The first 200 lines.
...آنچه گذشت
بابا کجاست؟
...این مدرسه
شبیه مدرسهی قدیمت نیست
به گرایش خوش اومدید
،خب، تو باید تریسا باشی شمارهی دو جدیدم
مشتری اولت
خیلیخب، ازم میخوای یه خونه بهش بفروشم؟
نه. ازت میخوام یه خونه بهش بدی
!اوه
چی شده؟ - اون یه شورشیـه -
داشت با دیوارنویسی خرابکارانه - در زمان فریب جهانی، گفتن حقیقت یک عمل انقلابیست -
اموال عمومی رو مخدوش میکرد
الو
...کلانتر بورک
فردا باید برای پیتر مککال اعلام جلسه ارزیابی کنید
ما بهشون میگیم "اَبی"ها
شبیه ماست
چون یه زمانی بوده
تعداد زیادی از این تالارها بود و همشون ...پُر بود از
پُر از چی؟ - آدم -
یک دانشمند بزرگ، ورود ابیراهیها رو پیشبینی کرد
برای همین یک کشتی ساخت
این دانشمنده... اسمش چیه؟
...باید خودم رو معرفی کنم
دیوید پیلچر
الان سال 2014 نیست
الان سال 4028 ـه
...تنها باقیموندهی تمدن، تنها بازمانده
ویوارد پاینزه
صبر کنید! صبر کنید بیان
!صبرکنید
بدو - خیلیخب -
« متــرجمین: سمیــرا و میــنا » .:: 3OLiCON & Sorrow ::.
تو که فکر نمیکردی ویوارد پاینز به خوديِ خود اداره بشه، مگه نه؟
،تموم مصالح ساختمونیمون، پوشاک ،آرشیوها، مدارک تاریخی
همگی بهطور ایمن اینجا ذخیره شدهان
،همهچی بهغیر از خوراک که اونا توی یه ساختمون جداگانه ذخیره شدهان
،شرط میبندم قبلاً اونجارو دیدی اینطور نیست، آقای بورک؟
البته درنهایت ویوارد پاینز بهطور کامل خودکفا و مستقل میشه
تمام تمرکز ما روی همینه که این تحول تا جایی که ممکنه به راحتترین شکل صورت بگیره
از این طرف
آمادهای؟ بیارشون بیرون
از این طرف
واقعاً متاسفم آقای جانسون اگه همسرتون جواب تماسهاتون رو نمیده
...کاری از دست من ساخته
حتماً. پیغامتون رو بهش میرسونم
...هی - ...بله قربان، حتماً -
این آدمها کی هستن؟
داوطلبن. بالغ بر 200 نفر
زندگیشون رو به اینکار اختصاص دادن
کجا زندگی میکنن؟
،توی همین مجتمع زندگی میکنن، کار میکنن میخورن و میخوابن
خانواده و زندگیشون رو ول کردن تا کمکم کنن متوجه بشم
هیچکدوم از این اتفاقات بدون وجود اونا امکانپذیر نمیشد
شما قبل تَپندهی ویوارد پاینز هستید
،ببخشید صحبتتون رو قطع میکنم دکتر پیلچر پایین توی سیآریو بهتون احتیاج دارن
"ممنون "کریستینا
نباید زیاد طول بکشه
میرم یه نگاهی به بازوش بندازم
از این طرف آقای بورک
...بن
چی شده؟
هیچی
یه طوریت شده
در مورد اون دخترهست؟
...فقط
اون پوستری که توی اتاقم و بالای میزم بود رو یادته؟
اوه، آره... همونیکه کرهی زمین بود؟
...اونموقعها با خودم فکر میکردم چطور
میلیاردها آدم روی زمین وجود دارن
و هر روز این تعداد بیشتر هم میشه
نمیدونم... این مسئله همیشه باعث میشد احساس
کوچیکی کنم
و طبیعیـه. خب میدونی، فکر میکنم همهی ما بعضیاوقات همچین حسی رو داریم
ولی امروز داشتم به این فکر میکردم که "اگه اهمیت داشته باشه چی؟"
،اگه کاری که میکنیم
واقعاً یه معنایی داشته باشه چی؟
اینجوری خیلی ترسناکتره
چی باعث شده به این چیزا فکر کنی؟
به گمونم کلاس علوم
همهچی درست میشه. چیزی نیست
فقط باید یه چیزی بخوری
"سلام، "تد
کیت
یه چیزای خوبی واست دارم
خیلی هم خوب
خیلیخب
اونروز یه چیزایی راجع به اینکه یه بسته رو میخوای تحویل بدی گفته بودی
فکر کنم اون پشت بود
...اوه
آره
.ممنون. کاملاً فراموش کرده بودم موردی نیست؟
نه بابا - خیلیخب، از این طرف -
هارولد، تد اومده اون بسته رو تحویل بگیره
اوه، فکر کنم همین پشت باشه
داری چه غلطی میکنی؟
نمیتونیم اینجا قرار بذاریم
خیال میکردم این اتاق امنـه هست -
،برام مهم نیست. با من اومدی این پشت
فکر میکنی اینکار چطور بهنظر میاد؟ - اینطور که دارم یه بسته رو تحویل میگیرم -
یا اینکه با هم قرار داریم - که خب... لازمم هست -
نمیتونم پیداش کنم - چی رو نمیتونی پیدا کنی؟ -
بستهی مککال رو
پس این چه کوفتیـه؟ - دستگیرهی در -
بدون بسته، نمیتونیم کاری که شروع کردیم رو تموم کنیم
خونهاش رو بررسی کردی؟ - آره -
زیرزمین؟ - آره -
موتورخونه؟ - ...کیت -
اونجا نیست
دفتر کارش چی؟
چرا باید تو دفتر کارش باشه؟
چون توی خونهاش نیست
یه بررسی بکنش
نمیتونم
بیل همیشه توی دفتره
بهعلاوه دفترش پُر دوربین و میکروفنـه
...و یه دختر جدید واسه کار آوردن همون مو خرمایی خوشگله
اسمش چیه؟ - تریسا -
آره، درسته. تریسا
من تموم فکرهام رو کردم بیل و استعفا میدم
اوه نه، بیخیال بابا. نمیتونی استعفا بدی
،من 8 سال اینجا کار کردم هشت سال با مسخرهبازیهای تو کنار اومدم
و همون لحظهای که جای مامور فروش خالی میشه
منو بخاطر یه مدل جدید ترگُل نادید میگیری
،میدونی، تنها غافلگیريِ قضیه چی بود اینکه انتظار همچین چیزی رو نداشتم
...نه... شاید من باید - میخوای کجا بری هنریاتا، ها؟ -
صبر کن ببینم. نکنه یه جایی بیرون ایالت استخدامی داره؟
بیا، بذار کمکت کنم - نه، خودم میتونم عزیزم -
...هنریاتا
ببین. خودم این شغل رو نمیخواستم خب؟ حتی به بیل گفتم
تو باید مامور فروش باشی - حتماً حرفهات خیلی قانع کننده بوده -
من این شغل رو نمیخوام. چارهای نداشتم
مثل باقی آدمها، حتماً خودت واقعاً در جریان روش کار این شهر هستی
ببین، حقیقت اینه که دارم سعی میکنم ...به خونهام توی سیاتل برگردم و
یه مشتری جدید همین اواخر بهم گفت که یه چیزایی دیده
خیلیخب، گوش کن تریسی - تریسا -
تریسا... درکت میکنم. خب؟
بایدم درکت کنم. چون مثل خودت بودم
،ولی هرکاری که فکر میکنی داری انجامش میدی بهت قول میدم که آخر و عاقبت خوبی نداره
ببین چه بلایی سر پیتر در آوردن
کشتنش و نه فقط بخاطر دیوارنویسی
من همچین شر و وری رو یه ثانیه هم باور نمیکنم
چون داشت جایی رو میگشت که نباید اینکارو میکرد
پیتر مککال خیال میکرد قطعه 33 یه راه خروجه
منظورت از این حرف چیه؟ قطعهی 33 چیه؟
تو هم میخوای بمیری عزیزم؟
احمق نباش
اگه از دستم عصبانی باشی میتونم درک کنم
...کاملاً مطمئنم همهچی
گیج کننده بوده
...ولی بهت اطمینان میدم
تموم چیزهایی که واست بهنظر خیلی عجیب میان یه هدفی توشون هست
بهگمونم همهی این قضایا یه سوء تفاهم بزرگ بوده، نه؟
...گمونم میکنم
قبول کردنش واست سخت باشه، ولی آره
خوشحالم که قضیه روشن شد
...از زمانیکه اومدی اینجا
داشتی سعی میکردی خودت رو نجات بدی
همسرت رو نجات بدی
پسر خوشگلت رو نجات بدی
و اینکار واقعاً ستودنیـه
ویوارد پاینز از تو بزرگتره
از اونا بزرگتره
از همهی ما بزرگتره
دیوید حالا بهت احتیاج داره
بهت احتیاج داره تا مسئولیت همهی ویوارد پاینز رو به عهده بگیری
پملا پیلچر" به سیآریو"
پملا پیلچر" به سیآریو"
صدام میکنن
پملا پیلچر؟ - اوهوم -
همسرشی؟ - اوه، نه -
خواهرشم
خوشگلی مامانم به اون رسیده
و شجاعتش به من
دیوید زود برمیگرده پیشت
خدارو چه دیدی، شاید تا آخرشب
با یه دید روشنتری اوضاع و مسائل رو دیدی
فکر نمیکنم از تو خوشش بیاد
چیزی نیست
اسلحههاتون رو بیارید پایین. ممنون - قربان -
اونا کین؟
عموزادههای دورمون
چقدر دور؟
در اواخر دهه 1990، ما انسانها شروع کردیم به درک اینکه
داریم تاثیر وخیمی روی محیط اطرافمون میذاریم
در همون زمان، یک بخش از شرکت من یه کشف غافلگیر کننده کرد
...یه جهش کوچک، اما مهم
داخل دیانای خودمون
داشتیم دنیا رو عوض میکردیم ...و در نتیجهاش
خودمون هم داشتیم دچار تغییر میشدیم
داشتیم خودمون رو وقف میدادیم
،سعی کردم به جامعهی جهانی هشدار بدم خیال میکردم گوش میدن
اشتباه میکردم
دیوید، بیا بریم. ساعت داره 9 میشه
داری چیکار میکنی؟ زودباش، بیا بریم
قیافههاشون رو دیدی؟
از دوشنبه میشم سوژهی خندشون
نمیدونم چرا اینکه اون آدمها چه فکری میکنن واست مهمه
خودت میدونی داری چیکار میکنی
No comments yet. Be the first to leave one.