل اون کيسه گه بيچاره
که الان از وسط نصف شد
خب دکتر زرنگ
چطوري سرپا نگهشون داريم؟
...شما
ميتوني کوره ذوب فلز دارين، درسته؟
،ديدم بين وسايل معرکهاي که دارين
يکيشون هم کوره ذوب فلزه
و؟
No comments yet. Be the first to leave one.