The first 200 lines.
چرا باید چنین قانونی وضع کنم؟
ما جنایتکاران فراری هستیم
اگه فقط غذا بدزدیم، مامورای دولتی زیاد اهمیت نمیدن
ولی اگه یکی رو بکشیم
دنبالمون میان تا پیدامون کنن. اون موقع هممون تو دردسر میفتیم
معنیش اینه که اگه یکی رو بکشین یا آسیبی بهش بزنین، تنبیه میشین
فهمیدین؟
بله فهمیدیم- بله-
خوبه، از این به بعد کارارو اینطوری پیش میبریم
موفق باشین. بریم
نگران نباش، جی- مواظب باش-
بریم- مواظب باشین-
تو، تو و تو، با من بیاین
موفق باشی پسر
خب، بریم
این مسیر ما رو زودتر میرسونه
بریم یونگ چی
دزدای لعنتی
وی شنگ
لعنتی
هی، بیدار شو. هی، بیدار شو
من یکی رو کشتم، من یه نفرو کشتم
شوهرم
من یه نفرو کشتم- وی شنگ، بریم، زود باش بریم-
باید همین الآن منو بکشی
وگرنه لیو جی سوال پیچت میکنه- وی شنگ، به من گوش کن-
من همه چی رو دیدم. تو اونو نکشتی، باهامون بیا
اون تقصیر تو نبود. من همه چی رو به لیو جی توضیح میدم. عجله کن
بریم
اونا برگشتن
ما اومدیم- ما اومدیم. غذا آوردیم-
خوبه، بگیرش- بگیرش-
خیلی خب
امروز کارتون عالی بود
جون همه ما رو نجات دادین
خوبه، خوبه
خب، غذا خیلی زیاد نیست، فقط یکمیشو الآن میخوریم
بقیه شو هم شب میخوریم
باشه، خیلی خب
بریم غذا رو بخوریم- هی-
به کسی که آسیبی نرسید؟
نه
خوبه
لو وان- بله-
چی شد؟- چیز خاصی نشد-
مطمئنی؟
وی شنگ، بیا اینجا، بیا، بیا
چی شد؟ کسی که زخمی نشد؟
کسی زخمی نشد ولی یه نفر کشته شد
چی؟
لعنت. یه نفر امروز مرده؟
جریانو بگو، زود باش بگو
جی- گوش کن، بذار توضیح بدم-
ربطی به وی شنگ نداشت
یه پیر مرد بهم حمله کرد. وی شنگ اتفاقی اونو کشت
اتفاقی؟ تو دهنتو ببند. جزئیاتشو بگو ببینم. حرف بزن
ولی جی. ولی جی- ساکت شو-
نمی دونی ما کی هستیم؟
ما فراری ایم. اینو میدونی یا نه؟
میخوای راهزن هم بشیم؟
امروز قبل از اینکه برین، چی گفتم؟
قانونی که همه بر سر اون توافق کردیم چی بود؟
از فقیرا چیزی ندزدین و مردمو نکشین
اگه یکی رو بکشیم؟
تنبیه داره- اون تنبیه چیه؟-
فهمیدم
وی شنگ یکی از ماست
ولی ما چیکار میتونیم بکنیم؟
همه ما باید بر اساس قوانینمون کارارو انجام بدیم
بدون قوانینمون، همه مون می میریم
اگه روستایی های پایین کوه رو عصبی کنیم
میدونین چی میشه؟
هم مامورا و هم مردم
دنبالمون میان
اگه مردم هم علیه ما باشن، کجا میتونیم بریم؟
خب، از این به بعد اینطوریه که
اگه از قوانین پیروی کنین
میتونین با ما بمونین و با قانون ها زندگی کنین
اگه قوانینو دوست ندارین
میتونین برین
الآن تصمیمتونو بگیرین
ولی جی- لیو جی-
لیو جی- ولی لیو جی-
لیو جی
وی شنگ، وی شنگ- جلومو نگیر-
وی شنگ، وی شنگ- جلومو نگیر-
وی شنگ، وی شنگ
برگرد- وی شنگ-
لیو جی، اون دنیا میبینمت
خب
اون براتون درس عبرت باشه
از این روز به بعد
اگه قوانینو نادیده بگیرین، اون کارو باید انجام بدین
سرورم چیزی شده؟
چرا سرفه میکنین؟
فکر کنم یه چیزی شده
جائو گائو، برادرم این حکم رو دریافت کرده؟
به نظرم تا حالا باید گرفته باشه
ازش اطاعت میکنه؟
فو سو باهوشه
،ولی به خاطر مقامش هم که شده
امپراطورو مهم ترین فرد جهان میدونه
به نظرم اون از حکم شخص امپراطور سرپیچی نمیکنه
جائو گائو، میتونیم برادرمو بکشیم؟
دیگه خیلی دیر شده. حکم بهش ارسال شده
نظرتون عوض شده؟
اگه اون زنده باشه
شما کی میتونین امپراطور بشین؟
سرورم، این حرف های بچه گانه رو دوباره نگین
خیلی زود شما امپراطور میشین
سعی کنید بیشتر شبیه بزرگتر ها عمل کنین
باشه
جائو گائو
اینو ببین
جائو گائو. جائو گائو
برادرم خود کشی کرده
ژنرال منگ تیان از پستش استعفا داده و به شیانگ یان منتقل شده
خوبه. عالیه
حالا وقتشه که دوباره از لی سی استفاده کنیم. اون میتونه مشکلاتو حل کنه
به زودی به شیانگ یان میرسیم
میتونین آسوده خاطر باشین
عمو، نانوایی
سلام، دو تا نون میخواستم
بله- عمو، بذار یکم نان بخوریم-
بیا کمی استراحت کنیم- بیا بشین
بریم
عمو بو صبح زود رفته. چرا این قدر دیر کرده؟
حتما داره یه جایی یه غذای خوب میخوره
شیانگ زوآنگ، اگه عمو بو نبود باید تو خیابون میخوابیدیم
اگه از من بخوای
اگه تو خونه مونده بودیم، لا اقل گرسنه نمی موندیم
آقای شیانگ، شمایید؟
عمو بو برگشت- چی؟ عمو بو برگشت؟-
عمو- عمو-
بیاین اینجا
ببینین چی با خودم آوردم
نان؟
شما باید یاد بگیرین چطوری غذا بخورین
بشینین
عمو- بخورین-
بخورین. بخورین
نباید مثل بقیه مردم غذا بخورین
شما باید طوری رفتار کنین انگار از یک خانواده ثروتمند هستین
مثل اینکه صاحب خونه هم اومده اینجا
این روشیه که ما تو شهرمون غذا میخوریم
شما روش خوبی دارین
نشون میده از اشراف هستین
به نظرم
نباید نگران اجاره ام باشم
کاملا درسته. شما به موقع و کامل اجاره تونو دریافت میکنین
همه مستاجرهای قبلی همین حرفو می زدن
ولی آخرش سر قولشون نموندن
نمیتونم نگران نباشم
عموی من بهتون گفت، سر موقع پولتونو می گیرین. میتونی بری
باشه- درسته، میبنین که-
شما اشراف با ما عوام فرق دارین
سه تا مرد کل روز تو اتاق هستین
زمینو شخم نمی زنین و محصول برداشت نمی کنین
ولی باز هم غذا دارین و این طور غذا میخورین
شما مردای عادی نیستین. اهل کجایین؟
ببخشید، منظورت از این حرف چیه؟
شیانگ زوآنگ، ساکت شو
مرد جوان، آروم باش
اگه برین کار کنین
میتونین خرج زندگی تونو در بیارین و اجاره رو سر موقع بدین
دو پرنده، یک سنگ، درست میگم؟
بله، کاملا درسته
خب مثل اینکه چیز دیگه ای احتیاج ندارین
میدونم که آقای وانگ میخواد یه خونه جدید این اطراف بسازه
اون میخواد چند تا کارگر استخدام کنه
اگه بخواین میتونم شما رو بهش معرفی کنم
بله، خیلی ممنون، ممنون
شما دو تا غذاتونو تموم کنین
عمو، ردات کجاست؟
زیاد فکر نکن
عمو، پول نان رو از کجا آوردی؟
حالا که نان داریم بخوریم دیگه نپرس از کجا اومده
عمو، شیانگ بو کی برمیگرده خونه؟
به زودی برمیگرده
عمو، شاید
باید کمک کنم آقای وانگ خونه جدیدشو بسازه
میتونیم یکم پول دربیاریم
طایفه شیانگ اشراف زاده ان
چطور میتونیم از اون جور کار ها بکنیم؟ شرم آوره برامون
درست میگه. ترجیح میدم بمیرم تا این کار کیثفو بکنم
یادتون باشه، اگه اذیت هم بشین
نمیتونین شرایط تونو فراموش کنین
اون باید عمو بو باشه، برو
عمو بو- عمو بو-
زوآنگ، یه کاسه بهم آب بده- باشه-
لیانگ- چی شده؟-
زود باش- عمو بو، بفرما-
کل روز رو بیرون بودی. چی شد چیزی به دست آوردی؟
لیانگ، یه چیزایی به دست آوردم
فرصتو مناسب دیدم و با فرماندار ملاقات کردم
قبل از دیدنش، میگفتن ازت خیلی تعریف میکنه
وقتی دیدمش، دیدم درسته
وقتی اسمتو آوردم
قبول کرد تو اداره ش استخدامت کنه
بدون هیچ تردیدی
No comments yet. Be the first to leave one.